از فراقت ای مادرم
از فراقت ای مادرم شد اشک چشـــــــمانم روان تا تو بودی در کــنـــــارم شادو بودم در جهان گرچی از من دور بــــــودی در کنــــاری پدرم بر دعا ها یاد میکــــــــــردی تو مارا هر زمان در خماری دیدنی رویــــــت به آنجا مـــــیروم نیست هست غیرجایت تکیه گاهی بنــــــدی شد رازها یم را به تو ابــــراز میکـــــــــردم…
بیشتر بخوانید