عصر فیدل

فیدل کاسترو چه به ما آموخت
پلاتون (افلاطون) بسدین(Platon BESEDIN)، تحلیلگر سیاسی، نویسندۀ کتابهای داستانی و روزنامهنگاری
ا. م. شیری- فرمانده فیدل بخودی خود، نماد و سمبل، چکیده و عصارۀ یک دوران بود؛ یک دوران کامل تاریخی نبرد و مقاومت، پایداری و صداقت در راه استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی و رهائی میهن و خلق از زیر ستم طبقاتی سرمایهداران استثمارگر و استعمارگران! او یکی از مظاهر و اسطورههای متین رزمندگی و انقلاب بود. امپریالیسم آمریکا، سرکردۀ امپریالیسم جهانی، این امپراتوری دستساز وحوش اروپا، این خونخوارترین خصم طبقاتی- تاریخی نه تنها کارگران و زحمتکشان کوبا و جهان، بلکه کل بشریت، در طول این دوره، ۶۳۴ فقره قتل و ترور علیه فرمانده فیدل طراحی کرد. با این حال، او و یارانش همۀ آنها را نقش بر آب کردند… و اینک، در صدمین سالگرد تولد این فرمانده فقید، یاد و نام جاودانهاش را عزیز میداریم!
*-*-*
صد سال پیش، در ۱۳ اوت ۱۹۲۶، در روستای کوچک بیران در کوبا، یکی از پرآوازهترین سیاستمداران قرن بیستم، فیدل کاسترو، متولد شد. او صرفاً یک انقلابی در یک کشور خاص نبود، بلکه به انقلاب در عرصۀ اندیشه و روح تبدیل شد و بسیاری را نیز به حرکت واداشت. از این رو، بیتردید میتوان صد سال گذشته را «عصر فیدل» نامید.
فیدل، با وجود برخی اختلافنظرها در برهههایی، همواره حامی اتحاد شوروی و مردم شوروی باقی ماند. باید توجه داشت که او هرگز به ما خیانت نکرد. بویژه در مسائل بزرگ و اساسی، قطعاً چنین نکرد. از این رو، مشاهدۀ فاجعهایی که امروز در کوبا رخ میدهد، دردناکتر است. این وضعیت، در واقع، حقانیت نهتنها مبارزۀ فیدل، بلکه، حقانیت تمام مسیر زندگی او را تأئید میکند. امپریالیسم لعنتی ناپدید نشده است. نامهای ریگان، کندی، آیزنهاور، بوش، ترامپ زبانزد است! همه آرزو داشتند کوبا را ببلعند، همانگونه که آرزوی بلعیدن ایران، صربستان و روسیه را نیز در سر دارند.
پس ما؟ کوباییها به چشمان ما نگاه میکنند و میپرسند. همان کوباییهایی که همیشه در همۀ سطوح، با همدلی و علاقۀ فوقالعاده نسبت به روسها و نه تنها، روسها برخورد کردهاند. کسی که این پایهها را بنا نهاد، دقیقاً فیدل کاسترو بود. من دربارۀ نسلهای قدیمیتر صحبت میکنم. اما او در نزد نسلهای جوانتر چه جایگاهی دارد؟ از واژۀ هالیوودی «ابرقهرمان» واقعاً خوشم نمیآید. اما باشد، بگذارید همین را بگوییم: نه بتمن، بلکه فیدل یک ابرقهرمان واقعی بود.
او از نظر تعداد سوءقصدهای ناموفق به جانش، رکورددار جهانی شد. گفته میشود نیروهای امنیتی کوبا ۶۳۴ توطئه برای ترور فیدل کاسترو را خنثی کردند. ۱۶۷ مورد از این توطئهها در مرحلۀ نهایی متوقف شدند. کاسترو از خانوادۀ فقیر نیامده بود. او پسر یک زمیندار بزرگ بود. با این حال، در ۱۳سالگی در قیام کارگران یک مزرعه شرکت کرد. فیدل در دوران تحصیل در دانشگاه هاوانا، دیدگاههای سوسیالیستی خود را عمق بخشید، تثبیت کرد.
او ابتدا در شورشها علیه دولتهای راستگرای جمهوری دومینیکن و کلمبیا شرکت کرد. سپس نگاهش را به میهن خود، به کوبا، معطوف کرد. در آنجا حکومت نظامیِ رئیسجمهور باتیستا بر سر کار بود. ارنستو چهگوارای افسانوی، به یار فیدل در مبارزه برای عدالت تبدیل شد. در ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۳، کاسترو و همرزمانش به یکی از سنگرهای دیکتاتوری باتیستا، یعنی پادگان مونکادا در سانتیاگو دِ کوبا، حمله کردند. به این ترتیب، در فاصلۀ حدود صد کیلومتری میامی، نخستین انقلاب سوسیالیستی موفق در قاره آمریکا آغاز شد.
این انقلاب، سرانجام به پیروزی فیدل و یارانش انجامید. کاسترو در سال ۱۹۵۹ به قدرت رسید. دیکتاتور باتیستا سرنگون شد. یک عکس افسانوی وجود دارد که در آن کاسترو و همرزمانش بر بام هتل «هیلتون» ایستادهاند و با حالت پیروزمندانه به هاوانای آزادشده مینگرند. ساعت «رولکس» بر مچ دست فیدل میدرخشد. او علاقۀ زیادی به ساعتهای این برند داشت و همچنین عاشق سیگارهای برگ لوکس بود. بعدها تلاش کردند او را به خاطر این مسائل سرزنش کنند و مدعی شدند که فیدل، برخلاف دیدگاههای سوسیالیستیاش، زندگی تجملاتی را ترجیح میدهد و حتی ثروت هنگفتی برای خود اندوخته است. اما در عمل، ماجرا تا حدودی متفاوت بود.
البته، اصلاً چه اهمیتی دارد؟ او حتی مورد علاقه زنان هم بود. دستکم هشت فرزند بهطور رسمی داشت. سخنرانیهایی ایراد میکرد که مردم در جریان آنها میگریستند و کف میزدند. اما مهمتر از همه این است که فیدل، مردی با کلاه نظامی لبهپهن و اونیفورم نظامی به رنگ سبز تیره، در تاریخ بهعنوان یک انقلابی سرسخت و مبارز عدالت در سراسر جهان ثبت شد. البته بعدها آن را با لباس ورزشی عوض کرد. فیدل به آهنربایی برای جذب صدها هزار نفر از مخالفان سیاستهای پلید امپریالیستی تبدیل شد.
آمریکا هرگز انتخاب ملی کوباییها را نبخشید. علیه کوبا نسلکشی به راه انداختند و یکی از مجریان آن، مارکو روبیو، از مهاجران کوباییتبار است. این داستان آشنایی است، مگر نه؟ در جهانی که میلیاردها انسان در همهجا آزادی خود را در ازای مواهب مصرفگرایی، مواهبی که البته بخش عمدهشان بهزودی دیگر وجود نخواهد داشت، واگذار میکنند، فرزندان ما با چه سرعت و چه سهولتی قهرمانانی چون چهگوارا و فیدل کاسترو را با ایلان ماسک و استیو جابز عوض کردند.
کاسترو در وصیتنامۀ خود برپا کردن یادبود یا تندیس و نامگذاری خیابانها و شهرهای کوبا بنام خود را ممنوع کرده بود. نکتهٔ قابل توجه دیگری نیز هست که اغلب، در بزرگداشت یاد او، کسانی که از هالهٔ پیرامون این مبارز پرشور، اگرچه کاملاً شایسته، خیره شدهاند، فراموش میکنند: فیدل شیفتهٔ کتاب و اندیشهورز بزرگی بود. میگویند پس از نخستین انقلاب نافرجام در کوبا، با یک چمدان کوچک به مکزیک رفت و آن چمدان پر از کتاب بود. همهٔ کسانی که با کاسترو دیدار داشتند، بر دانش گسترده و خردمندی او، هم در عرصهٔ کتاب و هم در زندگی، تأکید کردهاند.
کاسترو رهبری بود که قدرت حاکمه و دستگاه سیاسی آمریکا واقعاً از او میترسید. امپریالیستها و استثمارگران در سراسر جهان از او هراس داشتند. نکته اینجاست که هنوز هم از او میترسند. بیست سال پس از درگذشت فرمانده کاسترو، او همچنان نماد مبارزه نهتنها برای عدالت، بلکه برای جهانی از انسانهای آزاد است. بله، شاید این جهان آزاد به اندازۀ دنیای آیفونها، مکدونالدها و کوکاکولا جذاب به نظر نرسد، اما در آن زندگی واقعی جریان دارد. و برای آن، و نیز برای بهتر شدنش، ارزش دارد که مبارزه کنیم.
کاسترو نهتنها امپریالیستها، بلکه کمونیستهای دروغین، بوروکراتها و کسانی را که صرفاً پشت ایدههای سوسیالیستی پنهان میشوند نیز محکوم میکرد. همۀ آنها هنوز هم در اینجا حضور دارند: نخبگان مالی، فاشیستهای دیجیتال، شرکتها غولآسا، معماران سیاسی، چپنماها و شبهمحیطزیستگراها! همۀ اینها در مقابل چشم ما حضور دارند و وانمود میکنند که با یکدیگر مبارزه میکنند. اما، در واقع نقشهای از پیش معینشدۀ خود را در تئاتر جامعه، آنگونه که گی دوبور آن را مینامید، بازی میکنند.
اما مهمتر از همه، فیدل از مبارزه برای آینده سخن میگفت. او خود نیز، از جهاتی، به موجود آینده تبدیل شد. فیدل میدانست که این آینده را نمیتوان فتح کرد و به دست آورد، مگر اینکه انسانها، در سطح دولتها و ملتها، در سطح تودههای مردم و در نهایت در سطح تکتک انسانها، به یکدیگر تکیه کنند.
مطلب مرتبط: صد ساعت با فیدل
٢٢ مرداد- اسد ١۴٠۵