از تکاوایی به هماوایی
عاقبت روزی هماوایی سر بر آرد از تکاوایی سر کند راه رهایی سد گسل ،گردان پویایی بر دَرد بند از زمستان های سرد و ریشه درجان ها تا جهاند پا نِهان بیرون از رگ خشکیده موج خون! … جعفر مرزوقی ( برزین آذرمهر)…
بیشتر بخوانید
عاقبت روزی هماوایی سر بر آرد از تکاوایی سر کند راه رهایی سد گسل ،گردان پویایی بر دَرد بند از زمستان های سرد و ریشه درجان ها تا جهاند پا نِهان بیرون از رگ خشکیده موج خون! … جعفر مرزوقی ( برزین آذرمهر)…
بیشتر بخوانید
برهان الدین « سعیدی » صوفی غلام نبی « عشقری» ولد عبدالرحیم خان مشهور به « بازرگان » ولد شیرمحمد مشهور به « داده شیر » است که در سال « 1271 هجري شمسي » در شهر کهنه ئی کابل ، واقع در منطقه « بارانۀ کابل » چشم به دنیا گشود . شنو اول تو از نام و نشانم…
بیشتر بخوانید
نوشته نذیر ظفر بیا دوستم ؛ ولی عقلت به سر گیر مباش مانند ســــابق کهنه تد بیر بــهر دوران تو کردی سازگاری برای هیچکـــــــس یاری نداری به ( کار مل) چون پسر دلبند بودی بـــــنام و شـــهرتــــش پیوند بودی نجیــــب) آمـــد برادر گشـــتی با او) پس از چـــــندی مکدر گشتی با او شمال را کردی…
بیشتر بخوانید
نوشته نذیر ظفر ما را ز غم و غصه و از قاتل و اشرار الله تو نگهدار از چنگ چپاولــــــــــگر و افراد تبهکار الله تو نگهدار یارب تو بکن رحمی به این ملت مظلوم این توده مغموم از راکت خصمانه ای…
بیشتر بخوانید
دل من از وزش باد سحر می لرزد شب هم از وسوسه ای تک تک در می لرزد تن من کوه اگر بود ز غم آب شدی دل از آن نیست ملامت که اگر می لرزد قامت سرو شده زخمی و بیچاره هنوز باغبان دید به دست این که تبر می لرزد از وطن نیست…
بیشتر بخوانید
رسول پویان وطن طبل عزا را ساز داری دل صدپاره سوزوساز داری به میدان نـبردخصـم وحـشی هزاران ترک تیرانداز داری قـیـام ازبـکانـت را بـه نـازم بـه اقـوام شـجاع نـیاز داری رقـیب کیـنه تـوز بی حیا را زجور وفتنه جویی بازداری اگرچه رهبران مردم فروشند به مردم برملا این رازداری نـترســیدی ز دنـدان گـرازان به هرسوشیربچه…
بیشتر بخوانید
شعری از ویلیام شکسپیر با برگردان احسان طبری نویسنده: امید، ۱۵ تیرماه ۱۳۹۷ برگرفته از : نمایشنامه تیمون آتنی timon of athens زندهیاد احسان طبری در سالهای اقامت اجباری در مسکو (اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی) که بهعنوان نامزد علوم فلسفی و شاعر و نویسنده و حتی گویندگی با رادیو مسکو همکاری داشت و سپس در…
بیشتر بخوانید
دکتر بیژن باران بشر معمولاً بنا بر سیرت خود فكر می كند؛ بنا بر دانش خود و افكار عمومی رایج سخن می گوید؛ اما عموماً بنا بر عادت عمل می كند .فرانسیس بیکن در شعر 1000 ساله فارسی 2گروه شاعر دیده می شوند: 1- شاعر حرفه ای که تمام وقت شعر می گوید- مانند…
بیشتر بخوانید
هموطن درد من و تو همه از نادانیست عقده ها در قفس سینه از آن زندانیست خصم آراسته است بزم به بربادی تو تو مپندار که این بزم نه از مهمانیست خانه ای غیر ز نفت تو چراغان و ولی کلبه تو همه شب تار و ز غیر نوارنیست مزد دهقان ترا خان وطن شد…
بیشتر بخوانید
مونږه لا هم روس او امریکاجنګوي لا اوس هم د اخوند سره ملا جنګوي پرون که د ملحد او مسلمان په نامه جنګ وه د قوم په نوم مو لا هم نن سبا جنګوي دنیا لاړه په پوهه علمیت لوړ اسمانو ته دوئ مونږ په پوهنتون او دانشګا جنګوي کلونه په مونږ تیر شول چې…
بیشتر بخوانید
رسول پویان بـا نـگاه گـوشـۀ چـشـمی اگـر شادم کند آنقدر نوشـم که مسـت مستِ دلشادم کند درخم زلفی اسیرم گرکند عمری خوشم مـن نمی گـویـم بـه صیادم که آزادم کند با می و مطرب گرفتم خو از روز ازل بی سبب شیخ دغل هر روز ارشادم کند انتحاری را بگو مرگ هنر آسان نیست شعلۀ…
بیشتر بخوانید
رسول پویان جنگ و صلح طالبان بازی پاکستان بود ایـن بــرای مــردم مـا کالاً عــریـان بود کشورما گاو پنجمن شیر پاکستان شدست سـال ها دوشـیده و زالوی این پستان بود جنگ امریکا وپاکستان جنگ زرگریست کشمکـش روی منافـع گاه در جریان بود صلح طالب جنگ داعش را بمیدان آورد ایـن تغـیـیر آشـکارا نـقــشــۀ پـنــهان بود…
بیشتر بخوانید
بیژن باران 2ساله بودی؛ ماشین اصلاح برایت خریدم. هر 2هفته موی مشگی سرت را زدم. نوجوانی– تو موی سر دوستان ت را زدی. اکنون در پیریم. هر 6ماه موی فلفل نمکی مرا با نمره 4 می زنی- درست مانند دوره دبستان در کوچه چاله حصار گلبندک، ناف تهران. از این دست بدی از…
بیشتر بخوانید
senghor, leopold( 1906-2001) cesaire, aime (1913-2008) آرام بختیاری دو شاعر شورشی آفریقا و دو نظر سوسیالیستی. موضوع شعر آفریقایی در نیمه اول قرن بیست، مبارزه ضد استعماری و ضد نژادگرایی علیه سفید پوستان اروپایی در افریقا و جهان است. غالب این شاعران به زبان فرانسه سرودند چون تحصیل کرده های این کشور بودند.…
بیشتر بخوانید
به اقتفای سرودهی شاعر گرامی محترم مولانا صاحب فرخاری: از تو نالد مرد و زن در کشور ای بیدادگر خفتهیی در خواب نازت ای ز دنیا بی خبر غرق دریای فسادی خون مردم میخوری شرمت از مردم نیاید هم ز زات دادگر منطقت در حرف می لنگد کجاشد دانشت جفتک و خیزک زنی ای بی…
بیشتر بخوانید