آیا وحدت پارسی واقعیت دارد؟

معاون اول رئیسجمهور ایران پیشنهاد کرد دربارۀ ایدۀ «اتحادیۀ کشورهای و مناطق فارسیزبان» اندیشیده شود
یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاورشناس و مدرس گروه سیاست و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه
ا. م. شیری- «هر دم از این باغ، بری میرسد»… حاکمیت مستأصل جمهوری اسلامی، حداقل جناح مسلط آن، که از مشکلات اجتماعی- اقتصادی خودساختۀ کشور بعنوان سلاحی برای فروپاشی و تسلیم آن به امپریالسم آمریکا استفاده میکند، در تازهترین اقدام خود، به حربۀ پانایرانیسم برای در هم شکستن اتحاد ملی عملاً شکلگرفته در مقابل یورشهای دیوانهوار آمریکا دست یازیده است. تعریف کشور کثیرالملّۀ ایران بهعنوان کشور فارسیزبان که بیش از هشتاد درصد جمعیت آن فارسیزبان نیست، یک اشتباه راهبردی بشدت خطرناک است. چنین تعریفی، در اصل بمعنی تحقیر خشن ملل تاریخی این سرزمین و انکار و نفی گستاخانۀ حقوق زبانی، فرهنگی آنان است. در پایه و اساس این نوع نگرش به ایران، ایدۀ پانایرانیسم، ملحم از سیاست استعماری انگلیس نهفته است که میگوید «اگر قصد اضمحلال و نسلکشی کامل یک ملتی را داری، اول زبان آن را نابود کن». این سیاست انگلیسی را هم رژیم پادشاهی مخلوع و هم حاکمیت جمهور اسلامی، حتی برغم ممنوعیت حزب پانایرانیست، اما در عمل، با شدت و حدت هرچه خشنتر به اجرا گذاشته و همچنان اجرا میکند. تأثیر این سیاست مخرب استعماری بر زبانهای ملی، بویژه، زبانهای التصاقی غیر همریشه با زبان فارسی به چنان درجۀ ویرانگری رسیده، که از آنها صرفاً تک مصادر و کلماتی باقی مانده که آنها نیز در چارچوب قاعدۀ دستور زبان فارسی به کار برده میشوند. برای نمونه، خود من، مؤلف و مترجم بیش از ٢٠٠٠ عنوان مقاله و ٢٢ جلد کتاب، حتی یک سطر به زبان مادریم ننوشتهام…
این ادعا که در ایران هیچ منع قانونی برای تکلم و نوشتن به زبانهای ملی وجود ندارد، یک فریبکاری بشدت خطرناک است. زیرا، زبان ملی، در مقام یکی از مؤلفههای اصلی ملیت، اگر کاربرد دولتی نداشته باشد، خواه ناخواه در درون خانوادهها مضمحل میشود. حل مشکلات اجتماعی- اقتصادی کشور در گرو حل عادلانۀ مسئلۀ ملی بهعنوان یکی از شاخصههای اساسی عدالت اجتماعی است.
ولذا، هر کس یا هر مقام رسمی، ایران را فارسیزبان تعریف کند و یا در نوشتار و گفتار شفاهی خود، ایرانیان را فارسیزبان بخواند، به ضرس قاطع، یا ناآگاه است و معنی نوشته و گفتۀ خود را نمیفهمد و یا عامدانه سیاست استعماری انگلیسی- پان ایرانیسم را به اذهان عمومی القاء میکند.
بنابراین، برای تقویت وحدت ملی و حراست از تمامیت کشور، باید مواظب تشدید تحرکات پانایرانیستها، چه در حاکمیت و چه در بدنۀ جامعه، بویژه در شرایط فشارها و خطر حملات مجدد امپریالیستی- صهیونیستی بود.
با وجود همۀ اینها، گمان نمیکنم نه پانایرانیستهای ایران و نه تورانیستهای عثمانی با چنین تلاشهای ذلیلانه، بتوانند از این نمد کلاهی برای خود بدوزند.
پاینده باد ایران کثیرالملّه! مستحکم باد وحدت ملل ایران!
*-*-*
چندی پیش در شرق رویدادی رخ داد که برخی رسانهها، البته به دلایل قابلتوجه، آن را «پاسخ پارسی به توران» نامیدند. محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور ایران، در جریان دیدار با دلیر جمعه، وزیر انرژی و منابع آب تاجیکستان، پیشنهاد کرد دوشنبه دربارۀ تشکیل «اتحادیۀ کشورهای و مناطق فارسیزبان» تأمل کند. به گفتۀ این سیاستمدار ایرانی، میراث مشترک فرهنگی، تمدنی و زبانی ایران و تاجیکستان، یک مبنای مستحکم برای گسترش روابط دوجانبه فراهم میکند. راهبرد هر دو کشور بر توسعۀ روابط در همۀ سطوح استوار است و در مسیر گسترش همکاریها، موانع یا مشکلات جدی وجود ندارد.
معاون اول رئیسجمهور ایران دربارۀ افزایش روابط تجاری و اقتصادی دو کشور در سالهای اخیر گفت که اگرچه دو کشور به پیشرفتهایی دست یافتهاند، اما این شاخصها هنوز به سطح مطلوب نرسیده است. عارف همچنین با اشاره به ظرفیتهای علمی، فنی و مهندسی ایران، تأکید کرد که جمهوری اسلامی آماده است دستاوردهای علمی و فنی خود را با کشورهای دوست و همسایه به اشتراک بگذارد. اتحادیۀ پیشنهادی میتواند سطح همکاریهای فرهنگی و تمدنی در جهان فارسیزبان را ارتقا دهد و این موضوع باید در جریان سفرهای رسمی و دیدارهای نمایندگان ایران و تاجیکستان بهطور جدی مورد بررسی قرار گیرد.
در مقابل، دلیر جمعه خاطرنشان کرد که طی سالهای اخیر روابط اقتصادی، تجاری و فرهنگی میان دو کشور تقویت شده و افزود که ادامۀ همکاریهای دوجانبه میتواند به رفع موانع بوروکراتیک باقیمانده کمک کند. وزیر تاجیکستان به دیدارهای خود با رؤسای نهادهای ایرانی مسئول در حوزههای انرژی، صنایع نفت، امور خارجه، همچنین راهسازی و شهرسازی اشاره کرد و گفت این مذاکرات میتواند به گسترش همکاری میان دو کشور در زمینههای مربوطه کمک کند.
میتوان فرض کرد که هستۀ احتمالی این اتحاد واقعاً میتواند ایران و تاجیکستان باشد. اما بهتر است این موضوع را کمی گستردهتر بررسی کرد. زیرا، در میان اعضای بالقوۀ این اتحاد، گاه از افغانستان و همچنین برخی مناطق فارسیزبان ازبکستان نیز نام برده میشود.
بدیهی است که پیشنهادهای مطرحشده از سوی عارف، از خلأ به وجود نیامدهاند. این نکته حائز اهمیت ویژه است که ایدۀ «تشکیل اتحادیۀ کشورهای و مناطق فارسیزبان» در شرایطی مطرح شده که سازمان کشورهای ترک، متشکل از ترکیه، جمهوری آذربایجان و کشورهای ترک آسیای مرکزی، آشکارا در حال تقویت است. نمایندگان تاجیکستان در چند نشست مشورتی غیررسمی در قالب «۵+۱» (کشورهای آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان) شرکت کردهاند. در همین حال، از آنجائیکه تاجیکستان تنها کشور فارسیزبان در آسیای مرکزی است، برای طرف ایرانی از اهمیت ویژهای برخوردار است..
روشن است که اتحاد جدید میتواند به یک ابزار برای تقویت روابط فرهنگی، اقتصادی و انرژی میان مناطق فارسیزبان تبدیل شود. به احتمال زیاد، فرضیۀ کارشناسان مبنی بر اینکه ایران درصدد تقویت جایگاه خود در آسیای مرکزی در شرایط افزایش نفوذ و گسترش کشورهای ترک است، چندان بیاساس نیست.
با توجه به رویدادهای دراماتیک خاورمیانه از اواخر فوریۀ ۲۰۲۶، انگیزۀ ایران باید برای همسایگانش در غرب، شمال و شرق کاملاً قابل درک باشد. تهران در برابر تجاوز «ائتلاف اپستین» و عوامل آن در میان شماری از کشورهای همسایۀ غیردوست، که تنها در حرف از صلحطلبی و حسن همجواری سخن میگویند، از خود دفاع میکند. اما در عمل این تصور به ذهن متبادر میشود که برخی همسایگان، در قبال ایران و مردم آن، طرحهای اساساً کمتر صلحطلبانه در سر میپرورانند.
کاملاً قابلدرک است که رویارویی نظامی-سیاسی میان واشنگتن و تهران وارد بنبستی طولانی شده است. اظهارات پر سر و صدا، بیمحتوا، اما از این رو، نه کمتر تهدیدآمیز دونالد ترامپ دربارۀ قصد خود برای اعلام تنگۀ هرمز بهعنوان قلمرو آمریکا پس از پایان عملیات نظامی، بهطور گسترده بازتاب یافته است. در همین راستا، حتی در سازمان ملل نیز ضرورت رعایت حقوق بینالملل دریایی را یادآوری کردند و وزارت امور خارجۀ ایران نیز در واکنش، به نقل قولی از داستایفسکی دربارۀ وابستگی سیاست آمریکا به دروغ استناد کرد. فرماندهی ارتش ایران در صورت تهاجم زمینی، برای هر سرباز آمریکایی که کشته یا اسیر شود، پاداش نقدی ۳۰ هزار دلاری تعیین کرده و وعده داده است که برای زنان شرکتکننده در این عملیات، این مبلغ دو برابر خواهد بود.
بنا به ارزیابی بلومبرگ، این درگیری وارد مرحلۀ چرخهای و کمشدت شده است که در آن هیچیک از طرفین قادر به کسب پیروزی قاطع نیست. ناتوانی آمریکا در تثبیت اوضاع، کشورهای حاشیۀ خلیج فارس را وادار کرده است در مورد ادامۀ استقرار پایگاههای نظامی آمریکا در خاک خود تردید کنند. در عین حال، امارات متحدۀ عربی، قطر و کویت انتقال پنهانی بیش از ۴ میلیون بشکه نفت در روز از طریق تنگۀ هرمز را با خاموش کردن فرستندههای شناسایی کشتیها، برقرار کردهاند.
آیا با توجه به این شرایط جای تعجب دارد که تهران بهطور فعال در حال گسترش روابط سیاسی و اقتصادی خود با کشورهای آسیای مرکزی باشد؟ علاوه بر وزیر انرژی، در تهران مذاکراتی با حضور عظیم ابراهیم، وزیر حملونقل، و حسن اسداللهزاده، رئیس «اوریونبانک»، انجام شد. مهمترین نتیجۀ عملی این مذاکرات، نهایی شدن توافق بلندمدت برای تأمین نفت خام ایران و همچنین سوخت هواپیما و گازوئیل برای پالایشگاههای نفت تاجیکستان با قیمتهای ترجیحی بود. طرفین همچنین بهطور مشخص دربارۀ رفع موانع بوروکراتیک و گسترش مسیرهای لجستیکی گفتگو کردند.
اما دربارۀ ابتکار اصلی تهران در خصوص این اتحاد، جالبترین بخش، بُعد فرهنگی ـ تمدنی آن و ظرفیت مربوط به آن است، که میتوان آن را نوعی چارچوب برای «قدرت نرم» به سبک ایرانی دانست. ایدۀ «اتحاد کشورهای و مناطق فارسیزبان» بر اشتراک زبان، تاریخ و میراث فرهنگی استوار است (در حالی که فارسها شیعه هستند و اکثریت تاجیکها سنیاند).
با این حال، پانایرانیسم بهعنوان یک ایدئولوژی صرفاً ملیگرایانه که پیروان آن رؤیای ایجاد «ایران بزرگ» را در سر میپرورانند، رسماً در چارچوب سیاسی داخلی جمهوری اسلامی مطرح نمیشود. حزب پانایرانیست که در سال ۱۹۴۱ تأسیس شد و به این شکل یا شکل دیگر تا پایان دهۀ ۱۹۷۰ به فعالیت خود ادامه داد، پس از انقلاب اسلامی ممنوع شد. تنها گروههای کوچکی از روشنفکران خود را وابسته به آن میدانستند و گاه در تظاهرات ضد دولتی شرکت میکردند. برخی از آنان پس از سرنگونی رژیم شاه به خارج از کشور گریختند، شماری بازداشت شدند و یکی از رهبران آن، محمدرضا عاملی تهرانی، محاکمه و به اعدام محکوم شد. بر اساس برخی گزارشها، «حزب پانایرانیست» تا حد زیادی بهصورت مجازی به حیات خود ادامه میدهد و حتی پایگاه اینترنتی آن در کانادا ثبت شده است (۱).
در اوایل دهۀ ۱۹۹۰، سازمان همکاری فرهنگی ایران، افغانستان و تاجیکستان تأسیس شد، اما بیشترین فعالیت تهران در این زمینه به دورۀ ریاستجمهوری محمود احمدینژاد مربوط میشود. او بر این باور بود که برقراری روابط کامل و همهجانبۀ ایران با کشورهای همسایه میتواند به خروج ایران از انزوای بینالمللی کمک کند. به ابتکار او، در اجلاس دوشنبه در سال ۲۰۰۸، رهبران سه کشور برای تشکیل شورای اقتصادی اتحادیۀ کشورهای فارسیزبان توافقنامه امضا کردند. این توافقنامه که مانند بسیاری از طرحهای دیگر، از جمله طرح ایجاد شبکۀ تلویزیونی ماهوارهای ایران ـ افغانستان ـ تاجیکستان و موارد مشابه دیگر، روی کاغذ باقی ماند.
به نظر میرسد تلاش کنونی برای احیای پروژۀ «ایرانی» تا حدودی میتواند ناشی از آن نیز باشد که ایران در سال ۲۰۲۴ عملاً سوریه را بهعنوان عرصۀ اعمال قدرت و نفوذ ژئوپلیتیکی خود از دست داد. جبران این فقدان با توجه به ارزش ژئواستراتژیک جمهوری عربی سوریه، واقع در چهارراه راههای شام و دسترسی به دریای مدیترانه، واقعاً دشوار و عملاً ناممکن است. در عین حال، در شرایط کنونی، «منتظر ماندن تا اوضاع خودبهخود تغییر کند»، حتی خطرناکتر است. این یک کالای «تجملی» است که ایران آشکارا توان خرید آن را به ویژه در شرایط تشدید رقابت در آسیای مرکزی با روابط دیرینه، اما نه کاملاً خطی و سادهاش با ایران، ندارد.
به گفتۀ کارشناسان، روابط میان ایران و تاجیکستان طی سالهای اخیر، پس از یک دور سردی شدید، وارد مرحلۀ نزدیکی فعال شده است. البته، همچنان شماری از ظرافتهای تاریخی و ژئوپلیتیکی در این روابط وجود دارد. از مهمترین آنها میتوان به مسئلۀ جنبشهای دینی- سیاسی، اختلافات ایدئولوژیک و همچنین موضوع اعتماد در حوزۀ امنیت اشاره کرد. در دهۀ ۲۰۱۰، دوشنبه تهران را به حمایت و پناه دادن به رهبران «حزب نهضت اسلامی تاجیکستان» (حَنَت)، حزب ممنوعه در تاجیکستان، متهم میکرد. نمایندگان این حزب به مراسم رسمی با حضور مقامهای ایرانی دعوت میشدند. حکومت کاملاً سکولار دوشنبه همچنان با نگرانی به احتمال صدور ایدئولوژی شیعی ایران و گسترش نفوذ اسلامی آن مینگرد. بهویژه با توجه به اینکه اکثریت قاطع جمعیت تاجیکستان پیرو مذهب سنی هستند. دوشنبه برای مدت طولانی تماسهای تهران با نیروهای مخالف را رسماً تهدید علیه ثبات سیاسی داخلی خود تلقی میکرد.
شاید اکنون، در سال ۲۰۲۶، زمان «برداشتن موانع» و غلبه بر تناقضات موجود در زمینۀ همکاریهای اقتصادی سودمند متقابل، به ویژه در بخش انرژی در متن خاموشیهای مکرر و تغییر شکل مناسبات حملونقل و لجستیک، که در میان مدت و بلندمدت، به همان اندازه که در خدمت منافع ایران است، به سود منافع تاجیکستان نیز هست، فرارسیده باشد.
یادداشت
(۱)- برای نمونه، رجوع کنید به: ایرینا فئودوروا، «عناصر پانایرانیسم در سیاست خارجی ایران» // اسلام در خاورمیانه و خاور نزدیک. ۲۰۱۵. شماره ۹.
٢ شهریور-سنبله ١۴٠۵











