جوالی و حاجی
Dr:Afzali جوالی یی جوالی به پشت کردبس گران — سوی خانی حاجی جان گرديد روان خانهً حاچی بسيار فاصله داشت — هم خودش در کار خود عجله داشت جوالیی بيچار يکبار دم گرفت — حاجی را غر غر کنان ماتم گرفت گفت حاجی: عجله بايد نمود — گر که خواهی مزد خوبی را ربود با …
بیشتر بخوانید