شعر،ادب و عرفان

قلب حزین عید

رسول پویان عیدتان درخاک وخون افتاده باقلب حزین کـس نمی بینم که باشـد مـردم ما را معین بر پلاس غـم نـشسته خلـق مظـلوم وطـن مـادران داغ بـر دل نـو عـروسـان غمین گله و باورت جای نقـل و شیرینی گرفت جـشن و شـادی را کـند ماتـم بمب آتشین طفلکان را انتحاری می کشد در عیدگاه وقت…

بیشتر بخوانید

شکایت از صهیونیست

  تقدیم به تمام کارگران جهان ، گویوم و غیر گویوم!                                                                    برای صهیونیست بودن… الزامی در جهود بودن نیست در هر جای زمین یک کاپیتالیست انحصار طلب جنایتکار… و وحشی می تواند یک صهیونیست تلقی بشود   ملیت… ودین نه از عوامل اصلی کافیست که او … حامی امپریالیست ها باشد   ما…

بیشتر بخوانید

   عید رمضان

                 باز در کوچه ما حال و  هوای عید است سفره خالیست وحیات همه در تهدید است روز وشب  ناله و فریا د  تن غرقه بخون خوشدلی رخت ازین روزنه هابرچیدست عید یک موهبت مقدس وصدق  صفاست دوستی   و هد ف از آشتی ومهر وفاست لیکن افسوس که…

بیشتر بخوانید

حرف بی عمل 

به حرف بی‌ عمل‌ هرگز مرا باور نمی‌ آید که‌ آرامی از این‌ گفتار در کشور نمی آید. مگر از‌ روز اول قسمت ما این چنین بوده دلش‌ سوزد به حال ملتش رهبر‌ نمی آید مگر کوچیده مهر و الفت از قاموس انسانی به پرسانت کسی‌ از‌ خود به‌ پشت در‌ نمی آید. امید روز…

بیشتر بخوانید

سرانجام انتخابات قلابی و دو پادشاه در یک اقلیم!

  کمباور کابلی (پرده ء نخست) +++   آن یکی گوید که عثمانی۱، رود این یکی بهر او فرصت می خرد!  آن یکی چون فیل بادی ، پر صدا  این یکی کردست « فیشن شو» به پا عبدالله ، آهنگ « لندن» ساز کرد اشرف آغا، سوی چین ، پرواز کرد ناگهان ، عثمانی معزول…

بیشتر بخوانید

غارت باغ انسانی

رسول پویان درین زمانه دل ازجور خار می لرزد ز چـیـغ و ولــولـۀ لاله زار می لـرزد ز قتل و غارت گل هـای باغ انـسانی ز درد و زخم سکوت هـزارمی لرزد ز انهـدام طـبـیـعت ز غـارت هـسـتی به دست قـدرت سرمایه دار می لرزد بجای سبزه وگل رابش پلاستیک است بـیاد بـاغ و گل…

بیشتر بخوانید

رحمت حق 

مرثیه‌در وفات مرحوم سلیمه ثنا خانم دوست عزیزم محمد اسحاق ثنا زندگانی بی تو در باغ (ثنا) رنج آور است مرغ روحش در قفس آشفته بی بال و پر است خوبی وصفت سلیمه در خصالت بر ملاست این سخن سر مشق اوراق هزاران دفتر است کشور دل را (ثنا) آزارد از رنج و گداز صفحه…

بیشتر بخوانید

خاطرات ماندگار 

در رثای همسر مرحومم (سلیمه) ثنا سلیمه‌ رفت و قلب من فگار است چون لاله خون چکان و داغدار است‌ تمام ویژه گی های خصال‌ اش به ذهن و خاطراتم ماندگار است ثمر‌ از باغ نیکی چید و کوچید از این خوبی چی‌ گویم بیشمار است زبانش‌ذکر حق تکرار‌ میکرد صفات دیگرش شب زنده‌ دار…

بیشتر بخوانید

پیوند زیبا

      برادر گرامی محترم داکتر صاحب ایماق سلام بر شما !     بدین وسیله  من و خانمم چهلمین سالروز عروسی  شما را با خواهر گرامی ام انابت جان ایماق ، از صمیم دل تبریک  و شاد باش گفته ، پیروزیهای روز افزون برای خانوادهٔ گرامی تان   از بارگاه رب العزت تمنا می نما ییم .  …

بیشتر بخوانید

دام تزویر

رسول پویان چـرا آیین را بازیـچه کردند پــیام تین را بـازیـچه کردند گهی ترسا و گه مسلم برآیند خدا و دین را بازیچه کردند نه تنها دین به دنیا میفروشند خودِ پـیشن را بازیچه کردند خلاف دانـش و علـم وراثت نژاد و ژِن را بازیچه کردند اســیر دام تـزویـر سـیاسـت دل مسکین را بازیـچه کردند…

بیشتر بخوانید

حرف‌دل

آخر ای مرد حماقت پیشه‌ی دور حجر از درخت باغ تحصیلت نمی چینی ثمر؟ چون عجوز افتیده‌ی در لای انبار فساد از عقیمی کی صدف زاید ز دل نقد گهر تو نمک سودی به زخم سینه‌ی میهن پرست در تبانی با شیاطین بسته‌‌یی محکم کمر سکته‌ رانی کشتی بشکسته‌ی دریای تند ناخدا در ژرف گردابی…

بیشتر بخوانید

چشم پر اشک 

سرا‌ پای وجودم‌بستر درد نمی‌دانم‌به این‌دردم‌ چه ها‌ کرد به‌ هر سو بنگری چشمی پر از اشک نه زن را‌خنده بر لب یا هم از مرد به نیم تن کشد آتش زبانه که نیم دیگرم یخ‌ بسته و‌ سرد جوانی نخل سبز بود و اما که برگ سبز‌ آورد آخرش زرد ز کوی یار‌ هر…

بیشتر بخوانید

سرود سوگواران سر کن ای خنیاگر تاریخ

نویسنده   : مهرالدین مشید   سرود سوگواران سر کن ای خنیاگر تاریخ که آن یاقوت بی همتا، فتاد از افسر تاریخ این بیت از شاعر معنی آشنا، سخن شناسی ارجمند، سخنوری ذهین و فرهیخته مرد نام آشنا و محبوبی است که با داشتن حافظۀ توانا نه تنها در قلب های سخن شناسان معاصر کشور جای…

بیشتر بخوانید

امواج عشق

  رسول پویان کـورۀ آتـشفـشان عـشـق گـر فـوران کند سلطۀ زور وسیاست را ز بن ویران کند می کند بیخ سـراب وهـم را امـوج عشق تا که نـور گـوهر دریای دل جـریان کند صبرافزون زخم رابدخیم کندلیکن عشق زخم خونین دل هجران کشان درمان کند شورش اندازدبه شهرعشق تا ازروی ناز کاکل و زلف پریشان…

بیشتر بخوانید

حال‌وطن 

به گل امروز گلبویء نمانده به بوستان سروی‌دلجویء نمانده مگر ابر است عقیم از آن نبارد ز آب یک قطره در جویء نمانده صدا اندر گلو ها گشته خاموش به سر شور و هیاهویء نمانده عدالت مرده در دیوان‌ قاضی کند میزان ترازویء نمانده ز حال مردم میهن چه پرسی‌ به جز یک عده بد…

بیشتر بخوانید