اوضاع پر خطر
از کین فتنه وضع جهان پر خطر شده مردم ز جنگ ناحق و حق در بدر شده تر شد زمین ، بخون خلایق هزار بار هر روز آمده ، ز گذ شته بتر شده حاکم بقصد غارت قاضی در اختلاص وعظ ملا ، زبی عملی بی اثر شده باغ و فاق با همی و…
بیشتر بخوانید
از کین فتنه وضع جهان پر خطر شده مردم ز جنگ ناحق و حق در بدر شده تر شد زمین ، بخون خلایق هزار بار هر روز آمده ، ز گذ شته بتر شده حاکم بقصد غارت قاضی در اختلاص وعظ ملا ، زبی عملی بی اثر شده باغ و فاق با همی و…
بیشتر بخوانید
دل ميرود ز دستم احوال دهيد غنى را تا از تنور بيارد چند نان روغنى را دل ميرود ز دستم احوال دهيد غنى را اين دلقك منافق ، اين قاق و موردنى را سرما رسيد سرد است گوييد عبدالله را تا بهر ما بيارد پاپوش و هم كلاه را سرما رسيد سرد است گوييد عبدالله…
بیشتر بخوانید
رسول پویان گر مرغ بخت از سـر بام تو پر کشد جغـد بلا ز گـوشـۀ ویـرانـه سـر کشد ور چـرخ روزگار نگـردد به کام دل طـالـع اگـر ز کاج بـیـفـتـد ز در کشد درُ و گهـر فـرار کـنـد از گسسته تار بر تار بخت غمزده خرمهره در کشد آنیکه چانس خویش دهد بارها ز کف…
بیشتر بخوانید
امین الله مفکر امینی 2016-12-12 ای بیخبران خبرشویید زحال بد حـــــــــــالان که خفته اند بزیرخیمه ها، بی آب ونــــــا ن به گرما سوزنـد زآ فتاب سوزان چون کـبـا ب به سرما هم ندارند سردی را تـوان و تــــــا ب هم بی غذا وبـی لباس و بـی خانـــــــه انـــــد دست برگدایی به پیش خود وهـم بیگانه…
بیشتر بخوانید
… برپا شده گیتی را از نو، قلم شد پا؛ اهریمنِ ناپاکی شد مدعی پاکی؛ افتاد ز تاب وتب نوزایی و پویایی؛ از بطن دو قطبی زد بیرون دَ دِ تک قطبی شد غرقه همه دنیا در نکبت و واویلا؛ «بد» گشت بدل هرجا، به غدهی بد خیمی که…
بیشتر بخوانید
خدا گر به مخلوقش احسان كند بسى قدرت اش را نمايان كند گر هر كارگر و زارع و پيشه ور نعيم از زر و ثروت و نان كند خدا گر بخواهد كه چيزى دهد همان مهر و الطاف شايان كند خدا گر بخواهد كه گيرد ز ما غم جنگ و تبعييض درمان كند چو خواهد…
بیشتر بخوانید
رسول پویان عشق اگر در دل بمیرد تن به سان گلخن است زندگی با عشـق و مستی جلوه زار گلشن است تیره دل در صبگاهان غـرق شب گردیده است عشق اگر در دل بتابد شام تاریک روشن است دل چـو آهـن پـاره گـردد ســر بـه مانـنـد کـدو بی دل عـاشـق خـیال خـام در سـر پختن…
بیشتر بخوانید
نان خود از سفره ى رنگين مكمل مى زند ويسكى و كنياك و ودكا را ز بوتل مى زند باز ميدانم كه لندن يا به دوبى رفته بود رويكش از روشنى چون آفتاب بل ميزند گر حريف در روز كمتر ميخورد بازى مخور در شب اين شياد دنيا را چو شفتل ميزند حرف مى راند…
بیشتر بخوانید
ما تا شب شکسته شدن پیش رفته ایم تا انتظار خسته شدن پیش رفته ایم ما سالها به کنار نشسته گان خوشنام با نشسته شدن پیش رفته ایم دروازه های سیمی و پر خار بسته را بوسیده و به بسته شدن پیش رفته ایم تابیده ایم به تن ریسمان جاه تا کاخ نا گسسته شدن…
بیشتر بخوانید
از اين مردم ، چيزى بور نموشه بغير رنگ و جنگ و چور نموشه علاج درد و رنج و غصه ى ما به چند تا خاءن و مزدور نموشه به جز كشتار و جنگ و انتحارى به سنگين و فراه و غور نموشه ميان ع و غ اش جنگ و دعوا به اين دو مردك…
بیشتر بخوانید
ای مهاجر کسوت غربت به تن جسم تو آواره و جان در وطن گاه به جنگل گاه به دریا میروی از کجا ها تا کجا ها میروی کودکانت در دل دریای شور پیش چشمانت بشد زنده به گور میخوری شلاق اندر سرحدات با مشقت میبری بار حیات دور گشتی از حریم هندوکش رود آمو…
بیشتر بخوانید
رسول پویان از دل امـواج طـالــع گـوهــری پیدا نشد سـیـنـۀ گـرم صـدف همبـسـتـر دریا نشد غنچـۀ بخـت نگـونسـار از سـرگلبن فتاد زیـر پا خـشکید از گـرما؛ لیکـن وا نشد خاطرات نغزوشیرین سربسربرباد رفت زندگانی در عمـل هـم مشـرب رویا نشد سرمۀ بیگانگان از بس که ناآزموده بود کـور شـد چشـم امید و دیـده یی بینا…
بیشتر بخوانید
11/20/16 نذیر ظفر لبانـــــــت چون لــب پیمانه زیباست تنـــــت چون غنچه مستانه زیباست مــــــزن شـــــــانه به زلف تا بدارت که گیسوی خودت بی شانه زیباست تو در شـــــــــــهر خیالم جلوه داری تجـــــسم بــــهر هر دیوانه زیباست برای کـــــــودکان خوردو معــصوم حکایت های هــــر افسانه زیباست بـــنازم خال هــــــــــــــندوی لبت را که بر مرغ دلــــــم چون…
بیشتر بخوانید
هراسم نیست از جاهل، ازآن اندیشه میترسم وزآن مکتب که میسازد شرارت پیشه، میترسم چنارو،سرو وبید هرگز،شررباران، نخواهد شد مکان گرگ وکفتاراست و ازآن بیشه میترسم طا و دال و ،م وج ها، شاخه های یک درخت مراترسی زشاخه نه ، ولی ازریشه میترسم نمی دانند از خیر و، زشّرٌ خویش این مردم…
بیشتر بخوانید
ز منصور تا به منصور ،صده ها است جدا دانستن ِ ایشان ، خطا است زآن منصور اناالحق را شنیدیم خوشا اکنون به این منصور رسیدیم اناالحق گفتنِ حلاج ، حق بود برای جاهلان درس وسبق بود حفیظ هم ،مثلِ حلاج حق ستان شد به کور وگنُگ همه چشم و، زبان شد کنونا است ،…
بیشتر بخوانید