بدخشان در محراق کارزار تبلیغات

سیاسی -- نظامی پاکستان ! ولایت بدخشان در شمالشرق ترین قسمت…

سفرنامۀ زندگی

رسول پویان نــوای نـی و نـغـــمـۀ آبـشار هـوای خوش و دامـن کهسار سـرود…

هه‌لو شهید جعفر

آقای "هه‌لو شهید جعفر" (به کُردی: هەڵۆ شەهید جەعفەر) شاعر…

پیاوړی او نومیالی لیکوال

له (ډاکټر طارق رشاد) سره چې پیاوړی او نومیالی لیکوال،…

دموکراسی در بستر سرمایه‌داری؛ فرصت‌ها، محدودیت‌ها و تناقض‌ها

نویسنده: مهرالدین مشید  رابطه دموکراسی و سرمایه داری؛ از همگرایی تا…

افغانستان زخمی؛ نیازمند همدلی و همگرایی

نویسنده: مهرالدین مشید تنوع قومی و مدیریت آن در چارچوب هویت…

شکسپیر 

« آن ‌جا که انسان برای نخستین ‌بار خود را…

وحدت نیروهای مترقی در روشنی  اصول و بدون آن

وحدت، یکی از نیازهای اساسی و اجتناب‌ناپذیر نیروهای مترقی، ملی…

دین و دموکراسی؛ از سازگاری ها تا چالش ها

نویسنده: مهرالدین مشید پرسش سازگاری دین و دموکراسی یکی از مهم‌ترین…

سه‌ شعر کوتاه از لیلا طیبی

انسان کلام سبز ترحم، جاری از گلوی خدا بود.  از یاد برده…

شب

شب همین نزدیک‌هاست و  ستارگان  گیسویشان را بر صورت ماه افشانده‌اند، در سکوتی…

پیامد های منفی ،تثبیت رتبه نظامی در ساختار های کشفی…

مقدمه . خداوند ( ج) در قرآن کریم چنین می فرماید…

چند شعر کوتاه از لیلاطیبی

انسان کلام سبز ترحم، جاری از گلوی خدا بود.  از یاد برده…

افغانستان؛ سرزمین فرصت‌های از دست‌رفته

نویسنده: مهرالدین مشید از اصلاحات امان‌الله خان تا چالش‌های پس از…

بیست سال امریکا غرب و ناتو درین سرزمین بساط خون…

افغانستان از تنگناهای خونین و ویرانگر عبور داده شده و…

تمنای رهایی

رسول پویان تبسـم حال خـوش در خاطر دل می کند جاری ولی…

بیکس محمد قادر

استاد "بیکس محمد قادر" (بێکەس حەمە قادر) شاعر و نویسنده‌ی…

عشق بود آن !

امین الله مفکر امینی                        2026-22-!06 در ایــن دهری ِ مجاز مجوییـــد ومگویید…

اسلام‌گرایی؛ از رستاخیز ضد استعمار تا چالش افراطیت و امکان…

نویسنده: مهرالدین مشید مطالعه‌ای در اندیشه متفکران مسلمان و تجربه افغانستان،…

لرمانتوف نابغه سرکش ادبیات روسیه

برگردان. رحیم کاکایی «خانه من هر جا که آسمانی باشد، آنجاست...» مترجم: همپای…

«
»

نقش دول آمریکا و اسرائیل و رضا پهلوی در به خون کشیده‌شدن جنبش دی‌ماه 1404 مردم ایران!

بهرام رحمانی

bahram.rehmani@gmail.com 

جمهوری اسلامی ایران، خیزش مردمی دی ماه مردم ایران، به خصوص گروه‌های بزرگی از جوانان کشور را به وحشیانه‌ترین شکلی سرکوب و کشتار کرد. رسانه‌های مختلف داخلی و خارجی، آمار کشته‌شدگان در این خیزش را از چند هزار نفر تا 40 هزار اعلام کرده‌اند. در نتیجه، هنوز آمار دقیقی از کشته‌ها و زخمی‌های و دستگیرشدگان این خیزش وجود ندارد.

بسیاری از تحلیل‌‌گران و کارشناسان به درستی معتقدند که زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی این خیزش از پیش آماده بود و برای به راه افتادن نیاز به «کاتالیزور» داشت. تظاهرات بازاریان تهران در 7 دی 1404، در اعتراض به تورم افسارگسیخته و کاهش مداوم ارزش پول ملی، کاتالیزور این خیزش مردمی شد. اما چرا  این خیزش یا جنبش مردمی، بی‌درنگ به خشونت کشیده شد؟ عوامل دخیل داخلی و خارجی در این خشونت کدام‌ها هستند؟

در ادامه وعده‌های ترامپ و نتان‌یاهو به مردم ایران، رضا پهلوی سه‌شنبه 16 دی، از مردم دعوت کرد روزهای پنج‌شنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، راس ساعت ۸ شب، چه در خیابان‌ها و چه از داخل منازل خود، اقدام به سردادن شعار کنند. او اعلام کرده بود که این حرکت گام نخست محسوب می‌شود و بسته به بازخورد این اقدام، فراخوان‌های بعدی نیز در ادامه منتشر خواهد شد. در حالی که اعتراضات خودجوش مردمی از 7 دی‌ماه آغاز شده بود.

باز هم در ادامه وعده‌های ترامپ و موساد، رضا پهلوی در ۲۰ دی ۱۴۰۴ از مردم خواست با پرچم به خیابان‌ها بیایند و مراکز شهرها را «تسخیر» کنند. اما پس از سرکوب و کشتار مردم توسط حکومت، نه خبری از آن وعده «۵۰ هزار نیروی وفادار» شد و نه حمایتی از مردمی که به میدان آمده بودند. سپس در ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ مدعی شد که به مردم گفته بوده در خانه‌هایشان بمانند! 

ترامپ در شبکه اجتماعی خود نوشت: «به اعتراض ادامه دهید؛ نهادهای خود را تصرف کنید… کمک در راه است.» این پیام در اسناد رسمی کنگره آمریکا نیز نقل شده است. از او، هم‌چنین نقل است: «ایرانیان میهن‌پرست، به اعتراض ادامه دهید… کمک در راه است. من تمام دیدارها با مقامات ایرانی را تا زمانی که کشتار بی‌معنی معترضان متوقف شود، لغو کرده‌ام.»

رضا پهلوی فرصت‌طلبانه بر متن تعهدات ترامپ به معترضین فراخوان داد تا شب‌های هجده و نوزده دی‌ماه 1404 به طرزی گسترده به خیابان‌ها بریزند و کار حکومت را تمام کنند. در حالی که اعتراضات از 7 دی آغاز شده بود و مردم در خیابان‌ها بودند.

البته باید در ابتدا تاکید کنیم که خیزش دی ماه، تنها خیزش بزرگ مردمی علیه حکومت نبود. در این 47 سال، اعتراضات و مبارزات اقشار مختلف مردم ایران به خصوص کارگران، جوانان، زنان، نویسندگان و هنرمندان، بازنشستگان، و همه خلق‌های تحت ستم سراسر ایران، علیه سیاست‌های ارتجاعی و غیرانسانی جمهوری اسلامی به‌صورت مداوم در قالب اعتصابات، اعتراضات خیابانی و جنبش‌های مدنی در سراسر کشور در جریان بوده است. 

بنابراین، کارگران و زنان و جوانان و بازنشستگان، هنرمندان نویسندگان، زندانیان سیاسی و … در این 47 سال هیچ وقت منتظر معجزه و دخالت خارجی نبودند. به خصوص دخالت خارجی را ده‌هاست در افغانستان، عراق، سوریه، لیبی، و یوگسلاوی سابق دیده و شنیده بودند و با این تجربه می‌دانستند که دخالت خارجی جامعه را به قهقرا و تباهی می‌کشاند و اهمیتی به زیست و زندگی مردم نمی‌دهد و دولت‌های دخیل، تنها به فکر منافع سرمایه‌داری و حاکمیت خود هستند. 

پس از طی قرن‌ها از عمر حکومت‌ها در ایران، هنوز که هنوز است، مهم‌ترین و فوری‌ترین مطالبه‌ مردم ایران برای دست‌یابی به «آزادی و برابری» است.

هنوز که هنوز است عدم شناسايی حقوق مردم و تحقير شهروندان، با اعمال و رفتار وحشيانه‌‌ای در جریان است و مردم این دیار، جز «عصیان»، شورش، قیام و انقلاب را هدیگری در پیش ندارند.

هنوز که هنوز است، سلسله حاکمیت‌ها در ایران، نگرش و سیاست‌شان درباره‌  «حق شهروندی» در سطح نگرش و سیاست اعصار بدویت سیر می‌کند.

هنوز که هنوز است سیاست‌مداران حاکم بر ایران، هیچ تصور و درک و تعهدی در قبال شناسايی حقوق يك‌سان و انتقال‌ناپذير آزادی، برابری، عدالت و صلح ندارند.

کافی‌ست به سیاست جمهوری اسلامی در 47 ساله نگاه کنیم تا معلوم گردد که حاکمیت متکی بر فقه خودساخته‌ حکومتی، جز سانسور و سرکوب، شکنجه و اعدام، ترور و جنگ، دزدی و فساد و هم‌چنین تحمیل و فقر و فلاکت بی‎سابقه و روزافزون بر اکثریت شهروندان ایران، مسیر دیگری طی نکرده است.

 از این‌رو، هنوز که هنوز است نسل‌به‌نسل آزادی‌خواهان، انقلابیون، زندانیان سیاسی زیر شکنجه و حکم اعدام در ایران، در تلاشی‌ مداوم با انواع مبارزه‌ سازمان‌یافته، مدنی، اجتماعی و صنفی برای برخورداری از آزادی و برابر و عدالت اجتماعی در برابر حاکمیت سراپا ناقض و قاتل مردم، هستند.

هنوز که هنوز است حاکمیت‌های سیاسی-‌مذهبی در ایران نگذاشته‌اند جمله‌ای از آزادی و برابر زنان با مردم و همه خلق‌های تحت ستم سراسر ایران، در کتاب‌های درسی گنجانده شود. حکومت اسلامی ایار نبی‌شرمانه برای زهرچشم گرفت از جامعه، عکس‌های صحنه‌های اعدام، حجاب اجباری و جنگ‌افروزی‌هایش را در کتاب درسی دبستان می‌گنجاند و تحمیل می‌کند، اما از آموزش و تسلط دانش‌آموزان از جمله به مواد «حقوق بشر» وحشت دارد.

بنابراین، از آن‌جا که آزادی و برابری نیاز عاجل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و آموزشی برای ایران کنونی است، اکثریت مردم این دیار نفی حاکمیت اسلامی را بارها در خیابان‌ها و در انظار افکار عمومی مدرم منطقه و جهان نشان داده‌اند.

برای کارگران ایران دیگر تمام روزهای سال، روزهای شتاب گرفتن گرانی و دامنه‌دارتر شدن هیبت فقر و روزهای پررنج و بی‌چشم‌انداز شده‌اند. روزهایی که چرخه‌ زندگی برای کارگران، مزدبگیران، کارمندان، معلمان، زنان سرپرست خانواده و طیف زحمت‌کشان ایران بدل به هیولایی شده است! کارگران ایران بعد از ۴۷ سال، هنوز اتحادیه و سندیکای مستقل و نماینده و سخنگو و حق اعتصاب ندارند! با این وجود، هر سال جامعه ما شاهد برگزاری صدها اعتصاب کارگری در سراسر ایران هستند.

مطالبات کارگران ایران در سال ۱۴۰۵ هیچ فرقی با مطالبات دهه‌های گذشته  نکرده است و هنوز دنبال تأمین نیازهای کف حقوقی و صنفی هستند: «ممنوعیت کار کودکان و فراهم آوردن امکان تحصیل رایگان برای آنان، برقراری بالاترین سطح استانداردهای ایمنی در محیط های کارگری، رفع قوانین تبعیض‌آمیز برای زنان و کارگران مهاجر از مطالبات جامعه کارگران است.»‌‌(خبرگزاری هرانا، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵)

در این میان، استثمار و رنج «طاقت‌فرسای شرایط کار زنان کارگر» از دهه‌های گذشته بیش‌تر و بیش‌تر شده است و زنان مجبور به کار در کوره‌پزخانه‌ها هم شده‌اند: «کارگران زن ایرانی ارزان‌ترین نیروی کار کشور توصیف می‌شوند. وضعیت اشتغال زنان بدتر از مردان است و در عین حال از حمایت‌های قانونی، حقوق و مزایای کم‌تری برخوردار هستند. وضعیت زنان کارگر در کارگاه‌های کوچک به‌مراتب بدتر است. نیمی از کارگران در کوره پزخانه‌ها را زنان تشکیل می دهند که در شرایط طاقت‌فرسا کار می‌کنند.»‌‌(همان منبع)

جنگ دوازده روزه شکنندگی و آسیب‌پذیری جمهوری اسلامی را آشکار کرده بود. در آن جنگ، اسرائیل در کم‌تر از ۷۲ ساعت پدافند هوایی جمهوری اسلامی را از کار انداخت. زیرساخت‌های نظامی کشور را ویران کرد و بیش‌تر فرماندهان سپاه را کشت.

خیزش مردمیدی ماه سال گذشته، نه اولین و نه آخرین اعتراضات مردمی و سرکوب خونین حکومت نبود. از اسفند ماه سال ۱۳۵۷ که زنان ایران دراعتراض به فرمان حجاب اجباری روح‌الله خمینی به خیابان‌ها آمدند، تا اعتراضات خونین دی ماه 1404، ما  شاهد حداقل شانزده جنبش اعتراضی بزرگ در ایران هستیم:

اعتراضات گسترده به حجاب اجباری، اعتراض به بررسی طرح «عدم ‌کفایت رییس‌جمهوربنی صدر» و تظاهرات 30 خرداد سازمان مجاهدین خلق ایران، اعتراضات تهیدستان و حاشیه‌ نشینان در مشهد، اعتراض خونین قزوین، تظاهرات معیشتی در اسلام شهر، اعتراضات در کوی دانشگاه، اعتراضات در اهواز، جنبش اعتراضی علیه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری‌ 1388، اعتراضات گسترده در خوزستان، اعتراضات معیشتی دی‌ماه ۱۳۹۶، اعتراضات درویش‌های گنابادی، اعتراضات آبان 98 در صد شهر ایران، اعتراضات سوخت‌بران و مردم در سیستان و بلوچستان، اعتراض‌های گسترده در خوزستان و اصفهان، جنبش اعتراضی «زن، زندگی، آزادی»، اعتراضات خونین دی ماه  1404.

در تمامی پانزده جنبش اعتراضی بزرگ در ایران، رضا پهلوی و سلطنت‌زلبان، هیچ صدایی نداشتند. تنها در دوره تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 بود که رضا پهلوی با دستبند سبز ظاهر شد. در آن دوره او طرفدار مبارزه بدون «خشونت و مسالمت‌آمیز» علیه جمهوری اسلامی بود.

آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، باعث شور و شوق گسترده ای در فضاهای واقعی و مجازی، در بلوک‌های متعدد اپوزیسیون خارج از کشور، به ویژه  در بلوک راست با هدایت رضا پهلوی شد.

با نشست «آینده جنبش دموکراسی ایران»، رضا پهلوی به‌همراهی چند تن  دیگر، در نقش یک گروه راهبردی ظاهر شدند و در ادامه کارشان، منشوری را تحت عنوان منشور مهسا منتشر کردند. در واقع بلوک راست با ادعای برتری بر سایر بلوک‌های سیاسی در دیاسپورا، هدفش مصادره نمایندگی و رهبری جنبش «زن، زندگی، آزادی» بود.

منشور همبستگی، یا به‌اختصار منشور مهسا روز جمعه ۱۹ اسفند ۱۴۰۱ با امضای شش فعال سیاسی و مدنی منتشر شد. این شش تن تشکل خود را «همبستگی برای دموکراسی و آزادی در ایران» نام نهادند. ایده انتشار این منشور روز جمعه ۲۱ بهمن در نشستی با عنوان «آینده جنبش دموکراسی ایران» در دانشگاه جورج تاون شهر واشینگتن مطرح شده بود. هدف این منشور، سرنگونی رژیم جمهور اسلامی در فرآیندی «خشونت پرهیز» و رسیدن به حکومتی سکولار و دموکراتیک بیان شده‌است.

 سرانجام گروه راهبردی منشور مهسا، به شکل افتضاحی شکست خودر و همه هیات همراه رضا پهلوی سخت به جان هم افتادند. گروه منشور مهسا شامل حامد اسماعیلیون، مسیح علینژاد، شیرین عبادی، رضا پهلوی، نازنین بنیادی و عبدالله مهتدی بود. 

سال گذشته افزون بر شکنندگی و آسیب‌پذیری نظامی، با جنگ دوازده روزه و پس از آن مردم به درماندگی حکومت در همه عرصه‌های حیات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور نیز پی بردند. با این حال، ماه‌ها بود که بی‌عملی را به واکنش‌های نسنجیده ترجیح می‌دادند تا این‌که بازاریان و مغازه داران تهران در ۲۸ دسامبر به نشانه اعتراض دست به تظاهرات زدند.

تظاهرات در رسانه‌های جهان از جمله اسرائیل بازتاب گسترده یافت. در ۲۹ دسامبر وبگاه شبکه تلویزیونی اسرائیل، «آی ۲۴ نیوز»، نوشت: «دو روز است موج تازه‌ای از تظاهرات اعتراضی به سبب فروپاشی اقتصادی و سقوط بی‌سابقه ارزش پول ملی، ایران را به لرزه درآورده است. در تهران، هزاران شهروند به ویژه در بازار و محله‌های مرکزی به خیابان‌ها آمده‌اند تا به بدتر شدن روزافزون وضع اقتصادی کشور اعتراض کنند.»

وبگاه «آی ۲۴ نیوز»، پس از بازگویی واکنش مسئولان جمهوری اسلامی و چندین رویداد مرتبط با این تظاهرات افزود: خبرگزاری تسنیم «رسانه‌های دشمن» و «سازمان‌های امنیتی بیگانه» را متهم کرده است که به دست عوامل داخلی خود می‌کوشند از خشم به حق مردم سوء‌استفاده ‌کنند. به نوشته آن وبگاه، در چنین فضای پرتنش بود که یک حساب کاربری فارسی‌زبان وابسته به موساد پیامی منتشر کرد که در آن، روشن و آشکار ایرانیان را به تظاهرات دعوت می‌کرد.

در پیام موساد که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شده بود، از جمله آمده بود: «باهم به خیابان‌ها بیایید. وقتش رسیده است. ما همراه شما هستیم. نه تنها از راه دور و شفاهی، در میدان نیز همراهتان هستیم.» 

به نوشته آی ۲۴ نیوز، پیام موساد این گمان را در ذهن‌‌ها ایجاد کرد که گویا دولت و سازمان امنیتی اسرائیلی‌ها تصمیم گرفته‌اند به «کمک معترضان؟!» بیایند. این موضع‌گیری بی‌پرده و بی‌سابقه «سازمان اطلاعات و عملیات ویژه دولت اسرائیل» به خیزش اعتراضی مردم ایران که ریشه در بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی و سیاسی کشور داشت، یک بُعد ژئوپلیتیکی انفجاری بخشید.

پیام موساد سپس در روز چهارشنبه ۳۱ دسامبر از رادیو ارتش اسرائیل به زبان عبری پخش شد. روز بعد، اول ژانویه ۲۰۲۶ در حالی که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، سکوت کرده بود، در حساب اینستاگرام فارسی زبانِ وزارت امور خارجۀ اسرائیل پیامی در حمایت از تظاهرکنندگان منتشر شد. پیام همراه با تصویر شیر و خورشید، نشان رسمی ایرانِ پیش از انقلاب، بود. شیر پنجه خود را بر روی یک ساعتِ شِنی گذاشته بود که پایان نزدیک جمهوری اسلامی را اعلام می‌کرد. در پایه ساعت شِنی، نشان رسمی جمهوری اسلامی قرار داشت. تصویر با این جملات همراه بود: «قیام شیران و شیرزنان ایران برضد تاریکی» و «نور همیشه بر تاریکی پیروز می‌شود.»

در همان روز، رضا پهلوی فرزند محمدرضا شاه سابق، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هم‌زمان با استقبال جهان از سال نو، سپیده‌دم دوره‌ای تازه در ایران فرا رسیده است. هم‌میهنان شجاع من در شهرها و شهرک‌های سراسر کشور به خیابان‌ها آمده‌اند و برای آزادی خود می‌جنگند و جانشان را به خطر می‌اندازند. حکومت کنونی به پایان راه رسیده و در شکننده‌ترین وضعیت خود قرار دارد؛ ضعیف، عمیقا دچار اختلاف و ناتوان از سرکوبِ شجاعت ملتی در حال خیزش.»

در آن پیام، او خطاب به جامعه جهانی افزوده بود: «از شما می‌خواهم نه فقط در حرف، بلکه در عمل در کنار مردم ایران بایستید. صلح در خاورمیانه و ثبات در جهان به ایرانی آزاد وابسته است. برخلاف ۴۶ سال آشوب و خشونتی که این حکومت به بار آورده، ایران جدید و دموکراتیکی که در پی ساختن آن هستم، دوره‌ای از رفاه و امنیت را رقم خواهد زد.»

از آن پس بود که رضا پهلوی با فراخوان‌های پی‌در‌پی که در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های فارسی‌زبان حامی او در خارج منتشر و تفسیر و تشریح می‌شد، مردم را برای برانداختن جمهوری اسلامی دعوت ‌کرد.

تظاهرات اعتراضی جوانان ایران که روز‌به‌روز رادیکال‌تر می‌شد وارد پنجمین روز خود شده بود که دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا، مستقیم به جمهوری اسلامی هشدار داد و گفت: «اگر رژیم ایران طبق معمول به معترضانِ تظاهرات مسالمت‌آمیز شلیک کند و آنان را بکشد، ایالات متحد آمریکا به کمک آنان خواهد شتافت. ما آماده مداخله هستیم.» پس از این هشدار، سخنگوی رهبر جمهوری اسلامی پاسخ داد: «مداخلۀ آمریکا به هرج و مرج در سراسر منطقه خواهد انجامید.»

جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهوری آمریکا، از حمله به ایران پشتیبانی کرد. استدلال او این بود که ترامپ با دادن هشدار به ایران درباره کشتن معترضان خط قرمز تعیین کرده و باید به آن عمل کند. 

روزها تیتر رسانه‌هایشان این بود: «کمک‌ها در راهند.» 

آمیخای الیاهو، وزیر راست افراطی اسرائیل، 9 دی ماه: «می‌توانم به شما اطمینان دهم که برخی از افراد ما همین الان آنجا مشغول فعالیت هستند.» چند روز قبل‌تر،  نفتالی بنت‌(نخست‌ وزیر پیشین اسرائیل) در حساب ایکس خود تصویری از اعتراضات خیابانی را منتشر کرد و نوشت: «مردم عزیز ایران شما تنها نیستید…  به پا خیزید.»

ترامپ معترضان را تشویق کرد، قول کمک داد و چند روز بعد از اوج اعتراضات گفت: «میهن‌پرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید – نهادهای خود را تصرف کنید! … کمک در راه است.»

پس از اعتراضات دی‌ماه، کانال ۱۲ اسرائیل فیلم‌هایی را از صحنه درگیری تهران پخش کرد و مدعی شد که «دوربین‌های کانال ۱۲ در شب قتل‌عام در تهران» بودند. این شبکه قبلا در تبلیغ حضور عوامل عملیاتی اسرائیل در ایران با یک عامل ایرانی موساد با نام مستعار «آرش» مصاحبه می‌کند و  این فرد توضیح می‌دهد که در ساعات اولیه جنگ ۱۲ روزه، رهبر یکی از تیم‌های خرابکاری داخل خاک ایران بود و نقش «چشمان موساد» را داشت. روزنامه اورشلیم‌پست هم نوشته بود که موساد صدها مامور در جنگ ۱۲ روزه در ایران داشت. عمق این نفوذ به حدی است که مقامات عالیرتبه در تهران از آن به عنوان «آلودگی امنیتی» نام برده‌اند.

«لورن ویلکرسون»، رییس دفتر سابق وزیر امور خارجه آمریکا: «اقدامات موساد، سیا و ام‌آی 6 در ایران همگی مورد حمایت دونالد ترامپ هستند. کاری که آن‌ها در ایران انجام می‌دهند این است که طوری رفتار می‌کنند انگار شهروند ایرانی هستند و هم‌زمان ایرانیان را (در جریان راهپیمایی‌ها) می‌کشند.»

جفری ساکس، استاد مشهور دانشگاه کلمبیا: «اعتراضات ایران نوع بسیار خاصی از جنگ است که سیا و موساد بارها در طول دهه‌ها از آن استفاده کرده‌اند. بنابراین استراتژی آمریکا و اسرائیل کاملا شناخته شده است.»

روزنامه اسرائیلی جروزالم پست: «ماموران موساد در اعتراضات ایران حضور دارند.»

مایک پمپئو، وزیر امور خارجه سابق آمریکا: «سال نو بر همه ایرانیان حاضر در خیابان‌ها و هر مامور موسادی که در کنار آن‌ها قدم می‌زند مبارک.»

تامیر موراگ، مجری کانال 14 تلویزیون اسرائیل: «عناصر خارجی معترضان در ایران را با سلاح گرم مسلح می‌کنند که باعث مرگ صدها نفر از اعضای دولت می‌شود.»

لری جانسون، افسر سابق سیا: «هرج و مرج اخیر در ایران یک قیام طبیعی نبود، بلکه یک عملیات اطلاعاتی حساب‌شده توسط سیا و موساد بود.»

داگلاس مک‌گرگور، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا:

«اعتراضات در ایران به دلیل مشکلات اقتصادی واقعی آغاز شد، اما سپس به یک عملیات سیا و موساد تبدیل شد. خرج کردن پول، دادن استارلینک، تحریک معترضان و حتی تحریک جمعیت برای تیراندازی به پلیس برای تشدید خشونت. همه این‌ها در نهایت شکست خورد.»

جان میرشایمر، استاد مشهور روابط بین‌الملل: «آن‌چه در ایران اتفاق می‌افتد دقیقاً مطابق با دستورالعمل‌های آمریکا و اسرائیل است و چندین عنصر دارد. گام اول این است که ما یک کشور را تحریم می‌کنیم، اقتصاد آن را نابود می‌کنیم و مردم آن را مجازات می‌کنیم.

گام دوم این است که در مقطعی تصمیم می‌گیریم اعتراضات گسترده را تحریک و تغذیه کنیم. گام سوم در این فرآیند، تحریک یک کمپین گسترده اطلاعات نادرست است که هدف آن متقاعد کردن همه در غرب است که این اعتراضات داخلی هستند. گام چهارم در این فرآیند، ورود ارتش آمریکا است…»

جان کیریاکو، افسر سابق سیا: «اسرائیلی‌ها تایید کرده‌اند که بسیاری از معترضان ایرانی ماموران موساد هستند. آن‌ها در روزنامه‌های اسرائیلی به این موضوع می‌بالند.»

سنک اویگور، مدیر شبکه آمریکایی TYT: «اسرائیل و ایالات متحده دموکراسی در ایران نمی‌خواهند. در عوض، آنچه آن‌ها می‌خواهند یک رهبر دست‌نشانده است. بنابراین آن‌ها در تلاشند تا شاه سابق، دیکتاتوری که هر کاری را که اسرائیل بخواهد انجام می‌دهد، در ایران به قدرت برسانند.»

الکساندر ووچیچ، رییس جمهور صربستان: «موساد و سیا در اعتراضات ایران دخالت می‌کنند و سعی دارند سناریوی کودتای غربی 1953 را تکرار کنند. من از مردم می‌خواهم که «عملیات آژاکس» و «همه مردان شاه» را بخوانند و ببینند که چگونه موساد و سیا دوباره از همان فرمول استفاده می‌کنند.»

کارل نیهاوس، نماینده مجلس آفریقای جنوبی: «ایالات متحده، سیا و موساد به‌طور فعال در حال دامن زدن به اعتراضات در ایران هستند.»

آلستر کروک، دیپلمات سابق بریتانیا: «یک گروه کوچک و بسیار خشن از آشوبگران در ایران توسط سازمان‌های غیردولتی خارجی و سایر سازمان‌های اطلاعاتی غربی آموزش دیده‌اند. این سازمان‌ها هرج و مرج را در ایران مهندسی کردند تا راه را برای مداخله آمریکا/اسرائیل هموار کنند.»

در چنین فضایی رضا پهلوی سخت جوگیر شد؛ حتی خبر از بستن چمدان‌هایش و سفر به ایران داد؛ رویا‌هایی که ترامپ و نتانیاهو برای او درست کرده بودند. او متوجه نبود که توی ۱۱ روز اعتراضات سراسری و خودجوش در سراسر کشور علیه حاکمیت، دست‌کم ده‌ها نفر کشته شده بودند و اینترنت نیز قطع شده بود. اما بعد از فراخوان رضا پهلوی برای تسخیر مراکز و دخالت ترامپ که اعتراضات به سمت دیگری کشیده شدند.

خلاصه این‌که آیا باز هم رضا پهلوی، دیگر امیدی به‌همراهی ترامپ و نتنا‌یاهو برای رسیدن به مقاصدشان دارند؟ ایران، سرزمینی که مردمش برای رسیدن به آزادی دو بار انقلاب عظیمی علیه شاهان کرده و در این 47 سال حاکمیت جمهوری اسلامی نیز از هعر فرصتی استفاده کرده‌اند تا با سرنگونی این حکومت، البته بدون دخالت خارجی، به جامعه‌ای آزاد و برابر و مرفه برسند. این مردم در راه آزاد زیستن و آزاد اندیشیدن، خون‌های زیادی داده‌اند و اجازه نمی‌دهند حتی نیروهای خارجی در جنبش‌هایشان نفوذ کنند و در جهت منافع خود، به بیراهه ببرند. 

در حالی که اعتراضات از روز 7 دی 1404، آغاز شده بود و هر روز مردم در خیابان‌ها بودند ناگهان در روزهای 18 و 19 دی ماه  توسط  رضا پهلوی فراخوان اعتراض داد. 

 رضا پهلوی در مصاحبه با سی بی اس نیوز در پاسخ به پرسش درباره قبول مسئولیت کشته شدگانی که با فراخوان او به خیابان‌ها رفته‌اند این چنین توجیه کرد: «این جنگ است، و جنگ تلفات دارد.»

در واقع فراخوان رضا پهلوی در روزهای 18 و 19 دی 1404، در بطن تحلیل‌ها تئوریسین‌های راست آمریکایی-اسرائیلی، داده شد و دخالت نیروهای نظامی خارجی، عامل تعیین‌کننده‌ای در دادن این فراخوان داشت. این بدان معناست که از مردم به‌عنوان ابزاری برای تغییر رژیم استفاده شود و به قول معروف «مردم تنها گوشت دم توپ» هستند.

اکنون رضا پهلوی به یک مهره بی‌خاصیت و توخالی  مضحک تبدیل شده است. ادعای پیوستن ۵۰ هزار نیروی نظامی به پهلوی چی شد؟ چیزی در حدود ۴۰ هزار اکانت، با تصاویر «شاهزاده پهلوی» از کجا آمده بود؟ روزنامه هاآرتص اسرائیل مهرماه امسال گزارشی از نتایج تحقیقات مرکز پژوهشی سایبری citizen-lab منتشر کرد که نشان می‌داد چگونه پیش و در حین حملات هوایی اسرائیل به ایران، شبکه‌ای از حساب‌های کاربری جعلی و ربات‌های هوش مصنوعی به پشتوانه بودجه دولت اسرائیل ایجاد شده بودند تا موجی در حمایت از رضا پهلوی در شبکه‌های مجازی ایجاد کنند.

رضا پهلوی در حمله ارتش ایالات متحده به ایران و کشتار کودکان بی‌دفاع مدرسه میناب را «مداخله بشردوستانه» خواند و عنوان کرد که «کمک ترامپ از راه رسید.»

این موضع‌گیری‌های رضا پهلوی و طرفدارانش در قبال جنگ تحمیلی علیه ایران، موجب شد که بسیاری از ایرانیان در داخل و خارج کشور، از او متنفر باشند تا جایی که شمار قابل‌توجهی از طرفداران او نیز راه خود را از جنگ‌طلبان و ویرانی‌طلبان سلطنت‌طلب جدا کردند. 

با تمامی این اوصاف، حتی جریان سلطنت‌طلب و رضا پهلوی نتوانستند بخشی کوچکی از مردم ایران را با خود همراه کنند بلکه امروز بسیاری از هوادان سابقشان از آن‌ها دور شده و می‌گویند: «شما مردم را به قتلگاه فرستادید.» شخص رضا پهلوی در قبال افرادی که در اعتراضات دی‌ماه کشته شدند، مسئولیت سیاسی دارد! اگر یک دادگاه صالح او را محاکمه کند قطعا به دلیل شراکت در کشتار مردم، محکوم خواهد شد! 

پیش از شروع جنگ اخیر 39 روزه، رضا پهلوی و مشاورانش بارها خواهان حمله آمریکا و اسرائیل به مقامات و نیروهای نظامی و انتظامی در ایران شده بودند. پهلوی در آغاز جنگ جاری، در پیامی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را رسیدن «کمکی که رییس جمهوری آمریکا وعده داده بود»، و یک «مداخله بشر دوستانه» توصیف کرد؛ توصیفی که بسیار بحث‌برانگیز شد، به‌خصوص به این دلیل که در همان روز اول ده‌ها دختر دانش‌آموز در مدرسه‌ای در میناب کشته شدند و پهلوی در باره آن‌ها سکوت کرد، در حالی که در واکنش به کشته‌شدن سه نظامی آمریکایی نوشت که دلش ریش شده است. او در همان پیام نوشت که «زمان بازگشت به خیابان‌ها نزدیک است» و از هوادارانش خواست که فعلا در خانه بمانند تا او در زمان مناسب آن‌ها را به خیابان فراخواند.

رضا پهلوی روز شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با لورا کونزبرگ، مجری برنامه سیاسی شبکه یک تلویزیون بی‌بی‌سی، با شور و حرارتی چشم‌گیر از حملات اسرائیل به خاک ایران، بمباران صدها شهر، کشته‌شدن شمار زیادی از مردم و نابودی زیرساخت‌های حیاتی کشور، از جمله فرودگاه‌ها، پالایشگاه‌ها و کارخانجات، استقبال کرد. او شرایط کنونی را «فرصتی بی‌سابقه برای سرنگونی جمهوری اسلامی» دانست و گفت که رژیم اکنون در ضعیف‌ترین وضعیت خود قرار دارد.

پهلوی و مشاورانش نمایش‌های مضحک چند نفره با لباس و آرم «گارد جاویدان» و «ساواک» به خیابان‌های کشورهای غربی برگزار کردند. 

رضا پهلوی با جملاتی مانند «خیابان‌ها را تسخیر کردید»‌(۱۹ دی)، ‏‏«رژیم را کاملا به زانو درخواهیم آورد»‌(۲۰ دی) و «به‌زودی ایران را پس خواهیم گرفت»‌(۲۱ دی)، ‏تصویری ترسیم می‌کند که فارغ از واقعیت موجود است. ادعای این‌که ۵۰ هزار نفر از نیروهای نظامی به ‏وی پیوسته‌اند و اقدام خواهند کرد نمونه‌ای از این توهم نفوذ در ساختار سیاسی کشور است. این ادبیات، ‏حتی پس از سرکوب خونین دی، با شعار «ایستادیم، جنگیدیم و پیروز شدیم»‌(۳۰ دی) ادامه یافت، و ‏گویی هزینه‌های انسانی هیچ تاثیری در ارزیابی او ندارد‎.‎‏ 

رضا پهلوی که روز ۲۸ مارس در کنفرانس اقدام سیاسی محافظه‌کاران در ایالات متحده آمریکا شرکت کرد در سخنرانی خود از دولت این کشور خواست تا در عملیات نظامی علیه ایران «به مسیر خود ادامه دهد.»

او گفت: «به این رژیم در حال فروپاشی فرصت نجات ندهید. راه را برای مردم ایران هموار کنید تا کار را تمام کنند.» او هم‌چنین از دونالد ترامپ، خواست با ایران توافق نکند و در عوض به دنبال تغییر حکومت باشد.

رضا پهلوی در ادامه  خطاب به حاضران گفت: «می‌توانید تصور کنید ایران از «مرگ بر آمریکا» به «خدا آمریکا را حفظ کند» برسد؟»

در حالی که دونالد ترامپ پیش‌تر درباره احتمال نقش‌آفرینی محوری رضا پهلوی در صورت سقوط جمهوری اسلامی با اشاره به این‌که او در داخل ایران «محبوبیت کافی» ندارد در ادامه گفت: «به نظر من شاید کسی از داخل «ایران» مناسب‌تر باشد.»

در این که جمهوری اسلامی ایران، یک حکومت جهل و جنایت، ترور و اعدام است هیچ شکی نیست کارنامه 47 ساله این حکومت در خون جان‌باختگان چه شهروندانی که در خیابان‌ها و در حال اعتراض جان باختند و چه در زندان‌ها اعدام و یا زیر شکنجه جان دادند. اما در کشتار دی ماه، علاوه بر جنایت‌کاری جمهوری اسلامی، کوشش اسرائیل و آمریکا برای بهره‌برداری و نیروی نیابتی آن‌ها، یعنی سلطنت‌طلبان و رضا پهلوی از این خیزش واقعیت غیرقابل انکار است. همان‌طور که اشاره کردیم جمهوری اسلامی 47 سال است شهروندان و مخالفین خود را ترور و اعدام می‌کند و در خیابان‌ها می‌کشید اما گرایش غالب در جنبش‌های اجتماعی ایران، مخالف دخالت خارجی در تحولات جامعه‌شان است.

درخواست آشکار گروه‌های سلطنت‌طلب از دولت‌های آمریکا و اسرائیل برای بمباران هرچه بیش‌تر تاسیسات نظامی و زیرساخت‌های حیاتی کشور، در نهایت، به بی‌اعتبار شدن آن‌ها حتی در افکار عمومی جهانیان انجامیده است. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی از این رفتارها بیش‌ترین بهره را می‌جوید.

خیزش دی‌ماه، خودجوش آغاز شد و همه نیروهای سیاسی اپوزیسیونی جملگی به پشتیبانی از این حرکت برخاستند. موجی از کارزارهای همبستگی با این برآمد مردمی و جلب توجه افکار عمومی جهانیان نسبت به آن‌چه در ایران می‌گذشت، خارج از کشور را درنوردید. این البته حق هر جریان اپوزیسیونی است که بخواهد با فرود آمدن بر متن برآمد معترضانه مردمی، به آن جهت مطلوب خود بدهد. اما در این میان، جریان سلطنت‌طلب و در راس آن رضا پهلوی، رسما و علنا به ابزار دولت‌های آمریکا و اسرائیل تبدیل شدند و البته رسوا گردید.

رضا پهلوی، در سخنرانی‌ها و گفت‌و‌گوهایش، از ترامپ و نتان‌یاهو دعوت به تهاجم نظامی آمریکا به ایران کرد و بدتر از آن، دادن قول قطعی به مردم خشمگین تظاهر‌کننده که به زودی ترامپ وارد عمل خواهد شد! این خود، جز فریب‌خوردگی و فریب‌دادن مردم معترض در برابر نظامی حکومتی آدم‌کش، معنای دیگری ندارد.

اکنون بر خلاف تصور این طیف متوهم سلطنت‌طلبان، که رضا پهلوی را برنده سیاسی میدان خیزش اخیر معرفی می‌کنند اما واقعیت نشان می‌دهد که او بدجوری بازنده‌ شده است. 

اکنون بسیاری از کارشناسان و مقام‌های آمریکایی براین واقعیت اذعان دارند که گروه‌هایی در صحنه بوده‌اند که از سوی نهادهای جاسوسی سازمان‌دهی و مسلح شده بودند. داگلاس مک گرگور‌(Douglas Macgregor)‌، ژنرال باز نشسته ارتش و مشاور ارشد پیشین وزارت جنگ آمریکا در تحلیل از رویدادهای اخیر در ایران، گفته است: «افرادی در واشینگتن قربانی توهم و خود فریبی هستند. چون آن‌ها معتقد بودند که می‌توانند با سوارشدن بر موج اعتراض‌هایی که علیه وضعیت بد اقتصادی شروع شده بودند و ربطی به تغییر رژیم نداشت، به رژیم ایران ضربات اولیه را وارد کنند تا زمینه تغییر رژیم آماده  شود. در کنار این توهم سپس موساد، سیا و ام آی ۶ بریتانیا و ۴۰۰۰۰ ترمینال‌های استارلایت دست به تحریک معترضین و تشویق آنان به کشتن پلیس می‌کردند، آن‌ها ستون پنجم شدند و با گرفتن پول از موساد و دیگران دست به کار شدند. اما این تصور که این اعتراضات زمینه تغییر رژیم را فراهم می‌کند اشتباه بود و این محاسبه غلط از آب درآمد. بسیاری از معترضین کشته و بازداشت شدند که قطعا اعدام می‌شوند. چون ایران خود را در موقعیتی جنگی می‌بیند و اگر در آمریکا هم‌چنین وضعیت جنگی باشد ما هم معترضین بازداشت شده را اعدام می‌کردیم چون در حالت جنگی همه چیز تغییر می‌کند.»

بی‌تردید فاجعه کشتار هزارها نفر از ایرانیان در دی ماه ۱۴۰۴ به سادگی قابل فراموشی نیست. فاجعه‌ای که هنوز نه ابعاد آن و نه شمار دقیق قربانیان این جنایت جمهوری اسلامی، کاملا آشکار نشده است. بنابراین و با وجود این که مسئول اصلی این جنایات رژیم جمهوری اسلامی است، اما نمی‌توان از مسئولیت دولت‌های آمریکا و اسرائیل و شخص رضا پهلوی گذشت، که با وجود آگاهی از ماهیت جنایت‌کارانه جمهوری اسلامی، تلاش داشت با حمایت دولت‌های آمریکا و اسرائیل، سوءاستفاده از احساسات هواداران خود و توهم از توان واقعی طرفداران خود در داخل کشور، شهروندان به خصوص هواداران خود را «گوشت دم توپ» کرد.

نهایتا تجربه‌های گوناگون مبارزاتی و تجربه‌های مستقیم کارگران، زنان، جوانان، بازنشستگان و… به ما آموخته است که اعتراض بدون سازماندهی، هرچه‌قدر هم که پرشور و رادیکال باشد، باز هم به فرسایش و شکست و در نتیجه یاس و سرخوردگیِ عمومی در جامعه ‌می‌رسد.

باروخ اسپینوزا در جایی می‌نویسد:

«اگر من تحت تاثیر خشم، ترس یا هیجان تصمیم بگیرم، برده‌ هستم. ولی اگر بتوانم بفهمم که این احساس‌ها از کجا آمده‌اند و به‌جای واکنش، انتخاب کنم، آن‌وقت آزادترم. آزادی واقعی، در دانایی‌ست، نه در رهایی ظاهری.»

بی‌تردید هر اعتراضی را باید با این پرسش مواجه کرد که: «مطالبه‌ این حرکت چیست و به نفع کدام طبقات تمام می‌شود؟»

چنین رویکردی اجازه نمی‌دهد که جنبش توده‌ای مردم به ابزار تسویه‌حساب جناح‌های بالایی یا پروژه‌های امپریالیستی و دول بدل شود. به‌عکس، با پایبندی به تحلیل مشخص طبقاتی است که می‌توان جنبش‌های پراکنده را به‌هم پیوند داد و نیروی اجتماعیِ تغییر انقلابی را شکل داد.

علی خامنه‌ای، رهبر کشته‌شده جمهوری اسلامی در حملات ۹ اسفند پارسال آمریکا و اسرائيل به ایران، روز پنج‌شنبه ۱۸ تیرماه در مشهد دفن شد. آخرین نماز بر جنازه او پیش از دفن در بخشی از حرم امام هشتم شیعیان توسط مصطفی، فرزند ارشد او، خوانده شد.

مجتبی خامنه‌ای، پسر دوم او، که کم‌تر از ده روز پس از کشته‌شدن پدرش به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی شد در این مراسم هم حضور نداشت.

از سوی دیگر، فرماندهی مرکزی نیروهای ایالات متحده در خاورمیانه، سنتکام، از حمله به بیش از ۸۰ هدف در جنوب ایران در واکنش به حملات تازه به کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز خبر داد و هم‌زمان تهران گفت که به حملات آمریکا «پاسخ کوبنده» می‌دهد.

تنها ساعاتی پس از لغو مجوز موقت صادره برای فروش نفت ایران از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا به اتهام دست‌داشتن تهران در حمله به سه نفتکش در تنگه هرمز، رسانه‌های ایران بامداد چهارشنبه ۱۷ تیرماه از به‌گوش رسیدن صدای چندین انفجار در نواحی جنوبی کشور، به‌خصوص سیریک و بندرعباس خبر دادند.

نیویورک‌تایمز به نقل از فرماندهی مرکزی ایالات متحده‌(سنتکام)، نیروهای آمریکایی در طول دو روز گذشته بیش از ۱۷۰ هدف نظامی را در امتداد سواحل ایران در نزدیکی تنگه هرمز هدف قرار داده‌اند. این اهداف شامل سامانه‌های پدافند هوایی، انبارهای پهپاد و موشک، قایق‌های تندروی نظامی و زیرساخت‌های لجستیکی بوده است.

سنتکام اعلام کرد که هدف از این عملیات، کاهش توانایی ایران برای حمله به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز بوده است. این روزنامه آمریکایی افزود که تعداد این حملات، حدود ۱۴ برابر تعداد اهدافی است که واشنگتن در آخرین دور تشدید تنش‌ها در ماه ژوئن مورد اصابت قرار داده بود.

امروز جمعه  ۱۹تیر ۱۴۰۵-10 یولی 2026، رییس‌جمهور آمریکا، با انتشار بیانیه‌ای در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد که با ادامه مذاکرات با ایران موافقت کرده، اما از نظر دولت او آتش‌بس با ایران «پایان یافته است.» او در این پست نوشت: «جمهوری اسلامی ایران از ما خواسته است که به «گفت‌وگوها» ادامه دهیم. ما با این درخواست موافقت کرده‌ایم، اما ایالات متحده به‌صراحت و بدون هیچ ابهامی به آنها اعلام کرده است که آتش‌بس پایان یافته است.»

به این ترتیب، اکنون مردم ایران به شدت نگرانند که بازهم جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران شدیدتر از گذشته آغاز شود.

در نتيجه خیزش مردمی دی‌ماه که می‌توانست هرچه عظیم‌تر و سازمان‌یافته‌تر شود و نوید دور جدیدی از تعرض به سانسور و سرکوب، فقر و فلاکت، استبداد و استثمار را بدهد، با دخالت دولت‌های آمریکا و اسرائیل و بازیچه آن‌ها رضا پهلوی، جای خود را به جنگ و گریزهای خیابانی داد تا بار دیگر و این‌بار با سرعتی بیش‌تر از همیشه به کابوسی هولناک برای مردم ایران تبدیل شود.

اکنون جمهوری اسلامی ایران و فضایی که درست شده است مستقل از شرایط حساس كنونی و كشمكش خود با آمریكا و اسرائیل، مستقل از تهدیدات ترامپ و حملات پراکنده اخیر سنتکام به ایران، مستقل از تلاش همه‌جانبه‌ اسرائیل برای ناامن كردنِ ایران و راه انداختن جنگ‌های ملیی، مذهبی، ترور و …، از این شرایط برای وسیع‌ترین حملات به طبقه‌ كارگر و جنبش آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه مردم‌ و اعدام‌های روزانه استفاده کرده و باز هم استفاده خواهد كرد. فضای جنگی و تهدید و تبلیغات همه‌جانبه و حملات پراکنده و موضعی به ایران،‌ جنگ جمهوری اسلامی با طبقه كارگر و مردم آزادی‌خواه جامعه را تسهیل كرده و سران کنونی جمهوری اسلامی نیز روی آن سرمایه‌گذاری کرده است.

در هر شرایطی، جنبش کارگری و جنبش‌های آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه‌ مردم ایران، راهی جز این‌كه مبارزه خود با جمهوری اسلامی را گسترش دهد و همه‌جانبه و سازمان‌دهی شده و آگاهانه در جهت سرنگونی کلیت جمهوری اسلامی ایران بكوشند، ندارند. 

بی‌تردید الویت کنونی جنبش‌های اجتماعی ایران و در راس همه جنبش کارگری، مخالفت با جنگ و دخالت خارجی در تحولات داخلی ایران، سازمان‌دهی طبقه کارگر و نزدیکی و همکاری فعالین جنبش‌های اجتماعی به همدیگر در جهت سرنگونی کلیت جمهوری جهل و جنایت و ترور اسلامی ایران است.

با احترام فراوان به تمامی جان‌باختگان راه آزادی و به تمامی مردم آزادی‌خواه و برابری‌طلب ایران و جهان و به امید سرنگونی جمهوری اسلامی ایران و برقراری یک جامعه آزاد و برابر و عادلانه!

جمعه نورزدهم تیر 1405-دهم یولی 2026