جوهر عشق

رسول پویان دلی از جـوهـر عشق آفریدند سری در پیکـر عشق آفریدند سفر…

۱۵ اگستروزی که نه‌تنها جمهوریت؛ بلکه رویاهای یک ملت فرو…

نویسنده: مهرالدین مشید ۱۵ اگست ۲۰۲۱ را نباید صرف به‌عنوان روز…

آیازبان پارسی گویشی مردم کابل و تهران  ویا گویش هزارگی …

نوشته: دکتر حمیدالله مفید در این پسین روز ها برخی ماجراجویان…

آسیب شناسی  استقلال افغانستان آن در بعد های سیاسی، اقتصادی،…

نوشته از بصیر دهزاد   روابط بین المللی و تکنالوژی معاصر…

کمدی الاهی یا کمدی انسانی؟ بالزاک و دانته

Balzak, Honore de (1799- 1850) آرام بختیاری بلبشو و شهر فرنگ جامعه…

         پنجساله گی چیره گی تاریکی درافغانستان       

    نوشته ی :اسماعیل فروغی                                                            پنجسال ازفاجعه ی تسلیم دادن…

میرزا تورسون‌زاده شاعر صلح و دوستی تاجیکستان

 برگردان. رحیم کاکایی زویا عثمانووا میهن‌دوستی پرشور که هرگز چیزی را بر…

 افغانستان ؛ در چنبره افراطیت دینی و تندروی قومی

نویسنده: مهرالدین مشید افغانستان در طول تاریخ معاصر خود، به‌ویژه در…

از دیدگاه علم سیاست !

تلاش و سعی چه به شکل مسلحانه باشد یا غیر…

افغانستان در بن‌بست؛ راه‌های برون‌رفت و چشم‌انداز آیند

نویسنده: مهرالدین مشید فردای افغانستان و چگونگی عبور از وضعیت موجود در…

فرانس مهرینگ؛ تئوریسین ژورنالیست، ژورنالیست صاحبنظر

France Mehring (1846- 1919 ) آرام بختیاری مهرینگ؛ کوشش در راه روشنگری…

افغانستان در آستانه یکخطر وبحران جدید ( تداوم بحران نیم قرنه) 

نوشته از بصیر دهزاد  آغاز جنگ ها و حملات پراگنده گروه…

قرائت های تاریخی و فراتاریخی دینی؛ از بن بست تا…

نویسنده: مهرالدین مشید در دو سده اخیر، یکی از مهم‌ترین رویکردها…

تضاد دین و حقیقت...!

توهم خدای دین، حقیقتِ بشر را در آزادی او به…

نقدواره پژوهشیِ بر  مفاهیم جمهوری و جمهوریت 

1میرعبدالواحد سادات     از منظر  حقوق اساسی و علوم سیاسی  در راستای :  …

روح و نَفْس چیست؟

برهان الدین « سعیدی»  بادِ نفس مر سینه را ز اندوه…

طبع  شکسته

نوشته نذیر ظفر  2/8/26 ورجینیا  كوچهِ ما پر از گلِ است ،…

تحولات بدخشان؛ نشانه‌های سقوط یا پایان مأموریت طالبان

نویسنده: مهرالدین مشید جرقه‌ای که آتش مقاومت را در سراسر افغانستان…

بردی کربابایف

برگردان . رحیم کاکایی روسلان سمیاشکین نویسنده براستی مردمی و یکی از  بنیان…

ژورنالیست، راوی حقیقت است، نه مبلغ یک روایت

نور محمد غفوری هر حرفه‌ای چارچوب، قواعد، اصول و معیارهای خاص…

«
»

آیازبان پارسی گویشی مردم کابل و تهران  ویا گویش هزارگی  زبان های  جداگانه اند ؟

نوشته: دکتر حمیدالله مفید

در این پسین روز ها برخی ماجراجویان سرگردان تاریخ در رسانه های وارونه یا مجازی  با آرایه سخنان غیر مسلکی و من درآوردی  تلاش می کنند تا زبان پارسی را به سه زبان جداگانه چون : پارسی زبان مردم ایران کنونی ، دری زبان گویشی مردم افغانستان کنونی و تاجیکی زبان گویشی مردم تاجیکستان کنونی بخش  بندی  کنند . این چهره های سرگردان با ارایه چند واژه مانند: دانشگاه و پوهنتون ، رایانه و کمپیوتر ،  مالداری و دامداری  ویا  اطفايیه و آتش نشانی و (اسکوره پوژنه )(واژه روسی کاربرد در تاجیکستان )، کسل کش و امبولانس و آژانس ودگر واژه ها چنان می نمایانند ، که این گویش های  زبان ،  پارسی گویاسه زبان جداگانه اند و در افغانستان گویشوران زبان دری ( به گفته این سرگردانان تاریخ ) اجازه ندارند تا به جای واژه های ملی چون : پوهنتون ،څارنوالی ، ولسی جرگه وغیره  واژه های زبان بیگانه ایرانی  یعنی پارسی را به کار ببرند.

 ایدون لازم است تا این دیدگاه را از کارگاه دانش زبان شناسی به پویش  و کاوش بگیریم :

دانشمندان زبان شناسی به منظور تفکیک زبان ها به چهار المنت یا عنصر نهادین زبانی  رویکرد نموده اند که شامل :

 یکم – نظام الفبای زبان یا نظام واجی یا واجشناسی یا فونولوژی .

 دوم -نظام واژگانی یا صرف  یا مورفولوژی که شامل :

۱ ‫-‬ ایتمولوژی یا ریشه شناسی واژه ها  ۲ – لکسیکولوژی  یا جهش واژه ها  ۳ – نيولوژی یا واژه سازی ۴ – لکسیوگرافی  یا واژگان نگاری یا لغتنامه های زبان و۵ – تیرمونولوژی یا واژه گزینی در یک نظام صرفی  بخش بندی کرده اند .

سوم : نظام نحو یا سنتیکس یا  جمله سازی یا فراز نویسی ( موقعیت واژه ها و کارواژه ها یاافعال بست واژه ها یا قید، زاب یا اشا یا صفت  در یک جمله یا فراز ).

چهارم : معنی شناسی یا چم شناسی یا سیمتیکس  که استفاده از هنر های زبیا نگاری و کاربرد فنون ادبی در یک جستار یا نگارش جمله ها تقسیم کرده اند. 

از دید دانشمندان زبانشناسی وقتی زبان به نام یک زبان جداگانه نامیده می شود ، که در آن ها این چهار بخش متفاوت باشند. 

 ایدون می رویم به سوی زبان پارسی یا دری   :

  پرسش نخست  : نام  های زبان پارسی  و زبان دری دو نام جداگانه اند؟

ریشه شناسی نام پارسی : به روایت  دانشمندان زبان شناسی نام پارسی  از  ایالت پارس  ایران کنونی  که در سنگ نوشته های هخامنشان به نام ( پارتاگنه ) همراه با نام پارسی آمده است گرفته نشده است (۱).

همچنان نام پارسی تغییر پذیرفته یا جهش  نام های پرثو و پارت نیز نیست ، زیرا در سنگ نوشته یا کتیبه  خشایار شاه نام پرثوه و پارت همراه با نام پارسی پسر پارسی  اریایی نیز امده است (۲) پس واژه پارسی و پارس تغییر پذیرفته واژه های پرثوه ، پارت و پارتا گنه نمی باشد.

پس واژه پارسی از کجا شده است ؟

به روایت زامیاد یشت ( یشت ۱۹) بند ۳ :(( هرئیتی هکر اوشیدم اسنونت ایشکته و (اوپائیری سنا)  یعنی درمردمی که در اطراف کوه بزرگ اوپئیری سینا زیست می کنند. ) هم چنان در یسنای ده بند ۱۱ چنین امده است : ((  پرندگان هوم را بر فراز ایشکته و اوپائیری سینا بردند.)) که هدف آن منطقه اطراف کوه اوپئیری سینا یعنی کوه هندوکش و مردم منطقه اوپئیری سینا است.

 در فارسی میانه  همین نام به صورت آپارسین و پارسین  برای مردم منطقه کوه هندوکش آمده است(۳) 

 جهش این واژه در دوران کیانیان   به پارسی و پارس و سپس کاربرد آن به گونه پارس و پارسی در آثار هخامنشیان می رساند ، که واژه پارسی و پارس از نام منطقه باشندگان کوه های هندوکش  وپارئیسی به پارسی  که هخامنشیان خود را از تبار پارس و پارسی می گویند جهش همین نام است ، در فرجام این بخش به سرگردانان تاریخ که نام پارسی و پارس و زبان پارسی  راکه نخست به تبار آریایی فرزند پارس  و فرزندان گشتاسپ بلخی بودند و از آنجا به پارس رفتند ، گرفته شده است ، نه نام پارتا گنه یا پارس امروزی  و نه جهش یافته واژه پرثوی و پارت  است، پس نباید این افتخار واقعی ودرست تاریخی را به کسی دیگری  سپرد. 

همچنان در منابع سنسکرت و چینی نقش راهب مذهبی پارسوا در ایجاد مکتب ماهیانا تحت رهبری واسومیترا نیز برازنده است  نام او به مثابه یک پارسی و پارسیوان در تاریخ  چینی و تاریخ هیوان تسانگ  بازتاب برجسته دارد ، که با زبان پارسی کوشانی و به مثابه نخستین پارسیوان در تاریخ کوشانیان به مثابه مشاور او که زبان پارسی را گسترش داد قابل افتخار ویاد آوریست . 

پس نام پارسی متعلق به ایران شرقی و مردم افغانستان امروزی است ، نه ایران امروزی 

ایدون می رویم سراغ  ریشه شناسی نام علمی واژه دری  .

ریشه شناسی نام دری :

 نخست: در باره نظریه مشهور نام دری از دربار گرفته شده است:

 دیدگاه تاریخی  غیر زبان شناسیک در مورد نام دری :  نام  دری را ابن حوقل و شمس الدین مقدسی  و اصطخری  یاد کرده اند . ابن ندیم در الفهرست  در باره ریشه  دری  از ابن مقفع نقل می کند ؛ ( که دری زبان دربار یان  مداین ( تیسفون )  بود  و به همین دلیل  گونه دری نامیده می شود  او دری را زبان مردم خراسان و بلخ نیز می داند(۴)  

از همین رو تمام نویسندگان اسلامی به همین دیدگاه بسنده شده اند و تا امروز هم برخی نویسندگان نام دری را جهش واژه دربار می دانند.

این جا دو پرسش مطرح  می شود :

یکم:  اگر زبان دربار  تیسفون ساسانی  بود . چگونه بجای دربار ساسانی که زبان شان بر بنیاد زبان شناسی مدرن پهلوی بود، تنها در دربار دری سخن زده می شد و در حالی که در پی آن می نویسند زبان مردم بلخ  و خراسان  نیز دری بود .

 اینجا یک مغلطه بسیار بزرگ علمی وجود دارد . 

هیچ سندی که از دوره ساسانیان بدست آمده به زبان دری خراسان و بلخ نیست ، بلکه زبان شاهان ساسانی  زبان پهلوی ساسانی بود و این مساله در تمام سنگ نوشته ها و اثاری که از دوران ساسانیان بجا مانده است  بیان گردیده است.

دوم: با این غلطی بسیار مشهور هیچ نویسنده و پژوهشگر به این اشتباه نپرداخته بلکه یک روایت نادرست ابن ندیم را که از دهن ابن مقفع  روایت کرده است ، تا امروز نام دری را از زبان دربار می دانند. ( شگفت دنیایی داریم یک هزار سال همه یک اشتباه تاریخی  زبان دربار  ساسانیان با زبان مردم بلخ و خرسان مقایسه نکرده است تا به این اشتباه  تاریخی رویکرد می شد) .

 پس  نام دری از کجا شده است؟

 نگاه  زبان شناسیک در این مورد :

در اثار اوستایی واژه  زبان اریایی یا اریویی به گونه ( آئیریه ) امده است .(۵)

در سنگ نوشته های  شاهان هخامنشی که باستانی ترین سند تحریری  کشف شده و خوانده شده است زبان شان به نام زبان آریایی یا ( در اصل آرئی ی)  آمده است (۶) .

درآثار  کتیبه های کوشانی  به ویژه کتیبه ای رباطک  واژه ( اریو ) یا آری به عنوان  زبان رسمی در بار کوشانیان آمده است (۷)  در زبان آریو یا آری کوشانی مانند زبان پشتو آرتیکل های ( ایا) برای مونث یا مادینه مانند ( ایا نانا ) یا الهه نانا  و آرتیکل دیا برای مذکر یا نرینه چون (دیا آری)  ، آمده است ، این جهش واژه دیا آری بسیار به سادگی می تواند به  ( دآری ) وبه مرور زمان به دری جهش پذیرد . که زبان مردم بلخ  و خرسان بود .

بی جهت نیست که ابن ندیم از ابن مقفع روایت کرده که زبان مردم بلخ و خرسان بود ، مگر زبان دربار ساسانیان نبود ، آنجا زبان دولتی و رسمی زبان پهلوی ساسانی بود ، که هم از لحاظ  نظام واجی یا الفبا و هم از لحاظ نظام واژگانی  و هم از لحاظ دستور زبان  یا نحو با زبان دری یا پارسی شرق تفاوت های زیادی داشت. 

با آمدن دین اسلام عرب ها مانع کاربرد زبان پهلوی ساسانی در دارات دولتی شدند و طی   چهار سده یا قرن زبان پهلوی ساسانی مانند زبان های سریانی ، خوارزمی ،  سغدی ،آرامی ، اگپتی ودیگران نابود شد  . 

مگر زبان پارسی  یا دری که زبان مردم بلخ ، سیستان ، و در کل خرسان بود با پشتبانی طاهریان ، و به ویژه صفاریان یعنی یعقوب لیث صفاری پاسدارمرد زبان پارسی دری  زنده ماند و با رویکرد شاهان اندیشمند سامانی چون نوح و احمد سامانی این زبان  جاودانه  و پایا گردید وتا امروز همراه با  زبان عربی زبان دوم جهان اسلام است .

نام تاجیکی :

 دولت تاجیکستان که با ادغام دولت بخارا به اتحاد جماهیر شوروی وقت  توسط تاجیکان ایجاد شد و نام آن را تاجیکستان یعنی سرزمین تاجیک ها گذاشتند ، با آنکه یک بدنه بزرگ تاجیکان چون : بخارا ، سمرقند ، قوقند ، مرو  ودیگر بخش ها که ۹۰ درصد تاجیک نشین بودند ، به کشور های ازبکستان و ترکمنستان پیوست گردیدند ، نام کشور خود را جمهوری خلق تاجیکستان و زبان شان را تاجیکی گذاشتند. البته این حق مسلم شان است .

پس نام این زبان مانند نام زبان آلمانی که ترک ها و عرب ها آن را آلمانی ، انگلیس ها جرمنی و خود شان خود را دویچ می گویند ، سه نام یک زبان است.

ایدون دریافتیم که نام زبان ما پارسی -دری -تاجیکی است.

 اما چرا در افغانستان نام آن را دری و در ایران پارسی بگذارند .

 اکنون می رویم در مورد نام زبان دری و یا پارسی  اینکه نام زبان مردم افغانستان دری و نام زبان مردم ایران پارسی است و پارسی و دری بسیار تفاوت دارند و دو زبان جداگانه هستند پرداخته می شود:

ایرانی ها هنگامی نام کشور شان  راایران گذاشتند ، زبان شان را پارسی نگذاشته اند ، بلکه این نام در تاریخ ، فرهنگ و هویت شان عجین شده است.

پارسی در افغانستان نیز مانند ایران جز هویت  و شناسه تاریخی این سرزمین است و تا سال  ۱۳۴۴ خورشیدی نام زبان مردم افغانستان  که این سرزمین جایگاه پیدایش و پرورش نام و زبان پارسی است  نام آن پارسی بود و  مردم آن تا که زنده هستند ، نام زبان شان را پارسی می گویند ، یعنی زبانی که در یک منطقه گسترده از کشمیر هندوستان ، تا بحرین ملیون ها مردم با آن سخن می زنند ،  در سده های یازدهم تا هژدهم ترسایی زبان پارسی زبان دفتری ، دیوانی ، بازرگانی و میانجی دولت های ترکیه عثمانی ، گورگانی هند ، صفوی ایران ، شیبانیه بخارا و دولت های هوتکی ، سدوزایی ، محمد زایی خراسان یا افغانستان امروزی بود.  یعنی از بنگله دیش تا صحرای غربی  زبان دیوانی و دفتری بود.

  کشور های غربی به ویژه  انگلیس که در جنگ ها در برابر دولت عثمانی شکست خورده بود ، دست به توطئه زد ، نخست اعراب را علیه دولت عثمانی شورانید و با فرستادن لارنس (عرب؟) زمینه تجزیه دولت عثمانی را فراهم ساخت ، سپس در هند و بنگله دیش نیز که حاکمیت سیاسی را کمپنی هند شرقی بدست آورده بود به دستور چارلز ترای در سال ۱۸۳۸ ترسایی  کاربرد زبان پارسی را از دفتر و دیوان زدودند .

 با همه حال زبان پارسی به زندگی خود ادامه داد و تا امروز در میان شهروندان ایران ، تاجیکستان ، افغانستان ، شهروندان بخارا ، سمرقند ، قوقند ، مرو ، پشاور ، کشمیر ، بحرین ، وبرخی شهر های عراق سخن زده می شود و کاربرد دارد 

در تمام این مناطق نام زبان پارسی است پارسی زبانان مرو زبان شان را پارسی می گویند ، در بحرین پارسی گویان نام زبان شان را پارسی می گویند ،در نزدیک به ۳۵ دانشگاه و انستیتوت جهان بجز انستیتوت شرق شناسی ماسکو که دو شعبه دری و پارسی دارد ، در تمام جهان  نام این زبان پارسی است .لغتنامه های دهخدا ، معین ، حسن عمید و دیگران به نام فرهنگ زبان پارسی یاد می شوند . 

تا ایدون کسی فرهنگ و یا لغتنامه به نام لغتنامه زبان دری یا تاجیکی نساخته است ، حتی عبدالله افغانی نویس که لغتنامه  عامیانه افغانستان را در۵۹۲ رویه تهیه کرده است نام آن را (لغتنامه عامیانه فارسی افغانستان) نامیده است  که در سال ۱۳۳۵  خورشیدی چاپ نخست آن  از جانب موسسه تحقیقات و انتشارات بلخ به چاپ رسیده است   ، یعنی کار او ادامه کار های دهخدا ، دکتر محمد معین و محمد حسن عمید و دیگران است ، نه کدام فرهنگ و یا لغاتنامه جدید . 

یک نگاه دیگر : بسیار جالب است که از هزار ها سال در کابل گوشواره   خراسان یا افغانستان امروزی مردمی که به زبان پارسی سخن می زدند ، به نام پارسیوان یاد می شوند ، نه دری وان  و این نام تا امروز نیز ادامه دارد . 

بدبختانه یک عده بیماران روانی طی سال ۱۳۴۴خورشیدی که حاکمیت تبارگرایی و پارسی ستیزی در کشور  حاکم شده بود ، نام زبان  مارا بدون به دیده نگریستن خواست و اراده مردم و بدون مراجعه به یک ریفراندم  رای پرسی یا کم از کم نظر خواهی و یا بدیده داشتن  خواست و اراده مردم و به ویژه پارسی زبانان مردم افغانستان در قانون اساسی  خود ساخته و خود بافته دری گذاشتند  واز نام دری چنین مراد داشتند:

‫-‬ زبان پارسی نام زبان ایرانی است و برای مردم افغانستان بیگانه است .

‫- در زبان دری باید واژه های ملی کشور چون  : ولسوالی ، پوهنتون ، پوهنځی ، څارنوالی ، مرستون  وغیره به کار رود وواژه های باستانی و اصیل پارسی چون : شهرستان یا گوترا بجای ولسوالی ( وامواژه مغولی در زبان پشتو) خود ساخته پشتو تولنه ( سازمان پشتو) ، پوهنتون ( خود ساخته جناب شادروان دکتر احمد جاوید ) ودیگران به کار رود. ‬

– در زبان گویا دری کاربرد دولتی واژه های عربی چون : مامور ( بجای کارمند پارسی )، کاتب ( بجای دبیر پارسی )  ، محصل ، متعلم ،  مختص  یا مخصوص  ، حواله وغیره به کار برود ، اگر همسوی پارسی آنها  چون : دبیر ، دانشجو ، دانش آموز ، ویژه ، ویژگی  پرداخت  وغیره به کار می رفت آنها را واژه های بیگانه می خواندند ،  و کاربر آن را مجازات می کردند .

– نام تمام وزارت ها ، ادارات و سر نامه ها به زبان پشتو بود ، اگر کسی به زبان پارسی می نوشت ، مجازات می شد.

– آموزش جبری زبان پشتو : اگر کارمند دولتی کورس زبان پشتو را نمی خواند ، یا از کار بر طرف می شد و یا ترفیع و مقام برایش داده نمی شد.  این ها موجب شد ، تا پارسی ستیزان  زیر نام دری زبان شیرین و زیبای پارسی مردم افغانستان را دری بنامند. این نام نه از نظر خواهی مردم برخاسته است ، نه بنیاد علمی و قانونی دارد و نه پارسی زبانان افغانستان آن را پذیرفته اند. یک تلاش ارتجاعی و فرهنگ ستیزانه تبار پرست و معیوب روانی  است وبس . نام زبان مردم افغانستان پارسی است و پارسی زبانان خود را پارسیوان می گویند و با آن عادت کرده اند. 

اما در مورد گویش ها  یا لهجه های زبان پارسی در افغانستان از میان در مورد گویش یا لهجه  هزارگی :

در افغانستان ما گویش های مختلف داریم ، شامل :گویش بدخشانی ، گویش پنجشیری ، گویش لوگری ، گویش کابلی ، گویش هزارگی و گویش هراتی .

انچه که گویش ها را از هم جدا می کند ، نظام واژگانی است ، یعنی در بخش مورفولوژی یا در کل لکسیکولوژی  یا واژگان شناسی ، تفاوت های شکل ادا پدیدار می شوند ، مگر ، نظام واجی یا الفبا و نظام دستوری همه گویش ها به شمول گویش ها یا لهجه های تهرانی ، خراسانی یا مشهدی ، کولابی و مروی ، وجود دارد .به گونه نمونه واژه مادر را بدخشانی ها مادر‪Madar‬ ، پنجشیری ها مومه ، کابلی ها بوبو ، هزارگی آیه ، تهرانی ها مامان ، کولابی ها ماه جان هراتی ها مادر(Mader  می گویند به همین ترتیب برادر را تهرانی ها داداش ، هزارگی برار ، کابلی ها بیادر ، هراتی ها برادر ، بدخشانی ها برادر و پنجشیری ها بیدر می گویند، مگر در نوشتاری  همه گویش ها واژه مادر را مادر و واژه برادر را برادر می نویسند و می خوانند ، از اینرو  این تغیر در گونه تلفظ نمی تواند تا هویت زبانی ، گویش ها را به یک زبان مستقل تغییر بدهد و یا ادعا شود ، که زبان کابلی ها دری ، هراتی ها که اغلب همگونی با گویش مشهدی و تهرانی دارد ،پارسی و کولابی ها تاجیکی و هزاره ها هزارگی و گویش پنجشیری را زبان پنجشیری و گویش بدخشانی را زبان بدخشانی بنامیم، 

همین گونه است در مورد زبان عربی : واژه رفتن را مصری ها خود ، الجزایری ها روه و سعودی ها اذهب می گویند ، مگر در زبان نوشتاری همه واژه رسمی اذهب  اصطلاحی را به کار می برند .، این به این معنی نیست که این سه گویش سه زبان جداگانه شود.  

 در فرایند  زبان پارسی با نظام الفبا یا واجی اش در کتاب ها ودر نوشته ها  در افغانستان ، در ایران ، در تاجیکستان ، در مرو ، در هرات ، در تهران ، در کابل ، در هزاره جات ، در پنجشیر ، ودر تمام قلمرو زبان پارسی ودر تمام تلویزیون ها ، رسانه ها و در کتاب ها  یک زبان واحد پارسی است که با واج  یا الفبای مشخص ، با نظام واژگانی یا کلمات مشخص و با دستور زبان واحد به کار می رود . از اینرو ادعای اینکه ما گویش کابلی ها را زبان دری ، گویش هزارگی را زبان هزارگی ، گویش هرات را زبان پارسی  بنامیم ، خلاف اصول و قوانین زبان شناسیک  و مسخرگی زبانی می باشد. 

بادرود و مهر 

دکتر حمیدالله مفید 

‫—————‬

۱ ‫-‬ کتیبه خشایار شاه هخامنشی رویه ۸۵ سطر ۱۴ ماد ، خوزستان ،پارت گنه ، هرات ، بلخ ،سغد ، خوارزم ، زرنگ ، ، رخج ، ت ث گوش ، گندار ( حوزه کابل امروزی) هند ، ، سکایی ها ، هوم نوش ، سکایی های تیز خود ، بابل ، عاشور ، عربستان ، ، مصر ، ارمنستان ، کیدوکپه ، سارد ، یونان ، سکایی های ماورای دریا ،سکودر ، یونانی های سپر روی سر ، لبی ها ، حبشی ها ، اهالی مک ، کاریی ها  کتاب فرمانهای شاهنشاهی هخامنشی که به زبان اریایی  نوشته شده است تالیف زلف نارمن شارپ ناشر موسسه فرهنگی و انتشارات پازینه  نوبت چاپ دوم زمستان ۱۳۸۴  

۲ ‫-‬ رویه ۱۱۹ همین کتاب  نام ایالت پرثوه و پارت همراه با نام پارسی اریایی  آمده است .  

۳ ‫-‬ ترجمه پهلوی هوم یشت ( یسنا ۹ و ۱۰ ) 

۴ ‫-‬ دانشنامه بریتانیکا  آنلاین ادیشن  ۲۰۰۶ 

۵ ‫-‬آشتاد یشت  بند یک  و بند ۹  دو سیروزه  و بند های ۱۴۴ و۱۴۵  فروردین یشت دانشنامه مزد یسنا  دکتر جهانگیر اوشیدری چاپ نخست  چاپ خانه سعدی رویه ۱۴۷

۶ – فهرست واژه های هخامنشی   کتاب فرمان های شاهنشاهی هخامنشی  تالیف نارمن شارپ رویه ۱۵۱

۷ ‫-‬Nicholas Sims -Williams , The Bactrian Inscription of Rabatak Ö A New Reading  , Bulletin of the Asia Institute Volume 18 ,2004 Pp53-68