شعر،ادب و عرفان

بد شگون كيست؟ شاه و يا درويش؟

صبحگاهان يك شهى با چند يار عزم آن كرد تا رود سوى شكار چون برون آمد ز قصر خويشتن ديد مردى پينه پوش و ژنده تن مردكى درويش و زار و بى نوا چرك و ژوليده، بسى چركين قبا شاه اندر خشم و نفرت شد فرو فال بد پنداشت اين ديدار او گفت: كاين برگشته…

بیشتر بخوانید

با چنين وضع محالست كه بمنزل برسيم

ملت و توده شويم و به تكامل برسيم از شما نه زر و مالى ، نه قبا ميخواهيم نه بلند منزل و قصرى ز طلا ميخواهيم ما چو آسايش و يك صلح و صفا ميخواهيم محو ظلم و ستم و رنج و بلا ميخواهيم ما نه خواهيم نه كاخى نه زرى را ز شما بس…

بیشتر بخوانید

اختلال فکری در شعر

 دکتر بیژن باران   عارضه های ذهنی عمدتا 3 خوشه اند: 1- حال فرد مانند روانپریشی، افسردگی، 2قطبی، جنون. اضطراب. 2-شخصیت فرد مانند رفتار و گفتار نامتعارف و انعطاف ناپذیر. 3- فکر فرد در پراکندگی، بلوکه، نامنطقی، حاشیه پردازی. دوتای اولی در فکر و کردار هم تبلور می یابند. نمونه: غم در حال فرد فکرهای بدبینانه…

بیشتر بخوانید

جنگ و ترور

رسول پویان مرگ رازق انفجار دیگر است در دل دشمن شرار دیگر است شـیـرمـرد قـنــدهـار دیــرپـای رفـت؛ اما افتـخـار دیگر است ازجنایت های طالب خسته بود سینه بریان دلفگار دیگر است خصم پاکـسـتان و ضـد اجنبی مـرد جنگی نامدار دیگر است نه به امریکا و طالب گفته بود گر شهید جان نثار دیگر است تیردشمن…

بیشتر بخوانید

چیدمان شخصیت ها در داستان

نویسنده: لی مسترسون/ مترجم: علیرضا اجلی بیشتر نویسنده ها علاقه مندند وقتی می‌خواهند داستان بنویسند خواننده را با شخصیت اول همراه کنند و آنها را با خود به عمق دنیای پر از سرگرمی داستان ببرند. اما اکثر آن ها فراموش می‌کنند که به یک “چیدمان” مستحکم حمایت کننده احتیاج دارند و آن چیدمان است که خواننده…

بیشتر بخوانید

ده نکته برای نوشتن داستانی در حد انتشار

نویسنده: لسلی کاین ترجمه: علیرضا اجلی هر چه می خواهی بنویس. مشخص کن که برای تو چه جالب است، جالب ترین موضوعات را در زندگی ات پیدا کن، و از نگاه خاص خودت بنویس. بزرگترین مزیت ها در صنعت نشر این است که ما مالک داستانیم و تنها ما می توانیم بنویسیم. از این فرصت…

بیشتر بخوانید

تیر ستم

گریه میآید مرا با حال زار میهنم خورده چون تیر ستم قلب فگار میهنم با دریغ و با آلم آن گرد میدان نبرد از حوادث شد شهید آن نامدار میهنم‌ آن که نامش ( رازق ) و ورد زبان مرد و زن دشمن خصم وطن آن شهسوار میهنم هیچگاه تسلیم زور و زر نشد از…

بیشتر بخوانید

نشد كه نشد

گفتم كه كار ملك به سامان شود نه شد رحمى به حال مردم حيران شود نه شد لطفى نه شد به وضع پريشان اين محن شايسته گر كرامت انسان شود نه شد با محو جنگ و ظلمت و كشتار بيحساب يكسر لواى صلح نمايان شود نه شد اندر عمل پياده نشد كار و بارى نيك…

بیشتر بخوانید

سوگند دهمت

  هرچه از وحدت فرا رفتیم  رسوا تر شدیم خاک پای دشمنان و نوکرِ نوکر شدیم   تاجک و پشتون و ازبک بر سر هم کوفتیم گوییا با زورگویی قوم والاتر شدیم   ما به تاریخ بلند قرن ها چسپیده ایم چون حبابی در هوا بی ریشه و بی سر شدیم   پنجه های دست…

بیشتر بخوانید

کشور در آتش

رسول پویان بـاغ میـهــن از ثـمـر انـداختند در تــن جـنـگل تـبــر انداختند حاصل مارا ملخ ها خورده اند در دل خـرمـن شــرر انداختند کورشد چشم وطن ازدود شـان آتشی در خشک و تـر انداختند اسب پی کردند درمیدان جنگ غیزه را بـر کـون خر انداختند دل به فتوای سـعودی داده انـد حال و فردا در…

بیشتر بخوانید

باید یکی شویم

  سلیمان کبیر نوری   باید یکی شویم دریک صف فشرده و چون کوه استوار برضد اجنبیان جهانخوار نابکار برجانیان قرن، درس دگر دهیم درسنگر نبرد با طرح رهگشا از بند بردگی خود را رها کنیم درهر کرانه دام و قفس زیر پا کنیم باید طلسم شوم سیاهی بهم زنیم دشمن فنا کنیم باید یکی…

بیشتر بخوانید

در سوگ جنرال رازق

در سوگ جنرال رازق اين عيار مرد خاك وطن ما كه با كمال نامردى جانش را گرفتند و مانند ديگران با قتل هاى زنجيره يى و مهندسى شده از صحنه سياسى و نظامى حذفش كردند خدا حافظ، روانت شاد، يادت جاودان تو اى عيار مرد ارتش و طالب كش دوران تو را هم دست طاغوت…

بیشتر بخوانید

مرتجع

شرم‌ کن از خالق و از‌ کردگار ای مر تجع بگذر از‌ جور و جفای بی شمار ای مر تجع خون مردم میخوری چون شیر مادر ای دنی زهر جانت باد ای بی ننگ و عار ای مرتجع چوکی ات دادند تا اشک یتیمی بستری لیک مردم را نمودی اشکبار ای مرتجع کار مردم روز…

بیشتر بخوانید

ماتمسرا

چو عزم ميهنم كردم؛ نداء آمد، ميا اين جا شر اين جا، محشر اين جا و فريب و صد ريا اين جا اگر درد و بلا خواهى؛ دراين غمخانه، مهمان شو عليل اين جا، ذليل ايجا؛ غريب و هم گدا اين جا اگر شوق سفر دارى؛ از اين ويرانه دورى كن غم اين جا، ماتم…

بیشتر بخوانید