منشا وتاریخچه بند امیر

نوشته کریم پوپل

  15.12.2017  

مقدمه

بشر در مراحل اول در جنگلهای کنار کوه را انتخاب بهتر میدانست پس از اینکه شکار کم شد خود به تربیه مواشی و زراعت پرداخت بدین وسیله در کنار آب زیست را آغاز نموده تمدنهای را بمیان آوردند .  بند امیر یکی از مولدین این تمدنها بوده است.

 

جفرافیای بند امیر

پارک ملی بند امیر یکی از شگیفتهای طبیعت بوده  که طی تاریخ  نسلهای انسانی را به خود جلب نموده محل مناسب برای زیست کشت و کار داده است.  این بند با  مساحت ۴۱ هزار هکتار چهار طرف آن در اوایل سال ۱۳۸۸ شمسی به عنوان نخستین پارک ملی افغانستان معرفی شد.

بند امیر  در فاصله ۲۱۵ کیلومتری کابل ، ۷۵ کیلومتری غرب ولایت بامیان و ۱۷ کیلومتری شمال شرقی شهرستان «یکاولنگ» و در میان رشته‌کوه‌های هندوکش شرقی و رشته‌کوه‌های بابا در مرکز این کشور قرار دارد.

بند امیر با ارتفاعی نزدیک به ۳۰۰۰ متر از سطح بحر  یکی از مرتفع‌ترین جهیل  جهان، دارای ۶ بند است که منشأ آن چشمه‌ای معروف به نام «کپرک» در ۱۴ کیلومتری این بند می‌باشد.

عمق جهیل  بند امیر ۶۴متر تخمین زده شده که این کار را  «بوتیش فورستنر» آلمانی انجام داده است.

بندهای کوچک  بند امیر؛ «بند غلامان»، بند ذوالفقار»، «بندپنیر»، «بند قنبر»، «بند پودینه» و «بند هیبت» نام دارند که توسط دیوارهای سنگی شیب‌دار «تراورتن» احاطه گردیده است.

بزرگترین بند ، بند امیر با ۴۹۰ هکتاربنام  بند ذولفقار یاد می گردد و کوچکترین بند  ، بند غلامان است که ۸۰۰ متر طول دارد.

زیباترین و عمیق‌ترین جهیل  بند امیر، بند هیبت نام دارد که بیش از 3 کیلومتر طول و ۴۶۰ متر عرض دارد و از نظر مساحت سومین جهیل  این بند است که تپه‌های لم‌یزرع با آبی به رنگ یاقوت سبز منظره خارق العاده‌ای را به رخ هر بیننده‌ای می‌کشد.

در این میان بند پنیر نیز که تقریبا ۱۴۰ متر عرض دارد در فاصله کمی از بند ذوالفقار، با دیواره‌های سفید همچون پنیر تداعی کننده صحنه‌ای شگفت‌انگیز است.

 

ساختمان جیولوجیکی بند امیر

بند امیر در حقیقت آب آنعده از برف و باران است که در طی سال به کوها و تپه های کوهای بابا ریخته وسپس در پاینترین حصص  همواری های کوهای بابا برای خود مجرا پیدا نموده چشمه ها و دریا های را ساخته  است.

کوهای بابا شاخه از هندوکش ، کوهای پامیر وبلاخره  همالیا میباشد که ۴۰ میلون سال قبل در اثر تصادم پارچه نیم قاره هند به آسیا ساخته شده است. علت که کوهای بابا دارای  ارتفاع کم و دارای تپه های خاکی است فشار کم بالای این نواحی میباشد. در حقیقت نقطه آخری فشار قاره هند بالای کوهای بابا میباشد. بدین وسیله در اکثر نقاط زمانیکه خاکها به بلندی کشانیده شده است به اثر فشار کم به سنگهای رسوبی تبدیل نشده بشکل تپه های خاکی باقی مانده است در بسا نقاط جنگلهای غلو زیر این خاکها شده به معادن ذغال و تورف مبدل شده است. وهم در اکثر نقاط مجرا های شستن خاک کم بوده خاکها در نقاط پست ذخیره گردیده همواری های را ساخته است. بدین وسیله مقدار زیادی آب درین کوها  و تپه ها جذب گردیده در طی سالهای متمادی  هزاران چشمه هارا ساخته است.

 

تاریخچه زیست بشری در کنار بند امیر

بشر بخصوص مصری ها و چینايی ها از سالیان خیلی ها دور غرض تجارت به راه های  ضرورت داشتند که در مسیر آن به آب دستیابی نمایند. بدین لحاظ اولین راه شمال افغانستان به بامیان واز آنجا به هرات ، کابل  و هند از هزاران سال به اینطرف مورد استفاده قرار داشته است. کوشانیان اولین اقوام بودند  که بامیان مورد توجه آن قرار گرفت. این قوم شاخه از اقوام آریایی بوده از دست چینایی ها شکست خورده به بدخشان هجوم آوردند سپس با تخاری ها و سکها متحد شده یونانیان را از باختر رانده بلاخره به  هند راندند.کوشانیان علاقه به کشت  زراعت و ماهی گیری داشته چشمه و منشع آب را خیلی مقدس می شمردند.

Bildergebnis für ‫بند امیر‬‎

این طایفه دارای دین بودایی بوده  به چشمه ها و مجراهای آب نام بودایی را می گذاشتند. چنانچه بند را در بدخشان بنام شیوا گذاشتند . پس از اینکه یونانیان را به جنوب راندند بند را که امروز بنام نهرشاهی مزار شریف یاد می گردد بنام شیوا نام گذاری نمودند  پس از اینکه مجرا دریای بلخ را در بامیان دریافتند دو تندیس بزرگ را در بامیان اعمار نموده نام  تندیس  مونث را شیوا نام گذاری نمودند. نام های امروزی بندهای کوچک بامیان قبلا نامهای دیگری داشتند پس از اینکه مسلمانان در بامیان جا گرفتند نامهای بودایی را از بین برده به بندها نامهای  اسلامی را گذاشتند.

ازولایت بامیان درادبیات پهلوی(فارسی میانه) به نام بامیکان یاد شده است که به معنای درخشان وروشن میباشد. در برخی آثر تاريخی آمده است که درواقع بدلیل نزدیکی بلخ به بامیان، بلخ را، “بلخ بامی” می گفتند و بامیک صورت پهلوی بامی(به معنی درخشیدن) است. 

درسده اول میلادی برای نخستین بار درتاریخ”یانج هو” تاریخ نگار چینی، نام بامیان را بصورت “هانج” ویا “هان” بکار برده است وسپس زائر چینی هیوان تسانگ برای اولین بار موقعیت وتاریخ بامیان را ثبت کرده است وپس ازوی درادبیات ومآخذ چین، بامیان با نام”فانگ یانگ”ویا”فان یان” خوانده شده است که این نام نزدیک به تلفظ امروزی “بام یان” يا “بامیان” است.

بخشی از تاریخ بامیان به دوره اول کوشانیان از سده اول میلادی باز می گردد که آیین بودا را تا نواحی شمالی هندوکش گسترش دادند، بامیان که برسر راه ابریشم قرار داشت، به تدریج به مرکز تجاری- مذهبی مهمی بدل شد. چنانکه هیوان تسانگ، راهب بودایی چینی که دراوایل سده7میلادی از بامیان دیدن کرده است، درگزارشهای خود از دهها معبد بودایی که درآنها هزاران راهب به عبادت مشغول بودند، یاد میکند. موقعیت بامیان وثروتی که از راه نذرات زوار وبازرگانانی که ازآنجا عبورمی کردند، به دست می آورد، موجب شد که به یکی از بزرگترین مراکز آیین بودا تبدیل گردد وآثاری بدیع از هنر بودایی درآنجا پدید آید که شگفتی هربیننده ای را برمی انگیزد. از مهمترین این آثار دو مجسمه عظیم بودا یکی به ارتفاع 53 متر ودیگری به بلندی 35 متر بود که ازشاهکار های هنری عصر کوشانیان به شمارمی رفت، هیوان تسانگ همچنین ازمجسمه عظیمی دربامیان که بودا را درحالت خوابیده به پهلو نشان می داده، یاد می کند که امروزه اثری ازآن دیده نمی شود. يا تا حال کشف نشده است.  

با هجوم جهانگردان از اواخر دهه ۱۳۶۰ م زمینه های تجدید رونق این شهر فراهم گردید وبرخی تأسیسات شهری درآن ساخته شد، لیکن پس از تحولات سیاسی افغانستان به دنبال کودتای سال1357ش/1978م وآغازجنگهای داخلی، این شهر مانند سایر شهر های افغانستان دستخوش ویرانی گردید.

درهمین اواخربسیاری ازآثارگرانبهای تاریخی آن مانند، دوپیکره بزرگ بودا که پیشتر ازآن یاد شد به دست طالبان ویران شد که موجب اعتراض جهانیان وسازمانهای بین المللی فرهنگی گردید.

با خوشنودی مردم بامیان

کریم پوپل