زخمِ تبر
*** هر درختی ، از تَبَر در باغ شد تنی ، بر آن هزاران داغ زرد شد، از شاخه ، برگش ریخت رستنی ،هر چه در آن ، خشکید سوخت بر او آسمان را دل و زمین بر حالِ او بگریست باغبان را گو نجنبی گر تا که اندک فرصتی باقی ست؟ بر تبر زن…
بیشتر بخوانید