جشن نوروز در گذرگاه تاریخ
نوشته : داکتر حمیدالله مفید
واژه نوروز را آریایی های باستانی به گونه ای «ناوه سردا Nawa sardh» می خواندند(۱) که معنی آن سال نو می باشد.
در زبان فارسی میانه به گونه ای« نوگ روژNög röz » آمده است (۲) یعنی روز نو .
در زبان اوستایی به گونه ای «نوکه روکه Navaka raocah (۳) شده است.
در دوران خوارزمشاهیان وسغدیان نوروز را «نوسارد ونوسارجیnawesardj navesard » (۴)می گفته اند .سپس در دوره های پسین به گونه ای نوروج ونوروز به کار رفته است
نوروز بزرگم بزن ای مطرب امروز
زیرا که بودنوبت نوروز به نوروز
منوچهری
همه ساله بخت تو پیروز باد
همه روزگار تو نوروز باد(فردوسی)(۵)
جشن نوروز از کهنترین ومهمترین رسم آریایی است ، که در میان اقوام وتبار های گوناگون فلات بزرگی با گسترده گی وشادمانی بر پا می گردد.گسترده گی این جشن در سرزمین های افغانستان ، ایران ، تاجکستان ، هندوستان ، پاکستان ،ترکمنستان ، اذربایجان ، ارمنستان ، بخش های از سوریه ، ترکیه وعراق از فراگیر بودن آن حکایت دارد.
در واقع پس از رسیدن بهار وپایان فصل سرد سرمای زمستان گیتی رنگ تازه می گیرد، وجهان به سوی زایش وپایش به پیش می رود.
نوروز خجسته با ریشه های ژرفش در گهنامه یا تاریخ پیشینگی نزدیک به سه هزار ساله دارد.
در آریانای کهن یا اریانمویجه باستان انسان با دستآورد هایش پیشینگی بسیار باستانی دارد واز همان زمانه ها سال نو ونوروز را می شناختند وآمدن بهار را در روز نوروز جشن می گرفتند.
پیشینگی نوروز و وجود این جشن به زمانهای پیشدادیان ، کیانیان ، هخامنشیان و مادها برمیگردد زمانی که آریائیها سرزمینشان را به دو قسمت تقسیم میکردند و دو فصل گرما و سرما داشتند فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما شامل دو ماه بود، چنانچه در اوستا آمدهاست. بعدها در این دو فصل تغییری پدید آمد و به موجب وندیداد تابستان دارای ۷ ماه و زمستان ۵ ماه گردید. در هر یک از این دو فصل جشنی بر پا میداشتند که هر دو آغاز سال نو به شمار میرفتهاست.(۶) وجود پایه و اساس جشنهای نوروز و مهرگان در آغاز فصول دوگانهٔ آریائیها گویای آن است که زمینهٔ اصلی پیدایش هر یک از آنها، بزرگداشت سرآغاز سال، و نگریستن به پایان یک فصل و آغاز فصلی دیگر بودهاست. با مرور زمان و تحول تدریجی اوضاع جشن نوروز از آن صورت بسیط نجومی و گاهشناسی بیرون آمد و بعدها جنبههای متعدد دینی و رسمی و سیاسی پیدا کرد. سرانجام این یادگار با سنن دیرین خود از مدتی متجاوز از نه قرن پیش در آغاز برج فروردین یا حمل جای ثابتی یافت و تنها جشن جهانی است که میتوان گفت تمامی جنبههای دینی، رسمی، سیاسی و طبیعی را در خود جای دادهاست.
نوروز در زمان هخامنشیان:
به روایت کیرشمن باستان شناس فرانسوی ، کوروش کبیر در سال ۵۸۳ پیش از میلاد دستور برپایی نوروز واغاز بهار را جشن می گرفته است .
نوروز در زمان اشکانیان:
اشکانیان که از مردمان مرو وشرق به فلات فارس رفته اند ودولت بزرگ آشکانی را پی ریزی کردند به روایت ویس ورامین اثر فخرالدین اسعد گرگانی جشن نوروز را بر پا می داشته اند:
منم آذار وتو نوروز خرم
هر آیینه بود این هردو باهم
سر سال وخجسته روز نوروز
جهان پیروز گشت از بخت پیروز(۷)
همچنان در یک بخش دیگر آمده است :
به نوروز و مهرگان وسده نیز
همی داشتند آیین نیک و تمیز (۸)
به نوروز اندر جهان تازه گشت
زمین چون بهشت برین سازه گشت (۹)
نام نوروز در شاهنامه فردوسی ، تاریخ طبری وآثار الباقیه ابوریحان البیرونی چندین بار آمده است .
فردوسی به این باور است ، که آغاز شهریاری کیومرث نخستین انسان آریایی در برج حمل واول نوروز بوده است:
چنین گفت کایین تخت وکلاه
کیومرث آورد واو بود شاه
که آمد به برج حمل آفتاب
جهان گشت با فر وآیین وآب
کیومرث شد بر جهان کدخدای
نخستین به کوه اندرون ساخت جای
فردوسی همچنان پادشاهی جمشید پیشدادی را به روز نوروز در روز هرمزد از ماه حمل یا فروردین می داند:
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمانروا
به جمشید گوهر افشاندند
مر آن روز را نوروز خواندند
به نوروز تو شاه گیتی فروز
بر آن تخت بنشست فیروز روز(۱۰)
پژوهشگران ونوروز نگاران به این باور هستند ، که نوروز هزارها سال پیش از پیدایش زردشت ودیگر دین های آرایایی وجود داشته ومردم این سرزمین آن را می شناخته اند.
پس از پیدایش دین اسلام ورسیدن آن به سرزمین های آریایی ، جشن نوروز رنگ دینی واسلامی به خود گرفت .
در سنن الکبری چنین آمده است :
(( اهدی الی الرسول الله حلوی یوم النیروز فقال : ما هذا؟ قالوا : یا رسول الله هذا یوم النیروز ، فقال: نیروز نا کل یوم))(۱۱)
برگردان : برای پیامبر اسلام در روز نوروز شیرنی آوردند فرمود: این چیست؟ گفتند : امروز نوروز است . فرمود : هر روز ما نوروز است و سپس تناول کردند.))
در المنصف از ابن ابی شیبا روایت شده است :
اهدی لعلی بن ابی طالب الفالوذج یوم النیروز فقال : نیروزنا کل یومآ.(۱۲)
برگردان : : در روز نوروز برای علی بن ابی طالب فالوده ( نوعی شیرنی یخ) اوردند . فرمود : هر روز ما را نوروز کنید. ( یعنی هر روز را چون نوروز گرامی بدارید. ) .
به گفتاورد برهان القاطع :« خدای تعالی در روز نوروز عالم را آفرید ، وهر هفت کوکب در اوج تدویر بودند واوجات همه در نقطه اول حمل بود ، در این روز ایزد یا خدا آدم علیه السلام را نیز خلق کرد.»
گویند حضرت علی علیه السلام در روز نورروز خلیفه مسلمین شد.
گفته می شود ، که عرب ها پایتخت یزدگرد سوم پادشاه ساسانی را در روز نوروز فتح کردند.
در آغاز خلیفه های مسلمین مالیات عظیمی به خاطر برپایی نوروز وضع کردند.
به گفتاورد تاریخ طبری المعتضد خلیفه ی عباسی مردم بغداد را از برافروختن آتش وپاشیدن آب به روی عابران بر حذر داشت مگر پس از نگرانی از آشوب مردم فرمان خود را پس گرفت .
عباسیان گاهی برای پذیرش هدایای مردم در روز نوروز استقبال می کردند، با روی کار آمدن سلسله طاهریان ، سامانیان وصفاریان جشن نوروز با گسترده گی بیشتری برگزار می شد.در این دوره ها با فرارسیدن نوروز شاعران در بار در ستایش نوروز شعر می سرایدندوبه شاه پیشکش می کرند .
در دوره ای سلجوقیان ، به دستور جلال الدین ملک شاه سلجوقی برخی از ستاره شناسان به منظور بهتر سازی ، گهشماری اغاز سال را در روز یکم نوروز (یعنی ورود افتاب به برج حمل) قرار دادند ، بر اساس این گهشماری که به تقویم جلالی شناسایی شده است وبه نام سال هجری خورشیدی یاد می شود ، تقویم جدید وضع گردید ، که تا ایدون کما کان به کار می رود.
جشن نوروز در زمان غزنویان:
جشن نوروز در دربار غزنویان با شکوه وجلال خاص آن بر پا می گردید ، شاعرانی چون : فرخی ، فردوسی ، عنصری ودیگران در دربار شهنشاه غزنوی در وصف نوروز شعر سروده اند.
به روایت تاریخ بیهقی یا تاریخ سلطان مسعود غزنوی که از برپایی نوروز در دوران غزنویان روایت می کند جشن نوروز در دربار سلطان مسعود بر پا می گردیده است :« روز پنجشنبه امیر به جشن نوروز بنشست وهدیه های بسیار آوردند بودند. وتکلف بسیار رفت وشعر شنود از شعرا ، که شادکام بود در این روز گار زمستان وفارغ دل وفترتی نیافت ، وصلت فرمود ، ومطربان را فرمود(۱۳)
جشن نوروز پس از غزنویان در دوران شاهان غوری ، تیموریان نیز برپا می شده است به روایت تاریخ روضه الصفا امیر علی شیر نوایی روضه مزار در شهر مزار در همین دوره ساخته شده است ، مردم روز اول نوروز در این روضه مصفا جمع می شدند وجشن نوروز را بر پا می داشته اند.
میله گل سرخ وبر آفراشتن جهنده حضرت علی از دوران شیبانی ها آغاز می یابد
نوروز در زمان شاهان سدوزایی و محمدزایی نیز برپا می گردید ، به روایت تاریخ گنداسنگهه احمد شاه درانی در روز نوروزلباس جدید می پوشید واین جشن را گرامی می داشت.
در دوران پادشاهی تیمور شاه که پایتخت کشور به شهر کابل انتقال یافت دوره شعر وشاعری نیز رونق گرفت ، شاعرانی چون مرزا عاجزک ، میر هوتک افغان ودیگران در مورد نورزو مشاعره می کردند .
نوروز در همه دوره ها با جشن ومیله دهقان بر پا گردیده است.
آیین نوروز از خانه تکانی آغاز می یابد، وخانواده ها به پیشواز نوروز هفت میوه تر می کنند،
در روز نوروز ماهی ، جلبی وسبزی می پزند ،
در روز نوروز مراسم میله گل سرخ وبرافراشتن ژهنده آرامگاه علی در مزار شریف که پیشینگی آن به دوران شیبانیان می رسد، آغاز می یابد.
در این روز از همان زمانه های پیشین مردم لباس جدید ونو می پوشند. مراسم میله سخی ، میله شاه شهید، میله شهدای صالحین در شهر کابل در همین روز نوروز برپا می گردد.
نوروز یک جشن بسیار باستانی اریایی است وبه همه تبار ها واقوام کشور تعلق دارد، در ولایات گوناگون جشن نوروز را بر پا می دارند. در شهر گردیز وشهر خوست مردم در تپه متون بابا میله نوروز را بر پا می دارند .
در شهر های هرات ، بامیان ، لغمان و نورستان مردم با این جشن سرور وشادی می کنند.
این جشن از گیرو دار تاریخ به سلامتی سر بدر برده است ، طالبان با خرافه گرایی که داشتند ، تلاش کردند ، تا این جشن را در میان مردم حرام بپندارند ، مگر مردم به این تحریف های خود ساخته وخود بافته آنها اعتنا نکردند و آن را برپا داشتند.
نوروز در استان بدخشان
در فرهنگ کنونی پامیریان بدخشان نور وروشنایی آیین نهادینه در رسم ورواج های دینی وفرهنگ عامیانهء مردم بازتاب دارد که چگونگی برپایی جشن نوروز در فرهنگ کنونی اسلامی پامیری ها از هزار ها سال پابرجا مانده است ، که یک بخش آن چنین است :
خانه پامیریان دارای روزن کلانی است که نور وروشنی از آن به داخل خانه می تابد رسم نوروز یا “شاگون” بر بنیاد رسم مروجهء عامیانه آنگاهی که نور آفتاب از روزن بالای نشانی نوروزی در داخل خانه وهم بر قلل کوه های شامخ کوهستان ها می تابد یعنی یکروز قبل از نوروز شاگون گرفته میشود. اعضای خانواده نور آفتاب را بالای نشانی همیشگی خود می بینند آنگاه مشتی از آرد را گرفته بر مقدمش نثار می کنند وسفیدی آرد از نماد جامهء سفیدی فریدون بجا مانده که با آن به جنگ ضحاک رفت. چنانی که فردوسی در این مورد گفته است:
بپوشید پس جامهء نو سپید
نیایش کنان رفت دل پر امید
فریدون به خورشید بربرد سر
میان تنگ بسته به کین پدر. (شهنامه)
در نوروزنامهء خیام همچنان آمده که در روز نوروز خداوند تبارک وتعالی دوازده فرشته را مؤظف گردانید تا چار آن بر آسمان اهریمنان را نگذراند، چهار آن بر چهار گوشهء جهان تا اهریمنان را گذر ندهند تا از کوی قاف در گذرند چار دیگر بر آسمانها وزمین ها می گردند واهریمنان را از خلایق دور میدارند.
این رسم و این نگرش در آیین پامیریان به گونه ای نوروز ظاهری وباطنی بازتاب دارد:
به این گونه : هدف از نوروز باطنی آن است که اگر خانه ها را با رسوم “جمشیدی”- “آریائی“، “اوستائی” با آرد سفید می کنید واز چروک ودوده سیاه پاک می سازید باید خانه وجود معنوی خود را نیز شاگونی نمایید. یعنی بدی ها کارکرد های ناسوده را به کار های خوب مبدل سازیید تا روز نو شده باشد. چنانچه در کتاب مذهبی هفت باب ابواسحاق آمده است.
نوروز ظاهری بود اندر تغیر سال نــــــوروز باطنی نبود جز تغیر حال
نوروز اهل صــــدق بود تغیر فعل نوروز اهل کـذب بود زیب جسم ومال
نــــوروز آن بود که بـــــود ایمـــــــــن از زوال
خوراک نوروزی پامیریان : در شغنان دلیه با گوشت وشیرپیره از تلقان وچهار مغز نیز غذای نوروزی محسوب میگردد، بقیه رسم ورواج های مربوط به این روز، در پامیر بدخشان “اشکاشم، شغنان، واخان، زیباک، منجان، شیوه روشان” وغیره بخش ها آنقدر انبوه است که برای نوشتن آنها کتابی بایدپی ریخت از آن میان گاو جنگی ، تخم جنگی باقلای قاقراخ، سه روز از قماچ نوروزی برای دوستان امید ارسال داشتن که آغاز آن در جارو بستن، پرسیدن ساعت سعد از ملا وسفید کردن خانه با آرد درامدن در خانه وغیره بر میگیرد به فرهنگ کهن سال آریائی که اکنون با فرهنگ اسلامی ارتباط محکم داشته و وثیقهء زنده بجا مانده آن محسوب میگردد.
درین روز در “واخان” اسپ دوانی و مسابقات سپورتی به “پیگه” می بردند(۱۵)
نوروز در در پکتیا ، پکتیکا ،خوست ، ارزگان ، هیرمند ، جلال آباد ، یا ننگرهار ، لغمان وکنر نیز از هزار ها سال برپا می گردد. در این استانها مردم با پوشیدن لباس جدید ویا نو ، رفتن به خانه خویشان ، تخم جنگی ودیگر رسم ورواج ها نوروز را برپا می داشتند.
در شهر کابل نوروز با میله دهقان از سوی دولت در استدیوم کابل آغاز می یافت ، سپس خانواده ها با رفتن درمیله های سخی ، زیارت شاه شهید، شهدای صالحین ادامه می یافت.
در این روز نمایش های جالب از سوی دهقانان انجام میشد. تخم جنگی ، قچ جنگی وبیل بازی از نمایش های جالب این روز بود.
جشن نوروز وروز نوروز به هیچ روی آن گونه که طالبان و برخی ملا های سیه دل در تلویزیون های مطرح می کنند، یک جشن مجوسی ویا زردشتی نیست،در هیچ اثار زردشتی از اینروز به مثابه روز مذهبی یاد آوری نشده است. ونباید ، بدون آگهی ودانش بر این روز تاخت و آن را حرام پنداشت.
طالبان ودست اندر کاران برنامه های دینی ( بیخردانه) وبدون آگهی با برچسپ زدن این روز به نام جشن مجوسی می خواهند آن را حرام پندارد، که در این مورد در بالا اشاره شد.
در پایان جشن باستانی وجمشیدی نوروز وسال جدید ۱۴۰۵ خورشیدی را به پیشگاه رهبر محبوب تاجکان جناب امامعلی رحمان خلق نجیب تاجیک ، مردم تاریخ پسند و آریایی نژاد افغانستان به مردم دلیر و شجاع ایران به نیک مردان نوروز پسند ازبیکستان ، ترکمنستان ، قزاقستان ، قرغزستان ، ارمنستان ، هندوستان ، پاکستان ، عراق ، وآذربایجان و همه نوروز پسندان جهان و به همه یاران وهمدلان شاد وخجسته می خواهم وبه همه سال پر بار وسر فراز آرزو می دارم.
بادرود ومهر
دکتر حمید الله مفید.
——————
۱- Old persian :Grammar Texts Lexicon Roland G. Kent American Oriental 1953 P.168
2- Prods Oktor Skjaev Harvard University 2009 P. 92-94
-3- Grundriss der Neupersischen Etymologie 1893 Paul
Horn
4-Encyclopaedia Iranica Nowruz Mary Boyce Vol VII Fasc 6 pp. 647-650۴۵
۵- فردوسی شاهنامه داستان رستم و اسفتدیار بخش ۱۲
۶-وندیداد فرگرد نخست The Zend -Avesta, Part ;The Vendidad Gems Darmesteter Oxford University 1895 p.5-6
۷- ویس و رامین تصحیح مجتبی مینوی ناشر بنگاه ترجمه و نشر کتاب چاپ تهران سال ۱۳۳۷ رویه ۲۷ و ۴۸ در بخش آغاز داستان
۸- همین کتاب رویه ۹۱
۹- همین کتاب رویه ۱۱۸
۱۰- فردوسی شاهنامه بخش ۱ پادشاهی کیومرث
۱۱- سنن الکبری احمد بن حسین البیهقی ناشر دارالکتاب العلمیه چاپ بیروت سال ۱۹۹۴ جلد ۹ رویه ۳۹۲ ( به زبان عربی و کتاب تاریخ البغداد ناشر دارالکتاب العلمیه چاپ بیروت سال ۲۰۰۱ جلد ۱۳ رویه ۳۲۶ به زبان عربی
منبع سوم : بحار الاتوار محمد باقر المجلسی جلد ۵۹ رویه ۹۲
۱۲- المنصف ابن ابی شهبا ناشر دارالفکر محل چاپ بیروت سال چاپ ۱۹۸۹ ترسایی جلد ۵ رویه یا صفحه ۵۴۳
منبع دیگر سنن الکبری جلد ۹ صفحه ۳۹۲ به زبان عربی
۱۳-(تاریخ بیهقی ۱۳۸۹:۹۴۱)
۱۴-(صفحه ۳۵کتاب قلمی)
۱۵-رویه۳۰ کتاب جلالی شاه بخاری-