دموکراسی – جنگ وتروریسم

محمد ولی

غرب در راس ایالات متحده امریکا برای پیشبرد سیاست جهانی شان شعارها وتیوری ها وضع میکنند تا بزعم خودشان به سیاست مطروحه حقانیت بخشند، انها در هاله ای از پروگرامهای تبلیغی هم ذهن مردم خود وهم متحدین شان را اماده میسازند تااز اقدامات اتخاذ شده حمایت کنند.
اساس برخی از مظاهر سیاست خارجی امریکا ومتحدینش برای ممالک اسیا ،افریقا وامریکای لاتین تهدید به استعمال قوه ویا اقدام به جنگ بوده است.
قدسیت بخشیدن به جنگ وتجاوز در یک فعالیت وسیع تبلیغی ومطبوعاتی شیوه موثر رژیمهای سرمایه وجنگ است.
انها میگویند ” دموکراسی ها باهم نمی جنگند” یعنی ما علیه دیکتاتور وناقضین حقوق بشر ویا رژیمهای که منافع مارا تهدید نمایند می جنگیم. درحالیکه طبق تحلیلهای بعضی مراجع اکادمیک غرب ” ازجمله ۴۱۶ جنگی که از سال ۱۸۱۶ تا سال ۱۹۸۰ بوقوع پیوست ۱۲ جنگ ان بین دمو کراسی ها رخ داده است.
…جنگ جهانی اول توسط دموکراسی ها اغاز شد زیرا دران زمان المان نیز به اندازه فرانسه وبرتانیه دمو کراتیک بود، فرانسه وانگلستان در سال ۱۹۵۶ در سویز مداخله نظامی نمودند.
کشورهایکه درسال ۱۹۱۴ شامل جنگ شدند دارای نهادهای دمو کراتیک بودند اما هیچ نهاد دموکراتیک وانتخابی بااغاز جنگ مخالفت نکرد ”
ژورنالست امریکایی( هوارد زین ) در کتاب (تروریسم وجنگ) ترجمه پشتو توسط محترم اکبر کرگر مینویسد:
” یک ملت صلحخواه:
وقتی بوش اعلان کرد که بمباردمان افغانستان آغاز شد موصوف گفت : ( ما یک ملت صلح خواه هستیم).
بسیار خوب، معلوم است که بوش هیچگاه تاریخ نخوانده است وهیچ تاریخ نمیداند،حتی تاریخ دوران خودش بیادش نیست، زیرا ایالات متحده امریکا از زمانه های دور به این طرف در گیر جنگ بوده. شما هیچوقت به بومی های اصلی امریکا گفته نمیتوانیدکه ما یک ملت صلحجو بودیم وقتیکه به این قاره امدیم به صدها جنگ علیه هندی ها درگیر شدیم. امریکا در ۲۰سال اول قرن گذشته کم از کم در کارابین به ۲۰ عملیات نظامی دست زد واز جنگ عمومی دوم به بعدتا کنون ما به صورت مسلسل وبدون توقف تجاوز نظامی دخالت داشته ایم .
ازجنگ بسیار ویران کن در تاریخ دنیا یعنی جنگ عمومی دوم صرف ۵ سال بعد ما در کوریا به جنگ مصروف بودیم. بعد ازان به طور عاجل به کمک فرانسوی ها مصروف جنگ در اندو نیزیا بودیم و۸۰ فیصد وسایل جنگی انهارا تمویل میکردیم وبسیار زود در جنوب شرق اسیا در گیر شدیم . ما نه تنها بر ویتنام بلکه برکمودیا ولاوس هم بمباری کردیم. در سالهای ۱۹۵۰ بطور مخفی مصروف سقوط رژیم هادر ایران وگواتیمالا بودیم وزمانیکه در گیر ویتنام شدیم به جمهوری دومینیکن هم قوای نظامی فرستادیم ودر ان وقت در اندو نیزیا به پیمانه بزرگ کمک کردیم تا دیکتاتور سوهارتو برعلیه مخالفین خود جنگ داخلی را پیش ببرد که در نتیجه ان صدها هزار مردم کشته شد. بعد ازان حکومت ایالات متحده امریکا در سال ۱۹۷۵ کمکهای به اندونیزیا نمود تا جنبش مردم تیمور شرقی را طور وحشیانه سر کوب کند که دران صدها هزار نفر کشته شد . زمانیکه ریگن درسال ۱۹۸۰ به چوکی قدرت تکیه کرد ما در امریکای مرکزی ، السلوادور ، هندوراس ، کوستاریکا وبطور خاص در نیکاراگوا برای پاک سازی وسقوط رژیم ها جنگ مخفی را آغاز کردیم . قوتهای ضد انقلابی را که ریگن (جنگجویان ازادی) می نامید ایجاد کردیم.
در سال ۱۹۷۸ قبل ازانکه روسها به افغانستان بروند ما بطور مخفی در افغانستان به یاغی ها (اشرار) اسلحه میدادیم که یک تعداد از انهاطالب برامد، این همان کسانی اند که حالا فی الفور دشمنان ما شدند . مشاور امنیت ملی کارتر زیبنگو بریژنسکی لاف میزد وبه این میدانست که کمک ایالات متحده به افغانستان باعث مداخله نظامی شوروی میشود، در حقیقت هرچه شد جنگ آغاز گردید ودهها سال ازان گذشت . این جنگ مردم افغانستان را کوبید ووطن شانرا به ویرانه مبدل ساخت. ان لحظات گذشت ولی ایالات متحده امریکا بطور خودی شانه هایش را سبک ساخت، مردمی که ما حمایت میکردیم ،بنیاد گرا بود که در افغانستان قدرت را حاصل کردند ورژیم خودرا برقرار نومدند.
بعد ازان بسیار زود جورج بوش درسال ۱۹۸۹ در کرسی قدرت نشست موصوف جنگ علیه پانامه را اغاز کرد که چندین هزار نفر در ان کشته شد،دوسال بعد ما درخلیج مصروف جنگ شدیم، حمله بر کویت را بهانه قراردادیم تا به حضور نظامی در منطقه شدت بخشیم ودر عریستان سعودی عسکر جابجا ساختیم … بعد ازان اداره کلنتون در افغانستان،سودان ، یوگوسلاویا وعراق بمباری کرد. بدین اساس وقتی که بوش مارا به نام یک ملت صلحدوست یاد میکند به این معنی است که تاریخ رابه پیمانه بزرگ فراموش کرده ایم … در حقیقت این بجا خواهد بود اگر بگوییم بعد از جنگ عمومی دوم نسبت به امریکا ملت دیگری جنگ طلب تر و تهدید کننده تروجود ندارد.”
ترورسم وسیله تشنج زایی وبی ثبات سازی اوضاع در کشورهای تحت پلان استراتژیک امریکاست. این کشور تروریستهارا تجهیز وتمویل میکند تا زمینه مداخله فراهم گردد.
ان قدسیتی که غربی ها به دموکراسی میدهند، بااقدامات جنگی وحمایت از تروریسم نزد کشورهای تحت تجاوز سوال بر انگیز ، مثلا در افغانستان این دموکراسی دو صبغه ویرانگر را با خود اورد یکی جنگ وقتل وکشتار ودیگری رژیم فاسد وفساد گسترده وعام.
حالا جنگ وفساد اداری ، مالی واخلاقی زندگی مردم را تهدید میکند ونتیجه ان شهادت هرروز هموطنان ملکی ونظامی ما میباشد.
سیاست چند پهلوی امریکا که به یکی دستور مصالحه ومذاکره وبدیگری هدایت دوام جنگ وتروریسم میدهد وبه کسانی هم بحیث مترسکها لباس ظاهر ارای دموکراسی می پوشاند برای مردم خسته کن و تهوع اور شده است . حالا همه میداند که هر سه حلقه از یک منبع الهام میگیردوهمان منبع بادستیاری مفسدین ،جنگ طلبان وتروریستهای داخلی عامل تداوم جنگ اند وختم ان هم پیوند به اراده مرکز وآغازگر جنگ دارد.