از جنگ تنگههای تجاری تا جدال ناموسی ترامپ و ماکرون
از اخلاقگریزی متمدنها تا تحریم ایران سوی جهان تحریم جهان از سوی تهران
گریز از حقیقت ایرانشهری بودن افغان و غیر افغان ممکن نیست. بخواهی یا نهخواهی.
محمدعثمان نجیب
نمایندهی مبان
#########################################
چنانی که انتظار میرفت، ملاقات ایرانیان و آمریکایی ها در پاکستان شکست.
در این میان تحقیری که پاکستان در خاک خودش از سوی آمریکا شد، نشانهی خوبی برای پایان مثبت اندیشی ملاقات ها خیلی نزدیک به صفرست. به ما مردم غیر افغان، هر دو حالت فایدهیی نه دارد. پاکستان اصلا قابل اعتماد نیست. برخی رسانهها گزارش دادند که آمریکاییها بیشترین مقامات پاکستانی را پیش از ورود به محل ملاقات، بازرسیهای شدیدبدنی کرده اند.
میگویند برای شناختن انسانها، بایستی یا همراه وی باشی در یک سفر، یا سروکاری با وی داشته باشی در یک حضر و یا هم رهروی باشی در یک گذر. جنگهای متعارف و غیر متعارف و متقارن و نا متقارن سیاسی و نظامی و هجومی و دفاعی، گزینههای شناسایی انسانهاست. به ویژه در درگیریهای جهانی از طیفِ جنگهایی که ترامپ اخیراً راه انداخته است.
اما تاریخ نشان میدهد که خونخوارترین جهانگشای جنگی مانند چنگیز و مقتدرترین جهانگشای تاریخ مانند اسکندر مقدونی و حتا هیتلر و استالین هم در دوران جنگهای شان، خطوط قرمز حیثیتی را رعایت کرده اند و از کشورگشایان اسلام مانند ابوبکر صدیق و عمر فاروق و عثمان جامع القران و علی، شمشیر زن نامدار اسلام، هیچ کدام در میادین نبرد یا پس و پیش از جنگها، ادبیات بازاری و کوچهیی نه داشته اند و هتک حرمت و حریم خصوصی یک دگر را نه کرده اند.
در دوران معاصر و جنگهای ترامپیستی، ادبیات وقیحانهی هتک حرمت حریم خصوصی و توهین به ملتها نه تنها اساس گذاشته شد که به عنوان یک راهبرد اعلام ناشده در سراسر کابینهی آمریکای ترامپی بستر گسترد. تاریخ چند سال پسین پسا انتخاب ترامپ نشان داد که برخی وزرای کابینهی ترامپ هم توهین و تعرض به خانهوادهها و شخصیتها و خبرنگاران و روزنامهنگاران را افتخار قدرتنمایی میدانند.
آنچه مهمست، خونسردی ایرانیها در مقابل تهدیدات، توهینها و فرافکنیهای ترامپ را میتوان یادکرد که این حوصله ریشه در سنت اسلام و حدیث پیامبر اسلام دارد. چون ایشان فرموده اند، هرکسی دگری را لعن کند و توهین نماید، در حقیقت به خود و خانهوادهی خود توهین کرده است. دو دگر این که آنان بُعد اخلاقی دیپلماسی سخنوری را رعایت میکنند. موردی که ترامپ اصلاً در راه آن نه رفته است. این سقوط منش اخلاقی را در تاریخ اگر ترامپ نخستین کسی نه بوده که رقم زده، بیگمان که آخرین هم نه بوده. یعنی اول و آخر ترامپ بوده.
کشانیدن گافهای احتمالی حریم خصوصی ماکرون و همسرش از سوی ترامپ، یک بدگفتاری خیلی خیلی زشت بود. در مقابل دفاع ماکرون با نشر تصاویر ملانیا ترامپ با اپستین، اوجی از انتقامگیری جنگ رسانهیی دو رهبری بود که هر کدام مدعای تمدنی دارند. تمدن فرانسه که غیر قابل انکارست و تمدن شهروندی ترامپ با توجه به تاریخ کمپای ساختار جغرافیایی آمریکا، نوپاست. البته که همه مردم هر دو کشور یا رهبران شان چنین نیستند. اگر من جای ماکرون بودم، با یک حرکت نمادین، یک جملهی کوتاه اتمگونه برای ترامپ مینوشتم. به هر رو ارچند عمل باالمثل ماکرون حقش بود، مگر با توجه به موقعیت کاری و سیاسی و جهانی وی، قابل دفاع نیست که خودش را به سطح ترامپ نزول شخصیتی داد. چنانی که وجدان مردهی کلینتون، به خاطر کتمان جنایات خودش، حتا ترامپ را بیگناه خواند و شهادت دروغ داد. در مقابل وجدان بیدار یک شهروند عادی آمریکا که به دلیل رای دادن به ترامپ، با گریه از مردم عذرخواهی کرد.
این لجامگسیتختهگی تمدنی ترامپی، فرایند بد جنگ قرن بیستویک در عصر فوق مدرنیته است که حتا ماشینهای خردورز هم مخالف آن اند، انسانها را در جای شان بگذارید.
کشوقوسهای ترامپ با جهان، به سوژههای طنازی هم تبدیل شده
کنشگران دانا و واکنشهای منفی شان!
خیلی طنزپردازان جهان هم گفتههای ترامپ را نقد کرده اند. مثلاً یک کاربر کشور ما در صفحهی فیسبوک خودش چنین نوشت:
« میگویند ترامپ بیچاره این روزها بد رقم به جنجال دو تنگه گیر افتاده است.
تنگه هرمز که باز کردنش کار را با ترامپ سخت کرده است. چنانکه گاهی از آبادی عقل و خرد بیخی بیرون میزند وارد وادی هزیان و یاوه میگردد. ولی همچنان این تنگه لعنتی بسته مانده است. شاید جی دی دنس به کمک شهباز شریف گره از کار بگشاید، اما دیده شود چه میشود.
دوم تنگه ملانیا که د غم بستناش مانده است. به زمین و زمان میکوبد تا شاید این تنگه لعنتی از شر جفری اپستین بسته شود، اما نمیشود که نمیشود.
روز قبل خود ملانیا جان آستین بالا زد تا شاید بتواند وانمود کند که این تنگه همیشه بسته بوده است. ولی مکرون رئیس جمهور فرانسه مثل اسپنتا صاحب شاهد شد که نه بابا این تنگه مثل سابق تنگه هرمز همیشه بدون عوارض باز بوده است.
نقل به مضمون »
در کشاکش جنجالهای جهانی میان ایران و آمریکا و اسراییل، خیلی کنشگران مسلمان هم طی طریق نظریهپردازی کردند. همانگونه که انتظار نه داشتیم، اخلاق از سوی ترامپ زیر پا شود، منتظر نه بودیم که دانشمند گرامی کشور ما هم بیخودی به گدار بزنند. جناب لعلزاد گرامی که در واکنشهای اخیر شان پیرامون هر موضوعی برخلاف خروش موج حرکت میکنند، با واکنش عاطفی ناوارد، ایرانیان را دزدان سر تنگه شمرده و در صفحهی فیسبوک شان چنین نوشتند که از سوی استاد عطاء الله صفوی نقد هم شده:
«شرم تاریخ اصطلاح «دزدان سر گردنه» در تاریخ رایج بود امروز اما شاهد ظهور پدیده ای مشابه زیر نام «دزدان سر تنگه» هستیم!»
پاسخ ما هم به استاد گرامی لعلزاد صاحب اینست!
شما با یک تیر خطا، دو نشان جفا زدید. هم به هموندان تان و هم به همزبانان تان. در جهان تنها همین تنگهی هرمز بود که ایران سخاوتمندانه از آن عوارض نه میگرفت. وقتی آمریکا بیدارش کرد، دگر نادیدهگیری یک سرمایهی اندوزی ملی برایش گناه بود. اگر به قول شما ایران دزد سر تنگه است، پس جهان همه دزد سرگمرکات هوایی و زمینی و بری و بحری و شاهرایی اند. البته که منطق ما را دلیل دفاع از رژیم ایران نه پندارید، چون میدانیم که آخوند ایران دوست تاجیکان کشور ما نیست. مگر منطق ایستایی آنها را حلاجی کنید. رژیم ایران که آشکارا دشمن ماست میدانیم. مگر هم اکنون طالب دشمن دگر ما در زادگاه خودِ ما، از کراچیوان روی جاده به اجبار عوارض ظلمانی نه میگیرد؟ پس نه باید شتابزده به شکارگاه بروید.
جایش بود که شما در کنار مردم تان، رضا پهلوی را خطاب کرده و میگفتید که مردم عام افغانستان هرگز تروریست نیستند. این که رژیم ایران طالب تروریست پرورده و به کشور ما فرستاده، کار ما نیست. چنانی که شما خود، اسراییل و آمریکا را برای ویرانی کشور تان و شهادت مردم تان فرستادید و بمبارمان شان کردید. در روز نخست بود که بیش از دوصد کودک ایرانی قربانی حامیان شما شدند و شما سکوت کردید. دفاع تاجیکان از ایران هم، دفاع تمدن کهن ایرانشهری باستانست، نه عشق داشتن به رژیم آخوندی.
ایران چهگونه از تحریم شونده به تحریم کننده تبدیل شد؟
تجربههای تاریخی نبردها برای بقا نشان داده اند که اعمال محدودیت حتا برای افراد، آنها را مجاز میکنند تا راهی بر عبور از منجلاب محدودیتها بگشایند. این مشخصه در مورد کشورهای زیادی مثلاً کوریای شمالی و ایران مصداقست. آنچه در نخستین لحظاتِ اعمالِ محدودیتها به هوش میرسد، تقویت قوهی دفاع و تهاجمست بر ضد حمله است. موردی که کشورهای همچو ایران با داشتن گذشتهی کهن تاریخی از دورهها هخامنشیها، کوروش کبیر، شاهپورهای اول و دوم، ساسانیها و آریو برزنها و کاوههای آهنگر، طاهرهای پوشنجی ووو… در پی آن بودند. میراثداران امروز ایرانشهری بدون نظرداشت حس مذهبی، سیاسی و تباری راه شان را برای اقتدارگرایی میهنی ادامه دادند. تحریمها فرصتهایی خوبی بودند که در رشد تواناییهای ظرفیتی دفاعی از آنها کار گرفتند. به قول عام، داشتهی شان آمد به کار. این جنگ ارچند برای ایران سخت بود و ویرانگر و کشنده، مگر برای ابد آن را از تحریمها توسط خود ایران رهانید، یعنی اقتدار بود که ایران توسط آن از تحریم ها رهید و با قبضه بر تنگهی هرمز، تحریم بر مهاجمان را رقم زد و افزون بر پیروزی نظامی، پیروزیهای سیاسی و دیپلماتیک را به دست آورد، تا آنجا که آمریکای ابر قدرت و اسراییل زبردست منزوی و شکسته شدند و جهان برتری فاز جدید ساختار هژمونی انتقال قدرت برتر از غرب به شرق شد.
ما به آقای پهلوی میگوییم!
بر خلاف شما و برخلاف همرسانیهای نا آگانهیی که برخی کاربران شبکههای مجازی میکنند، هیچ مسلمانی از جهان نه خواسته تا کسی وی را از اسراییل حمایت کند. این شیوخ عیاش اعراب اند که از مسلمانهراسی، به نامسلمانی چون آمریکا و اسراییل پناه برده و خدا را فراموش کرده اند. لطفاً در همرسانی نقل قولها خِرَد به کار برید.
رد توجیه نامعقول گفتار یک بانوی غیر افغان!
به قول منابع خبری:
(حنیفه گیرووال، معاون پیشین والی کابل و فعال حقوق بشر، در شبکه اجتماعی ایکس با انتقاد از «استانداردهای دوگانه» نوشته است که برخی افراد از یک سو تأکید میکنند نباید گروه فاطمیون را به کل مردم افغانستان نسبت داد و آن را تروریستی دانست، اما از سوی دیگر خودشان ط!البان را به تمام قوم پشتون نسبت میدهند؛ از جمله ورزشکاران، سیاستمداران، نخبگان، مردم عادی و حتی زنان و مادران، و آنان را «زنان تر.وریستپرور» میخوانند.
او این رفتار را متناقض خوانده و تأکید کرده است که پیش از انتقاد از دیگران باید به قضاوتهای خود نیز توجه شود. ». این اظهارات در حالی مطرح شده که رضا پهلوی پیشتر گروه فاطمیون را که از برخی هزارههای شیعه افغانستان تشکیل شده، «تر.وریستی» خوانده بود؛ موضوعی که با واکنش برخی فعالان مواجه شده و آنان تأکید کردهاند نباید یک گروه را به کل یک قوم نسبت داد.)
موضع ما در رد گفتار بانو گیرووال!
نه، این خانم گیرووال که حالا دانستم، معاون نا مستحق والی نا مستحق کابل بود، راست میگوید و نه سایتی که گفتار آن را بازرسانی کرده.
فاطمیون گروه تروریستی نیابتی اهل تشیع و مورد قبول آخوندهای شیعهی ایرانست که قدرتی به ایشان سپرده نه شده، تنها اجیر جنگی مذهبی اند و فراتر از مرزهای کشور ما، در خدمت بیگانههاست. اما برای طالب قومی، یک کشوری مانند کشور ما به تنهایی سپرده شده و همین یک قوم با جهان تعامل دارد و بالای باقی ملت، غیر از قوم افغانا خودش، سیطرهی جابرانه دارد. پس نه باید این دو را کنار هم قرار دهید و جنایات افغانی طالبانی تان را توجیه کنید. یا شما میدانید که در دوران جمهوریتها خلیلزاد حتا دزدان همتبارش را حمایت کرد. اختر لوچک و فرزندانش در بیست سال پسین به حمایت خلیلزاد کرزی و غنی فراری، استان بلخ و همهی شما را چپاول و غارت نموده، در دهها آدمربایی، سرقتهای مسلحانه، باجگیری از مردم هیچ کوناهی نه کردند، زمانی که حکم گرفتاری شان صادر شد، همین سه پست بیوجدانها مانع عملیات گرفتاری شان گردیدند. کنون که قدرت مطلقه به دست خود همتباران شما است، فکر کنید که چه کرده اند در این سه سال طالبانی.
بانو گیرووال باید بدانید که! در افغانستان بدون حس تعلق قومی، دانای سازنده بی صلاحیت اجرایی است و نادان ویرانگر افغان همیشه حاکم و صاحب صلاحیت اجرایی، مگر در ایران چنین نیست. یاد بامیان و هر سنگ و خارزار و گلزار وطن در سر ما و نسلهای بعد از ماست که برای رهایی از سیطرهی آورده شدهی قومی طالبانی مبارزه میکنند.جهان ما آوردگاه رزمایش گرم و سردسن،انسان خودهوشی داشته باشد، نه گفتارفالبینگونههای همهچیزگفتار هیچ چیزمهدان.
آفتاب پیروزی مقاومت روزی در سرزمین زیبای ما خواهد تابید. نسل جوان بداند که مشت واحد کوبنده بر دهان قلدران و زورگویان شوند.
گریز از حقیقت ایرانشهری بودن افغان و غیر افغان ممکن نیست. بخواهی یا نهخواهی.
#سپیدار_شکسته
#مکتب_سپیدار_شکسته
#ترند
#love
#osmannajib
#شعر
#art