شعر،ادب و عرفان

دانش و آزادی

بیا تا در جهان فکر ما طرح نوی سازیم هر آنچه خام و فرسوده ست بنیادش بر اندازیم هرآنچه در گروبگْرفته تار و پود جان ما به تصمیم بسی والا، رها جان و بخود نازیم هر آنچه چشم بینا را به نادیدن دهد فرمان چنین فرمان کوری را میان آتش اندازیم درآن فکری که خاموشی…

بیشتر بخوانید

عشق میهن 

خطاب به رهبران واقعی و مسوولین احزاب سیاسی ملی و دیموکرات وطنپرست افغانستان! اگر به اصالت و سترگی اندیشه و آرمان والای دیرینه و سوابق پاک انسانی تان که میراث پر افتخار بجا مانده ئ مبارزات بی امان پرچمداران عقب نا گرد و تسلیم ناشده ئ جنبش آزادیخواه و عدالت پسند – مترقی و استقلال…

بیشتر بخوانید

بزم محبت

رسول پویان بـادۀ شــیـراز در جــام سـفالـیـن کرده اند خمـرۀ انگـور دل هـا را نگارین کرده اند جام جمشیدی به ذهن مست ساقی داده اند قصـۀ معشـوقـه را بـسیار دیرین کرده اند زینت عقل وخرد گرعشق وعرفان میشود جلوۀ خورشید دل را مهر برزین کرده اند خور بسی آسان از مشرق برآرد رُخ بناز تا…

بیشتر بخوانید

شهرتم در تذکره

  مرا در تذکره افغان نویسید ز هلمند و بسی نالان نویسید که نی نان و سرای بود و باشم بسی حیران و سرگردان ، نویسید مرا آن تاجیک زخمی بخوانید که مرمی خورده و نیم جان ، نویسید مرا هزارهء در آتش و خون ز تبعیض سوخته ، بریان نویسید و یا آن اوزبیک…

بیشتر بخوانید

رویای دل

رسول پویان باز گویی گردش چشمی بلای جان شدست خـانـۀ دل از نـگاه آتـشـیـن ویــران شدست گرچه درگوش دلم از صلح می گوید؛ ولی سـیـنـه میـدان نـبـرد نـاوک مـژگان شدست زلف مشکیـن را کـند آرام بـا دسـت لطیف بی خبرازآن که دل را اژدر پیچان شدست عـشــوه و نــاز و ادا دارد بــا رنـگ حـیـا…

بیشتر بخوانید

سپیڅلی او قهرمان افـغان ته

د سمیع الدین افغاني لیکنه معززو هیوادوالو!      ټولو ته څرګنده ده چې په هیواد کې د بې عدالتۍ ، فساو او انسان وژنې اصلي عاملین خپل سري ، لنډغر ټوپکماران  دي چې کلونه ، کلونه یې زمونږ د خلکو په سر نوشت لوبې کړي او زمونږ ډیری هیوادوال یې د مظالمو ، بدبختیو…

بیشتر بخوانید

« ازماست که برماست»

دانی از بهر چه ما بی خانه وماوا شدیم ؟ در تکدی دست پیشِ مردم دنیا شدیم دانی از روی چه کشور لانهء دشمن شده ست خانهء جاسوس و جانی ها و اهریمن شده ست ؟ دانی از چه آتش اندر جان ما و خانه شد ؟ هست و بودِ ما فنا ، آبادی ها…

بیشتر بخوانید

در سوگ مولانا عبدالکبیر فرخاری:

 به مناسبت نخستین سالگرد وفات شاعر نیک نام کشور مولانا عبدالکبیر فرخاری (فرخاری) گر زبان به سخن باز می نمود در نکته نکته شعر خود اعجاز می نمود چون عندلیب به باغ سخن نغمه‌گر شدی دلهای پُر ز عقده ز غم باز می نمود هر آنکه می شنید سخن دلنشین او یاد از کلام خواجه…

بیشتر بخوانید

گل مهاجر

برای صد ساله گی *آزادی* خصم تو چه بسیار و چه ماهر شده امروز در هر خم و هر کوچه مجاور شده امروز با کینه ی خوابیده چنان خو بگرفتی کزفتنه به آزار تو قادر شده امروز صد زخم زمان در بدنت بود و نهان بود امروز وطن درد تو ظاهر شده امروز پژمرد و…

بیشتر بخوانید

گنج مهربانی

  صفات حق لطیف وهم رحیم است به آدم مـیـم آن از مـهــربـانـیست شـرف بر آدمی درعقل وعلمست که فـرق او زحیـوان مهـربانیست کجـا گـنجد به تعـریف مهـربانی؟ همه آداب و اخلاق مهـربانـیست اگـر خواهی که نامت زنـده باشد حـیات جـاویـدان در مهـربانیست بمخلوق مهربان بودن بزرگیست نجات از دام شیطان مهربانـیست (الهه) گـنـج معنی…

بیشتر بخوانید

بشکند بازوی زورمندان!

امین الله مفکرامینی 2019-08-09 داروندار مادر وطن بر باد فنا رفت زدسـت دشـمـنان نوای بیداد گریها گسترده گشت ز زمــــین تــا آسمـان هریک بطرزی ملک آزاده کردند غلام وکـردندآقـایی که گویی جزشغالان نبودست شیران باین مٌـلک آبـایی آزاده گان برقفس کردند وبستند پــروبال آزاده گــا ن شیاطینی که جاه زده اند خودهـا درلباس فرشته گــان…

بیشتر بخوانید

جهان نو

میخواهم عصر دیگر و دَور زمان نو دَور نوی ز هستی و ما را نشان نو خواهم زمین دگر شود و این فضا دگر سقف دگر بنا شود وآسمانِ نو خواهم هزار چهرء دنیا یکی شود با عالم ریا که نشاید زبان نو انسان آن به نسل خودش مهربان بوَد نی تشنه گان به خون…

بیشتر بخوانید

نوای همدلی

رسول پویان بیا که جای تـو را در سرای دل کردم پـیام عـشق تـو را هـم نـوای دل کردم سرود عشق زاعماق جان شود بیرون عجب مـدار که آن را غـنای دل کردم شکست تاکه دل ازجورسنگ هجرانی به شوق وصل تو ازنو بنای دل کردم فـتــاده بـود بـه کـنـجی دلِ تک و تنها امـیـد…

بیشتر بخوانید

بخود آیید و بیدار شوید

آدم و شهر و گلاب وطنم سوخته اند آتش اندر دل و جان همه افروخته اند دامن نور ، خفاشان جهان برچیدند جامه ی تیره ی غم بر تن ما دوخته اند جای دادند ز سوریه به ویرانه ی ما گروه داعشی که تجربه اندوخته اند که چه سان سر ز تن خلق جدا بنْمایند…

بیشتر بخوانید