نشست ناتو هرگز تا این اندازه به یک مضحکه تبدیل نشده بود. دلقکهای سیرک کجا هستند؟

نویسنده: مارتین جِی ــ
آیا ممکن است ناتو تقریباً بهطور کامل به یک محفل صرفاً برای گفتوگو بدل شود و دیگر هیچ کارکردی نداشته باشد؟
بمباران ایران در جریان نشست ناتو در آنکارا، بدون تردید، از دیدگاه ترامپ یک اقدام تاکتیکی بود تا به همه در منطقه نشان دهد که ایالات متحده ابرقدرت مسلط است. اما این اقدام همچنین پیامی برای ایرانیان دارد: این که ترامپ هرگز دربارهٔ یادداشت تفاهم ۶۰ روزه جدی نبوده و آنها نباید بیش از این وقت خود را صرف ظرافتهای دیپلماتیکی کنند که چنین مذاکراتی به آن نیاز دارد. بازی واقعی ترامپ چیست؟ اهداف فوری او در منطقه کداماند؟
اگر فرض کنیم که او واقعاً بهدنبال صلح نیست، بلکه تنها میخواهد تنگهٔ هرمز باز بماند، در آن صورت به حمایت کامل نتانیاهو نیاز خواهد داشت؛ کسی که همچنان بر فراز نیروهای ارتش اسرائیل در لبنان ایستاده و در آنجا با نیروی نیابتی ایران، یعنی حزبالله، میجنگد. یا اگر هدف او آغاز مرحلهٔ دوم جنگ باشد، به متحدانی در منطقه نیاز خواهد داشت؛ متحدانی که نمیتوانند کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باشند.
در هر یک از این دو سناریو، داشتن رجب طیب اردوغان بهعنوان یک متحد کلیدی، که شاید در آینده جنگندههای آمریکایی اف-۳۵ را نیز در اختیار داشته باشد، میتواند سودمند باشد. ترکیه از اسرائیل بیزار است و در کنار مصر و پاکستان، روابطی دوستانه با ایران نیز دارد.
اگر برای لحظهای نگرانی دولت بایدن از واگذاری جنگندههای اف-۳۵ به ترکیه را کنار بگذاریم ــــ نگرانیای که بر این اساس بود که فناوری این جنگندهها بهآسانی ممکن است به چینیها یا روسها فروخته شود (دو کشوری که ترکیه با آنها روابط خوبی دارد) ــــ دلایل فراوان دیگری نیز وجود دارد که چرا ترامپ به یک دوست در ناتو نیاز دارد؛ دوستی که زرادخانهٔ نظامی چشمگیری نیز در اختیار داشته باشد. اما مهمترین دلیل در صدر این فهرست، مقابله با تهدید فوریای است که از جانب اسرائیل و شخص نتانیاهو پدید آمده؛ کسی که دیگر از کنترل خارج شده است. ترامپ تنها چند هفته پس از آغاز عملیات ۲۸ فوریه علیه ایران دریافت که فریب بیبی را خورده و ایران آنگونه که تصور میشد بهآسانی سقوط نخواهد کرد؛ موضوعی که هزینههایی بیسابقه بر منابع نظامی آمریکا تحمیل کرد، و افزون بر آن، ایران را جسور ساخت تا به چهارمین قدرت جدید جهان تبدیل شود.
اما درد واقعی زمانی آغاز شد که درست در آستانهٔ نهایی شدن توافق صلح با ایران، نتانیاهو حاضر نشد نیروهای ارتش اسرائیل را از لبنان خارج کند، یا دستکم آتشبسی اعلام نماید. همین اقدام، در ذهن ترامپ، بهعنوان یکی از مصادیق خیانت تلقی خواهد شد و نزدیکی جدید او به اردوغان نیز دقیقاً در همین راستا و برای نشان دادن این است که تغییر «توازن قدرت در منطقه» (بهتعبیر خود نتانیاهو) بهسود ترامپ و شریک مسلمان او در ناتو، به رئیسجمهور آمریکا برتری میدهد. اسرائیل نمیتواند با توان نظامی ترکیه رقابت کند، بهویژه اگر آن کشور به جنگندههای اف-۳۵ مجهز شود. درست است که ترکیه از حماس و اخوانالمسلمین حمایت میکند و بارها خواستار نابودی دولت اسرائیل شده است، اما این نکته چندان اهمیتی ندارد. اشتباه مرگبار نتانیاهو آن بود که در لبنان از خط قرمز رابطهٔ خود با ترامپ عبور کرد، و اکنون همین امر ترامپ را ناچار کرده است که نگاه خود به متحدانش را گسترش دهد؛ آن هم صرفاً برای بازپسگیری قدرت در منطقه از طریق اسرائیل. اوضاع تا این اندازه از کنترل خارج شده است و ترامپ تا این اندازه آماده است که برای درس دادن به بیبی پیش برود.
از این رو، نشست ناتو فرصتی بسیار مناسب بود تا اردوغان بهعنوان دوست جدید ترامپ در برابر دیدگان جهان به نمایش گذاشته شود؛ کسی که میتواند همچون چماقی بر پشت نتانیاهو فرود آید. برخی ممکن است بگویند ما شاهد سپیدهدمی تازه در روابط آمریکا و اسرائیل هستیم، زیرا تقریباً همهچیز بیسابقه بهنظر میرسد. اما گویی صبر ترامپ کاملاً به پایان رسیده و او به میراث سیاسی خود میاندیشد: اینکه تنها رئیسجمهور آمریکا در تاریخ باشد که از یک نسلکشی در غزه حمایت کرد، فریب داستانسراییهای اسرائیل دربارهٔ جنگ با ایران را خورد، و اکنون نیز در مقیاسی بزرگ، بهعنوان بازندهای مضحک در برابر ایران جلوه میکند. اخیراً گزارش شد که بیبی قصد داشت برای دیدار با ترامپ به واشنگتن برود تا او را قانع کند که ایران اکنون به بمب هستهای دست یافته است. اما ظاهراً تیم ترامپ این ایده را رد کرده، و همین امر موجب شده نخستوزیر اسرائیل به دوستانش در شبکهٔ CNN روی بیاورد تا چند مصاحبه ترتیب دهند و برای افکار عمومی آمریکا توضیح دهند که اردوغان کیست و چه دیدگاههایی دارد؛ تلاشی که ظاهراً بینتیجه خواهد بود، زیرا بیشتر آمریکاییها حتی ابتداییترین مسائل خاورمیانه را درک نمیکنند و اصطلاحاتی مانند «اخوانالمسلمین» احتمالاً آنها را سردرگم کرده یا وادار میکند کانال تلویزیون را عوض کنند.
آیا ترامپ دربارهٔ واگذاری جنگندههای اف-۳۵ به ترکیه بلوف میزند؟ البته چنین احتمالی وجود دارد، و شاید او صرفاً در حال بازی با بیبی است تا ببیند آیا نخستوزیر اسرائیل به خود خواهد آمد و اجازه خواهد داد «بابا» امور را اداره کند یا نه. اما نشست ناتو تنها بر شکاف عمیق میان اعضای این پیمان دربارهٔ ایران و اوکراین تأکید کرد و نشان داد که بسیاری از رهبران اتحادیهٔ اروپا تا چه اندازه گرفتار این مسأله هستند که چگونه ترامپ را راضی نگهدارند. در حالی که ترامپ همچنان تهدید میکند گرینلند را تصاحب خواهد کرد، بسیاری از آنها نمیدانند چگونه باید پیش بروند؛ آن هم پس از آن که ترامپ، چون هیچیک از کشورهای عضو اتحادیه اروپا از جنگ او علیه ایران حمایت نکردند، بهشدت ناامید شد. تهدید کردن در حین مذاکره، شیوهٔ کلاسیک ترامپ است. این در ذات او است و تنها چیزی است که میشناسد، زیرا دیپلماسی اساساً با روحیهٔ او سازگار نیست. همین موضوع دربارهٔ ایران نیز صدق میکند. حملاتی که آمریکا انجام داد نشانه ضعف بود، و ایرانیان این را میبینند. احتمالاً ترامپ جنگندههای اف-۳۵ را به ترکیه نخواهد داد، اما شاید برای آزار دادن اروپاییها و یادآوری این که چه کسی «بابا» است (اصطلاح محبتآمیزی که مارک روته دربارهٔ او به کار برد)، نیروهای آمریکایی را به گرینلند اعزام کند.
البته خطر آن است که این روند وحدت ناتو را بهطور کامل از هم بپاشد، و این سازمان بیش از پیش به ویترینی نمایشی در صحنهٔ جهانی بدل شود؛ سازمانی که فساد، هزینههای هنگفت نظامی را به پیش میراند و رهبران هراسزدهٔ آن نیز روزبهروز بیشتر از ورود به جنگ واهمه دارند. آیا ممکن است ناتو تقریباً بهطور کامل به یک محفل صرفاً برای گفتوگو تبدیل شود و دیگر هیچ کارکردی نداشته باشد؟ لازم است کسی به بیبی یادآوری کند که قبرس عضو ناتو نیست.
منبع: بنیاد فرهنگ استراتژیک، ۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۶
https://strategic-culture.su/news/2026/07/09/nato-summit-has-never-been-more-of-farce-where-circus-performers/