دکتر میلسپو
دکتر بیژن باران
در ۱۹۴۴ پدرم در وزارت دارایی/خزانهداری ایران کار میکرد. او متأهل بود. در کوچه چاله حصار در سنگلج تهران زندگی میکرد. میلسپو مشاور مالی آمریکا در وزرات دارایی ایران در جنگ جهانی ۲ بود. به عنوان نشانهای از حسن نیت، از کارمندان منتخب وزارتخانه بازدید میکرد. او به خانه ما آمد. مادرم گفت که از تمیزی، سلامت پسر و مرتب بودن خانه راضی بود. وزراتخانه تقدیر نامهای برای پدر نوشت.
دکتر ای. سی. میلسپو از وزارت امور خارجه آمریکا از ایران بازدید کرد و امور مالی را نامرتب یافت. او چهار سال در تهران کار کرد. سپس در ۱۹۴۲ به دعوت مجلس سیزدهم ایران بازگشت. اصلاحات مالیاتی او فرودستان را هدف قرار داد تا پروژه راهآهن سراسری ایران را تأمین مالی کند. در بحبوحه رقابتهای سیاسی در ایران و سیستم گسترده خودیها و رشوهخواری در میان بسیاری از سیاستمداران برجسته ایرانی- شغل او در ۱۹۴۵ پایان یافت.
دکتر میلسپو (۱۸۸۳-۱۹۵۵)، مشاور سابق دفتر تجارت خارجی وزارت امور خارجه ایالات متحده بود. او برای سازماندهی مجدد وزارت دارایی ایران از ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۷ و دوباره از ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵ استخدام شد. با کمک او، ایران از وامهای خارجی استقلال یافته، به حفظ اقتصاد خود کمک کرد. پیش از جنگ جهانی دوم، ایرانیان ایالات متحده را به عنوان ناجی از زیر سلطه بریتانیا و روسیه میدیدند. باور داشت که این امر برای ایران رفاه به ارمغان میآورد. تا زمان جنگ سرد، میلسپو به طور ناموفقی تلاش کرد تا بر سیاستهای ایالات متحده در قبال ایران تأثیر بگذارد. در ۱۹۴۲ به درخواست مجلس سیزدهم ایران بازگشت. به دلیل رقابتهای سیاسی داخلی، منافع نخبگان حاکم ایران در بخشهای نظامی و شخصی و تغییرات مکرر کابینه در تهران، با یازده نخستوزیر بین سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۶، با مشکل مواجه شد. این مأموریت به منبع اصطکاک بین تهران و واشنگتن تبدیل شد. در ۱۹۴۵ ماموریتش پایان یافت.
در ۱۹۴۶، مؤسسه بروکینگز دومین کتاب ش را در مورد ایران، «آمریکاییها در ایران» منتشر کرد. این کتاب میلسپو مملو از استعارههای «بالینی و بیماری» بود. بنا بر تجربه کارش در دولت ایران، این بار نسبت به ایرانیان بدبینتر و منتقدتر بود. او نوشت: «آنها قادر به اداره خود نیستند. ایران را نمیتوان به حال خود رها کرد، حتی اگر روسها از دخالت سیاسی خودداری کنند. ایران هرگز توانایی برای خودمختاری مستقل نشان نداده است.» ص۲۴۳ .
منابع. 2026/04/29 https://en.wikipedia.org/wiki/Arthur_Millspaugh
دکتر فریدون کشاورز– – دکتر بیژن باران
دکتر فریدون کشاورز، وزیر راه/فرهنگ در ۱۹۴۶ به مدت ۷۵ روز، یکی از سه وزیر تودهای در کابینه قوام بود. دکتر کشاورز در ۱۹۴۵ در تهران متخصص اطفال بود و اسهال مرا درمان کرد. او به مادرم گفت که به مدت دو روز فقط شهد بادام به من بدهد، نه هر مایع آلوده به باکتری. من او را در دهه ۱۹۸۰ خیلی کوتاه در خانه دکتر طهماسبی دیدم. نیم قرن پیش در تهران از او به خاطر بهبودیام تشکر کردم. وقتی در ایستگاهی در مسیر شیراز بودم و یک لیوان چای داغ خوردم، دوباره اسهال بدی گرفتم. چای جلبکهای قابل مشاهدهای داشت. آن اسهال در آلمان با مراجعه به پزشکی که رژیم غذایی سیبزمینی سرخکرده و موز به من داد، درمان شد. وقتی در اوت ۱۹۶۴ به کانزاس رسیدم، دیگر اسهال نداشتم.
گام اولیه برای اعطای حق رأی و نمایندگی به زنان را دکتر کشاورز و دیگر اعضای حزب توده در مجلس ارایه دادند. این فراکسیون، به ریاست کشاورز، در ۱۴ آوت ۱۹۴۴ ماده واحدهای را به مجلس پیشنهاد کرد تا پس از تصویب آن، زنان «از حقوق و مزایای اجتماعی مانند حق رأی و انتخاب شدن در مجالس قانونگذاری و ایالتی برخوردار شوند.» در دوران نمایندگیاش، در شب ۵ بهمن ۱۳۲۳، یک کوکتل مولوتوف به دفترش پرتاب شد که باعث آتشسوزی شد. او در کتابش نوشت که سفری طولانی به الجزایر، اروپا و ایران داشته است. او کتاب «من کمیته مرکزی حزب توده ایران را متهم میکنم» و «خاطرات سیاسی» را نوشت. دومی چندین مصاحبه و مقاله درباره تنها کتابش را دربرگیرد.
کشاورز متولد ۱۹۰۷، بندر انزلی – درگذشته ۲۰۰۶، سوئیس- در دانشگاه تولوز تحصیل کرد. تبعید ۱۹۵۳-۱۹۵۷ و دوباره پس از انقلاب. در ۱۹۸۴. در ۱۹۵۸، به دعوت رهبر عراق، عبدالکریم قاسم، به عراق مهاجرت کرد. در دانشگاه عراق پزشکی تدریس کرد. او در رادیو بغداد علیه دولت ایران سخنرانی میکرد. سپس، در ۱۹۶۲، به الجزایر رفت. او به مدت پانزده سال طب اطفال تدریس کرد. او بعداً به سوئیس رفته- از ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۲ در سوئیس بازنشسته شد. از واشنگتن بازدید کرد.
پیمان بغداد در سال ۱۹۵۵ تشکیل شد. بریتانیا امیدوار بود که اردن به این اتحاد بپیوندد، اما به این پیمان نپیوست. این پیمان شامل بریتانیا، عراق، ترکیه، پاکستان و ایران بود. سقوط سلطنت هاشمی شاه را ترساند و تأسیس جمهوری عراق در ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ رخ داد. این کودتا توسط سرتیپ عبدالکریم قاسم رهبری شد و گروهی از افسران نظامی معروف به “افسران آزاد” در آن شرکت داشتند. این کودتا را افسران آزاد مصری کردند که سلطنت مصر را در ۱۹۵۲ سرنگون کردند. یک برنامه طنز که از رادیو تهران شنیدم، این دوبیتی را به خاطر دارم: یا قاسم یقلابی/ این محکمه قلابی. این دادگاه یک فریب و ساختگی است.
در ۱۹۵۶، ناصر کانال سوئز را ملی کرد. اسرائیل با حمله به شبه جزیره سینا پاسخ داد. نیروهای بریتانیا و فرانسه نیز مداخله کردند، اما این مداخله موقعیت بریتانیا را در منطقه تضعیف کرد. به اعتبار آن در پیمان بغداد آسیب رساند. در فوریه ۱۹۵۸، مصر و سوریه جمهوری متحد عربی را تأسیس کردند. در ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸، کودتای خونین در عراق سلطنت را سرنگون کرد. این انقلاب، که پیمان بغداد عامل اصلی آن بود، تنشها را در منطقه تشدید کرد. در ۲۴ مارس ۱۹۵۹، رهبر جدید عراق، ع. قاسم، خروج کشورش از پیمان بغداد را اعلام کرد. این پیمان که هنوز چهار سال از عمرش نگذشته بود، به سازمان پیمان مرکزی (سنتو) تغییر نام داد. مقر آن به آنکارا، ترکیه منتقل شد. در ۱۹۷۹، با انقلاب ایران و سقوط شاه، ایران نیز از این پیمان خارج شد. این سازمان در همان سال منحل شد.
منابع. 2026/04/29
https://www.bbc.com/persian/articles/clyn47q354qo پیمان بغداد؛ داستان یک اتحاد نظامی که با انقلاب ایران سقوط کرد- ولید بدران ۱۶ مارس ۲۰۲۵،