عشق ز هره
دوکتور بشير افضلی تمنای دلم امشب به آسمان درخشان بود— که راه کهکشانهايش سراپا چلچراغان بود بسوی کائنات رفتم همه بيدار و خندان بود- نوای زهره و جمع خلایق محو و حيران بود همه دررقص و پاکوبی یکایک مست و غلطان بود- ز…
بیشتر بخوانید
دوکتور بشير افضلی تمنای دلم امشب به آسمان درخشان بود— که راه کهکشانهايش سراپا چلچراغان بود بسوی کائنات رفتم همه بيدار و خندان بود- نوای زهره و جمع خلایق محو و حيران بود همه دررقص و پاکوبی یکایک مست و غلطان بود- ز…
بیشتر بخوانید
نوشته نذیر ظفر دل در مـقام عشق تو رسوا نگو نشد عاشــق حکایــت هـــمه دنیا نگو نشد شد پاسدار روی توچون هر کجا رقیب در دل هزار محـــشری بر پا نگو نشد رفتی و طعنه سار شــــدم درغمت مدام در شهر زین مـشاجره غوغا نگو نشد فرهــاد وار تیـــــشهء غم در سرم زدم شیرین…
بیشتر بخوانید
وطن دارم ، مگر درمُلك خود بى وطنم زيربارفقروتهيدستى سوخت جان وتنم زين ناامنى وبدامنى دارونداربربادفنا گل اميد بخكشكيده يكسرزسرووسمنم ساليان سال به تمناى بهبودى وبهروزى صبروطاقت طاق تركيداستخوان ازبدنم جمع زصبح تاشام سرگردان وسردرگُم آرامش و آسايش رفته ز هريك هموطنم “چراغ آسياب خموش،آسياب درگردش” چمن موجود، ولى رنگ وبورفته ازچمنم زكاروان ترقى وتعالى مانده…
بیشتر بخوانید
بخت و طالع اگر که برگردد اسپ ات اندرطویله خرگردد طنز از: ز. رزمی عرض شود خدمت خاطرخطیر شما عزیزان که چنانکه همه میدانند بزرگوارجناب حضرت صاحب صبغت الله مجددی گه گاهی استخاره میکنند تا مگر کاری و خدمتی محض رضای خدا در راه خیر و صلاح مملکت به انجام برسانند که هم باعث آرامش…
بیشتر بخوانید
همنشین گُلرخان بودم در ایام شباب «بعداز این من خدمت آیینه سازان میکنم » ناز هر گُلبن کشم تا میهنم گُلشن شود هر کجا خاریست او را قفل و زندان میکنم آبها جاری کنم در بیخ نرگس جویوار بیخ خار هرزه را چون آتشستان میکنم میکشم با داسِ نفرت خارِ دونِ سفله را من عناد …
بیشتر بخوانید
سیمرغک دروغ شیرانه سهم خویش چو از فتح قاف یافت از رخ فکند نقاب وعیان کرد بر جهان یک دالِ بد خصال ! بی رحم و بیامان بر مرغکان پرید! با کینهای غریب سر کند هر که را که به سر بود رای راست! با کین بیشتر هر پر که د اشت…
بیشتر بخوانید
رسول پویان عـشق پـوشـیـدۀ دل لایـق بـاور نشود تا که رسـوا نکـنی شـامـل دفـتر نشود در رۀ عـشـق نترسـید ز آسـیب خطـر گـنج بی مـار بـه انـســان میسـر نشود گر رهـایی طلبی بال و پر عشق گشا که در آن قله به پا هیچ کسی بر نشود رنگ عشقی که به اوزان خیال آمیزید غـزلی…
بیشتر بخوانید
يك باديه انتظار يك دامن سنگ يك پيكره تشنه اشك و دريادر جنگ پيچيده به پاي گل هواي نفرت ني شبپره خوشنما و ني خانه قشنگ آريبل …
بیشتر بخوانید
زندگی مایه ی عشق کاراست رزم سازندگی و ایثار است عشق احساس همه کاردلست فارغ ازمخمصه آب گل است خواجه ی بکارگهی پر افزار از جوانان فرا خواند به کار کرد توضیح شروط کارش بیست وچارساعته کاروبارش گفت هرلحظه جوان ماهر باشد اندر سر کارش حاضر درپیء پرسش مقدار معاش گفت بی مزدومجانیست بها ش…
بیشتر بخوانید
هوا سرد و زمین سرد گرفته چهر هها را هاله ی درد نسیمی کو ؟ به لب این عطر گل بو: پرستو آمده، برگرد! برگرد! جعفر مرزوقی (برزین آذرمهر)…
بیشتر بخوانید
ھرځوان قلم واخلئ،د توپک په ضد اقدام وکړئ ټول له توپکیانونه، د خپل خلاصون اعلام وکړئ ښځی او نر څنګ ترڅنګ،یوسترملي غورځنګ جوړکړئ ټول ولس راووځئ،د جګړی په ضد قیام وکړئ داد بدلون وخت دی،خلکوھسی درنه تیر نشي ټول په ګران وطن کی د ھوسا ژوند انتظام وکړئ الحاج الھام الدین قیام…
بیشتر بخوانید
رسول پویان شـب که نـور خدا هـویدا شـد درِ فــردوس از دلـــم وا شــد همه جا پر زنـور وحـدت بود نـاز و نعمت فـقط برکـت بود عشـق جولان جاودانی داشت بـرِ جـانـانـه زنـدگانـی داشت دیگـر از مـا و مـن خبر نبود حـب دنـیـا و کـر و فــر نبـود دین و مذهب و فـرقه و ملـت…
بیشتر بخوانید
نوشته نذیر ظفر لویزیانا چشمــــــم به دیدن تو منور خدا کند وصـــــــــل ترا دوباره میسر خداکند باغ دلم ز گلـــبن خوشبوی عارضت شاداب و دلنوازو معــــــطر خدا کند درد خمار دوریت ای شـهریار حسن دارو به چـشم ساغرت از سرخداکند مهــلت به دیدن تو مرا عمر گر نداد این قسمــتم به موقع محشر…
بیشتر بخوانید
ای گُرد روزگار چه آمد ترا به سر؟ باغ بهاره ات ز چه گردید فصل سرد؟ سرخیت از چه شد چو یکی مرده رنگ زرد؟ تن نا زده ز قدرت دیوان زور و زر، در نا شده به جنگ خدايان کور وکر، نا کرده زین به راه سحر، توسن سفر، این…
بیشتر بخوانید
چرااين مُلك ووطن زودترآبادنميشه زدست شرو فساد وهم اجنبى آزادنميشه مگراز ازل سرنوشت ماچنين بوده؟ كه رنج ودردنصيب مادلهابيغم وشادنميشه هرسوبنگرى بيكارى ياكه انتحارى طنين اندازگوشها اين فرياد، فريادنميشه زبالاتابه پايين مقام درفكرچوراست ترحم وعاطفه پيدا، گرفته جلو بيداد نميشه به هركنج وكنارش بودمخزن ومعدن نه رهبرونه ملت بعمران كوهكن فرهادنميشه نه عشق ونه شورِپيشرفت…
بیشتر بخوانید