شعر،ادب و عرفان

بياييد و راحت به بار آوريد

بياييد و راحت به بار آوريد نه كه نفرت و انزجار آوريد به اين سرزمين دود و تفنگ گل و سبزه و لاله زار آوريد جدال و نفاق و ضرر تا بكى؟ به ما عزت و افتخار آوريد به اين ملك سرگشته شد سالها غم و رنج و يا انتحار آوريد وفاق و خلوص نيت…

بیشتر بخوانید

باز گاو پير مان كنجاره مى بيند به خواب

شرف غنى يك بار ديگر در انتخابات رياست جمهورى آينده، شركت ميكند تا ” كار هاى نا تمام ” اش را تمام كند. باز گاو پير مان كنجاره مى بيند به خواب باز ظالم مى كند ما را به تشويش و عذاب باز بسته آن ميان اش را به تصميمى پليد تا كزين هم بيشتر…

بیشتر بخوانید

شاه دزد

  دزد مزدند و دزد بهره ی کار عارشان ذره ای نه زین کردار می نشانندمان به خاک سیاه تا بر آرند کاخ ها تا ماه!…

بیشتر بخوانید

نه کېږي

له داسی خلکو کوم شی جوړ نه کيږی بغير رنگ و جنگ او چور نه کېږي د داسى رنج و درد او غصه درمان به چند تا خایین او مـزدور نه کېږي به جـز لاف و پتاق و وعده ى پوچ به فحش و طعنه و پيغور نه کېږي د دوى تر منځ هميشه جنگ…

بیشتر بخوانید

چې وختونه

چې وختونــه يـو پــــه بل پسې سبا شي حقايق د زمــــانې بــــه بـــرمــــلا شي چاچې کړي وي خيانت د قام په حق کې دا حتمي ده چې عالم کې به رسوا شي د رښتيا کاروان پــه مخه ځي تیریږي د خائن به دې کاروان نه لار جلا شي بې لــــه شکه پــــه قوي تکل او…

بیشتر بخوانید

تقدیم به قهرمانان، شهیدان ورفتگان صدیق وطن!

امین الله مفکر امینی 2018-25-10   نباشد بساط پرماتم تر ز میهن مــــــا در جـــهان که دلها آتش گرفته و دیده ها همــــــه گـــریا ن زهر کاشانه صدای ناله وشیون آیــــــد بـــگوش دیده ها کوروگوشها کروزبانها گشــــــته خموش اولاد شجاع وآزاده ای میهن راکننــــد نـــــــابود چنانی که پنداری نبودست زایشان هســــت وبود یکی را کفر…

بیشتر بخوانید

بد شگون كيست؟ شاه و يا درويش؟

صبحگاهان يك شهى با چند يار عزم آن كرد تا رود سوى شكار چون برون آمد ز قصر خويشتن ديد مردى پينه پوش و ژنده تن مردكى درويش و زار و بى نوا چرك و ژوليده، بسى چركين قبا شاه اندر خشم و نفرت شد فرو فال بد پنداشت اين ديدار او گفت: كاين برگشته…

بیشتر بخوانید

با چنين وضع محالست كه بمنزل برسيم

ملت و توده شويم و به تكامل برسيم از شما نه زر و مالى ، نه قبا ميخواهيم نه بلند منزل و قصرى ز طلا ميخواهيم ما چو آسايش و يك صلح و صفا ميخواهيم محو ظلم و ستم و رنج و بلا ميخواهيم ما نه خواهيم نه كاخى نه زرى را ز شما بس…

بیشتر بخوانید

اختلال فکری در شعر

 دکتر بیژن باران   عارضه های ذهنی عمدتا 3 خوشه اند: 1- حال فرد مانند روانپریشی، افسردگی، 2قطبی، جنون. اضطراب. 2-شخصیت فرد مانند رفتار و گفتار نامتعارف و انعطاف ناپذیر. 3- فکر فرد در پراکندگی، بلوکه، نامنطقی، حاشیه پردازی. دوتای اولی در فکر و کردار هم تبلور می یابند. نمونه: غم در حال فرد فکرهای بدبینانه…

بیشتر بخوانید

جنگ و ترور

رسول پویان مرگ رازق انفجار دیگر است در دل دشمن شرار دیگر است شـیـرمـرد قـنــدهـار دیــرپـای رفـت؛ اما افتـخـار دیگر است ازجنایت های طالب خسته بود سینه بریان دلفگار دیگر است خصم پاکـسـتان و ضـد اجنبی مـرد جنگی نامدار دیگر است نه به امریکا و طالب گفته بود گر شهید جان نثار دیگر است تیردشمن…

بیشتر بخوانید

چیدمان شخصیت ها در داستان

نویسنده: لی مسترسون/ مترجم: علیرضا اجلی بیشتر نویسنده ها علاقه مندند وقتی می‌خواهند داستان بنویسند خواننده را با شخصیت اول همراه کنند و آنها را با خود به عمق دنیای پر از سرگرمی داستان ببرند. اما اکثر آن ها فراموش می‌کنند که به یک “چیدمان” مستحکم حمایت کننده احتیاج دارند و آن چیدمان است که خواننده…

بیشتر بخوانید

ده نکته برای نوشتن داستانی در حد انتشار

نویسنده: لسلی کاین ترجمه: علیرضا اجلی هر چه می خواهی بنویس. مشخص کن که برای تو چه جالب است، جالب ترین موضوعات را در زندگی ات پیدا کن، و از نگاه خاص خودت بنویس. بزرگترین مزیت ها در صنعت نشر این است که ما مالک داستانیم و تنها ما می توانیم بنویسیم. از این فرصت…

بیشتر بخوانید

تیر ستم

گریه میآید مرا با حال زار میهنم خورده چون تیر ستم قلب فگار میهنم با دریغ و با آلم آن گرد میدان نبرد از حوادث شد شهید آن نامدار میهنم‌ آن که نامش ( رازق ) و ورد زبان مرد و زن دشمن خصم وطن آن شهسوار میهنم هیچگاه تسلیم زور و زر نشد از…

بیشتر بخوانید

نشد كه نشد

گفتم كه كار ملك به سامان شود نه شد رحمى به حال مردم حيران شود نه شد لطفى نه شد به وضع پريشان اين محن شايسته گر كرامت انسان شود نه شد با محو جنگ و ظلمت و كشتار بيحساب يكسر لواى صلح نمايان شود نه شد اندر عمل پياده نشد كار و بارى نيك…

بیشتر بخوانید

سوگند دهمت

  هرچه از وحدت فرا رفتیم  رسوا تر شدیم خاک پای دشمنان و نوکرِ نوکر شدیم   تاجک و پشتون و ازبک بر سر هم کوفتیم گوییا با زورگویی قوم والاتر شدیم   ما به تاریخ بلند قرن ها چسپیده ایم چون حبابی در هوا بی ریشه و بی سر شدیم   پنجه های دست…

بیشتر بخوانید