گزینهٔ هستهای علیه ایران فاجعه خواهد بود ـــ نه راهحل

نویسنده: توت باتوت ــ
ایالات متحده، که پس از ناکامی در عرصهٔ جنگ متعارف در غرب آسیا به استیصال رسیده است، با بررسی امکان استفاده از سلاحهای هستهای تاکتیکی برای تصرف اجباری تنگهٔ هرمز و حفظ سلطهٔ پترودلار، سیاست خارجی بیپروای خود را به نمایش میگذارد.
این اتکا به باجخواهی هستهای بازتابدهندهٔ الگوی دیرینهٔ ایالات متحده در توسل به نیروی تهاجمی و نامتعارف، هرگاه سلطهٔ نظامی جهانی آن به چالش کشیده میشود، است.
خطی در شن که اگر یک بار از آن عبور شود دیگر نمیتوان به عقب بازگشت. «آنها در جلسات راهبردی دربارهٔ استفاده از سلاحهای هستهای علیه ایران بحث میکنند. بله، درست خواندید. این واقعی است. من گمانهزنی نمیکنم؛ میدانم. و این شرّ محض است». این همان چیزی است که مارجوری تیلور گرین، نمایندهٔ پیشین کنگرهٔ آمریکا، در ۱۷ اوت ۲۰۲۶ در حساب خود در شبکهٔ X نوشت. اگرچه این اظهارنظر نه از سوی کاخ سفید تأیید شده و نه اطلاعات ضمنی خاصی را افشا میکند، صرفِ بررسی چنین گزینهای نشانهٔ یک تغییر روانی خطرناک در سیاست خارجی ایالات متحده است. حرکت بهسوی هرگونه اقدام از این دست علیه ایران میتواند به یک فاجعهٔ جهانی منجر شود، و پیامدهای آن دیگر قابل کنترل نخواهد بود. پرسش واقعی در اینجا این است که آیا بیثباتی جاری در خاورمیانه راه را برای یک هولوکاست هستهای هموار میکند یا نه.
چشمانداز تاریخی
برای درک وضعیت جاری در خاورمیانه، لازم است به چشمانداز تاریخی آن نگاه کنیم. هنگامی که ایالات متحده در جنگ جهانی دوم از سلاحهای هستهای علیه ژاپن استفاده کرد، به ما گفته شد که ژاپنیها بهدلیل استفاده از سلاحهای هستهای تسلیم شدند. این ادعا نادرست است. هر کسی که جنگ جهانی دوم را با دقت مطالعه کرده باشد، خواهد فهمید که نیروهای ژاپنی از پیش در حال تسلیم شدن بودند. پس چه نیازی به استفاده از سلاحهای هستهای وجود داشت؟ دلیل این بود که ایالات متحده پروژهای محرمانه به نام «پروژهٔ منهتن» را اجرا میکرد. در چارچوب این پروژه، آمریکاییها در حال ساخت بمبهای اورانیومی و پلوتونیومی بودند. بنابراین، ایالات متحده میخواست سلاح خود را آزمایش کند و از این رو ژاپن را بمباران کرد. بههمین دلیل، دو بمب پرتاب شد؛ هرچند تنها یکی میتوانست کافی باشد. و به این ترتیب، ایالات متحده خود را قدرت نظامی شمارهٔ یک جهان اعلام کرد.
بعدها، در دههٔ ۱۹۵۰، آمریکاییها بار دیگر دریافتند که از نظر برتری نظامی، شوروی از آنها پیشی گرفته است. از این رو، ایالات متحده برای غلبه بر برتری متعارف شوروی، سلاحهای هستهای تاکتیکی را معرفی کرد. با این حال، تا دههٔ ۱۹۷۰، شوروی نیز شمار زیادی سلاح هستهای تاکتیکی تولید کرده بود. در واکنش، ایالات متحده سرمایهگذاری در پروژههای فضایی را برای توسعهٔ موشکهای متعارف دوربرد آغاز کرد. تا سال ۲۰۱۰، ارتش آمریکا به این نتیجه رسید که ارتش چین با ارتش ما برابری میکند. بنابراین، اکنون ایالات متحده در حال وارد کردن هوش مصنوعی و خودمختاری به ارتش خود است. اما ارتش آزادیبخش خلق چین، بدون هیچ تردیدی، در این زمینه بهطور قابلتوجهی از ارتش آمریکا پیشی گرفته است. این موضوع یک چیز را روشن میکند: ساختار حاکم ایالات متحده نمیخواست رئیسجمهور ترامپ با ایران یک یادداشت تفاهم امضا کند، زیرا این امر بهمنزلهٔ تسلیم آشکار ارتش آمریکا بود. بنابراین، از آنجا که ایالات متحده در عرصهٔ متعارف کاملاً در برابر ایران شکست خورده است، ممکن است برای حفظ برتری نظامی خود در منطقه به ابزارهایی نامتعارف متوسل شود.
چرا ممکن است ایالات متحده به سلاحهای هستهای تاکتیکی متوسل شود
در حال حاضر روشن است که هیچ راهی برای متوقف کردن ایران از طریق توانمندیهای متعارف وجود ندارد. بنابراین، اظهارات گرین در واقع بازتابدهندهٔ تفکر راهبردی کنونی در داخل ایالات متحده است: حتی اگر ۵۰ هزار نیروی آمریکایی مستقر در ۱۹ پایگاه هوایی در غرب آسیا از منطقه خارج شوند ــــ اگر چنین کنند ــــ و ایالات متحده کنترل تنگهٔ هرمز را حفظ کند، که در آن صورت میتوان آن را قلمرو آمریکا اعلام کرد، پترودلار دستنخورده باقی خواهد ماند. از این رو، برنامه این است که از منطقه خارج شوند و با استفاده از سلاحهای هستهای تاکتیکی منطقهٔ هرمز را تصرف کنند.
پرسش بعدی این است که این کار چگونه قرار است انجام شود؟ هنگامی که از سلاحهای هستهای تاکتیکی سخن گفته میشود، منظور سلاحهایی است که قدرت آنها از کمتر از یک کیلوتن تا ۵۰ کیلوتن متغیر است. فقط برای یادآوری، سلاحهایی که ایالات متحده در جریان جنگ جهانی دوم بر ژاپن فرو انداخت، تاکتیکی بودند و قدرت آنها ۱۵ کیلوتن بود. اما اکنون، با استفاده از فناوری مدرن، میتوان تنها با چند کیلوگرم اورانیوم یا پلوتونیوم به جِرم بحرانی دست یافت که میتواند به یک واکنش زنجیرهای منجر شود و یک سلاح هستهای مورد استفاده قرار گیرد.
از نظر فنی، امروز چنین کاری امکانپذیر است. اگر بتوان گلوگاه تنگهٔ هرمز را با استفاده از یک سلاح هستهای بسیار کوچک، با برد محدود، انفجار محدود یا زیرکیلوتنی باز کرد، ایالات متحده میتواند به این شیوه تنگهٔ هرمز را تصرف کند، آن را قلمرو خود اعلام کند و به تولید پترودلار ادامه دهد. بههمین دلیل است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اخیراً گفت: «پس از آنکه شکست دادن ایران را به پایان برسانیم ــــ ایرانی که بهشدت در حال شکست خوردن است ــــ خیلی زود تنگهٔ هرمز را قلمرو ایالات متحده اعلام خواهم کرد».
پیامدهای ویرانگر
البریج کولبی، معاون وزیر جنگ در امور سیاستگذاری، اخیراً هشدار داده است: «آنچه من بیشتر از آن میترسم، یک جنگ منطقهای است؛ نوعی جنگ محلی، یک جنگ متعارف که ممکن است در سطح محلی، خدای ناکرده، به استفاده از سلاحهای هستهای منجر شود و سپس با گسترش به بیرون، تشدید شود». پیامدها فاجعهبار خواهند بود. میدانیم که امروزه کشورهای بسیاری در جهان دارای سلاح هستهای هستند و همچنین آگاهیم که کرهٔ شمالی آشکارا اعلام کرده است که اگر از سلاح هستهای علیه ایران استفاده شود، در همبستگی با ایران خواهد ایستاد. افزون بر این، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که ایران ممکن است از پیش سلاح هستهای ساخته باشد. اما پرسش اینجا است که آیا ایران میتوانسته چنین کاری کرده باشد؟
دو دلیل وجود دارد که بر اساس آنها میتوان نتیجه گرفت ایران چنین کاری نکرده است. نخست، ایران در تلاش است یک چارچوب امنیتی منطقهای ایجاد کند و پیمان دفاعی مکه بهترین نمود آن است؛ پیمانی که ممکن است در آیندهٔ نزدیک گسترش یابد. ایران میخواهد هر کشور منطقهای آن را بهعنوان یک کشور شریک ببیند. بنابراین، اگر ایران در پی ساخت سلاح هستهای برود، میتواند مسابقهٔ تسلیحاتیای را در منطقه آغاز کند که در آن کشورهایی مانند عربستان سعودی نیز خواهان بمب خواهند شد. دوم، ایران یکی از امضاکنندگان پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) است. بنابراین، ایران ابتدا خروج خود از این پیمان را اعلام خواهد کرد و سپس در این مسیر پیش خواهد رفت.
نقش و برتری چین
در اینجا چین میتواند نقشی محوری و قدرتمند ایفا کند. امروز چین تقریباً ۸۰۰ میلیارد دلار اوراق خزانهداری آمریکا در اختیار دارد. اگر چینیها امروز به آمریکاییها بگویند که نیمی یا بخش بزرگی از اوراق خزانهداری خود را خواهند فروخت، این امر برای اقتصاد بدهکار ایالات متحده مشکلاتی ایجاد خواهد کرد. تورم جهش خواهد کرد، بازار سهام سقوط خواهد کرد و اقتصاد در وضعیت وخیمی قرار خواهد گرفت.
افزون بر این، چین بر مواد معدنی عناصر نادر خاکی جهان نیز تسلط دارد؛ موادی که توانمندیهای متعارف آمریکا بهشدت به آنها وابسته است. همچنین، جمهوری خلق چین میتواند در ارتباط با سفر آتی شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، به ایالات متحده در سپتامبر ۲۰۲۶ بر آمریکا فشار وارد کند. بنابراین، چین در این زمینه کارهای زیادی میتواند انجام دهد، و برای حفظ صلح جهانی، به شکلی یا به شکلی دیگر، از هماکنون نیز در حال انجام آنها است.
حملهٔ هستهای راهحل نیست
حملهٔ هستهای علیه ایران پاسخ نیست؛ بلکه نسخهای برای فاجعهای است که دیر یا زود ناگزیر رخ خواهد داد. این سیاست ناشی از استیصال، خیانت به اصول، و شکست آرمانهای ما خواهد بود و کمکی به برقراری صلح نخواهد کرد. دیگر کشورهای جهان باید صدای خود را بلند کنند و چنین لفاظیهایی را، پیش از آنکه امری تصورناپذیر را عادی سازد، محکوم کنند.
دلایلی وجود دارد که حکم میکند، صرفنظر از اینکه اوضاع تا چه اندازه ناامیدکننده شود، باید به دیپلماسی و شکیبایی تکیه کنیم. امر تصورناپذیر باید تصورناپذیر باقی بماند؛ اندیشیدن به چنین گزینهای بازی با آتش است.
ـــــــــــــــــــــــ
* توت باتوت، پژوهشگر و نویسندهای است که در زمینهٔ ژئوپلیتیک جنوب آسیا مینویسد.
منبع: نیوایسترن آوتلوک، ۲۱ اوت ۲۰۲۶
https://english.10mehr.com/a-nuclear-option-against-iran-would-be-a-catastrophe-not-a-solution/














