خاطرات آقای میثاق، اتهامنامه علیه ببرک کارمل فقیدست
چرا بیست سال جُبن و سکوت در رد نه کردن اتهامات غوربندی؟
محمدعثمان نجیب
نمایندهی مبان
مکتب دینی-فلسفی
من بیش از این نه میدانم
##############################
بحث من بالای کتابی از خاطرات آقای میثاق است. میثاقی که صدها گفته و نا گفته در مورد شان وجود دارد. ما که نسلهای پسین راه حزب بودیم، آگاهی حضوری از گذشتهی ایجاد حزب و توضیحات آقای میثاق نه داریم. جامعالکمالات هم نیستیم که گذشته را بخوانیم. آنچه از گذشته میدانیم، همان هایی اند که برای ما روایت کردند و خواندیم و شنیدیم. مگر آنچه را ما دیدیم و انجام دادیم یا ناظر خاموش در برخی حوادث بودیم، گفتههای آقای میثاق را خورجین یکطرفهی بمباران علیه ببرککارمل فقید یافتیم. از توهین تا اتهام. جنایات حفیظالله امین و غوربندی و خیال جان کتوازی و اسدالله سروری و خیانت دکتر شاه ولی که پوشیده نیستند.
مگر یکی از دروغهای شاخدار میثاق صاحب، اتهام شبنامه نویسی علیه سروری، همدست جنایات خودش است.
کسانی که مبارزهی مخفی سخت، پسا تبعید رهبران شاخهی پرچم را از طرف آقایان ترهکی و امین، گذرانده اند، می دانند که شبنامهها را اعضای مخفی شدهی حزب با قبول هر نوع خطر مینوشتند و سه شب نامهی اخیر پیش از شش جدی ۱۳۵۸ را ما مینوشتیم و پخش میکردیم. من آن زمان دانشآموز لیسهی حبیبیه بودم. داستان آن در روایات زندهگی من حدود بیست سال پیش نوشته شده. چرا ارکان درجه یک و دو و سه حزب دموکراتیک خلق افغانستان شاخهی پرچم این کتاب را نقد نه کرده اند،؟ اگر کرده اند که من نه میدانم. در آنصورت پوزش میخواهم. دشمنی و نفرت آشکارای آقای میثاق با زنده یادها ببرککارمل، عظیمی، حسن شرق، نور احمد نور، اناهیتا راتبزاد و… در کتاب شان عربدهکشی دارد و آمیخته با توهین و کنایه. کنایهی سیاسی که مشکلی نه دارد. مگر توهین از قلم یک عضو رهبری حزب مانند کریم میثاق خیلی اسفبارست. گاهی کریم میثاق از اصل قضایایی که به بیرون درز کرده هم انکار میکند، مثلا اختلافات دو سفیر جدید و کهنهی شوروی پسا شش جدی. حالا چه کسی این کتاب اتهامنامه را که روی حفیظالله امین را سفید و روی مخالفانش را سیاه دروغ جلوه داده، چه کسی باید از رهبری حزب نقد کند؟ آنانی که مردند و رفتند، خدا ببخشاید شان، آنانی که زنده اند چی؟ پسا این کتاب، کتاب پروندهی ناپدید صبورالله سیاسنگ صاحب، دومین اتهامنامهی یک طرفه علیه ببرک کارمل فقید است. نه میگویم که ببرک کارمل فرشته بود و اشتباه نه داشت، انسان بی اشتباه از ره بر تا عسکر در جهان پیدا نه میشود. مگر جسارت تاختن آقای میثاق بالای ببرککارمل فقید، رهبری که همه می دانند کاریزمای سترگ شخصیتی داشت، خیلی نامردیست. به هر رو، اگر دوستانی از نقدهایی در مورد این کتاب آگاهی دارند، حقیر را هدایت دهند که از کدام منبع دریافت کنم شان. در غیر صورت من هر هفته یک بخش آن را نقد میکنم، البته با استفاده از امکانات موجود اسنادی.
این هم بیوگرافی آقای میثاق که در پشتی کتاب شان زیر عنوان:
( نگاهی به تاریخ حزب دموکراتیک خلق افغانستان )، سال ۱۳۷۹ / مارچ ۲۰۰۰’ در جرمنی چاپ شده. کتاب میثاق صاحب یک وجه مشترک با خاطرات ترهکی صاحب که پس از ۷ ثور نو شته بودند، دارد، آن این که:
ترهکی صاحب وقتی از هند به کابل میآید، از تلفنهای سکه انداز روی جاده، به شمارهی داود، رئیس جمهور زنگ میزند، و میگوید: ( من ترهکی هستم، به وطن برگشتم. خانه بروم یا زندان؟ ). هههه داود هم که نه سکرتری داشته و نه جایی مصروف بوده و منتظر تلفن ترهکی صاحب بوده برایش میگوید، خانه برود… میثاق صاحب هم پس از خواندن اتهامات اعتراف کنندهها علیه خودش، به امین میگوید زندان بروم یا خانه… الگو گیری از رهبر همینست. هههه
( عبدالقدوس غوربندی در سال ۱۳۱۲ شمسی در چهاردهی غوربند مربوط ولایت پروان تولد شده است تعلیمات ابتدایی در غوربند و دوره متوسط را در مدرسه علوم شرعیه تا صنف یازده انجام داده و بعدا به لیسه تخنیک ثانوی تغییر مسلک نموده است. بعد از فراغت در مرکز تربیوی هوانوردی ملکی سمت معلمی داشت. در سال ١٣٤٤ بمنظور تکمیل تعلیمات مسلکی در رشته هوانوردی ملکی به آمریکا رفت و در باز گشت بوظیفه معلمی ادامه داد عبدالقدوس غور بندی قبل از کنگره اول حزب دموکراتیک خلق افغانستان در محافل مترقی آنزمان فعالیت داشت. در کنگره حق نمایندگی را حاصل کرد. در سال ١٣٥٤ عضویت کمیته مرکزی آن حزب را کسب نموده بعد از تصرف قدرت بوسیله حزب وزیر تجارت مقرر شد و متصل آن بعد از تجاوز شوریها در جدی سال ۱۳۵۸ زندانی گردید و تا اول حمل سال ١٣٦٦ در زندان پلچرخی باقی ماند موصوف از سال ۱۳۹۷ – ۱۳۷۰ نخست معاون جبهه ملی و بعد رئیس جبهه صلح افغانستان انتخاب گردید. عبدالقدوس غوربندی در کنگره دوم حزب دموکراتیک خلق افغانستان اشتراک داشت و به صفت عضو آزمایشی بیروی اجرائیه حزب وطن انتخاب گردید.)
در لینک توضیحات روی و پشت جلد کتاب میثاق صاحب!
دنباله دارد…
#مکتب_من_بیش_از_این_نه_میدانم
#سپیدار_شکسته
#مکتب_سپیدار_شکسته












