هدف نهایی اسرائیل در کرانۀ باختری: شهرکنشینان، ارتش، و حکومت همچون نیرویی واحد عمل میکنند

نویسنده: محمد الایوبی ــ
آنچه در شهر «تِل» در منطقۀ نابلس رخ داد پرده از جنگی برای تصاحب زمین برمیدارد؛ جنگی که هدف آن ناممکن ساختن ماندگاری فلسطینیان در سرزمین خویش است.
در شهر فلسطینی «تِل»، واقع در جنوبغربی نابلس، ساکنان کوشیدند حملۀ مسلحانۀ شهرکنشینان را دفع کنند. اما واکنش آنان بهسرعت به دستاویزی برای اعمال مجازات جمعی تبدیل شد. ارتش راهها را بست و همزمان شهرکنشینان به خانهها و اموال مردم حمله کردند؛ دو نیرویی که هر یک در خدمت پیشبرد کارزار واحد سلب مالکیت و بیرونراندن فلسطینیان عمل میکردند. حمله به تِل، تنها گوشهای از کارزاری را آشکار ساخت که پیشاپیش در سراسر کرانۀ باختری اشغالی جریان دارد.
عبدالله ابورحمه، مدیر بخش اقدام مردمی در «کمیسیون مقاومت در برابر دیوار و شهرکسازی»، در گفتوگو با کریدل تأکید میکند که این خشونتها بخشی از طرحی است که براساس جدول زمانی معینی به اجرا درمیآید:
درست است که حملات در روزهای اخیر، چه از نظر شمار شهدا، چه تخریب اموال، و چه محدودیتهای رفتوآمد، بهگونهای چشمگیر افزایش یافتهاند، اما همۀ این اقدامات در چارچوب طرحی گستردهتر قرار دارند که سالها پیش تدوین شده است. رویدادهای تِل، دستاویز سیاسی و رسانهای لازم را در اختیار دولت [نخستوزیر اسرائیل] بنیامین نتانیاهو قرار داد تا اجرای برنامههایی را که از پیش طراحی شده بود شتاب بخشد. دولت اسرائیل از این حوادث برای توجیه اقدامات خود در برابر افکار عمومی داخلی بهرهبرداری کرد تا چنین وانمود سازد که رفتار آن با فلسطینیان موجه است.
آمارها ابعاد این کارزار را بهروشنی نشان میدهند. «کمیسیون مقاومت در برابر دیوار و شهرکسازی» در نیمۀ نخست سال ۲۰۲۶، مجموعاً ۱۱ هزار و ۷۴ حمله از سوی نیروهای اسرائیلی و شهرکنشینان ثبت کرده است. از این تعداد، ۳ هزار و ۴۸۸ حمله مستقیماً بهدست شهرکنشینان انجام شده، که یورش به روستاها، آتشافروزی، تیراندازی، تصرف زمینها، و ایجاد کانونهای جدید شهرکسازی را دربر میگیرد. بنا بر گزارش این کمیسیون، حملات شهرکنشینان در همین دوره به کشتهشدن ۱۷ فلسطینی انجامیده است.
همزمان، کرانۀ باختری اشغالی به مناطق محصور هرچه کوچکتری تجزیه میشود. تا دسامبر ۲۰۲۵، دفتر هماهنگی امور بشردوستانۀ سازمان ملل متحد ۹۲۵ مانع برای رفتوآمد فلسطینیان ثبت کرده بود که شامل ۸۹ ایست بازرسی دائمی، ۲۱۸ ایست بازرسی نیمهفعال، و ۲۳۲ دروازۀ جادهای میشد.
تحلیل آکسفام از دادههای سازمان ملل نشان میدهد که از سال ۲۰۲۳ تا پایان سال ۲۰۲۵، در مجموع ۱۲۴۴ نفر فلسطینی بهدست نیروهای اسرائیلی یا شهرکنشینان بهقتل رسیدهاند. در همین دورۀ سهساله، نزدیک به ۴۶ هزار فلسطینی بهاجبار آواره شدهاند؛ حال آن که در مجموع ۱۴ سال پیش از آن، شمار آوارگان اندکی بیش از ۱۳ هزار نفر بود.
از نظر دکتر محمد حلسه، کارشناس مسائل اسرائیل، نمیتوان این خشونتها را زنجیرهای از واکنشهای پراکنده و جدا از یکدیگر دانست:
این خشونتها یکی از اجزای برنامۀ ایدئولوژیک فراگیری است که بر جناح راست حاکم فرمان میراند؛ جریانی که تمامی سرزمین فلسطین را ملک انحصاری یهودیان میداند و لحظۀ کنونی را مناسبترین فرصت برای گذار از مرحلۀ «مدیریت منازعه» به «حلوفصل نهایی» آن تلقی میکند. هدف آنان، بهاصطلاح، اصلاح «اشتباه تاریخی» بنگوریون در سال ۱۹۴۸ است؛ یعنی زمانی که به چند هزار فلسطینی اجازه داده شد در سرزمین خود باقی بمانند.
تِل و سازوکار تصاحب زمین
سلیمان بشارات، مدیر مرکز یابوس، و عبدالله ابورحمه هر دو این برداشت را رد میکنند که رویدادهای تِل نشاندهندۀ چرخشی ناگهانی در سیاست اسرائیل بوده است. آنان این رویدادها را بخشی از الگوی خشونت شهرکنشینان میدانند که از سال ۲۰۲۴ در سراسر کرانۀ باختری اشغالی شدت گرفته است.
احمد عیاش، فعال اجتماعی، در گفتوگو با کریدل از این نیز فراتر میرود:
آنچه در حال وقوع است، برخلاف آنچه بازنمایی میشود، «حملۀ شهرکنشینان زیر حمایت ارتش» نیست؛ بلکه حملاتی است که با مشارکت مستقیم ارتش انجام میشود، نه صرفاً زیر حمایت آن. این دو در هماهنگی بسیار تنگاتنگ با یکدیگر عمل میکنند. شهرکنشینان و ارتش اسرائیل دو بازیگر جداگانه نیستند؛ بلکه دو بازوی یک پروژهاند.
بااینحال، عیاش معتقد است که رویدادهای تِل ممکن است اهمیتی ویژه پیدا کنند و به «نقطۀ عطفی در مقاومت در برابر حملات شهرکنشینان و ارتش، یا آغاز استفاده از شیوههای تازه برای مقابله با اشغالگری» تبدیل شوند؛ بهویژه اکنون که فلسطینیان با اشکالی از خشونت روبهرو هستند که بسیاری از جوامع محلی پیشتر چنین شدت و ابعادی از آن را تجربه نکرده بودند.
ابورحمه نیز دربارۀ یکی از حوادث اخیر بهصراحت میگوید:
آنچه رخ داد دفاع از خود بود. ویدئوها نشان میدهند که کشتهشدگان یا با شلیک نیروهای ارتش جان باختند یا با گلولۀ خود شهرکنشینان. گرفتن سلاح نیز اقدامی لحظهای بود، نه عملی ازپیشطراحیشده.
رویترز گزارش داده است که درگیری پس از نزدیکشدن شهرکنشینان مسلح به روستا آغاز شد، و تصاویر ظاهراً نشان میدهند که یک فلسطینی پیش از آن که هدف گلوله قرار گیرد، تفنگی را از دست مهاجمان میگیرد.
نابودکردن الگوی مقاومت
عیاش معتقد است شدت و خشونت واکنش اسرائیل با این هدف صورت گرفت که تِل به الگویی برای دیگر شهرها و روستاهای فلسطینیِ در معرض ترور شهرکنشینان تبدیل نشود. اشغالگران نمیتوانستند اجازه دهند دفاع یک جامعۀ محلی از خود، بهعنوان الگویی بازدارنده در برابر حملات آینده شناخته شود.
او میگوید:
حتی پیش از ۷ اکتبر نیز اشغالگران میکوشیدند الگوی فلسطینی و چهرۀ مبارز مقاومت را نابود کنند؛ همانگونه که پیشتر در اردوگاههای نور شمس، طولکرم و جنین رخ داد. در آنجا جغرافیای مناطق را تغییر دادند، محیط پرورشدهندۀ مقاومت را از هم پاشیدند و حتی یادمانهای شهدا را ویران کردند.
مجازات جمعی تحمیلشده بر مردم تِل، هشداری برای دیگر جوامع فلسطینی نیز دربر داشت: مقاومت در برابر یورش شهرکنشینان تمامی قدرت و خشونت دستگاه اشغالگر را بر سر آنان فرود خواهد آورد. چنین مقاومتی شرایطی را تهدید میکند که تاکنون امکان گسترش تقریباً بیمانع شهرکها را فراهم ساخته است.
ناممکنساختن زندگی فلسطینیان
عیاش این روند را نوعی «مهندسی جمعیتی» توصیف میکند؛ هرچند روشهای اجرای آن در غزه و کرانۀ باختری اشغالی متفاوت است. به گفتۀ او، اشغالگران در غزه زندگی روزمره را از نو سازمان دادهاند؛ نهتنها از طریق تعیین حجم کالاهای ورودی به این باریکه، بلکه با تصمیمگیری دربارۀ این که چه کالاهایی اجازه ورود داشته باشند و از ورود چه کالاهایی جلوگیری شود.
گزارشهای منتشرشده در ژانویۀ ۲۰۲۶ از کمبود گوشت قرمز، گوشت مرغ، محصولات بهداشتی، و دیگر نیازهای اساسی در نتیجۀ محدودیتهای وارداتی اسرائیل حکایت داشتند. پیامد این سیاست بسیار فراتر از ایجاد گرسنگی است؛ زیرا شیوۀ دسترسی خانوادهها به مواد غذایی و حتی شرایط لازم برای ادامۀ زندگی روزمره را دگرگون میکند.
به گفتۀ عیاش، همین منطق در کرانۀ باختری اشغالی از طریق کوچاندن سازمانیافتۀ مردم به اجرا درمیآید. او آغاز شتابگیری این کارزار را به سال ۲۰۲۴، یعنی هشت ماه پس از آغاز جنگ علیه غزه، نسبت میدهد و پیامهای تبلیغاتی و رسانهای نصبشده در امتداد جادههای ویژۀ شهرکنشینان را یادآوری میکند که اعلام میکردند:
«در فلسطین آیندهای وجود ندارد»
به باور او، هدف از این تبلیغات آن بود که فلسطینیان را متقاعد کنند دیگر نمیتوانند در سرزمین خود زندگی شرافتمندانهای داشته باشند و ناچارند آیندۀ خویش را در جایی دیگر جستوجو کنند.
این فشارها بیش از همه بر جوامع بدوی و دامدار سنگینی کرده است. دفتر هماهنگی امور بشردوستانۀ سازمان ملل گزارش داده که حملات شهرکنشینان و محدودیتهای ناشی از آن در دسترسی به زمینها و راهها، از ژانویۀ ۲۰۲۳ تا ژوئن ۲۰۲۶، موجب آوارگی ۶۲۰۰ فلسطینی از ۱۱۹ جامعۀ محلی شده است. از این میان، بیش از ۳۶۰۰ نفر به ۴۶ جامعۀ محلی تعلق داشتند که بهطور کامل از سکنه خالی شدهاند.
عیاش میگوید این فشارها اکنون موجب مهاجرت داخلی فلسطینیان از مناطق دورافتاده و روستاهای مجاور شهرکها بهسوی «منطقۀ الف» و مراکز اصلی شهری شده است.
محدودیتهای رفتوآمد با یورش شهرکنشینان، سرقت دامها و محصولات کشاورزی و تخریب جادهها و دیگر زیرساختها همراه شده است. این فرسایش روزمره، جوامع محلی را از منابعی که برای ماندن در سرزمین خود به آنها نیاز دارند محروم میسازد. با وخیمترشدن این شرایط، مناطق موردنظر بهتدریج از ساکنان فلسطینی خالی و راه برای تصرف آنها هموار میشود.
منبع: کریدل، ۴ اوت ۲۰۲۶