آیا کارد به استخوان شیعیان رسیده است ؟
نوشته ی : اسماعیل فروغی
طالبان با بستن دروازه ی بزرگترین دانشگاه دینی شیعیان درکابل ( حوزه ی علمیه ی خاتم النبیین )که گنجایش هزاران شاگرد دختر و پسر را با تمام امکانات ( کتابخانه ها، خوابگاه ها برای دانشجویان ولایات ، مسجد ، حسینیه وووو ) داشت ، با قفل زدن به دروازه ی تلویزیون تمدن و با وضع محدودیت های سنگین تر برمراسم سوگواری محرم امسال ، زنجیره ی فشارها و محدودیت های شان را بر شیعیان ، تنگ تر کرده ، می خواهند حتا در برخی موارد مانع اجرای مناسک و مراسم مذهبی شیعیان به شیوه ی فقه جعفری شوند.
ازحرام پنداشتن نوروز تا منع مراسم برافراشتن جهنده ی مزارسخی درکابل و مزارشریف بشکل شاندار و شکوهمند وتا منع تجلیل پرشورو باشکوه ازعاشورای حسینی ، همه با برداشتهای ناقص دینی طالبان و قرائت خاص آنان ازاسلام بسته گی دارد.
طالبان با قرائت نادرست ازاسلام و با تکیه به اندیشه های بدوی شان که مردم باید یکدست مسلمان وهمه حنفی باشند ، نیت آن دارند تا تمام باشنده گان افغانستان، مبنای فقهی حنفی را بپذیرند . و درست متکی به همین نیت و قصد است که آنان پیروی و تدریس فقه جعفری را در دانشگاه ها ، مکاتب و مدارس ممنوع قرار داده ، کتابهای مربوط به فقه جعفری را از کتاب فروشی ها و کتابخانه های دانشگاه ها و مکاتب برداشتند و به تمام ناشران کتاب بابت چاپ و فروش کتابهای مربوط فقه جعفری هشدار و اخطار جدی صادر نموده اند .
اکنون که حدود پنجسال ازحاکمیت دوردوم طالبان می گذرد ، آنان آرام آرام حتا به احوال شخصی شیعیان بی احترامی و تجاوز کرده ، شیعیان را وادار می نمایند تا مسایلی چون طلاق ، ازدواج ، میراث وغیره را هم مطابق مذهب حنفی ادا واجرا نمایند. همچنین است طرح تعهدنامه ی اجباری چهارده ماده ای که به دانشجویان در تمام دانشگاه ها توزیع شده و بر اساس آن تمام دانشجویان باید از مذهب حنفی پیروی نمایند که این خود یکی دیگر از نمونه های فشارواجبارازسوی طالبان است تا همه باید از مذهب حنفی پیروی نمایند .
طوری که دیده می شود باوجود اعتراضات قسمی از سوی برخی علمای مذهبی شیعه ، تاکنون اعتراض جدی از سوی شیعیان نسبت به وضع محدودیت ها و فشارهای طالبان بر شیعیان صورت نگرفته است . و درست همین عدم اعتراض به آنان جرات داده است تا هرروز فشاربیشتر برشیعیان وارد نموده و حتا تا مرز منع فقه جعفری و منع مراسم و مناسک مذهبی شیعیان به پیش بروند . درست است که هراعتراض در برابر رژیم سرکوبگر طالبان هزینه ی بسیار سنگین دارد ؛ اما از یادنبریم که هزینه ی خاموشی ، ترس وعدم اعتراض هم کمترازآن نیست . در سایه ی خاموشیست که دیگرنوروز نداریم . دیگر دانشگاه یا حوزه ی علمیه ی شیعی نداریم . دیگرفقه جعفری را زیرپا کرده ایم . دیگر محرم و عاشورای باشکوه نداریم و دیگرفرزندان دانشگاهی ما باید مذهب حنفی داشته باشند و دهها مورد دیگر که درصورت عدم اعتراض از دست داده ایم .
این خاموشی ، ترس و عدم اعتراض شیعیان همانند خاموشی و ترس عموم مردم زیرستم افغانستان است که طی حدود پنجسال گذشته ازمخالفت و اعتراض علیه طالبان احتراز کرده اند .
– طالبان زنان را ازجامعه حذف کرده وهر زمانی دل شان خواست ، دختران جوان را به بهانه ی بدحجابی به زندان می افگنند و….
– طالبان از پنجسال به اینسو دختران و زنان را به تحصیل و کار اجازه نمی دهند.
– طالبان انواع هنرهارا حرام اعلان کرده اند .
– طالبان حاکمیت و قدرت را وابسته به یک قوم کرده اند.
ـ طالبان به منظور برهم زدن ترکیب قومی ، هزاران خانواده را به کوچ اجباری وادارنموده و صدها و هزاران خانواده را از وزیرستان و جنوب و جنوب شرق افغانستان به مرکز و شمال افغانستان جابجا نموده اند .
– طالبان دامنه ی بیکاری ، تنگدستی و فقر را درسراسرافغانستان گسترش داده اند.
ـ وبالاخره طالبان با تبلیغ اینکه مجاهدان فاسد و چپاولگران دوران جمهوری را کنارزده اند وهربارهم خودشان وهم لابی گران شان ازین بابت برمردم منت می گذارند ؛ در بدل این کنارزدن جمهوریت فاسد، معادن و منابع ذی قیمت زیرزمینی افغانستان را با زورتصاحب کرده ، برهرکی دل شان خواست می فروشند و به هیچ مرجع ومقام قانونی پاسخگو نبوده و حساب پس نمی دهند.
با تمام اینهمه مظالم و نابسامانی ها نه شیعیان و نه تمام مردم زیرستم افغانستان تاکنون دست به اعتراض جدی نزده اند .
شاید آن روز دور نباشد که تمام زنان مظلوم افغانستان شامل شیعه وسنی ، تمام مردم دربند افغانستان شامل تمام اقوام ، متحدانه و یکصدا فریاد برآورند و افغانستان را ازچنگ افراطی ترین گروه دینی رهایی بخشند.
فروغی ( ماه جون سال 2026 )