ننگ زمان
ساقی شراب کهنه ؛ که غمها زداید آن این کوه یأس را ز دل ما ، زداید آن تشویش قبضه کرده جهان و روان ما رزمی؛ که منشأِ غم دنیا زداید آن معکوس گشته گردش عصر و زمان ما کج راهِ رفته تا به ثریا، زداید آن آن دستهای که همه ویرانی آورند از بند…
بیشتر بخوانید










