وحدت خواست مبرم زمان است
هرکه دورافتاده شد ازاصل خویش
باز جوید روز گاری وصل خویش
اصالت وماهیت انسان درازشهای انسانی ،حیاتی وجاودانی آن است که از ایجاد وخلقت تا پرورش دردامان محبت ومرتبط با طبیعت ،اموزه های ملهم از ارزشهای انسانی در وجود انسان عجین شده ورشد می یابد . زیرا همزمان با رشد جسمی، اثر گذاری خانواده گی ، برداشته های کلکتیفی ،هویت جسمی وماهیت درون محوری انسان را متحول میسازد .که بر مبنای آن شیرازه ی هستی وارزشهای انسانی نسج گرفته آنرا جاودانگی بخشیده و درکانون خانواده متحول میسازد.
با یک نگاه مختصر در رابطه ی آن خانواده ی بزرگ و آن مکتب مترقی وانسان پرور ،آن آموزشگاه انسان نوین باید گفت که بنای کانون روشنگری راه ترقی وعدالت معرف کانون علم ومعرفت ، حاصله ی همان عصر طلایی ، اساسگذارآیده لوژی مبارزه ی عادلانه با اندیشه ی ترقی خواهی وعدالت پسندی دردفاع از ارزشهای انسانی ، یک قشر روشنگرا وزحمتکش را باسنگبنای تاریخی والهامبخش آن در صدر جنبش ترقی خواهی افغانستان قراریافته و به این ترتیب رهبران بی بدیل جنبش عدالت پسند ودموکراتیک افغانستان با الهام از ارزشهای علمی واکادمیک مکتبهای تاریخی وبرحکم زمان سنگبنای بزرگ فرامتحدانه وزیربنای تاریخی راه مبارزه را بربنیاد اتحاد مسُولانه با اندیشه خردمندانه وهدفمند درقلب آسیا بنا نهادند که با داشتن وحدت وصداقت ،ایثار وهمدلی وچرخشهای اصولی از دیگر ابعاد جنبش ترقی خواهی افغانستان تفاوت بالایی داشت .
اصل مطلب : نسل بر خاسته از میان این کانون متعهد ومسُول ،علمی واکادمیک بطور آگاهانه راه رسیدن بسوی اهداف عالی را علی الرغم دشواریها وقبول قربانی وتحمل فداکاریهای بیشمار با تجلی اصول واندیشه انسانی در راه رهایی انسان زحمتکش کشور با عزم فولادین وجوشش مشترک در یک جسم واحد فرامتحدانه وجدایی ناپذیر مجهز ومجسم ساخت. عزم وجزم راهیان این مکتب تابناک اندیشه ها ی واحد وآیده لوژی ملهم از اخلاق واصول چون فولاد ناب دلها را پیوند داده بود .
چنانیکه درمسیر خماپیچی ها ،جلادان سیه دل ومیر غضبان تاریخ توانسته بودند ناخنها وچشمان خادمان اصلی وطن را از وجود شان بکشند ،استخوانهای وجود آنهارا درسیه چاه های مهیب زمان بشکنانند ،اما نتوانستند آیده ،اندیشه ،حرمت ،اصول وحدت آهنین مبارزه را از قلوب ایشان وعزم آهنین مبارزه جمعی ومتحدانه وعادلانه ی آنها را از مغز ودماغ شان بدور سازند .
روی همین اصل بود که در راستای تحولات سیاسی پیرامون قدرت سیاسی حاصله چرخش تاریخی را موفقانه تجربه کردند و آثار ونتایج فداکاری وقربانیهای تاریخی وخدمات موفقیت آمیزرا درمیان خلق بزرگ افغانستان از خود بمیراث گذاشتند که تحکیم پایه های حزب درحامعه ی افغانستان ومنطقه را درپی داشت . این روحیه ی صداقت ،لیاقت وشایستگی ثبات فکری وحدت فولادین اعضای حزب با موجی از پذیرش های مردمی ،گرایشات منطقه یی وبیان نیرومندی حزب ودولت قدرتهای استکبار جهانی رابلرزه در آورده بود که تحمل آنرا نداشتند برغم اینکه برای فرو پاشی ح د خ ا قبل از همه با نفوذ دادن حفیظ اله امین در میان جنبش مترقی وعدالتخواهی اهداف خود را در وجود آن ضحاک تاریخ دنبال میکردند.
اول : با یکه تازی حفیظ اله امین در حادثه آفرینی ثور وبحادثه کشاندن پای حزب در آن ، تیغ کشیدن بروی مردم افغانستان ، کشاندن پای ارتش شوروی به افغانستان ، کشتار روشنفکران ، چراغ سبز نشاندادن اتحاد شوروی به خودکامهگیهای امین ،مزید بر آن انگیزه سازی امین برای برنامه ریزی ارتجاع واستبداد داخلی درهمدستی قدرتهای خارجی .
دوم : صفبندی نامقدس قدرتهای جنگ طلب جهانی وراه اندازی جنگ اعلان ناشده ی خونین دریک صف نامقدس چهارده ساله بوسیله ی تنظیمهای ساخته ی پاکستان وتحمیل آن برحزب ودولت افغانستان بمنظور فروپاشی قدرت مترقی درافغانستان با تشکیل مثلث خاینانه وظالمانه ی گرباچف سی آی ای وآی اس آی پلان ضربات خاینانه را بایک زدوبند سیاهکارانه .
سوم : کودتای ضد حزبی ودولتی زیر نام پلینوم هژده یعنی کوبیدن بفرق رهبری حزب ونخستین میخ درتابوت حزبی ودولتی افغانستان با تهدید وشانتاژ ویکتور سرمشاور نظامی وفرستاده ی گرباچف این دشمن آرامش ورفاه مردم افغانستان.
چهارم : کودتای شهنواز تنی وزیر دفاع بر ضد حکومت داکتر نجیب اله شهید بمنظور پارچه پارچه ساختن قوای مسلح ج د ا .
پنجم دعوت جهادیون بخصوص جمعیت وشرکایشان به مسکو در سقوط دولت داکتر نجیب وهمکاری به ایجاد دولت مجاهدین .
ششم :مداخله ی آشکارای مشاورین شوروی درامور داخلی دولت وسرنوشت صلاحیت کادرهای حزبی ودولتی چنانچه شکایت علنی داکتر نجیب اله از مداخله مشاورین درامور کادری درجلسه پنجصدنفری کادرهای حزبی ودولتی سال ۱۳۶۴خورشیدی که دربیانیه ی خود بطور واضح گفت که اینها چهار مرتبه در رابطه بیک رفیق امضای مرا بوسیله ی خودم پاره کردند در کنارم در جلسه محترم محمد طارق کوهستانی تشسته بود بشکلی برایم اشاره نمود که هر چهار مراتب در رابطه تقرر اینجانب نگارنده بوده است .
هفتم : اتحاد شمال به تحریک نماینده ی اتحاد شوروی وقت در ولایات شمال کشوربمنظور سرنگون ساختن دولت قانونی داکتر نجیب اله ومنحل ساختن ارتش نیم ملیون نفری مجرب ومجهز.
هشتم :تجزیه ی کشور زیر نام اعطای خود مختاری بولایات سمت شمال کشور توسط ویکتور به محمد حسن شرق صدراعظم وقت بمنطور تایید گرفتن از پارالمان که این طرح در پارالمان ناکام شد.
نهم :فروش طیارات وتجهیزات دفاعی کشور ،این ناموس وطن توسط دولت مجاهدین به پاکستان .
همه ی رویداد های یاد شده که شمه یی از همه ی آنها بیان شد در دیدرس کلیه اعضای جنبش ترقیخواه ومردم شریف افغانستان قرار داشته وحقایق انکار ناپذیرآن اظهر و من الشمس است که در نتیجه ی ان حزب ودولت دربرابر اتحاد نامقدس غولهای فرعونی جهان هرچند با چهارده سال ایستاده گی بلاخره در جنگ نابرابر از هم فروپاشید . بازهم بیک حزب جوان چهارده ساله ، هزاران آفرین که با غولهای سرمایه وقدرت جهانی توانست تا سالها ی زیاد از خود ومردمش دفاع کند این پیروزی درجهان نظیر ندارد که همه وهمه افتخارات تاریخی نتیجه ی وحدت ویکپارچگی اعظای شریف حزب وفداکار فرزندان صدیق مردم افغانستان است .
این نسل قربانی مجرب وصادقین وطن هرکدام از اعضای خانواده ی بزرگ تجارب تلخ وشیرین زنده گی رادرابعاد گوناگون آن در طول زندگی بیش از نیم قرن درجریان بوده و باحضورفعال ایثارگرانه ی خود تجربه کرده اند.
حالا بحث اصلی ما مسُله ی وحدت است که عبارات دور ودراز را بخاطر یاد آوری پرخم وپیچ تاریخ ونتیجه گیری از وحدت وهمبستگی ما بر مسایل مهم وحیاتی متمرکز است. زیرا مادیدیم که دشمنان تاریخی ما حزب ودولت مردمی مارا فروپاشاندند ولی هیچگاه تندباد حوادث نتوانست چراغ زندگی بخش تاریخی مارا خاموش بسازد، بلکه این نیرو وامید دردل ودماغ اعضای دلسوز وصدیق حزب بطورمسُولانه وهدفمندانه در چهار چوب تشکلهای نوین سیاسی قراردارد وهم درافق آرمانهای دموکراتیک مردم افغانستان که ازهرطرف مایوس گردیده بطرف شما دلسوزان متعهد ومسُول امید وار اند .
بنا بر آن اعضای مجرب ومجهزحزب با تیوری علمی بشکل آگاهانه وهدفمندانه که تمام عمر پربار خویش را با خدمت قدم وقلم در راه اهداف والای خلق ستمدیده ی افغانستان وقف کرده اند ،همان خون اصلی تا هنوز در رگ ریشه شان میجوشد پس چگونه میتوان دوری آنها را از همدیگر قبول وباورنمود؟ آنها بهر جریانی متشکل باشند معنا ومفهوم دوری ازعضویت درخانواده ی بزرگ واحد دیموکراتیک را نمیدهد . ایشان با قوتبخشی وروحیه دادن نسل نوین و آینده سازان جامعه این پوتنسیال گهر بخش مبارزه را با قدرت وحدت وهمبستگی خویش نیرومندی بیشر میبخشند . بر مبنای همین باورمندی ثبات ومتانت سیاسی ،فراخوانهای پی درپی دلسوزان عدالتخواه اینجا وآنجا دیده میشود . «چیزی که سوال بر انگیز است با وصف تلاشها وپشت کار مبارزین برحق راه عدالت وترقی انگیزه ی مبارزه وکلید راه حل آن دشوار بنظر میرسد ».بهمین منظور وحدت ارگانیک نیروهای دلسوز وصدیق با وحدت دلسوزانه وارگانیک هدفمند با عزم استوار وآهنین ایشان بخصوص آنهایی که راه وحدت مجدد واحیای تشکلهای نوین را سر وسامان بخشیده وافتخاراتی بجا آورده اند. بارشد وانکشاف تشکل وحدت خواهی باعزم استوار وتفکر جمعی میتوان رسالت تاریخی خویش را بجا نمود .وکلید راه حل برونرفت وطرح وتیزس موثر وعملی را با تحلیل مشخص از اوضاع مشخص طراحی وپیشگش نمود ه طرحی که بمثابه کلید راه حل جمعی پیامدهای واحد هدفمندانه رابا خود داشته واز بنبست سیاسی گذشت . نگذاریم مکتبی که با قربانی فراوان حیات جاودانه بما بخشیده ، مکتبی که دولت تحت رهبری اش قدرتهای شرق وغرب جهان رابلرزه در آورده بود ،مکتبی که مارا با اشک ولبخند ایثار وفدا کاری ایستاده گی آموخت وحدت را ضامن پیروزی ما تعریف کرد .
بهمگان معلوم است که اکنون مادر شرایطی قرارداریم که نیروهای ملی ودموکراتیک برخی از کشورهای جهان درمیدان جنگ تابو های قدرت را شکسته اند ودرمسیر موفقیت روان هستند .در جهانی که ما زنده گی میکنیم آتش تنشها بیشتر از هر وقت دیگر شعله ور است ونظم جهانی شکننده وجهان دستخوش تغیرات سریع وتبدلات شدید قرار داشته وچرخش نامیمون جنگ ، بشریت را به مایوسیت میکشاند . بنابر آن مابه مثابه قشر آگاه روشنفکر رسالت تاریخی ما اینست که روزنه ی امید وآرامش را با قلم وگفتار ونوشتار خود به ارمغان بیاوریم وبر اصل خود یعنی وحدت عمل وضامن بقای خود برگردیم .
باعرض حرمت عبدالوکیل کوچی
وحدت درآزمون زمان
بیمار م از فراق ، آن رهروان وحدت
ایکا ش تا شودحل رنج ی کلان وحدت
در زنده گی بکردم ،جانرا فدای یاری
عمریست تا کشید م ، بار گران وحدت
هر روز گفته گفته عمرم بسر شد آ خر
ترسم ازآن سفربی، نام و نشا ن وحدت
ازد ید خو د ندارم ، تا ب توان فرقت
کو دیده ی که بیند رنگ خزان حدت
یکروزخوش ندیدم ، در باغ زنده گانی
زآندم که سوخت گلشن باآ شیان وحدت
برخیز تا براه ی ، یا ران خود شتا بیم
تا که عقب نمانیم از کاروان وحد ت
با جان ودل بجوییم این راه همد لی را
چون راه ما ست راه ، قربانیان وحدت
صد ا فتخا ر، بر آ ثار قلم بد ستا ن
پیوسته مینگارند ، خواست بیان وحدت
اما نمی شود با ، نقد ی اها نت آمیز
یا با دو سه مقاله شد قهر مان وحد ت
برخی شعار گونه ، در راه همگرایی
گامی نهند هستند ،خود ناقضان وحدت
با لحن تند توهین، چیزی بد ست ناید
با همدگرپذیریست ،شرخ بیا ن وحدت
آثارشعرمضمون،احساس وحدت ماست
ثابت قدم بمانیم ،در امتحان وحدت
با خواندن ونوشتن ، تنها کفا یتی نیست
اندر عمل بباید ، شد حا میان و حدت
با شدرسالت ی ما ،این همدیگر پذیری
هر رهروی ندارد ،تاب و توان وحدت
جز وحدت و تحمل ، راه دگر نداریم
راه رسیدن این است ،بر آستا ن وحدت
درهمچولحظه های حساس حکم تاریخ
بشتاب که همینست ، وقت زمان وحدت
در رزم پایداری ، با عزم و استو اری
باصبر و برده باری ،با راهیان وحدت
این راه حل شودطی ،باعزم رزمجویان
جانم فدای نام ی ، رزمنده گان وحدت
درجنگ جمع تفریق، ایستاده گی وفاقست
اینست رسالت ما ، همسنگران وحدت
تا کی به غصه باشیم از بیم اختلافات
بر خیز کن نگاهی کل بر جهان وحدت
با عزم آهنین ی ،یک راه حل بسا زیم
تا که رسیم دوباره ،بر آرمان وحد ت
برخیز تا براه ی ، اهدا ف پا ک میهن
تا که شویم موفق، بر امتحا ن وحد ت
باعرض حرمت
عبدالوکیل کوچی