بگذریـــد!

امین الله مفکر امینی          2026-27-04! بـگذرید زحرف وسخن های ممــلو ا زریـــــــــا نـــــدارد…

شب سیاه

رسول پویان شب سیاهی گریخته ماهی، شکـسته چنگی گـرفته نایی سحـر نیامد…

همدیگر ناپذیری

نفاق ، همدیگر ناپذیری ، بلند پروازی ، امتیاز طلبی…

مدافعان خط دیورند؛ واقع گرایان ژیوپلیتیک یا متهمان به همسویی…

نویسنده: مهرالدین مشید موافقان دیورند؛ بازیگران واقع گرا در برابر ستون…

‬‬نه به جنگ و نابرابری، آری به همبسته‌گی جهانی کارگران‬‬‬‬

 ‬‬‬‬اعلامیۀ سازمان سوسیالیست‌های کارگری افغانستان به‌مناسبت اول ماه می، روز…

توهم برتری و بازی قدرت

«جستاری در خودبزرگ‌ بینی و بازی‌های پنهان برتری» تهیه و تدوین…

بالیستیک چی‌ست؟

چرا این واژه‌ی صفت را به جای نام اصلی کار…

طالبان؛ پیامد فساد ساختاری و سازمان یافته حکومت‌های کرزی و…

نویسننده: مهرالدین مشید از امید تا انحطاط؛ فساد ساختاری و بازگشت…

قلۀ پیروزی

از قلـب خراسـان کهـن آمده ام با یعـقوب لیث و تهمتن…

بخاطر انفاذ قانون اساسی به مثابه شاه کلید نجات افغانستان

اعلامیه و فراخوان ملی بنام خداوند حق و عدالت با اتکا بر…

 لیبرالیسم، جنبش روشنگری، و نبوغ جان لاک

john locke (1632- 1704) آرام بختیاری جان لاک ؛ آغاز تئوری تقسیم…

از ترور میر اکبر خیبر تا کودتای ثور؛ بهای سنگین…

نویسننده: مهرالدین مشید تروریکه هنوز هم مردم افغانستان بهای آن را…

با عاشقان وعارفان همصحبت!

امین الله مفکر امینی                     2026-19-04! دل منــــــور میکـــند صحبت بـــا اهلـی عشق…

اهمیت و ضرورت آسیب شناسی تاریخی ، برای امروز و فردا های…

نوشته از بصیر دهزاد   این  مقاله که در کنفرانس علمی انجمن سراسری حقوقدانان…

داستایفسکی شوروی: داستایفسکی در فرهنگ، ایدئولوژی و فلسفه شوروی

 برگردان . رحیم کاکایی سه گفتار در واکاوی جایگاه داستایفسکی، نویسنده…

در مرز سایه و روشنایی انسان

 « از عشق تا خشونت ؛ سفربه درون انسان » تهیه…

نظم نوین

رسول پویان سازش به دشمنان وحشی ننگ است افـتــادن پا بـه پنجـۀ…

از  روح الله خمینی تا هبت الله؛ دو گلوله، دو…

نویسنده: مهرالدین مشید هبت الله گلوله ای از اعماق تاریخ؛ اما…

اولادی مبارزِ وطن!

امین الله مفکر امینی                    2026-13-04! بــی بنیاد میگردد پایه های ظلم وستـــم…

بلز پاسکال

هغه فرانسوی فیلسوف، اختراع کونکی، ریاضی پوه، فزیک پوه، الهیات…

«
»

به تعویق انداختن زمستان مالی جهان، اما تا چه زمانی؟ بن‌بست «تخریب تضمین‌شدهٔ متقابل» ایران با بقیه جهان


نویسنده: مایکل هادسون ــ 

با اعلام این که «یک تمدن کامل امشب خواهد مرد»، دونالد ترامپ در ۷ آوریل ۲۰۲۶ تهدید کرد که «هر پل در ایران» و «هر نیروگاه برق … در حال سوختن، در حال انفجار، و برای همیشه غیرقابل استفاده» را نابود خواهد کرد. قصد او برای ادامه ارتکاب جنایات جنگی، جهان را به‌سوی یک زمستان مالی سوق می‌دهد که به اندازهٔ رکود بزرگ ویرانگر خواهد بود. پاسخ ایران در ۸ آوریل بلوف او را آشکار کرد و شروطی را برای پایان دادن به درگیری و گشودن تنگهٔ هرمز مطرح ساخت. کشورهای واردکنندهٔ نفت باید ایالات متحده و اسرائیل را وادار به پذیرش این شروط کنند تا از یک بحران اقتصادی جلوگیری شود.

ما در حال مشاهدهٔ نسخه اقتصادی چیزی هستیم که در دهه ۱۹۶۰ «تخریب تضمین‌شدهٔ متقابل» (MAD) نامیده می‌شد.۱ این اصطلاح به بن‌بست نظامی‌ای اشاره داشت که از وقوع زمستان هسته‌ای جهانی جلوگیری کرد ــــ زمستانی که در صورت استفادهٔ قدرت‌های بزرگ از سلاح‌های اتمی علیه یکدیگر رخ می‌داد. در اختیار داشتن بمب‌های اتمی توسط هر دو کشور ایالات متحده و اتحاد شوروی تضمین می‌کرد که آن‌ها تا زمانی که رقابت تسلیحاتی برابری هسته‌ای را حفظ کند، به یکدیگر حمله نکنند. این توازن وحشت، جنگ سرد آمریکا و شوروی را، دست‌کم در رابطه با نبرد مستقیم میان مسلح‌ترین دشمنان جهان، نسبتاً صلح‌آمیز نگه‌داشت. خویشتن‌داری متقابل آن‌ها به آمریکا اجازه داد جنگ‌های خود را در جنوب‌ شرق آسیا و آمریکای لاتین بدون تهدید به یک آتش‌سوزی جهانی دنبال کند.

امروز جهان با نوعی فروپاشی اقتصادی جهانی تهدید می‌شود. ایران در حال دفاع از خود در برابر احتمال حملهٔ نظامی آمریکا و اسرائیل است، با تهدید به نابود کردن تجارت نفت و گاز اوپک در صورتی که بقای آن به‌عنوان یک کشور مستقل به خطر بیفتد. این تهدید جهان را با انتخابی سرنوشت‌ساز مواجه می‌کند: یا کشورها در صورت اجرای تهدید ترامپ برای نابودی ایران و تصاحب نفت آن، دچار یک رکود عمیق خواهند شد ــــ در این صورت، تلافی ایران تجارت انرژی اوپک را که بسیاری از کشورها به آن وابسته‌اند نابود خواهد کرد ــــ یا آن‌ها باید فعالانه برای جلوگیری از حملهٔ آمریکا اقدام کنند.

در دههٔ ۱۹۶۰، درک شده بود که یک حملهٔ اتمی از سوی هر یک از قدرت‌های بزرگ، از نظر معنادار برای خود آن‌ها نیز قابل بقا نخواهد بود. اما نسخهٔ اقتصادی امروز از MAD چنین محدودیتی بر تلاش‌های متزلزل آمریکا برای معکوس کردن کاهش قدرت اقتصادی‌اش ندارد ــــ کاهشی که آن کشور را با ابزارهای اندکی برای اعمال کنترل بر دیگر کشورها باقی گذاشته است. اهرم اصلی آن توانایی‌اش برای تهدید کشورها به آشوب اقتصادی و مالی ــــ از طریق بستن بازار آمریکا به روی صادرات آن‌ها و جلوگیری از دسترسی‌شان به نفت و گاز روسیه، ایران و (تا همین اواخر) ونزوئلا، در راستای وادار کردن آن‌ها به وابستگی به منابع انرژی خود و نفت اوپک عربی تحت کنترل آن ــــ است.

این تهدید اختلال در تجارت بیش از همه علیه نزدیک‌ترین متحدان آمریکا مؤثر بوده است. تعرفه‌های «روز آزادی» ترامپ در ۲ آوریل ۲۰۲۵، مالیات‌های سنگینی اعمال کرد، که ترامپ پیشنهاد داد در صورتی آن‌ها را کاهش دهد که سایر کشورها توافق‌های «بازپس‌دهی» را امضا کنند ــــ به این معنا که با اعمال تحریم‌های تجاری و مالی علیه دشمنان تعیین‌شده آمریکا، به‌ویژه روسیه و ایران، موافقت کنند و خرید نفت خود را به ایالات متحده منتقل کنند.

این نخستین بار نیست که استراتژیست‌های آمریکایی قواعد روابط بین‌الملل را که خود در سال ۱۹۴۵ برای شکل‌دهی نظم اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم وضع کرده بودند، نقض کرده‌اند. با کنترل ۷۵ درصد از طلای پولی جهان، این کشور قواعدی مبتنی بر منافع بستانکاران را بر مالیه بین‌المللی تحمیل کرد، و همچنین قواعد تجارت آزاد را به‌عنوان ابزاری برای شکستن محدودیت‌های ترجیحی امپراتوری بریتانیا به کار گرفت. این قواعد مانع از آن می‌شد که سایر کشورها سیاست‌های حمایتی برای حفاظت از کشاورزی و صنعت خود اتخاذ کنند ــــ در حالی که خود آمریکا چنین سیاست‌هایی را دنبال می‌کرد. ایالات متحده همچنین حضور نظامی جهانی ایجاد کرد، با وعده محافظت از جهان در برابر تهدید حملهٔ نظامی شوروی و جلوگیری از آنکه کشورها کنترل‌های دولتی قوی یا سیاست‌های سوسیالیستی اتخاذ کنند که می‌توانستند جایگزینی برای نظام مالی، تجاری و سرمایه‌گذاری خصوصی تحت حمایت آمریکا باشند.

اما اکنون که ایالات متحده دچار صنعتی‌زدایی شده و با بدهی‌های سنگین مواجه است، این قواعد را که هشتاد سال پیش به نفعش بود، کنار گذاشته و حتی معکوس کرده است. آنچه مقامات آمریکایی «راهبرد امنیت ملی» می‌نامند، در واقع تلاش برای بازیابی و حفظ کنترل آمریکا بر سایر کشورها از طریق تسلیحاتی کردن نظام مالی مبتنی بر دلار و تجارت خارجی آن است. و به‌جای حفاظت از سایر کشورها و حاکمیت اقتصادی آن‌ها، تلاش آن برای اعمال سلطه به‌صورت اخلال‌گرانه و نظامی، به تهدیدی برای امنیت کل جهان بدل شده است. و برخلاف توازن قدرتی که تخریب تضمین‌شده متقابل ایجاد کرده بود، اکثر کشورهای دیگر هیچ بازدارندگی متقارن در برابر زورگویی آمریکا ایجاد نکرده‌اند، مانند منزوی کردن خود از تسلیحاتی شدن روابط تجاری و مالی توسط آمریکا.

در بحران کنونی، مهم‌ترین ابزار دفاعی ایران در برابر حمله آمریکا، مسدود کردن نفت و گاز اوپک از طریق تنگهٔ هرمز و حتی تهدید به نابودی مستقیم تولید اوپک بوده است. این اقدامات کشورهای واردکنندهٔ نفت جهان را با بحرانی در اقتصادهایشان مواجه کرده است، در صورتی که برای مقابله با تهدید آمریکا علیه حاکمیت ایران ــــ که در واقع حاکمیت اقتصادی و مالی خود آن‌ها را نیز تهدید می‌کند ــــ اقدام نکنند.

تلاش‌های آمریکا برای حفظ توانایی خود در تسلیحاتی‌سازی تجارت نفت جهان

پیش از تعرفه‌های ترامپ، استراتژیست‌های آمریکایی از پیش از تهدید ایجاد هرج‌ومرج اقتصادی از طریق تسلیحاتی‌سازی کنترل خود بر تجارت بین‌المللی نفت استفاده کرده بودند. اعمال تحریم‌های تجاری علیه تولیدکنندگان نفت ایران، روسیه و ونزوئلا، ایالات متحده را در موقعیتی قرار داد که بتواند کشورهایی را که دیپلماسی آن را می‌پذیرند، از دسترسی به نفت و گاز لازم برای به حرکت درآوردن کارخانه‌ها، گرم و روشن کردن خانه‌ها و دفاتر، تأمین حمل‌ونقل، و تولید کود برای افزایش بهره‌وری کشاورزی محروم کند. نفت به گلوگاه اصلی تجارت جهانی تبدیل شد.

یکی از گام‌های اولیه در ایجاد این کنترل، سرنگونی نخست‌وزیر ایران، محمد مصدق، در سال ۱۹۵۳ توسط سیا آمریکا و ام‌آی۶ بریتانیا بود، به‌منظور جلوگیری از بازپس‌گیری کنترل نفت این کشور. او با یک دیکتاتوری نظامی خشن تحت رهبری شاه جایگزین شد که از کنترل آمریکا بر ایران و نفت آن حفاظت می‌کرد. پس از آنکه رهبری مذهبی شیعه مبارزهٔ موفقی برای سرنگونی شاه هدایت کرد (مساجد یکی از معدود مکان‌هایی بودند که تجمعات عمومی در آن‌ها قابل جلوگیری نبود)، ایالات متحده در سال ۱۹۷۹ تحریم‌های تجاری و مالی فلج‌کننده‌ای علیه ایران اعمال کرد.

تحریم‌های مشابهی برای منزوی کردن و تضعیف ونزوئلا پس از آنکه رهبران منتخب آن در پی کنترل نفت کشورشان بودند اعمال شد. و در فوریه ۲۰۲۲، ایالات متحده تحریم‌های تجاری علیه صادرات نفت و گاز روسیه به اروپای غربی اعمال کرد و در سپتامبر ۲۰۲۲ بخش عمده خط لوله نورد استریم را نابود کرد. این اقدامات به آمریکا امکان داد مشتریان پیشین روسیه و ونزوئلا را وادار کند به نفت و گاز طبیعی صادراتی آمریکا با قیمت‌های بسیار بالاتر وابسته شوند، که صنایع و شرکت‌های شیمیایی آلمان و دیگر کشورهای اروپایی را تضعیف کرد.

با منزوی شدن نفت روسیه از طریق تحریم‌ها و کسب یک پیروزی نظامی سریع آمریکا بر ونزوئلا از طریق دستگیری رئیس‌جمهور آن، نیکولاس مادورو، و همسرش در ۳ ژانویه ۲۰۲۶، تنها منبع عمدهٔ نفت که باید به‌طور مستقیم‌تر تحت کنترل آمریکا قرار می‌گرفت، خاورمیانه (که اکنون و از این پس بهتر است آسیای غربی نامیده شود) بود. کشورهای عرب عضو اوپک حدود ۲۰ درصد تولید نفت جهان، ۳۰ درصد تجارت نفت آن و ۴۰ درصد تجارت گاز طبیعی را تشکیل می‌دهند، و همچنین یک‌سوم تجارت کود و نیمی از تجارت دریایی گوگرد (که برای تولید اسید سولفوریک در استخراج معادن ضروری است) را در اختیار دارند.

در سال ۲۰۰۳، ژنرال وسلی کلارک برنامه‌های آمریکا برای ایجاد الیگارشی‌های وابسته در سراسر آسیای غربی را از طریق فتح هفت کشور در پنج سال تشریح کرد، ابتدا با عراق، سوریه و لیبی به‌عنوان تولیدکنندگان نفت، و در نهایت با ایران. هدف این بود که کنترل نفت آن‌ها در دست شرکت‌های آمریکایی قرار گیرد. اقتصادها و جوامع عراق و لیبی توسط مداخلهٔ نظامی آمریکا و ارتش‌های نیابتی آن از تروریست‌های سنی وهابی القاعده نابود شدند، که به آن‌ها آزادی عمل داده شد تا جنگ مذهبی خود را علیه جمعیت‌های غیرسنی پیش ببرند، مشروط بر آن‌که کنترل تجارت نفت را به آمریکا واگذار کنند. سوریه نیز به‌طور مشابه نابود شده و تحت کنترل چنین ارتش نیابتی آمریکایی قرار گرفته است.

این طرح نئومحافظه‌کارانه برای کنترل آسیای غربی و نفت آن، همان سیاستی است که حملهٔ دونالد ترامپ به ایران را هدایت کرده است. تلاش‌های او برای تغییر رژیم از طریق بمباران اهداف غیرنظامی در ژوئن ۲۰۲۵، و سازمان‌دهی خشونت‌های داخلی توسط معترضان سازمان‌یافته توسط آمریکا در ژانویهٔ ۲۰۲۶، با نقض‌های وحشیانهٔ قوانین بین‌المللی جنگ و حتی ارزش‌های متمدنانه در فوریه تا آوریل ۲۰۲۶ ادامه یافت. ظاهراً به او گفته شده بود که موج ترورهای شخصی رهبران ایران و بمباران مدارس و دیگر اهداف غیرنظامی، جمعیت را دچار وحشت کرده و آن‌ها را آماده پذیرش جایگزینی رهبری شیعه با یک رژیم وابسته تحت کنترل آمریکا خواهد کرد. اما نتیجه دقیقاً برعکس بود (همان‌گونه که همواره در کشورهایی که حاکمیت‌شان مورد حمله قرار می‌گیرد رخ می‌دهد)، و انزجار مردم از آمریکا را تقویت کرد ــــ احساسی که بخش بزرگی از جهان نیز در آن شریک است.

ترامپ امیدوار بود شخصاً رهبران جدید ایران را منصوب کند، کسانی که کشور را در مسیر واگذاری تولید نفت به شرکت‌های آمریکایی هدایت کنند، و آن را به یک دولت تابع آمریکا در قالب عربستان سعودی و امارات متحده عربی مبدل نمایند. قرار بود اقتصاد ایران به‌طور نزدیک با اقتصاد ایالات متحده در هم تنیده شود، و درآمدهای صادراتی و ذخایر پولی آن در قالب اوراق خزانه‌داری آمریکا و اوراق بهادار شرکت‌های آمریکایی نگهداری شود.

دفاع ایران در برابر برنامه‌های آمریکا برای تصاحب نفت و نصب دولت وابسته

ایران دو دهه را صرف آماده‌سازی یک دفاع نظامی در برابر این سناریوی آمریکایی کرده است. این کشور با اعلام علنی راهبرد خود، توانایی خود را برای انجام حملات موشکی علیه پایگاه‌های نظامی آمریکا در سراسر آسیای غربی نشان داده است ــــ حملاتی که سامانه‌های دفاع هوایی آمریکا نتوانسته‌اند آن‌ها را رهگیری کنند، با وجود آنکه ایران با احترام پیشاپیش اعلام کرده بود که کجا را هدف قرار خواهد داد و به نیروهای آمریکایی فرصت تخلیه داده بود. ایران همچنین توانایی مؤثری برای هدف قرار دادن اهداف اسرائیلی به‌دلخواه نشان داده است، و توانسته است به‌اصطلاح گنبد آهنین را با فناوری موشکی‌ای که به‌طور قابل توجهی پیشرفته‌تر از فناوری آمریکا و اسرائیل است، نفوذ دهد.

سامانه‌های دفاع هوایی ایران محدود هستند، و این کشور همواره توانایی زرادخانه عظیم موشکی، توپخانه‌ای و هوایی آمریکا را برای وارد کردن خسارات گسترده به رسمیت شناخته است. راهبرد دفاعی آن نامتقارن است و منطق بن‌بست هسته‌ای را به حوزهٔ تجارت تجاری منتقل می‌کند. ایران به جهان اعلام کرده است که اگر یک حملهٔ مرگبار بقای دولت، تأسیسات برق، و دیگر زیرساخت‌های آن را تهدید کند، توانایی ایجاد هرج‌ومرج اقتصادی در دیگر کشورها از طریق نابودی تولید نفت و گاز و دسترسی به کشتیرانی در پادشاهی‌های عرب همسایه را دارد.

هر دو کشور آمریکا و ایران تجارت جهانی نفت را تسلیحاتی کرده‌اند. همان‌گونه که دیپلماسی آمریکا کشورهایی را که از تحریم‌ها و دستورات سیاست خارجی آن تبعیت نمی‌کنند، با هرج‌ومرج تجاری تهدید می‌کند، ایران نیز به‌دنبال کسب قدرتی مشابه از طریق کنترل خود بر تجارت نفت در تنگهٔ هرمز است. این راهبرد جهان را با انتخابی جدید مواجه می‌کند. بیشتر کشورها، در صورتی که نتوانند از حمله آمریکا به ایران جلوگیری کنند و آن را به توسل به نابودی تضمین‌شده متقابل منابع نفت، گاز، هلیوم، و دیگر صادرات منطقه وادار کنند، دچار رکود اقتصادی طولانی‌مدت خواهند شد. یا آن‌که کشورها می‌توانند با اقدام مشترک برای متوقف کردن حملات آمریکا و رد تحریم‌های اقتصادی تحت حمایت آن، شکوفا شوند و از اختلال در تجارت جلوگیری کنند.

برخلاف تخریب تضمین‌شدهٔ متقابل هسته‌ای، تهدید راهبردی ایران برای ایجاد رکود جهانی مستقیماً متوجه مهاجمان آمریکایی و اسرائیلی نیست، زیرا همان‌گونه که ترامپ به آن افتخار کرده، ایالات متحده تا حد زیادی در نفت و گاز خودکفا است و یک صادرکننده عمده خواهد بود. افزایش قیمت جهانی نفت از پیش یک چتر قیمتی برای شرکت‌های نفت و گاز داخلی آمریکا ایجاد کرده است. این سودآوری تراز تجاری آمریکا و قدرت آن بر مشتریان اروپایی گاز طبیعی مایع را تقویت می‌کند، به‌ویژه با توجه به کنترل تازه به‌دست‌آمده آن بر نفت ونزوئلا.

این وابستگی فزاینده اروپا و دیگر کشورها به نفت و گاز آمریکا در شرایطی که عرضهٔ نفت اوپک مختل می‌شود، باید انگیزهٔ بیشتری برای دولت‌های خارجی فراهم کند تا از ایران در برابر حمله آمریکا که هدف آن تثبیت کنترل آمریکا بر نفت اوپک آسیای غربی و تقویت توانایی آن در تسلیحاتی‌سازی عرضه جهانی نفت است، محافظت کنند.

کشورهای واردکنندهٔ نفت نمی‌توانند بدون تحمل «زمستان مالی» منفعلانه کنار بایستند

ترامپ اعلام کرده است که بازگشایی تنگهٔ هرمز برای احیای صادرات اوپک نه وظیفهٔ آمریکا است و نه حتی در راستای منافع آن، زیرا این کشور مشتری عمدهٔ این نفت و گاز نیست. او اروپایی‌هایی را، که بیشترین نیاز را به نفت دارند، به دلیل آن‌که خودشان حمله‌ای «خودکشی‌گونه» برای تصرف جزایر تنگه ترتیب نمی‌دهند مورد انتقاد قرار داده است، در حالی که به‌خوبی می‌داند ــــ بر اساس توصیهٔ مشاوران نظامی‌اش ــــ چنین نیروهایی در برابر سامانه‌های دفاعی ایران هدف‌های آسانی خواهند بود. ظاهراً «طرح B» او این است که اجازه دهد تنگه بسته باقی بماند، با این فرض که اقتصاد آمریکا کمتر از اقتصاد دیگر کشورها آسیب خواهد دید.

کشورهای صادرکنندهٔ نفت عربی، و همچنین دولت‌های غربی، به ایران شکایت کرده‌اند که تحمیل چنین رنجی به آن‌ها ناعادلانه است، زیرا حملات آمریکا و اسرائیل جنگ آن‌ها نیست. اروپای غربی در این تصمیم‌گیری مشورت نشده بود، و اسپانیا و ایتالیا از اجازه دادن به آمریکا برای استفاده از پایگاه‌های هوایی خود جهت حمله به ایران خودداری کرده‌اند. ژاپن نیز اخیراً ادعای مشابهی مطرح کرده و خود را یک ناظر بی‌طرف دانسته است.

اما همه این کشورها بخشی از تلاش آمریکا برای کنترل دیپلماسی جهانی از طریق تسلیحاتی‌سازی نظام مالی مبتنی بر دلار، تجارت نفت، دسترسی خارجی به بازارهای آمریکا، و همچنین کنترل این کشور بر سازمان ملل، صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و دیگر نهادهای بین‌المللی هستند، با هدف جلوگیری از مقاومت در برابر نظام اقتصادی استخراجیِ مبتنی بر آمریکا. و این دیپلماسی اقتصادی و سیاسی جهان را به سوی جنگ جهانی سوم سوق می‌دهد.

ژاپن وعده داده است که ۶۵۰ میلیارد دلار وام بدون بهره به ایالات متحده ارائه دهد، به‌عنوان بهای حفظ دسترسی خود به بازارهای آمریکا ــــ آنچه وزیر بازرگانی آمریکا، هاوارد لوتنیک، آن را «کاهش تعرفه‌ها از طریق خرید» نامیده است.۲ و پارلمان کرهٔ جنوبی هفتهٔ گذشته پرداخت ۳۵۰ میلیارد دلاری را که ترامپ برای دسترسی این کشور مطالبه کرده بود تصویب کرد. به‌نظر می‌رسد توان پرداخت این مبالغ در صورتی که تولید الکترونیک و خودرو در ژاپن و کره به‌دلیل قطع واردات انرژی اوپک مختل شود بسیار محدود باشد. با این حال، هیچ‌یک از این کشورها به باقی ماندن در جایگاه تابع نظامی و اقتصادی آمریکا اعتراض نکرده‌اند. ژاپن به‌دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای است، و نخست‌وزیر آن، سانائه تاکایچی، در اکتبر ۲۰۲۵ اعلام کرد که در صورت وقوع جنگ میان چین و تایوان وارد درگیری خواهد شد.

در ۷ آوریل، ایران توضیح داد که از آنجا که همسایگان عرب و دیگر متحدان آمریکا در منطقه بخشی از نظام کنترلی آمریکا هستند که به‌دنبال تصاحب نفت ایران است ــــ همان‌گونه که در سال ۱۹۵۳ با تحمیل دیکتاتوری نظامی شاه انجام داد ــــ آن‌ها اهداف مشروع دفاع از خود ایران محسوب می‌شوند. ایران به جهان هشدار داد که اگر تولید نفت، پالایشگاه‌ها و سامانه‌های برق آن ــــ آن‌گونه که رئیس‌جمهور ترامپ تهدید کرده ــــ نابود شوند، این کشور با انجام اقدامات مشابه علیه کشورهای عرب عضو اوپک و دیگر کشورهای منطقه که میزبان پایگاه‌های آمریکا هستند و در کنار آمریکا قرار گرفته‌اند، پاسخ خواهد داد:

هشدار: از این پس … ما با زیرساخت‌های ایالات متحده و شرکای آن در خلیج فارس به‌گونه‌ای برخورد خواهیم کرد که آن‌ها برای سال‌ها از نفت و گاز منطقه محروم شوند.

دکتر مهدی خانعلی‌زاده، مدیر پیشین پرس‌تی‌وی و نزدیک به وزارت امور خارجهٔ ایران، توضیح داد که این به‌معنای «تحمل صفر» است. هرگونه آسیب به زیرساخت‌های برق ایران به توقف صادرات نفت و گاز کشورهای جنوب خلیج فارس به جهان منجر خواهد شد.۳

از دید ایران، آنچه رخ داده است شکست کامل کل غرب در جلوگیری از حملات آمریکا و اسرائیل علیه آن بوده است. نابودی تلافی‌جویانهٔ تولید نفت خلیج فارس اقتصادهای جهان را به رکودی به‌شدت مشابه رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ فرو خواهد برد. هیچ جایگزینی برای نفت، گاز، هلیوم، گوگرد، و کود وجود ندارد. زنجیره‌های کامل تولید ناچار به توقف خواهند شد و این امر به بیکاری گسترده و نکول بدهی‌ها خواهد انجامید.

دو دلیل برای ضرورت کنترل تنگهٔ هرمز توسط ایران

کم‌خشونت‌ترین راه برای کنترل تجارت نفت و گاز شیخ‌نشین‌ها و پادشاهی‌های همسایه، کنترل تنگهٔ هرمز است ــــ رهایی از قرن‌ها کنترل خارجی.۴

کنترل ایران بر تنگه و در نتیجه تجارت نفت منطقه، مستقیم‌ترین راه برای متوقف کردن بخش بزرگی از عرضهٔ انرژی جهان است. ایران امیدوار است تهدید به انجام چنین اقدامی، دیگر کشورها را به بازداشتن نیروهای آمریکایی از تلاش مجدد برای تصاحب نفت ایران از طریق زور و نابودی اقتصاد آن وادار کند. این همان راهبرد دفاعی MAD ایران است که پیش‌تر توضیح داده شد.

ایران همچنین از کنترل خود بر تنگه برای دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری استفاده می‌کند. این کشور با عمان در سوی دیگر تنگه به توافقی برای تقسیم این عوارض دست یافته است. با توجه به این که دریافت غرامت‌هایی که ایران از آمریکا و اسرائیل مطالبه کرده فرایندی زمان‌بر خواهد بود که شامل دادگاه‌های بین‌المللی و احتمالاً محاکمات جنایات جنگی به سبک نورنبرگ است، این عوارض قرار است منبع فوری تأمین مالی برای بازسازی ایران باشند. ایران مسیر کم‌هزینه‌تری را برای دریافت غرامت از غرب جمعی دنبال می‌کند، نه‌تنها برای خسارات ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل، بلکه همچنین برای عدم اقدام غرب در جلوگیری از این تجاوز. این عوارض هزینه‌ای اضافی برای کشورهایی خواهد بود که در متوقف کردن این حملات ناکام مانده‌اند، علاوه بر هزینه‌های ناشی از اختلال اقتصادی به‌دلیل توقف صادرات انرژی و دیگر کالاها از خلیج فارس.

ترامپ در بحران انرژی جهانی یک «نکتهٔ مثبت» برای آمریکا می‌بیند

سخنان تلویزیونی ترامپ در اول آوریل نشان داد که او در برابر شکست احتمالی در دستیابی به صلح، این احتمال را مطرح می‌کند که واکنش ایران به حملهٔ جدید آمریکا ممکن است به بازگرداندن سلطهٔ تک‌قطبی از دست‌رفته آمریکا کمک کند. او با افتخار گفت که جنگ با ایران که به یک بحران جهانی انرژی و مواد شیمیایی منجر شود، اقتصاد آمریکا را در موقعیتی کمتر بحرانی قرار خواهد داد و اظهار داشت: «ایالات متحده تقریباً هیچ نفتی از طریق تنگهٔ هرمز وارد نمی‌کند و در آینده نیز نخواهد کرد. ما به آن نیاز نداریم. هرگز نیاز نداشتیم و اکنون هم نداریم».

او سپس دو پیشنهاد به سایر کشورها ارائه داد: «اول، نفت را از ایالات متحده آمریکا بخرید. ما به اندازه کافی داریم. ما بسیار زیاد داریم». اما در همان روز، در یک ناهار در کاخ سفید، ترامپ اعلام کرد که بودجهٔ جدید ملی او با افزایش هزینه‌های نظامی به ۱/۵ تریلیون دلار (بدون احتساب ۲۰۰ میلیارد دلار اضافی برای جبران تسلیحات مصرف‌شده در حملات اخیر به ایران) به این معنا است که «برای ما ممکن نیست که از مراقبت‌های اجتماعی، مدی‌کِید، مدی‌کِر و همهٔ این موارد مراقبت کنیم. این‌ها می‌توانند در سطح ایالتی انجام شوند. در سطح فدرال ممکن نیست. ما باید یک چیز را تأمین کنیم: حفاظت نظامی». ترامپ با کنار گذاشتن مسؤولیت دیرینهٔ دولت فدرال در حفظ ثبات اجتماعی، هزینه‌ها را به دولت‌های محلی منتقل می‌کند تا بودجهٔ فدرال صرف هزینه‌های نظامی و پرداخت بهره به بخش مالی، همراه با کاهش مالیات برای ثروتمندترین آمریکایی‌ها، شود.

پیشنهاد دوم ترامپ، دعوت از کشورهای اروپایی و آسیایی بود که به نفت عبوری از تنگهٔ هرمز وابسته‌اند تا «آن را تصاحب کنند و حفظ کنند. آن‌ها به‌راحتی می‌توانند این کار را انجام دهند. ما کمک خواهیم کرد، اما آن‌ها باید رهبری حفاظت از نفتی را که به‌شدت به آن وابسته‌اند بر عهده بگیرند… به تنگه بروید و آن را بگیرید، محافظت کنید، و برای خود استفاده کنید. ایران عملاً نابود شده است. بخش سخت انجام شده، بنابراین باید آسان باشد».

به عبارت دیگر، اجازه دهید ارتش‌های اروپایی در کاری که ارتش آمریکا از انجام آن خودداری کرده است تا آخرین نفر بجنگند. طبیعی است که هیچ کشور اروپایی یا آسیایی این دعوت را برای قرار دادن نیروهای خود در معرض نابودی در برابر دفاع پیشرفته ایران نپذیرفت.

پس از آن که ایران بلوف ترامپ برای نابودی اقتصادش را افشا کرد، ترامپ تلاش کرد با وعده دور جدیدی از مذاکرات، خود را پوشش دهد تا از ازسرگیری درگیری جلوگیری کند. اما معاون رئیس‌جمهور، ونس، تحت پوشش مذاکره دربارهٔ مطالبات آمریکا مبنی بر عدم توسعه سلاح هسته‌ای یا حتی غنی‌سازی اورانیوم، صرفاً خواستار تسلیم ایران شد. زمانی که این نمایش در ۱۲ آوریل فروپاشید، دولت ایران بن‌بست حاصل را چنین خلاصه کرد:

دشمن آمریکایی، که پست، شرور، و غیرصادق است، تلاش کرد آنچه را که از طریق جنگ به دست نیاورده بود، در میز مذاکره به‌دست آورد.

از جملهٔ این مطالبات، تحویل اورانیوم غنی‌شده و بازگشایی تنگهٔ هرمز بدون تأیید حاکمیت ایران بر آن است.

ایران تصمیم گرفته است این شروط را رد کند و به دفاع مقدس از سرزمین خود با هر وسیلهٔ لازم، نظامی یا دیپلماتیک، ادامه دهد.

هدف اصلی برنامهٔ ۱۰ ماده‌ای ایران برای پایان دادن به جنگ، تضمین عدم حملهٔ مجدد به این کشور است. تنها راه تحقق این هدف، حذف تمامی پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه است. در صورت عدم خروج داوطلبانه، این امر مستلزم اخراج آن‌ها با زور خواهد بود. بزرگ‌ترین پایگاه‌های نظامی آمریکا، اسرائیل و ارتش جهادی سنی وهابی مورد حمایت آن در سوریه هستند.

فراتر از مسألهٔ پایگاه‌های نظامی آمریکا، این واقعیت وجود دارد که کل منطقه از نظر اقتصادی و سیاسی به اقتصاد آمریکا گره خورده است. این منطقه محل سرمایه‌گذاری برای عربستان سعودی، امارات متحدهٔ عربی، و دیگر شیخ‌نشین‌ها (و نخبگان ثروتمند آن‌ها) برای نگهداری پس‌اندازهای دلاری است. این کشورها همچنین به میزبان شرکت‌های فناوری اطلاعات آمریکا بدل شده‌اند که از انرژی ارزان محلی برای تأمین توان محاسباتی هوش مصنوعی شرکت‌هایی مانند آمازون، مایکروسافت، متا، گوگل، و دیگر شرکت‌های بزرگ استفاده می‌کنند ــــ شرکت‌هایی که خود سرمایه‌گذاران اوپک نیز در آن‌ها سهام مالی قابل‌توجهی دارند.

این پیوندها سرنوشت پادشاهی‌های سنی را به بازارهای مالی و سرمایه‌گذاری آمریکا گره زده و آن‌ها را به هم‌سویی با آمریکا در جنگ علیه ایران سوق داده است. ایران تأکید کرده است که برای پایان دادن به نفوذ سیاسی، مالی، و نظامی آمریکا بر کشورهای اوپک و دیگر صادرکنندگان نفت، این پیوندهای اقتصادی ــــ از جمله سرمایه‌گذاری ذخایر ارزی اوپک و صندوق‌های ثروت ملی در اوراق قرضه و دیگر دارایی‌های مالی آمریکا ــــ باید پایان یابد، همان‌طور که میزبانی از شرکت‌های فناوری آمریکایی و پایگاه‌های نظامی این کشور نیز باید خاتمه پیدا کند.

تقابل میان کنترل آمریکا و آزادی بقیه جهان

ایالات متحده، که تنها به منافع خود می‌نگرد، موفقیت اقتصادی سریع‌ترین اقتصادهای در حال رشد و موفق ــــ به‌ویژه چین و کشورهای همسایهٔ آسیایی آن ــــ را تهدیدی برای امنیت خود تلقی می‌کند. بنابراین، سیاست آمریکا از طریق اعمال تحریم‌ها و دیگر اقدامات، تلاش می‌کند به این اقتصادها آسیب برساند، به این امید که آن‌ها و صنایع پیشروی‌شان را تحت کنترل خود درآورد. به‌طور گسترده‌تر، سیاست آمریکا در پی حفظ سلطهٔ جهانی خود از طریق نابود کردن هر آن چیزی بوده است که نمی‌تواند آن را کنترل و انحصاری کند ــــ از نفت و محصولات کشاورزی گرفته تا فناوری اطلاعات و جایگزین‌های نظام پولی بین‌المللی مبتنی بر دلار.

صراحت آشکار تلاش آمریکا برای بازپس‌گیری قدرت مسلط پیشین خود، در راهبرد امنیت ملی آن در دسامبر ۲۰۲۵ به‌روشنی بیان شده است.۵ هرگونه تظاهر به این که این کشور در حال حفاظت از آزادی تجارت جهانی و جریان سرمایه در محیطی است که در آن همهٔ کشورها به‌عنوان برابر با یکدیگر تعامل دارند، با جنگ آمریکا علیه ایران از میان رفته است. با توجه به این که حفظ توانایی کنترل دسترسی سایر کشورها به نفت، از دیرباز ابزار راهبردی سیاست خارجی آمریکا بوده است، ایالات متحده در تلاش است نفت ایران را مصادره کند، زیرا این نفت و تجارت صادراتی آن تحت کنترل آمریکا نیست.

جنگ علیه ایران به کشورهای عرب عضو اوپک نشان داده است که ایالات متحده به‌جای حفاظت از آن‌ها در برابر حمله، در پی تثبیت کنترل خود بر نفت آن‌ها است ــــ همان‌گونه که با نفت ونزوئلا انجام داد. طرح آمریکا این است که ایران را شکست دهد و کنترل خود بر تجارت نفت آسیای غربی را تثبیت کند، در حالی که پیش‌تر نفت عراق، سوریه، و لیبی را به دست آورده است. و امیدوار است که با انجام حمله‌ای برای پایان دادن به کنترل ایران بر تردد در تنگهٔ هرمز، از کسب قدرت ایران برای مسدود کردن تجارت نفت خلیج فارس و همچنین همزیستی اقتصادی و مالی مرتبط میان آمریکا و پادشاهی‌های عرب اوپک جلوگیری کند.

این رقابت آمریکا بر سر نفت ایران و کشورهای همسایه، برای کشورهایی که به این نفت وابسته‌اند هرج‌ومرج ایجاد کرده و تهدید می‌کند که یک زمستان اقتصادی و مالی جهانی، همان‌گونه که پیش‌تر توضیح داده شد، به‌وجود آورد. دونالد ترامپ در روزهای اخیر اذعان کرده است که این بحران، ایالات متحده را کمتر از اغلب کشورهای دیگر آسیب‌پذیر خواهد کرد. یکی از پیامدهای فوری آن افزایش نقش مسلط آمریکا به‌عنوان صادرکنندهٔ گاز طبیعی مایع و نفت خواهد بود.

دولت ایران درک می‌کند که مبارزه‌اش برای رهایی، به‌معنای رهایی منطقه‌اش از تلاش آمریکا برای کنترل است. این پروژه‌ای بلندمدت، و فراتر از توان ایران برای حل آن به‌تنهایی است. یک راه‌حل پایدار مستلزم بازسازی روابط ژئوپولیتیکی جهان است. این امر در وهلهٔ نخست نیازمند تصمیم اکثریت جهانی در آسیا و جنوب جهانی، و شاید حتی اروپای غربی، برای متوقف کردن جنگ فزایندهٔ آمریکا بر سر کنترل نفت است.

راهبرد ایران برای مقابله با آنچه ترامپ آن را تهدیدی تمدنی برای موجودیت ایران می‌داند، این است که به جهان نشان دهد اجازه نخواهد داد در حالی که دیگر کشورها منفعلانه نظاره‌گر هستند، منزوی و نابود شود. همان‌گونه که پیش‌تر بحث شد، ایران اعلام کرده است که با توقف کامل تولید و تجارت نفت و گاز اوپک همسایگان خود تلافی خواهد کرد. این امر به زمستان مالی جهانی منجر خواهد شد که در بالا توصیف شد. همان‌گونه که آلاستر کروک موضع ایران را بیان کرده است، این کشور کشورهای مصرف‌کنندهٔ نفت جهان را وادار کرده است میان «رفاه برای همه یا رفاه برای هیچ‌کس» یکی را انتخاب کنند. اگر ظرفیت صادرات نفت ایران و دیگر کشورهای اوپک مسدود یا نابود شود، انتخاب میان «امنیت برای همه یا امنیت برای هیچ‌کس» است.

جهان به نقطهٔ عطفی رسیده است که نظم جهانی مبتنی بر آمریکا که در سال ۱۹۴۵ ایجاد شد را به پایان می‌رساند. انزجار از حملهٔ آمریکا و اسرائیل به ایران (و همچنین به غزه، کرانهٔ باختری، سوریه، و لبنان) موجب افزایش آگاهی جهانی نسبت به ضرورت مقابله با این حملهٔ واقعی به تمدن شده است.

این سیاست تهاجمی آمریکا در حوزهٔ تجارت، مالی و نظامی، جهان را وادار می‌کند تا نظام جدیدی از روابط بین‌المللی را بازآفرینی کند ــــ در مقیاسی به همان اندازه گسترده و عمیق که نظامی که تحت هدایت آمریکا در سال‌های ۱۹۴۴ ـ ۱۹۴۵ ایجاد شد. منشور سازمان ملل تلاشی برای تثبیت یک روند طولانی تمدنی در جهت ایجاد حقوق بین‌الملل مبتنی بر حاکمیت ملی و عاری از مداخلهٔ خارجی بود. اما سازمان ملل فاقد قدرت اجرایی بود، و کشورهای غربی به آمریکا اجازه دادند بحران کنونی جهان را ایجاد کند.

مقاومت قهرمانانهٔ ایران ضرورت بحث دربارهٔ چگونگی بازشکل‌دهی نظم جهانی بدون مداخلهٔ آمریکا را برجسته کرده است. تنها راه تحقق موفق چنین تغییری، اقدام هماهنگ کشورهای غیرغربی مستقل از آمریکا است. یک اتحاد از کشورهایی با تودهٔ اقتصادی حیاتی لازم است تا ظرفیت استقلال سیاسی و مالی از اقتصاد آمریکا را برای اعضای خود ایجاد کند. تنها چنین توده‌ای می‌تواند صلح را تضمین کند.

این مبارزه باید عمدتاً در قالب ایجاد نهادهای بین‌المللی جدید صورت گیرد. جهان نیاز دارد کنترل اقتصادی و ژئوپولیتیکی روزافزون خصمانهٔ آمریکا را با مجموعه‌ای چندقطبی از نهادها جایگزین کند ــــ از سازمان ملل اصلاح‌شده (یا جایگزین) گرفته تا جایگزین‌هایی برای نظام مالی بین‌المللی دلاری‌شدهٔ صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی با فلسفه خصوصی‌سازی نئولیبرالی آن. اهداف سیاستی همچنین باید شامل برچیدن میراث پسااستعماری سرمایه‌گذاری غرب در منابع طبیعی ملی جهان (همراه با دستکاری‌های حسابداری برای فرار مالیاتی) و زنجیرهای بدهی دلاری‌شده‌ای باشد، که در نتیجهٔ سیاست‌های نئولیبرالی تحمیل‌شده توسط صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی ــــ با پشتیبانی نیروی نظامی آمریکا و مداخله سیاسی داخلی پنهان ــــ انباشت شده‌اند.

ایجاد نظم بین‌المللی جدید نه‌تنها مستلزم جایگزین‌هایی برای سازمان ملل، صندوق بین‌المللی پول، و بانک جهانی است، بلکه نیازمند جایگزینی برای دیوان بین‌المللی دادگستری نیز هست، تا بتوان دادگاهی جدید به سبک نورنبرگ برای محاکمه قانون‌شکنان آمریکایی و اسرائیلی که مسؤول ایجاد بحران کنونی هستند برگزار کرد.

ایران با ایفای نقش یک کاتالیزور مهم برای بازشکل‌دهی نظم بین‌المللی، خود را به یک قدرت جهانی بدل کرده است ــــ نه یک قدرت بزرگ نظامی، و نه حتی یک قدرت اقتصادی به‌عنوان یک کشور سرمایه‌گذار یا بازار، بلکه یک قدرت اخلاقی و سیاسی، که جهان را به‌سوی ایجاد نظم بین‌المللی جایگزین سوق می‌دهد. اکثریت جهانیِ در حال ظهور به‌احتمال زیاد تحت رهبری چین، روسیه، و ایران خواهد بود، که هسته‌ای برای خودکفایی منطقه‌ای در آسیا و جنوب جهانی فراهم می‌کنند، به‌گونه‌ای که کشورهای این مناطق دیگر نیازی به وابستگی به غربِ تحت رهبری آمریکا برای انرژی، کود، مواد شیمیایی، اعتبار، و دیگر نیازهای اساسی نداشته باشند.

از دید ایالات متحده، تهدید در این است که حاکمیت خارجی و خودکفایی اقتصادی ممکن است توانایی آن را برای وادار کردن سایر کشورها به پرداخت خراج مالی و تبعیت سیاسی کاهش دهد. ایالات متحده به‌جای آن که امنیت و قواعدی برای شکوفایی جهانی ــــ آن‌گونه که در سال ۱۹۴۵ وعده داده بود ــــ فراهم کند، به عامل اصلی هرج‌ومرج بدل شده است. و همان‌گونه که نسخهٔ ۱۹۴۵ آن از امنیت در خدمت کنترل اقتصادی جهانی آمریکا بود، نسخهٔ کنونی آن نیز همین هدف را دنبال می‌کند. نتیجه، بحرانی در توانایی تمدن برای حفاظت از خود در برابر تلاش آمریکا برای سلطه و خراج‌گیری همراه با آن است.

رئیس‌جمهور ترامپ عملاً به توانایی خود برای ارتکاب فاحش‌ترین جنایات جنگی افتخار می‌کند، با تهدید به نابودی تمدن ایران، و تمرکز حملات نظامی آمریکا بر مناطق غیرنظامی بیش از اهداف نظامی، گویی می‌خواهد نشان دهد که ایالات متحده در پیگیری راهبرد سلطهٔ اقتصادی خود به زیان دیگر کشورها، از حقوق بین‌الملل مصون است. این نبرد، تقابل تمدن‌ها نیست، چه برسد به تقابل تمدن آمریکا، یا حتی غرب، با تمدن آسیا. این نبرد، تقابل بربریت با اصول بنیادین خود تمدن است.

ـــــــــــــــ

یادداشت‌ها

۱. این اصطلاح توسط دان برنان در مؤسسه هادسون در سال ۱۹۶۲ ابداع شد و هرمان کان همان سال آن را در کتاب Thinking About the Unthinkable بسط داد.

۲. لئو لوئیس و دیمیتری سواستوپولو، «کشوری که نمی‌تواند به ترامپ نه بگوید»، فایننشال تایمز، ۱۰ اوت ۲۰۲۶. در این مقاله از یک استاد نقل شده است که «این رابطه به یک رابطهٔ بد، تقریباً سوءاستفاده‌گرانه تبدیل شده است. هرچه ژاپن بیشتر تلاش می‌کند راضی کند، بدتر با آن رفتار می‌شود».

۳. https://x.com/Khanalizadeh_IR/status/2041465405680517303، هفتم آوریل ۲۰۲۶، @Khanalizadeh_IR

۴. ایران در سال ۱۶۲۲ با شرکت هند شرقی بریتانیا برای بیرون راندن پرتغالی‌ها از منطقه همکاری کرد، که منجر به قرار گرفتن عمان در سوی مقابل تنگه تحت کنترل بریتانیا برای نظارت بر مسیر تجاری هند شد، همراه با هلندی‌ها. عمان در دوران قرون وسطی یک قدرت منطقه‌ای بود، اما در سال ۱۸۹۱ به تحت‌الحمایه بریتانیا بدل شد.

۵. من این راهبرد امنیت ملی را در «انتخاب جهانی امروز»، Democracy Collaborative، ۲۷ فوریه ۲۰۲۶، شرح داده‌ام.

منبع: کانترپانچ، ۲۰ آوریل ۲۰۲۶
https://www.counterpunch.org/2026/04/20/postponing-the-worlds-financial-winter-but-for-how-long-irans-mad-standoff-with-the-rest-of-the-world/