آیا اروپا از امریکا فاصله می گیرد ؟
نوشته ی : اسماعیل فروغی
انتقادهای تند برخی از رهبران اروپا ازتهاجم غیرقانونی امریکا و اسراییل برایران وعدم همراهی تمام اعضای اتحادیه ی اروپا درعملیات نظامی امریکا درتنگه ی هرمز ، تنش ها میان ایالات متحده ی امریکا و اروپا را وارد مرحله ی جدی تری کرده است . این تنش هاکه ازاختلاف برسرکمک به اوکراین شروع شده و با ادعای الحاق گرینلند به امریکا و وضع تعرفه های گمرکی کمرشکن یکجانبه براروپا ازسوی دونالدترامپ تشدید یافت ، اکنون با ایجاد اختلاف درجنگ ایران به حساس ترین مرحله ی آن رسیده است – به مرحله ای که حتا می تواند اتحاد راهبردی امریکا و اروپا را و ادامه ی موجودیت اتحادیه ی نظامی ناتو را به خطرنابودی تهدید نماید.
تصمیم خروج پنج هزارنیروی نظامی امریکایی ازآلمان که بدنبال اظهارات تند انتقادی فریدریش مرتس صدراعظم آلمان ازنحوه ی مدیریت امریکا درقبال ایران و اینکه گفته بود ” درین جنگ ایران امریکا را تحقیرکرده است ” ؛ صورت گرفت ، تنش ها را درنقطه ی اوج وحتا مرحله ی برگشت ناپذیرآن رسانده است. مثل اینکه اروپا می خواهد پس ازحدود یک قرن وابسته گی ، به دنباله روی بی چون و چرا ازامریکا پایان داده ، در مسایل ملی و جهانی مستقلانه عمل نماید ومستقلانه تصمیم بگیرد.
طی صدسال اخیر، امروز بیش ازهرزمان دیگرامریکا و اروپا دچاراختلاف شده است . تردیدی وجودندارد که مقاومت ایران دربرابر زورگویی تجاوزکارانه ی امریکا ، به اروپا جرأت داد تا مستقل ازامریکا اندیشیده ومتکی بخود عمل نماید . براساس نتایج یک پژوهش علمی تازه که توسط بنیاد آلمانی بنام برتلسمان صورت گرفته است ، ۷۳ درصد از شهروندان اروپایی معتقد اند که اتحادیه ی اروپا باید ازایالات متحده ی امریکا فا صله گرفته ، ” مسیر مستقل ” خود را بپیماید . براساس همین پژوهش ، همچنان ۵۸ درصد شهروندان اروپایی ، امریکا را شریک قابل اعتماد برای اتحادیه ی اروپا نمی دانند . افکارعمومی دراروپا به این نتیجه رسیده است که برای بقا دردنیای چندقطبی ، اروپا باید بجای تکیه برامریکا ، به دنبال تعریف منافع مستقل خود باشد.
حقایق دهه های بعد ازجنگ جهانی دوم بما نشان می دهد که طی هشتادسال اخیر اروپا همچون ابزاری دردستان سلطه طلب و سودجوی ایالات متحده ی امریکا قرار داشته است . به ویژه سالهای اخیرواضح ساخته است که اروپا، هم درحوزه ی امنیتی و نظامی وهم دربخش های اقتصادی وفن آوری ، درتمام بخش ها از ظرفیت وصلاحیت مستقلانه و تصمیم گیرنده برخوردارنبوده ، همواره منتظردستورازامریکا بوده است . انرژی و تسلیحات نظامی را ازکی بخرد و ازکی نخرد . وحتا ازنظردیپلوماسی، با کی دوست باشد با که دشمن ، باید همه راازامریکا دستورمی گرفت.
همچنان بود در مورد تحریم ها : اروپا تا کنون مجبوراست تا به دلیل تحریم های امریکا ، با بزرگترین و با اهمیت ترین کشورهای جهان روابط مالی – تجاری نداشته باشد که طبعاً درنتیجه ی آن، بزرگترین بازارهای فروش تولیدات صنعتی اش را ازدست داده و مواد و تولیدات ارزان ، ازجمله انرژی ارزان را از آن کشورهایی که مورد غضب امریکا قرارگرفته اند ، بدست آورده نمی توانند . به باوربسیاری تحلیلگران مالی – تجاری جهان ، درحالی که غول های بزرگ مالی- تجاری- اقتصادی همچون چین ، هندوستان ، روسیه ، برازیل ، کشورهای جنوب شرق آسیا چون اندونیزیا ، مالیزیا ؛ کوریا ، جاپان وغیره با تمام قوت به پیش می تازند، همین دنباله روی های ترس آلود اروپا از امریکا ، سبب شده است تا اروپای صنعتی ثروتمند ازدایره ی توانایی های رهبری کننده ی اقتصاد جهانی روز بروز دورترشده و حتا دربرخی موارد ازین دایره خارج شود .
واما حالا، جنگ ومقاومت ایران دربرابر امریکا و جنگ تجاری ترامپ با کل کشورها ازجمله اروپا ، به اروپاییان هشدارمی دهد که باید راه مستقلانه را درپیش بگیرند.از امریکا نترسند وبا پیروی ازتحریم بازی های امریکا ، بازارهای بزرگ وسودآورجهانی و منابع ارزان انرژی را کورکورانه ازدست ندهند . اروپاییان باید بدانند که شعار خودخواهانه ی ” اول امریکا ” ی دونالدترامپ ، دوست و دشمن نمی شناسد. عقب نشینی دربرابر سیاست تعرفه بازی ترامپ ، هیمنه ی اقتصادی ــ سیاسی اروپا را زیر سوال خواهد برد .اگراروپاییان دلیرانه تعرفه را با تعرفه پاسخ نگفته و ازدوست و دشمن تعریف نو ایجاد ننمایند ، وضع و حال شان ازین بدترخواهد شد .
اینکه اروپا تا کجا می تواند درمسیر” خود مختاری استراتژیک ” حرکت کند ،هنوز روشن نیست . آنچه واضح است اینست ، با آنکه از قلدربازی های سودجویانه ی امریکا، جانِ اروپاییان به لب رسیده و نمی خواهند بیش ازاین درجنگهای سودجویانه ی امریکا سهم بگیرند ؛ اما تا هنوزتوان ایستادن و نه گفتن قاطع دربرابرقدرت قهار امریکا را ندارند . با وجود آن درچنین وضعیت حساس ، جسارت آقای پدرو سانچزصدراعظم هسپانیه وبرخی دیگر ازرهبران اروپا که امریکا را درجنگ علیه ایران همکاری و همراهی نکردند ، می تواند نقطه ی عطفی باشد برای بیداری و نجات اروپا از تسلط هشتاد ساله ی امریکا بر این قاره ی سبزکه باید مورد حمایت قرار بگیرد.
فروغی ( ماه می سال 2026 )











