سی وهفت سال با سوختن وساختن !
عزیزه عنایت وادی آتش گرفتۀ که شعله های آن زبانه میزند وازفاصله های دور، دود آه یتمانش بلند است. شفق ازرنگ خون شهیدانش هرروزاندوهگین وسرخینترمیشود. ناله وفریاد بینوایان وستم دیده گانش دل آسمان رامی شگافد،زمین وزمان ازفریادو ناله های جوانانش که هنگام جدا شدن سرهای شان ازتن، توسط…
بیشتر بخوانید












