داستان «اشتباهی در بهشت کارگران»
نویسنده «رابیندرانات تاگور» مترجم «سمیه آمارلوئی» مرد هرگز اعتقادی به سودمندی صرف نداشت. او که هیچ کار مفیدی نداشت، در خیال غرق می شد، مجسمه های کوچکی می ساخت از مردان، زنان، و قصرها، چیزهای زمینی ظریفی که رویشان با صدف های حلزونی تزیین شده بود. نقاشی هم می کرد. بنابراین تمام وقتش را برای…
بیشتر بخوانید