وحدت نیروهای ملی دموکراتیک ومترقی
وحدت بمثابه واقعیت انکار ناپذیری ضرورت تاریخی در برابر استعمار کهن با چهره نو است.
جهان معاصر در مرحله سرنوشت ساز از تحولات تاریخی قرار دارد،مرحله’ که در ان نظام سلطه جهانی با تکیه به زور عریان،یک جانبه گرایی سیاسی،غارت اقتصادی تحمیل فرهنگی ،میکوشد که حاکمیت ملی ملت ها را در هم شکندوسیر تکامی مستقل جوامع رامسدود سازد.
استعمار کهن با وجودی که اشکال کلاسیک خود را تغیر داده اما در ماهیت خویش نه تنها تضعیف نشده،بلکه با ابزار های پیچیده ترو ویرانگرترباز تولید شده است.
در چنین شرایطی وحدت نیرو های ملی دموکراتیک ومترقی یک انتخاب تاکتیکی نبوده بلکه یک ضرورت انقلابی وتاریخی است.
قدرت های امپریالیستی سلطه گربا بهره گیری از وابسته سازی اقتصادی،مداخله مستقیم وبا غیر مستقیم سیاسی،جنگ های نیابتی تحریم های ضد انسانی تخریب آگاهانه هویت های ملی وفرهنگی میکوشد ملت هارا از درون تضعیف کرده ونیرو های آگاه پیشرو راپراگنده ،منزوی وبی اثر سازد.
کهنمونه واشکال مضحک انرا میتوان در کشور خودمان مشاهده نمود.
تفرقه مهمترین سلاح استعمار در برابر ملت هاست،سلاحی که متا’سفانه گاهی با دستان خودی نیرو های مترقی تقویت میشود.
مو’جز اینکه باید گفت که ضرورت این وحدت در چه ودر کجا’ومنظور این وحدت ها در چی است.
دشمن واحد است پاسخ باید متحدانه باشد،زیرا در برابر نظام سلطه یی که با برنامه وانسجام عمل مینمایدپراگندگی نیرو های ملی ودموکراتیک به معنی شکست از قبل تنظیم شده است.
اختلاف نظر های نظری وسیاسی ،هرچند که واقعی ،نبایدجاگزین مبارزه اصلی با سلطه،استبداد ووابستگی گردد.
باید گفت که هیچ نیروی پیشرو به تنهایی قادر به تغیر موازنه قدرت سیاسی نیست.
تجربه جنبش های آزادی بخش نشان داده است که پیروزی زمانی امکان پذیر است که نیرو های ملی ،چپ، دموکراتیک ومترقی توانسته اندحول یک برنامه’حد اقل مشترک به همگرایی دست یابند،انزوا طلبی سیاسی توهم با خودبسندگی ومطلق گرایی ایده لوژیک،افت های جدی جنبش های مردمی است.
وحدت نفی تفاوت ها نیست،بل سازماندهی تفاوت هاست.
وحدت انقلابی به معنی حذف تنوع فکری ویا انکار اختلافات نیست،بلکه به معنی قراردادن تضاد های اصلی در مرکز مبارزه و به حاشیه راندن تضاد های فرعی در مقاطع حساس تاریخی است.
در اینجا بحث مولفه های وحدت نیرو های ملی ومترقی مطرح است،البته وحدتی که بتواندبه نیرو های مو’ثر وپایدار مبدل گرددباید بر پایه اصول زیرین استوار باشد.
-دفاع قاطع از استقلال وحاکمیت مردم.
-مبارزه بی امان با استبداد،استعمار هرگونه وابستگی.
-التزام به ازادی های دموکراتیک وعدالت اجتماعی.
-اولویت دادن به منافع توده های مردم برمنافع گروهی ،جناحی وفردی.
-پایبندی به صلح وهمزیستی ملت ها ورد مداخله گری های خارجی.
امروز جهان در برای غلدوری استعمار کهن با چهره نو قرار گرفته وپراکندگی نیرو های ملی ودموکراتیک خیانت ناخواسته به آرمانهای رهایی بخش ملت هاست.
تا’ریخ با صراحت گواهی میدهدکه هیچ ملتی بدلیل فقدان منابع یا توان انسانی شکست نخورده است ،زیرا شکست زاییده تفرقه ،خودمحوری وناتوانی درایجاد وحدت عمل بوده است.
اکنون زمان ان فرا’رسیده که نیرو های ملی دموکراتیک ومترقی با درک مسو’لیت تا’ریخی خویش ،از مرز های تنگ اختلافات عبور کرده وپرچم وحدت،همبستگی ومبارزه مشترک را برافرازند،زیرا تنها در سایه’ اتحاد آگاهانه انقلابی است که میتوان زنجیر های سلطه را گسست واینده آزاد ،عادلانه وانسانی را رقم زد.
با احترام
حکیم کرنزی











