زوریخ 80
بیژن باران ممنون تو ام ای زیبا تو در پوشاک رنگین، بدون جامه، در دودی شب، نقره ظهر با نور سفید، غروب آفتاب طلایی، سحر با زمزمه روز در دور، از شاخه های بیرون پنجره شعله آتش نارنجی در پس ابرهای سربی می پیچیدی. چون گل در باران بهاری باز شدی. تو با…
بیشتر بخوانید







