اقرار
نوشته نذير ظفر
پير شدم مرد جوان نيستم
لايق الطاف بتان نيستم
گشت سرو صورت من بى نمك
طعم نمك بر سر خوان نيستم
هيچ ندارم ز خلايق هراس
پاك ام و از ديده نهان نيستم
آبله دست دهد روزى ام
منتظر پول دونان. نيستم
عمرى به پهلوى ظفر بوده ام
بيكس و بى نام و نشان نيستم