اولادی مبارزِ وطن!

امین الله مفکر امینی                    2026-13-04! بــی بنیاد میگردد پایه های ظلم وستـــم…

بلز پاسکال

هغه فرانسوی فیلسوف، اختراع کونکی، ریاضی پوه، فزیک پوه، الهیات…

مذاکرات هیئت های افغانستان

و پاکستان با پا در میانی چین یک روز قبل از…

افغانستان در آجندای مذاکرات اسلام آباد

عبدالصمد ازهر                …

شماره یکم سال بیست و نهم گاهنامه محبت

شماره یکم سال بیست و نهم گاهنامه محبت نشر شد 

رنه ډکارت

دی د پنځلسمې پېړۍ یو فرانسوي فیلسوف، ریاضی پوه، فزیک…

ماکسیم گورکی

برگردان. رحیم کاکایی نویسنده‌ی کلاسیک ادبیات روسیه و شوروی، نویسنده‌ی برجسته‌ی…

جنگ‌های ژئوپلیتیک و فروپاشی عقلانیت سیاسی در جهان معاصر

نویسنده: مهرالدین مشید فاجعهٔ فکری و سیاسی در پرتو منطق ساختاری…

آمریکا و سیاست بیطرفی افغانستان

سیاست بی‌طرفی افغانستان برخاسته از موقعیت جغرافیایی آن است ،…

شرم و حیا

بزرگانِ اهلِ عرفان و تصوف، در بابِ حفظِ شرم و حیا بسیار تأکید نموده‌،  آن را بلند ترین درجه…

منطق سود و ویرانی: تحلیل مارکسیستی جنگ و استثمار در…

 تقابل کثرت‌گرایی و واقعیت طبقاتی درحالی‌که نظریه‌پردازان کثرت‌گرا (پلورالیست)، جامعه را…

جمهوریت در افغانستان؛ پروژهٔ گذار یا قربانی فساد و بی‌کفایتی…

نویسنده: مهرالدین مشید زوال جمهوریت؛ پروژه های زیربنایی و بازی های…

ژان پل سارتر

دی فرانسوي فیلسوف، ډرامه لیکونکی، ناول او رومان لیکونکی، ژوند…

پسا مدرنیسم؛ حامی عوام، منتقد نخبگان. 

postmodernism. آرام بختیاری  پست مدرنیسم؛ نه آتش به اختیار، و نه حیدر…

واژه های آریه ،آریا، ایرانمویجه و آریانا در بازار لیلام…

نوشته : دکتر حمیدالله مفید در این پسین روز ها  برخی …

 جشن نوروز در گذرگاه تاریخ

نوشته : داکتر حمیدالله مفید واژه نوروز را آریایی های باستانی…

د تلویزیوني سیاسي بحثونو اخلاقي معیارونه

 نور محمد غفوری پیلامه د تلویزیوني سیاسي بحثونو په اړه مې مخکې…

از هیولای ساخته‌شده تا دشمن مقدس؛ روایت قدرت از تروریسم

نویسنده: مهرالدین مشید تروریسم سایه ای که قدرت ها می سازند…

رايحه

دوم حمل ١٤٠٤ خورشيدىفکر تو زیبنده ‌‌‌‌‌‌ی دل‌ها شدهوسوسه…

بخاطر محکمه عاملان جنایات جنگی و ضد بشری تجاوز نظامی…

اعلامیه و فراخوان انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان بنام خداوند حق و…

«
»

همهّ جنگ‌ها جنگ بانکداران هستند: ایران و بازی نهایی بانکداران



نویسنده: اِلِن براون ــ 

«قدرت‌های سرمایه‌داری مالی هدفی بسیار گسترده‌تر داشتند، چیزی کمتر از ایجاد یک نظام جهانی کنترل مالی در دست‌های خصوصی که قادر باشد نظام سیاسی هر کشور و اقتصاد جهان به‌طور کلی را تحت سلطه خود درآورد».

ــــ پروفسور کارول کویگلی، دانشگاه جرج‌تاون، تراژدی و امید (۱۹۶۶)

در فوریهٔ ۲۰۲۶، ایالات متحده و اسرائیل حملات هوایی غافلگیرانه‌ای را علیه ایران آغاز کردند. دلایل رسمی ارائه‌شده ــــ جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و مهار تجاوزگری آن ــــ در برابر بررسی دقیق دوام نیاورده‌اند. همان‌طور که جیمز کوربت در برنامه‌های اخیر «گزارش کوربت» مستند کرده است، بهانهٔ هسته‌ای به‌نظر می‌رسد تبلیغاتی تکراری باشد، و مقیاس و زمان‌بندی این حملات پرسش‌هایی عمیق‌تر دربارهٔ انگیزه‌ها مطرح می‌کند.

این تز که «همهٔ جنگ‌ها جنگ بانکداران هستند» توسط مایکل ریورو در یک مستند سال ۲۰۱۳ با همین عنوان مطرح شد. مقالهٔ همراه او، با نقل‌قولی از ارسطو (۳۸۴–۳۲۲ پیش از میلاد) آغاز می‌شود:

نفرت‌انگیزترین نوع [کسب درآمد]، و با بیشترین دلیل، رباخواری است، که سود را از خود پول به‌دست می‌آورد و نه از استفادهٔ طبیعی آن. زیرا پول برای مبادله در نظر گرفته شده بود، نه برای افزایش از طریق بهره.

ریورو سپس نشان می‌دهد که چگونه منافع بانکی خصوصی طی قرن‌ها درگیری‌ها را از هر دو طرف تأمین مالی کرده و از آن‌ها سود برده‌اند ــــ از تأسیس بانک انگلستان در سال ۱۶۹۴ برای تأمین مالی جنگ‌های ویلیام سوم تا جنگ‌های مدرن تغییر رژیم.

سلطهٔ مالی تمام‌طیفی

برخی دیگر از مفسران به گزارش «پروژه برای قرن جدید آمریکایی» (PNAC) با عنوان «بازسازی دفاع‌های آمریکا» (سپتامبر ۲۰۰۰) اشاره می‌کنند که خواستار نیروهای نظامی «تمام‌طیفی» ایالات متحده برای دستیابی به برتری جهانی بود. این گزارش نیاز به یک «رویداد فاجعه‌بار و کاتالیزوری ــــ مانند یک «پرل هاربر جدید» را مطرح می‌کرد تا تحول نظامی مورد نظر نویسندگان را تسریع کند.

پس از آن، در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۷ با Democracy Now، ژنرال وسلی کلارک فاش کرد که چند هفته پس از ۱۱ سپتامبر، یک یادداشت محرمانهٔ پنتاگون را به او نشان داده‌اند که طرح‌هایی برای «از میان برداشتن هفت کشور در پنج سال» را ترسیم می‌کرد: عراق، سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان، و در نهایت ایران. شش کشور نخست از آن زمان بی‌ثبات یا دچار تغییر رژیم شده‌اند. ایران، که به‌عنوان جایزهٔ نهایی برای سلطه بر خاورمیانه و کنترل نفت در نظر گرفته می‌شود، آخرین کشوری است که باقی مانده است.

چرا آن هفت کشور، و چرا ایران جایزه نهایی بود؟ مقاله‌ای از گرِگ پالاست در سال ۲۰۱۳، با عنوان «لری سامرز و یادداشت محرمانهٔ ‘بازی نهایی’» منطق مالی گمشده را ارائه داد. در سال ۱۹۹۹، جهان به روی معاملات مشتقه بدون نظارت باز شد، به‌گونه‌ای که اوراق قرضهٔ دولتی، جریان‌های نفت، مسیرهای کشتیرانی، و بیمه‌های ریسک جنگ، می‌توانستند به‌عنوان وثیقه استفاده شوند، چندین بار وثیقه‌گذاری شوند (رهن‌گذاری مجدد)، و بر روی آن‌ها قمار شود. محور اصلی این روند، توافق‌نامهٔ خدمات مالی سازمان تجارت جهانی در سال ۱۹۹۷ (پروتکل پنجم GATS) بود، که در سال ۱۹۹۹ عملیاتی شد.

هیچ‌یک از این هفت کشورِ هدف به سازمان تجارت جهانی نپیوستند، و همچنین عضو بانک تسویه‌های بین‌المللی (BIS) نبودند. این امر آن‌ها را خارج از بازوی نظارتی گستردهٔ «بانک مرکزی بانک‌های مرکزی» در سوئیس قرار می‌داد. کشورهای دیگری که بعدها به‌عنوان «دولت‌های یاغی» شناخته شدند نیز عضو BIS نبودند، از جمله کرهٔ شمالی، کوبا و افغانستان.

در مورد ایران، این کشور نه‌تنها بزرگ‌ترین و قدرتمندترین کشور اسلامی است، بلکه تنها نظام بانکی کاملاً بدون بهره (عاری از ربا) در جهان را اداره می‌کند. این امر در تضاد مستقیم با مدل متعارف غربی است که بر بهره به‌عنوان سازوکار اصلی درآمد متکی است. «پول که از خود پول درآمد ایجاد می‌کند» اساس مجموعهٔ جهانی مشتقات را تشکیل می‌دهد که بر بدهی بهره‌دار وثیقه‌گذاری‌شده و رهن‌گذاری مجدد بنا شده است.

آخرین قطعه در شبکهٔ کنترل مالی در کتاب دیوید «راجرز وب» در سال ۲۰۲۴ با عنوان The Great Taking تشریح شده است. «حباب همه‌چیز»، که برخی مفسران آن را بیش از یک کوادریلیون دلار در شرط‌بندی‌های مشتقه برآورد می‌کنند، تنها منتظر یک جرقه است. هنگامی که این حباب بترکد، ورشکستگی‌های بزرگ نهادی را به‌دنبال خواهد داشت؛ و طبق سازوکارهای حقوقی که «وب» مستند کرده است، بازیگران مشتقه همه‌چیز را تصاحب خواهند کرد.

بحران بیمه‌ای هرمز در سال ۲۰۲۶، که توسط لویدز لندن ایجاد شد، می‌تواند همان جرقه باشد. در ادامه بیشتر به این موضوع پرداخته می‌شود.

سیتی لندن و لویدز، هرج‌ومرج را به سلاح بدل می‌کنند

برای بیش از سه قرن، سیتی لندن ــــ «یک مایل مربع» که مرکز مالی لندن است ــــ هر دو طرف جنگ‌ها را تأمین مالی کرده و بیمه‌ای در برابر ویرانی ناشی از آن‌ها فروخته است. لویدز لندن ستون بیمه‌ای شبکهٔ کنترل مالی این شهر است. این نهاد در واقع یک شرکت بیمه نیست، بلکه یک نهاد شرکتی است که «به‌عنوان یک بازار تا حدی مشترک عمل می‌کند که در آن چندین پشتیبان مالی، که در قالب سندیکاها گروه‌بندی شده‌اند، برای تجمیع و توزیع ریسک گرد هم می‌آیند».

لویدز شهرت خود را بر پایهٔ انجام تعهدات خود بنا کرده است، اما این کار با هزینه همراه است. در سال ۱۸۹۸، این نهاد با معرفی بند «Free of Capture and Seizure» رویه‌ای قدیمی را رسمی کرد، به‌گونه‌ای که ریسک‌های جنگ را از بیمه‌نامه‌های استاندارد حذف کرد تا بتواند هنگام وقوع درگیری، حق بیمه‌های بسیار بالا دریافت کند. این بند را در هر دو جنگ جهانی به کار گرفت و در سال ۲۰۲۶ نیز از آن استفاده می‌کند.

پس از حملات به ایران، کمیتهٔ مشترک جنگ لویدز منطقهٔ «پرخطر» در خاورمیانه را گسترش داد. چندین بیمه‌گر آن اعلامیه‌های لغو ۷۲ ساعته صادر کردند که از ۵ مارس اجرایی شد، و حق بیمه‌های ریسک جنگ برای عبور از هرمز از ۰/۲۵ درصد به ۱ تا ۵ درصد ارزش بدنهٔ کشتی افزایش یافت.

لویدز تأکید کرده است که پوشش بیمه همچنان در دسترس است ــــ البته با قیمت مناسب. اما برای یک نفتکش ۱۰۰ میلیون دلاری، این به‌معنای ۱ تا ۵ میلیون دلار هزینهٔ اضافی برای هر سفر است، حق بیمه‌ای که مالکان به‌طور قابل درکی تمایل به پرداخت آن ندارند.

جرقهٔ اعتبار خصوصی

در همین حال، ابرهای تیرهٔ دیگری بر فراز بازار در حال شکل‌گیری هستند. استفانی پومبوی، تحلیلگر مالی، هشدار می‌دهد که بازار اعتبار خصوصی به ارزش ۱/۵ تا ۳ تریلیون دلار در وضعیت قفل‌شدگی قرار گرفته و فروش‌های اضطراری دارایی‌های نقدشونده را تحمیل می‌کند؛ و بازار بسیار بزرگ‌تر اوراق قرضهٔ شرکتی با رتبهٔ BBB به ارزش ۵ تریلیون دلار در آستانهٔ فروپاشی قرار دارد. کاهش رتبهٔ اعتباری باعث فروش‌های گسترده خواهد شد، و صندوق‌های بازنشستگی با کمبودی ۴ تریلیون دلاری مواجه هستند.

بحران هرمز محرک ایده‌آلی برای این بحران وثیقه‌ای فراهم می‌کند: افزایش قیمت نفت باعث تورم می‌شود، که بازده اوراق قرضه (بهره) را بالا می‌برد، ارزش وثیقه را فرو می‌ریزد و موجی از فراخوان‌های مارجین را در سراسر صفحهٔ بازی مشتقات به راه می‌اندازد. فراخوان‌های مارجین سپس صندوق‌های اعتبار خصوصی را مجبور به فروش‌های اضطراری می‌کنند.

این یکی از دلایلی است که برخی مفسران سیتی لندن را معمار واقعی آشوب خاورمیانه می‌دانند. ماشین قدیمی بیمهٔ جنگ و ماشین جدید مشتقات به‌طور هم‌زمان عمل می‌کنند. یکی «پریمیوم آشوب» را ایجاد می‌کند؛ دیگری آن را از طریق رهن‌گذاری مجدد و مصادره حقوقی برداشت می‌کند.

پالاست و یادداشت «بازی نهایی»: امن‌سازی جهان برای مشتقات

تضمین در برابر خسارت حمل‌ونقل یک نوع بیمه است، اما دام بسیار بزرگ‌تر بیمه، بازار مشتقات است. مشتقات که به‌عنوان نوعی بیمه در برابر ریسک بازار عرضه می‌شوند، در واقع یک بازی سفته‌بازانه هستند که از تمام جریان‌های اصلی اقتصادی اجاره (rent) استخراج می‌کنند.

در مقاله‌ای در سال ۲۰۱۳، گرگ پالاست شواهدی از یک یادداشت محرمانه در سال ۱۹۹۷ به لری سامرز، معاون وزیر خزانه‌داری، از سوی تیموتی گایتنر (که در آن زمان سفیر آمریکا در سازمان تجارت جهانی و نماینده سامرز بود) ارائه کرد که «بازی نهایی» مذاکرات خدمات مالی سازمان تجارت جهانی را توصیف می‌کرد. گایتنر به سامرز نوشت:

«در حالی که وارد مرحلهٔ نهایی می‌شویم … فکر می‌کنم ایدهٔ خوبی باشد که با مدیران عامل تماس بگیرید…».

سپس این یادداشت شماره‌های تلفن خصوصی گلدمن ساکس، مریل لینچ، بانک آو آمریکا، سیتی‌بانک و چیس منهتن را فهرست کرد، شماره‌هایی که پالاست تأیید کرد واقعی هستند.

بازی نهایی چه بود؟ پالاست نوشت:

وزیر خزانه‌داری آمریکا، رابرت روبین، به‌شدت برای مقررات‌زدایی از بانک‌ها فشار می‌آورد. این امر مستلزم، نخست، لغو قانون گلس ـ استیگال برای از بین بردن مرز میان بانک‌های تجاری و بانک‌های سرمایه‌گذاری بود. این کار مانند جایگزین کردن گاوصندوق‌های بانکی با چرخ‌های رولت بود.

دوم، بانک‌ها می‌خواستند حق انجام یک بازی پرریسک جدید را داشته باشند: «معاملات مشتقه». … معاون وزیر خزانه‌داری، سامرز (که به‌زودی جایگزین روبین به‌عنوان وزیر می‌شد)، هرگونه تلاش برای کنترل مشتقات را سد کرد.

اما چه فایده‌ای داشت که بانک‌های آمریکایی به کازینوهای مشتقات تبدیل شوند اگر سرمایه به کشورهایی با قوانین بانکی امن‌تر فرار کند؟

پاسخی که توسط «پنج بانک بزرگ» تصور شد: حذف کنترل‌های بانکی در هر کشور روی کره زمین ــــ در یک حرکت واحد…. بازی بانکداران و سامرز این بود که از توافق‌نامهٔ خدمات مالی، یک ضمیمهٔ پیچیده و ظاهراً بی‌خطر به توافقات تجاری بین‌المللی، که توسط سازمان تجارت جهانی نظارت می‌شود، استفاده کنند.

… قوانین جدید بازی همهٔ کشورها را مجبور می‌کرد بازارهای خود را به روی سیتی‌بانک، جی‌پی مورگان، و «محصولات» مشتقه آن‌ها باز کنند.

و همهٔ ۱۵۶ کشور عضو سازمان تجارت جهانی مجبور بودند تقسیم‌بندی‌های گلس ـ استیگال خود میان بانک‌های پس‌انداز تجاری و بانک‌های سرمایه‌گذاری که با مشتقات قمار می‌کنند را از بین ببرند.

توافق‌نامهٔ خدمات مالی سازمان تجارت جهانی به ابزاری برای گشودن بازارهای جهانی به این بازی مشتقات تبدیل شد. هر کشور عضو مجبور شد نظام بانکی خود را باز کند یا با تحریم مواجه شود. در سال ۱۹۹۹، بخش مربوط به جداسازی بانکداری سرمایه‌گذاری از بانکداری سپرده‌ای در آمریکا لغو شد و پول سپرده‌گذاران در معرض ریسک‌های سفته‌بازانه قرار گرفت. سپس معاملات مشتقه انفجاری رشد کردند. اوراق قرضهٔ دولتی، قراردادهای نفتی، بیمه‌های حمل‌ونقل، و حق بیمه‌های ریسک جنگ، همگی به سوآپ‌های نکول اعتباری، ابزارهای پوشش ریسک، و دیگر محصولات مشتقه تبدیل شدند.

از آن زمان، معاملات مشتقه به یکی از متمرکزترین و سودآورترین کسب‌وکارها در جهان بدل شده است، و تقریباً به‌طور کامل توسط تعداد اندکی از ابر‌بانک‌ها کنترل می‌شود. بر اساس داده‌های بانک تسویه‌های بین‌المللی و دفتر کنترل ارز، پنج بانک بزرگ آمریکا به‌تنهایی حدود ۹۰ درصد از کل مشتقات بانکی آمریکا را در اختیار دارند، و جی‌پی مورگان، سیتی‌گروپ، گلدمن ساکس، بانک آو آمریکا، و مورگان استنلی بر بازار جهانی خارج از بورس سلطه دارند. این مؤسسات سهم عمدهٔ سود مشتقات را، به‌ویژه در دوره‌های نوسان که «پریمیوم آشوب» افزایش می‌یابد، تصاحب می‌کنند.

«تصاحب بزرگ» ــــ دام حقوقی که به مشتقات اولویت فوق‌العاده در ورشکستگی می‌دهد

در کتاب The Great Taking، «دیوید راجرز وب» آخرین قطعهٔ این شبکهٔ کنترل مالی را آشکار می‌کند: تقریباً همهٔ اوراق بهادار امروزه غیرمادی (دیجیتالی) شده و در سپرده‌گذاری‌های مرکزی تجمیع شده‌اند. تغییرات پنهان در قانون تجارت یکنواخت و مقررات مشابه در اتحادیهٔ اروپا، سرمایه‌گذاران عادی را به «دارندگان حق» صرف تبدیل کرده است که تنها یک ادعای حقوقی علیه کارگزاری‌های خود دارند.

در مورد سپرده‌گذاران بانکی، آن‌ها قرن‌ها است که صرفاً به‌عنوان «طلبکاران» بانک‌ها طبقه‌بندی شده‌اند. زمانی که پول سپرده می‌شود، مالکیت حقوقی به بانک منتقل می‌شود. سپرده‌گذار تنها یک ادعای قراردادی (تعهد عندالمطالبه) دارد که در صورت ورشکستگی در ردهٔ طلبکاران بدون وثیقه قرار می‌گیرد.

در هر ورشکستگی، سهام، اوراق قرضه و سپرده‌ها به‌طور قانونی وثیقه‌ای برای مجموعهٔ مشتقات هستند ــــ وثیقه‌ای که چندین بار رهن‌گذاری مجدد شده است. و هنگامی که این وثیقه از کار بیفتد، خانهٔ کارتی که بر اساس آن ساخته شده فرو می‌ریزد. فراخوان‌های مارجین به‌صورت زنجیره‌ای رخ می‌دهد، اولویت فوق‌العاده فعال می‌شود، و «تصاحب بزرگ» آغاز می‌گردد.

بانکداری اسلامی بدون بهرهٔ ایران: مانع ساختاری

پس چه اهمیتی داشت که ایران و چند کشور دیگر از پیوستن به این بازی سودآور بانکداران خودداری کردند؟ خطر این بود که وقتی سپرده‌گذاران و سهام‌داران متوجه شوند که در واقع مالک دارایی‌های خود نیستند، دارایی‌هایشان را به این مناطق امن منتقل کنند. این کشورها همچنین از نوع تحریم‌هایی که دولت‌های غربی (و بانک‌ها و نهادهای تسویهٔ غربی) پس از حملهٔ روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ بر دارایی‌های بانک مرکزی روسیه اعمال کردند، در امان بودند.

در رأس این کشورها ایران قرار دارد که از زمان قانون عملیات بانکی بدون ربا در سال ۱۹۸۳، تنها نظام بانکی کاملاً بدون بهره در جهان را اداره کرده است. بانک‌های آن از قراردادهای منطبق با شریعت ــــ مشارکت، مرابحه و اجاره ــــ به‌جای دریافت یا پرداخت بهره استفاده می‌کنند.

این مدل بانکی در تضاد مستقیم با مدل متعارف غربی است که بر بهره به‌عنوان منبع اصلی درآمد متکی است و مجموعهٔ جهانی مشتقات را بر پایهٔ بدهی بهره‌دار وثیقه‌گذاری‌شده و رهن‌گذاری مجدد تغذیه می‌کند.

نظام ایران برای حذف ربا و همسو کردن مالیه با فعالیت اقتصادی واقعی و تقسیم ریسک، به‌جای بدهی سفته‌بازانه طراحی شده است. این نظام مدت‌ها است که از نظر ساختاری با معماری مبتنی بر بهره و وثیقه‌محور مالی سیتی لندن و وال‌استریت ناسازگار تلقی می‌شود ــــ معماری‌ای که برای تغذیهٔ ماشین مشتقات به خدمات دائمی بدهی و دارایی‌های قابل رهن‌گذاری مجدد نیاز دارد.

با رد بهره در سطح ملی، ایران خود و شرکای مالی‌اش را از شبکهٔ کنترلی که «تصاحب بزرگ» جهانی را ممکن ساخته، تا حدی مصون کرده است.

آشوب بیمه‌ای کاهش یافته، اما «قوی سیاه» همچنان در کمین است

تنگهٔ هرمز به‌طور کامل بسته نشده است، اما ترافیک تحت رژیم عبور انتخابی مبتنی بر مجوز ایران به‌شدت کاهش یافته است. تنها کشتی‌های متعلق به کشورهای «دوست» یا غیرمتخاصم، پس از هماهنگی قبلی با مقامات ایرانی، اجازهٔ عبور دریافت می‌کنند. صف‌های طولانی همچنان وجود دارد، با گزارش بیش از ۱۰۰۰ کشتی در انتظار یا منحرف‌شده و بیش از ۳۴۰۰۰ مسیر کشتیرانی تغییر مسیر داده در چهار هفتهٔ نخست اختلال.

تأسیسات بیمهٔ اتکایی ۲۰ میلیارد دلاری ترامپ، که در ۶ مارس اعلام شد، اکنون فعال است و به ۴۰ میلیارد دلار افزایش یافته است. بیمه‌گران بزرگ دیگری از آمریکا نیز به آن پیوسته‌اند، در حالی که لویدز لندن در مذاکرات مرتبط مشارکت داشته است. این تأسیسات همچنان بر حامل‌های آمریکایی با پشتیبانی دولت آمریکا متمرکز است. اما تحلیلگران تردید دارند که بدون حفاظت گسترده‌ترِ مسؤولیت و شرایط ایمن‌تر، بتواند ترافیک تجاری گسترده را از سر بگیرد.

به‌طور خلاصه، محرک «آشوب بیمه‌ای» کاهش یافته اما از بین نرفته است. حق بیمه‌ها همچنان بالا باقی مانده‌اند، عدم قطعیت ادامه دارد، و فشارهای وثیقه‌ای و مشتقه‌ای که «وب» توصیف کرده همچنان فعال هستند.

نتیجه‌گیری و راه‌حل‌ها

بحران مالی جهانی ۲۰۰۷ ـ ۲۰۰۸ اکنون به‌طور گسترده به‌عنوان نتیجهٔ انفجار کنترل‌نشدهٔ مشتقات بدون نظارت ــــ به‌ویژه سوآپ‌های نکول اعتباری و تعهدات بدهی وثیقه‌ای ــــ در نظر گرفته می‌شود که وام‌های رهنی پرریسک را به یک بمب زمانی سیستمی تبدیل کرد. این آسیب محدود به ایالات متحده نبود: کشورهای در حال توسعه نیز به‌شدت آسیب دیدند.

امروز، خطر یک سقوط حتی بیشتر از دوران آن بحران است. بازار جهانی مشتقات خارج از بورس به‌طور رسمی به ارزش اسمی ۸۴۶ تریلیون دلار رسیده است، بیش از هفت برابر اندازهٔ کل اقتصاد جهان.

راه‌حل‌های سیاسی بلندمدت ممکن هستند. کنگره می‌تواند قانون گلس ـ‌ استیگال را بازگرداند و مالیات بر معاملات مالی اعمال کند. دولت‌های ایالتی می‌توانند تأیید بخش‌های مرتبط قانون تجارت یکنواخت را پس بگیرند و بانک‌های عمومی ایجاد کنند که بتوانند در برابر ورشکستگی بانک‌های محلی محافظت ایجاد کنند.

اما نیاز فوری در شرایط کنونی، حل‌وفصل درگیری با ایران است ــــ و آن هم به‌سرعت ــــ پیش از آنکه یک شوک «قوی سیاه» دیگر زنجیرهٔ مشتقات را فعال کرده و «تصاحب بزرگ» نهایی را در مقیاس جهانی به راه اندازد.

ــــــــــ
* اِلِن براون، یک وکیل، بنیان‌گذار مؤسسهٔ بانکداری عمومی، و نویسندهٔ سیزده کتاب، از جمله: Web of Debt ، The Public Bank Solution و Banking on the People: Democratizing Money in the Digital Age است. او پژوهشگر وابسته به مرکز پژوهش‌های جهانی‌سازی (CRG) است.

منبع: گلوبال ریسرچ، ۱۳ آوریل ۲۰۲۶
https://www.globalresearch.ca/all-wars-bankers-wars-iran/5922072