زنان وجهاد سیاسی علیه ظلم واستبداد
مقدمه
از دید قرآن کریم وسنت نبوی ، زنان دارای شآن وجایگاه والا هستند وو ظیفه دارند در امور سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی مشارکت فعال داشته باشند قرآن کریم می فرماید
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ سوره توبه آیه ۷۱
ترجمه.
یعنی مردان وزنان مومن ، دوستان ویاران یکدیگر ند که امر به معروف ونهی از منکر می کنند پیامبر اکرم ص نیز فرموده اند ( انما النساء شقایق الرجال )
سنن ابی داود حدیث شماره ۲۳۶ یعنی زنان همتا وهمسنگ مردان هستند این سخن نشان دهنده توجه ویژه ایشان به اهمیت مشارکت زنان در امور اجتماعی وسیاسی است
متن
اسلام به عنوان یک دین جامع وکامل ، مشارکت زنان را در عرصه سیاسی با اهمیت بسیار ی موردتوجه قرار داده است این اهمیت نه تنها به دلیل توانایی های خاص زنان در حوزه های مختلف اجتماعی است بلکه به دلیل نقشی است که زنان می توانند در رشد ، توسعه واستقرار ارزش های اسلامی در جامعه داشته باشند
در صدر اسلام زنان متعددی در عرصه سیاسی حضور ی فعال داشتند حضرت خدیجه ( رض) نخستین زنی بود که به پیامبر اکرم ص ایمان آورد وحمایت های مالی وسیاسی ایشان زمینه ساز گسترش دعوت اسلامی شد .
حضرت بی بی عایشه ( رض) نمونه دیگری از زنان فعال سیاسی بودند که در حوادث مهم پس از رحلت پیامبر ص نقش تاثیر گذاری داشتند ودر تحولات اجتماعی وسیاسی زمان خود مشارکت موثر ی داشتند
همچنین حضرت ام سلمه ( رضی ) نیز از زنان بر جسته ای بودند که به خاطر تدبیر ومشورت های حکیمانه خود در حل مسائل اجتماعی وسیاسی نقش قابل توجهی داشتند ایشان در ماجرای صلح حدیبیه هنگامی که مسلمانان از شرایط معاهده ناراضی ودر تردید بودند با پیشنهاد هوشمند انه ای به پیامبر اکرم ص مبنی بر اینکه ایشان ابتدا قربانی خود را انجام دهند وسر خود را بتراشند تا مسلمانان نیز از ایشان پیروی کنند به حل این مشکل کمک فراوانی کردند این اقدام ایشان باعث آرامش واتحاد مسلمانان شد
و جهاد سیاسی علیه ظلم واستبداد یکی از عرصه های مهم فعالیت زنان مسلمان در تاریخ اسلام بوده است زنان مسلمان همواره نشان داده اند که در کنار مردان ، قادر به ایستادگی در برابر ظلم داخلی وخارجی هستند و می توانند نقش مهمی در مبارزه برای عدالت وآزادی ایفا کنند .
نمونه هایی از زنان مبارز مسلمان در برابر حکومت های ظالم واستبدادی
۱ _ خضرت زینب ( رض) ایشان پس از واقعه عاشورا باشجاعت وبصیرت سیاسی ، پیام قیام امام حسین ( رض) را به جهانیان رساند ودر برابر استبداد امویان ایستادگی کرد .
۲_ خوله بنت ازور ( رض) زنی شجاع وجنگاور در زمان فتح شام بود که در نبرد های متعدد علیه حکومت های استبدادی وتجاوزکار شرکت فعال داشت وبه شجاعت ودلیری مشهور است
۳ _ صفیه بنت عبدالمطلب ( رض) در غزوه خندق با شجاعت ودلیری از خانواده ومسلمانان در برابر تهدید یهودیان مدینه دفاع کرد ونمونه ای برجسته از مبارزه زنان در برابر ظلم واستبداد شد
۴_ سمیه بنت خباط ( رض) اولین شهیده اسلام که با ایستادگی بی نظیر خود در برابر شکنجه های ظالمان مشرکان قریش ، الگویی از مقاومت وپایداری در برابر ظلم واستبداد شد .
۵ _ ام عماره نسیبه بنت کعب ( رض) زنی مبارز وشجاع که در غزوه احد از پیامبر اسلام ص دفاع کرد ودر میدان های متعدد مبارزه علیه ظلم واستبداد شرکت داشت .
اهمیت حضور فعال زنان در مبارزه سیاسی علیه ظلم داخلی واستعمار خارجی .
حضور فعال زنان در مبارزه سیاسی برای جامعه اسلامی بسیار مهم است زیرا زنان به عنوان نیمی از جامعه قدرت تاثیر گذاری بالای در شکل گیری افکار عمومی وبسیج اجتماعی دارند زنان مسلمان با حضور ومشارکت فعال خود در مبارزات ضد استعماری وعلیه ظلم ، مانند حضور در روشنگری در خانواده ها وآموزش نسل های آینده توانسته اند نقش برجسته ای در شکست طرح های استعماری وتقویت روحیه مقاومت و عدالت طلبی در جامعه ایفا کند این مشارکت همچنین موجب تقویت اتحاد ملی و همبستگی اجتماعی در جوامع اسلامی شده
تبصره
زن افغان مادر است
زن افغان مادر فرزند یتیم است
زن افغان مادر شهدا است
زن افغان معلم خانواده واجتماعی است
باید همرایش به احترام وروش نرم رفتار گردد
چون زن افغان درد دیده است
################
واقعه جرم سیاسی چه زمانی رخ میدهد .
مقدمه .
شریعت اسلامی از روز نخست میان جرایم عادی وجرایم بغی یعنی جرایم سیاسی تفاوت گذاشته است ولی در این تفاوت گذاری مصالح جامعه وامنیت آن رعایت واز نظام وکیان آن محافظت کرده است .
متن
جرم سیاسی در شرایط عادی صورت نه می گیرد ، لذا هر جرمی که در اوضاع واحوال عادی واقع شود هدف وانگیزه آن هر چه باشد جرم عادی است . بنابراین اگر کسی برای یک هدف سیاسی رئیس کشوری را بکشد هر چند قاتل از اشخاص سیاسی باشد تا زمانی که قتل در اوضاع واحوال عادی واقع شود جرم عادی به شمار می رود عبدالرحمن بن ملجم حضرت علی کرام الله وجهه بن ابی طالب خلیفه مسلمانان را به منظور تحقق هدف سیاسی به شهادت رسانید ولی به رغم آن که قاتل از خوارج بود قتل جرم عادی محسوب شد این عقیده علی ع است ونیز عقیده علمایی که پس از او بر طبق آن عمل کردند ، چه آن که وی به فرزندش حسن ع گفت با او بخوبی رفتار کنید اگر زنده ماندم من خودم ولی دم خویش هستم واگر مردم یک ضربه همچون ضربه ای که به من زده به او بزنید اگر قتل عادی نه می بود او خود را ولی دم خویش نمی شمرد که اگر بخواهد عفو والاقصاص کند واز فرزندش حسن نمی خواست از ابن ملجم با یک ضربه همچون ضربه ای که زده قصاص کند .
جرم سیاسی در شرایط غیر عادی وبه طور معین در حالت انقلاب وجنگ داخلی واقع می شود بنابر این اگر گروهی از مردم بر ضد دولت شورش کنند ودر اثر آن بین دولت وشورشیان جنگ درگیر ممکن است جرم سیاسی در صورتی که شرایط معینی در انقلابیون یا جنگجویان وجود داشته باشد واقع شود پس اگر این شرایط وجود نداشته باشد یا وجود داشته باشد ولی در حالت انقلاب یا جنگ نباشد ، جرایمی که واقع می شود نمی تواند جرایم سیاسی باشد بلکه جرایم عادی است .
مجرمان سیاسی
در اصطلاح فقها به جرم سیاسی ( بغی ) وبه مجرم سیاسی بغاوت یا فئه باغیه گفته می شود .
بغاوت چنان که فقها تعریف می کنند گروهی هستند که با تو جیهی به ظاهر قابل قبول بر ضد امام می شورند واز قدرت ونیرو بر خوردار هستند به تعریفی دیگر بغاوت گروهی از مسلمانانند که با امام اعظم مسلمانان یا نایب او به یکی از دوسبب مخالف کنند یا مخالفت آنها بر اثر آن است که از ادای حقی که بر آنها واجب شده مثل زکات سر باز می زنند یا نسبت به قبول حکمی از احکام شریعت که علیه آنها صادر شده امتناع می ورزد خواه حکم مربوط به حق الله باشد یا حق الناس یا حاضران آنها از اقرار به امامت امام وبیعت با او خود داری می کند واز گواهی دادن بر اطاعت کسانی از آنها که غایبند امتناع می ورزند واین در صورتی است که حاضران وغایبان از اهل حل وعقد باشند ونیز از گواهی دادن بر اعتقاد غیر اهل حل وعقد به امامت امام خود داری می کنند زیرا این امر حق است به دلیل روایتی که در آن آمده است هر کس بمیرد وبیعتی بر عهد او نباشد به مرگ جاهلیت مرده است یا مخالفت آنها با امام بدین سبب است که او را از منصب امامت عزل کنند زیرا امام پس از بیعت مسلمانان با او حرام است هر چند که ستمگر باشد .
همان گونه که به گروه شورشگر در اصطلاح بغاوت گفته میشود به گروه دیگری که از امام اطاعت می کنند اهل عدل گفته می شود .
شرایطی که باید در مجرمان سیاسی یا بغاوت وجود داشته باشد .
از تعریف بغاوت ومطالبی که تحریر شد می توانیم شرایطی را که باید در شخص مجرم و عمل او وجود داشته باشد تا مجرم سیاسی یا باغی شمرده شود شرح زیر بیان کنیم .
شرط اول هدف .
هدف از سیاسی باید عزل رئیس کشور یا هیآت حاکم ویا مخالف با آنها باشد که با وجود شرایط دیگر جرم ، جرم سیاسی ومجرم ، مجرم سیاسی خواهد بود اما اگر هدف از جرم ، ایجاد تغیری مخالف با نصوص شریعت باشد مثل وارد کردن مقررات مخالف با مقررات اسلامی یاتمکین در برابر دولت بیگانه ومانند آن جرم ، جرم سیاسی نخواهد بود بلکه ایجاد فساد در زمین ومحاربه با خدا ورسول است که این جرم ، جرم عادی است ومجازات سختی برآن در شریعت مقررشده است .
یاتمکین در برابردولت بیگانه ومانند آن جرم ، جرم سیاسی نخواهد بود ، بلکه ایجاد فساد در زمین ومحاربه با خدا و رسول است که این جرم ، جرم عادی است ومجازات سختی برای آن در شریعت مقرر شده است
شرط دوم تآویل وتوجیه . بغاوت یا مجرم سیاسی باید عمل خودرا توجیه وتآویل کنند ، یعنی امری را علت مخالفت خود بدانند وبرای صحت ادعای خود دلیل آورند هر چند که دلیل در اصل ضعیف باشد ، مثل کسانی که با حضرت علی ع مخالفت کردند با این توجیه که او قاتلان عثمان را می شناسد وبر آنان تسلط دارد ولی چون با آنان همدست است از آنان قصاص نمی گیرد ومثل کسانی که در دوره خلافت حضرت ابوبکر رض از دادن زکات خود داری کردند با این توجیه که بر طبق آیه
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (۱۰۳)
ترجمه:
از اموال آنها صدقهای [بهعنوان زكات] بگير، تا بهوسيلهی آن، آنها را پاك سازی و پرورش دهی و [بههنگام گرفتن زكات] به آنها دعا كن، كه دعای تو، مايهی آرامش آنهاست و خداوند شنوا و داناست. (۱۰۳)
زکات را فقط به کسانی خواهند داد که دعای آنان سبب آرامش آنها باشد بنابر این اگر برای شورش خود توجهی نداشته باشند یا توجیه آنان از نظر شریعت به هیچ وجه قابل قبول نباشد راهزنی هستند که برای فساد در زمین می کوشند و مجازات خاص خود را دارند مثل آن که عزل رئیس کشور را بخواهند بدون آن که چیزی را به او نسبت دهندیا به دلیل آن که از کشور ی بیگانه است وبه هرحال باغی یا مجرم سیاسی نیستند .
شرط سوم قدرت .
باغی یعنی مجرم سیاسی باید دارای اقتدار ونیرو باشد نه اقتدار شخصی بلکه اقتدار گروهی که با او هم عقیده هستند واگر دارای چنین قدرتی نباشد مجرم سیاسی بلکه اقتدار گروهی که با او هم عقیده هستند واگر دارای چنین قدرتی نباشد ، مجرم سیاسی شمرده نمی شود هر چند که عمل خود را توجیه کند .
شرط چهارم انقلاب وجنگ .
انقلاب وجنگ علاوه بر شرایط سه گانه فوق باید جرم در حالت انقلاب یا جنگ داخلی واقع شود جنگی که برای هدف مورد نظر از جرم برافروخته شده است واگر جرم ، در حالتی واقع شودکه انقلاب و جنگ داخلی نیست ، بغی یعنی جرم سیاسی نبود بلکه جرم عادی است ومرتکب آن به مجازات عادی مقرر برای جرم محکوم میشود واین سنت وروش علی بن ابی طالب در باره خوارج بود ، هنگامی که گروهی از آنها در حالی که بر منبر سخن می گفت به کنایه فریاد می زدند ( لاحکم الا لله ) و با این سخن به او کنایه می زدند چون علی ع حکمیت را پذیر فته بود علی از بالای منبر در رد سخن آنان گفت سخن حقی است که هدف از آن باطل است ، شما سه حق بر ذمه مادارید ، شما را از مساجد خدا منع نمی کنم که در آن خدا را یاد کنید با شما آغاز به جنگ نمی کنیم وتازمانی که با ما هستید یعنی تا زمانی که علیه ماشورش نکرده اید ، شما را از غنیمت محروم نمی سازیم .
حقوق بغاوت ومسئولیت آنان قبل از شورش :
بغاوت می توانند به طور مسالمت آمیز ومشروع به عقاید خود دعوت کنند ، آزادانه در حدود نصوص شریعت آنچه می خواهند بگویند واهل عدل حق دارند عقاید آنان را رد کنند ونادرستی وفساد آن را بر آنهاروشن سازند واگر یکی از دو گروه ، در گفتار یا دعوت خود با نصوص شرعی مخالفت کند ، نسبت به جرم خود عنوان جرم عادی مجازات می شود ، اگر قذف کند حد می خورد واگر دشنام دهد تعزیر می شود واگر یکی از بغاوت جرمی مرتکب شود به اعتبار جرم عادی مجازات می شود.
بغاوت حق اجتماع دارند واگر در مکان معینی گرد هم آیند هیچ کس حق ندارد تازمانی که از حقی امتناع یا با دستورات مخالفت نکرده اند متعرض آنان شود .
این روش نیز ، روش حضرت علی ع در برخورد با خوارج است ، به هنگامی که گروهی از خوارج در نهروان از او کناره گرفتند علی ع فرماندهی بر آنها گماشت مدتی از او اطاعت کردند واو با آنها به نرمی رفتار می کرد تا آن که سر انجام وی را کشتند علی ع کسی را به سوی آنان روان کرد تا کشنده اش را تسلیم کنند ولی آنان از این کار خود داری کردند وگفتند ما همگی قاتلیم آنگاه چون از اطاعت او سر باز زدند وآشکار نافرمانی کردند با آنان نبرد کرد .
امام مالک ، شافعی ، واحمد برای پیکار اهل عدل با اهل بغی ، آغاز جنگ از سوی آنان را شرط می دانند که در این صورت خون آنها مباح است اما ابوحنیفه آن را شرط نمی داند بلکه تجمع ونافرمانی اهل بغی را برای پیکار با آنها کافی می داند
در جنگ های داخلی ولی امر باید قصد دفع شورشیان را داشته باشد نه کشتن شان را با کسانی که با آنها رور ده رو هستند بجنگد واز تعقیب شان فرار هستند خود داری نماید مجروحان اسران را نکشند کسانیکه سلاح بر زمین نهاده اند اموال شان را مصادره شده یا زنان وفرزندان شان را به اسارت افتیده بعد ختم شورش ولی امر اموال بغاوت را به انها بر گرداند زیرا رسول خدا ص فرود هر چه در دارالاسلام است محترم است
تبصره
هیچ کس به هیچ عنوان به طور خود سرانه در جنگ داخلی وشورش مجرمان سیاسی را بدون دلیل شرعی حق کشتن ، تحقر، توهین عضب اموال شان را ندارد
امام ابتدا انقدر پرهیز گار ودارای ظرفیت باشد که به مشکلات مردم رسیده گی شود که تا باشد مردم خود به خود مانع شورش گردند .
به طور مثال نظام جمهوریت روی تفاهم دست از جنگ کشید حسب هدایات ملاقات ذیصلاح سلاح بر زمین گزاشت در دارا اسلام زنده گی می نماید کسی حق تعرض بالای شان ندارد
دین اسلام کامل ترین دین است همه مورد را دقیق تشریح کرده بنا کسی حق خود سرانه ضرروارد کردن به دیگران را ندارد. بدرود