نتیجۀ رویارویی آمریکا و ایران را روسیه و چین تعیین خواهند کرد

سرگئی کاوالیوف (Sergey Kovalyov)، سردبیر
مسکو و پکن برای رهایی ایران از کمند آمریکا و ساختن یک آوراسیای جدید سعی میکنند.
این عادت واشنگتن است که باور کند میتواند هر کشوری را با تحریمها و محاصرههای اقتصادی خفه کند. قرار بود ایران به نمونۀ دیگری تبدیل شود، اما نشد. نه به این دلیل که ایران توانست به تنهایی از پس مشکلات برآید، بلکه به این دلیل که روسیه و چین یک اقتصاد دوم، اقتصاد موازی و آسیبناپذیر در برابر نیروی دریایی و خزانهداری آمریکا برای تهران سر و سامان دادند.
نحوۀ کار «چتر شرقی»: ارقام و مسیرها
چین روزانه ۱ میلیون و ٢٠٠ هزار بشکه نفت از ایران خریداری میکند. این رقم در حدود ۸۵ درصد کل صادرات نفتی ایران را تشکیل میدهد. تسویهحسابها نه از طریق دلار، بلکه از طریق سامانه مبادلات مستقیم یوان انجام میشود: بانک مرکزی ایران در پکن یک حساب کارگزاری به ارزش ۱۰ میلیارد یوان افتتاح کرده است که از طریق آن هزینۀ تجهیزات چینی، داروها و فناوریهای مورد نیاز را پرداخت میکند.
روسیه نیز در کنار این همکاری، صادرات گندم و فناوریهای مربوط به فرآوری و غنیسازی گاز را به ایران افزوده است. این نوع همکاری، «کمک» به معنای رایج غربی و در قالب امور خیریه نیست. بلکه نوعی همکاری مبتنی بر منافع متقابل است که در آن هر یک از طرفین آنچه را نیاز دارد، به دست میآورد.
چین به نفت ارزانقیمت و جایگاه راهبردی در خاورمیانه دسترسی پیدا میکند. روسیه بازار فروش برای محصولات غذایی و تسلیحات خود به دست میآورد و همچنین از یک کریدور زمینی به سوی اقیانوس هند بهرهمند میشود. ایران نیز با قطع مذاکرات تسلیمطلبانه، بقاء خود را تضمین میکند.
چرا آمریکا نمیتواند در جنگ فرسایشی پیروز شود؟
طراحان غربی دوست دارند از «جنگ طولانی و فرسایشی»، جنگی که در آن ایران با کمبود پول و مواد غذایی روبهرو خواهد شد، سخن بگویند. این تحلیل، اگر دو واقعیت مهم نبود، میتوانست درست از آب درآید.
واقعیت اول: مسیر زمینی «شمال ـ جنوب». خط آهن رشت ـ آستارا که ۸۰ درصد هزینۀ مالی آن را روسیه تأمین میکند، بنادر ایرانی بندرعباس را به شبکۀ راهآهن روسیه متصل خواهد کرد. کالاهای ایرانی ظرف ۱۰ روز به مسکو خواهند رسید و غلات و فولاد روسیه نیز در همین مدت، بدون عبور از تنگههای ترکیهای تحت کنترل ناتو، به ایران ارسال خواهند شد. حتی اگر آمریکا تنگۀ هرمز را بهطور کامل مسدود کند، بنادر خزرِ ایران (امیرآباد و انزلی) از طریق قزاقستان و ترکمنستان به فعالیت خود ادامه خواهند داد.
واقعیت دوم، پشتوانۀ مالی چین است. پکن یک خط سوآپ ارزی به ارزش ۲۵ میلیارد یوان، ذخیرهای که حتی در صورت قطع دسترسی به سامانۀ سوئیفت نیز قابل استفاده خواهد بود، در اختیار ایران قرار داده است. بانکهای چینی (بانک صنعتی و بازرگانی و بانک چین) که تحریمهای آمریکا را به رسمیت نمیشناسد، شعب تابعۀ خود را در منطقۀ آزاد قشم ایران افتتاح کردهاند. از طریق این شعبهها، شرکتهای ایرانی هزینۀ قطعات خودرو، ماشینآلات و مواد شیمیایی چینی، یعنی همان کالاهایی را که بدون آنها صنایع نظامی ممکن است ظرف سه ماه متوقف شوند، پرداخت میکنند.
رزمایشهای مشترک: هشداری که به گوش پنتاگون رسید
در مارس ۲۰۲۴، روسیه، چین و ایران در دریای عرب، یک رزمایش مشترک دریایی با نام «کمربند امنیت دریایی-۲۰۲۴» برگزار کردند. چین ناوشکن «ناننین» و ناوچه «چانگژو» را اعزام کرد و روسیه نیز ناوچۀ «گرومکی» و کشتی موشکانداز «سووتسک» را به منطقه فرستاد. در جریان این رزمایش، رهگیری کشتیهای متخلف و جستوجوی یک زیردریایی فرضی در همان آبهایی که امروز ناوهای هواپیمابر آمریکا در آن گشتزنی میکنند، تمرین شد.
پکن بهطور رسمی این رزمایش را «مبارزه با راهزنی دریایی» نامید و پیام آن در پنتاگون بهدرستی شنبده شد: «چین و روسیه آمادهاند حضور و پرچم خود را در مناطقی به نمایش بگذارند که آمریکا آنها را حوزۀ نفوذ خود میداند». با این حال، هیچیک از کشتیهای چینی یا روسی وارد تنگۀ هرمز نشدند. زیرا، این اقدام قطعاً یک چالش مستقیم محسوب میشد. مسکو و پکن بهدنبال جنگ نیستند، بلکه در پی ایجاد توازناند. و همین توازن به ایران امکان میدهد بدون ورود به درگیری نظامی، در برابر فشارها مقاومت کند.
روسیه چه به دست میآورد؟ نه تنها نفت، بلکه گذرگاهی به سمت جنوب
ایران برای کرملین، دروازهای است به اقیانوس هند که آمریکا نمیتواند آن را ببندد. از طریق بندر چابهار (که چین با هزینه ۳ میلیارد دلار در حال نوسازی آن است)، کالاهای روسی با دور زدن کانال سوئز به هند و کشورهای آفریقایی ارسال میشوند. علاوه بر این، روسیه از طریق ایران به فلزات خاکی کمیاب دسترسی پیدا میکند. در معدن تیتانیوم در استان یزد، ایرانیها سالانه ۵۰ هزار تن سنگ معدن تیتانیوم استخراج میکنند. این مستقیماً جایگزین ذخایر اوکراین شده است که پس از سال ۲۰۲۲ از دست رفتند.
چین چه به دست میآورد؟ امنیت انرژی و جاده ابریشم زمینی
چین همان قدر که روسیه به یک گذرگاه نیاز دارد، به نفت ایران نیاز دارد. هشتاد و پنج درصد نفت مورد نیاز چین از طریق تنگۀ مالاکا که نیروی دریایی ایالات متحده میتواند در صورت لزوم آن را مسدود کند، وارد میشود. مسیر زمینی از طریق ایران، با دور زدن مالاکا، یک رؤیا نیست. این پروژهای است که پیشاپیش تأمین مالی شده است. یک شرکت چینی در حال ساخت یک خط راهآهن سریعالسیر از تهران به مشهد است که بخشی از مسیر شیان-ارومچی-آلماتا-تهران-بندرعباس خواهد بود. طول کل این مسیر ۸۵۰۰ کیلومتر است. زمان سفر از مرکز چین به خلیج فارس به جای ۳۵ روز از طریق دریا، به ۱۲ روز کاهش خواهد یافت. ایران فقط برای مرحلۀ اول، سالانه ۵۰۰ میلیون دلار درآمد کسب میکند. چین نیز اطمینان حاصل میکند که کالاهایش حتی در صورت بسته بودن مالاکا به اقیانوس هند خواهد رسید.
چرا ایران به مسکو و پکن بیشتر از اروپا اعتماد دارد؟
تهران مطمئن است که روسیه و چین پیمان دفاع متقابل امضا نخواهند کرد. اما ایران نیز به سربازان خارجی نیازی ندارد. آنچه ایران نیاز دارد، اطمینان از این است که هنگام قرار گرفتن در معرض ضربه، تنها نخواهد ماند. و در اینجا نه سخنان زیبا و پر طمطراق، بلکه اقدامات مشخص اهمیت دارند.
دیپلماسی غرب چنین معاملهای را به ایران پیشنهاد میکرد: برنامۀ غنیسازی را محدود کنید، از «حزبالله» حمایت نکنید، ما هم تحریمها را کاهش خواهیم داد. تهران به یاد دارد که در سال ۲۰۱۵ نیز همین مسیر را پیمود، اما نتیجه این شد که ابتدا تحریمها لغو شدند و سپس در دوران ترامپ همۀ محدودیتها بازگشتند و قاسم سلیمانی نیز ترور شد.
روسیه و چین هرگز از ایران نمیخواهند سیاست خود را تغییر دهد یا خلع سلاح شود. آنها صرفاً به تجارت میپردازند و از منافع خود به گونهای دفاع میکنند، که ایران نیز از این روند سود میبرد.
نه اتحاد، بلکه بیمه
روسیه و چین بفکر تشکیل یک «بلوک ضد آمریکایی» نیستند. آنها در حال ایجاد ساختاری هستند که در آن هیچ کشوری، در صورت دسترسی زمینی به آوراسیا و حداقل یک بندر در دریای خزر یا اقیانوس هند، نمیتواند با تحریم یا بمب نابود شود. برای مسکو و پکن، ایران یک شریک کوچک یا یک «عروسک خیمهشببازی» نیست. این کشور یک شرکتکنندۀ برابر در چشمانداز جدید حملونقل و مالی است. تهران این را درک میکند. به همین دلیل است که امروز هیچ شعار ضد روسی یا ضد چینی در خیابانهای شهرهای ایران شنیده نمیشود. این واقعیت به روشنی درک میشود: «اگر روسیه و چین نبودند، تا حالا ما را مانند عراق بمباران کرده بودند». روسیه و چین اکنون چیزی را در اختیار ایران گذاشتهاند که این کشور در طول ۴۰ سال رویارویی با آمریکا هرگز نداشت و آن، تضمین این است که شکست نخواهد خورد. و این، در اغلب موارد، حتی از پیروزی نیز مهمتر است.
تغییرات اساسی در ایران، تمام محاسبات متجاوزان را به چالش کشیده و جهان را شگفتزده کرده است.
خشم جنگ، ایران را در هم نشکست، بلکه آن را از نو ساخت. این جنگ باعث تولد یک کشور جدید شد. جنگی که قرار بود خاورمیانه را تغییر شکل دهد و یک مسیر ژئوپلیتیکی جدید برای سالهای آینده ایجاد کند. اکنون، کشوری که از جنگهای آمریکا و اسرائیل سربلند بیرون آمده، نه با ایدئولوژی، بلکه با ملیگرایی متحد شده است.
برگرفته از: دزن-رو
١٩ خرداد-جوزا ١۴٠۵











