ما برای وصل کردن آمدیم/ نی برای فصل کردن آمدیم
سیامک کیانی
هر نشستی، هر راهپیمایی یک هدف ویژهای دارد که باید به آن وفادار بود و از کژراهه دوری جست. این وفاداری به هدف، پایه و بنیان هر حرکت جمعی است. هنگامی که ما در یک گردهمایی شرکت میکنیم، نه برای نمایش فردیت خود، بلکه برای پیشبرد آرمانی مشترک گرد هم میآییم. بنابراین، نخستین گام در کنش مشترک، شناخت دقیق همان هدف و سپس پایبندی به آن در تمام مراحل کار است. اگر هر یک از ما به دنبال بازتابی دیدگاه سازمانی خود باشیم، آن هدف مشترک به تندی رنگ میبازد و راهپیمایی یا نشست به میدان کشمکشهای بیبار دگرگون میشود. پس باید یاد بگیریم که با پاسبانی از استقلال اندیشههای خود، برای رسیدن به نقطهای مشترک، نرمش و سازش کنیم.
بسیاری از ما ایرانیان کار گروهی و خرد جمعی را به درستی نمیدانیم و اگر هم میدانیم، انجام آن را به زیان هدفهای سازمانی خود میبینیم. این نگاه فرقه گرایانه، ریشه در خوی و فرهنگ دیرینهای دارد که پیشرفت را تنها در گرو تلاش یک سازمان میداند. اما حقیقت آن است که کارهای جمعی همیشه بر پایه سازش و هماندیشی شدنی است. اگر خواست ما این است که تنها دیدگاههای ما در این نشستها بازتاب یابد، در پایان کار تنها خواهیم ماند. کمالگرایان و تمامیتخواهان چپ که به بهانهی دیدگاه رادیکالی خود، هرگونه سازش و همکاری مشخص را نمی پذیرند، چندان بهتر از انحصارخواهان دینی و شاهنشاهی نیستند. هر دو گروه، راه را بر گفتوگو و همکاری میبندند و در پایان، جنبش را به بنبست میکشانند. در کنش مشترک، پذیرش نارساییها و حرکت گام به گام به سوی هدف، بسیار ارزشمندتر از ایستادن بر دیدگاهی سازش ناپذیر است.
چرا به ناگهان باید هنگام راهپیمایی یا نشست، دیگران را برای شکست سرزنش کرد؟ شعر کهن فارسی ما میگوید: «گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری» به خوبی نشان میدهد که سرزنش دیگران بدون آگاهی از نقش خودمان، راهی به جایی نمیبرد. در کنش جمعی، هر شکستی برایند جمع همهی تصمیمها و رفتارهاست. اگر به جای تحلیل و درس گرفتن از کژراهه ها، به دنبال گناهکار بگردیم، نه تنها همبستگی را از بین میبریم، بلکه فرصت یادگیری را نیز بر باد میدهیم. پس باید بپذیریم که در یک حرکت مشترک، همه در پیروزی و شکست سهیم هستند و تنها با همدلی و همکاری میتوان از بازدارنده ها گذر کرد.
تا ما سازش، نرمش، گفتوشنود، همکاری و هماندیشی را یاد نگیریم، اتحاد بزرگ چپ یک آرزوی دستنیافتنی خواهد ماند. اما هرگز نباید تلاش در این راه را فراموش کرد. کنش مشترک، یک ورزش است که باید تمرین شود. هر بار که در یک نشست، به جای پافشاری بر درستی دیدگاه خود، به سخن دیگران گوش میدهیم، هر بار که در یک راهپیمایی، به جای انتقاد از دیگران، دست همکاری دراز میکنیم، گامی به سوی اتحاد برداشتهایم. تفاوتها همیشه وجود خواهند داشت، اما آنچه ما را به هم پیوند میدهد، هدف مشترک و ارادهی پایدار برای دستیابی به آن است. بیایید به جای بزرگ کردن آنچه که ما را از هم جدا میکند، بر آنچه میتوانیم با هم بسازیم تمرکز کنیم. تنها در این صورت است که از تکروی و انزوا رها میشویم و نیرویی دگرگونی ساز میشویم که می تواند جامعه را انسانی کند.