قصۀ خونین دلان
رسول پویان دلِ شکستۀ من غـرق آتش و خون است کنار دیـدۀ مـن مـوج خـیـز جیحـون است شـمار داغی که بـر دل فتاده از هجـران اگـر حساب کنی از شـماره بیرون است شـکـست، عـشـق و امیدی بلـور تنهـایی ولی گـذازۀ هـر ریـزه تـیغ گلگون اسـت نکـرد کلـبـۀ مخـروبـه را کسـی روشــن هنوز خـانـۀ امید مـن…
بیشتر بخوانید