آیا ترامپ در پی فاجعه ایران توسط «دولت پنهان» «خنثی» خواهد شد؟

نویسنده: اوریل آراوجو ــ
ایالات متحده بار دیگر با بحرانی در سطح فرماندهی در بالاترین سطوح ساختار نظامی خود روبهرو است، آن هم در بحبوحهٔ یک جنگ خارجی روزافزون پرخطر که صلح جهانی و اقتصاد جهانی را تهدید میکند. در این شرایط این پرسش مطرح میشود که آیا ترامپ میتواند بهطور مؤثر حکومت کند و تا چه زمانی؟
پیت هگست، وزیر دفاع (که اکنون «وزیر جنگ» نامیده میشود)، اخیراً بر برکناری چندین افسر ارشد نظارت داشته است، از جمله رئیس ستاد ارتش ژنرال رندی جورج و دیگر فرماندهان عالیرتبه، در بحبوحهٔ گزارشهایی از اختلاف نظر بر سر نحوه و دامنهٔ جنگ فاجعهبار در ایران. در واقع، برای مدتی است که الگوی برکناریها در پنتاگون (و همچنین در کل دستگاه فدرال) مشاهده میشود که نشاندهندهٔ تلاشهای گستردهتر برای بازسازی سلسلهمراتب نظامی و غیرنظامی بر اساس خطوط ایدئولوژیک است ــــ جنگ ایران این روند را تشدید کرده است.
در هر صورت، با هشدارهای فزاینده از سوی نظامیان حرفهای دربارهٔ خطر تشدید درگیری، احتمال عملیات زمینی، و امکان تلفات فاجعهبار، عملیات جاری در ایران وارد مرحلهای حتی خطرناکتر شده است. ژنرالهای بازنشستهٔ ارتش و دیگران چنین سناریویی را «یک فاجعهٔ مطلق» توصیف کردهاند. آژانس بینالمللی انرژی و اقتصاددانان از «تهدیدی بزرگ» برای اقتصاد جهانی، با احتمال ضربه به تولید ناخالص داخلی، اختلال در زنجیرههای تأمین و فشارهای رکودی، سخن میگویند.
بنابراین، موضوع فقط نظامی نیست بلکه حتی، از منظر آمریکایی، تمدنی نیز هست، زیرا به اعتبار (در حال افول) رهبری جهانی آمریکا و ثبات خود نظام بینالمللی مربوط میشود.
تنش میان رهبری غیرنظامی و ارتش البته در تاریخ آمریکا پدیده جدیدی نیست. اما وضعیت کنونی چیز دیگری است. در حالی که رئیسجمهور دونالد ترامپ آشکارا ایدهٔ «تغییر رژیم» در ایران را مطرح کرده است، بهنوعی تغییر رژیم در داخل خود دولت آمریکا نیز ــــ به شکلی طعنهآمیز ــــ در حال وقوع است.
برای مدت طولانی، تحلیلگران از «دولت دوگانه» در آمریکا سخن گفتهاند. این مفهوم، که توسط مایکل گلنون مطرح شده، به نفوذ پایدار بوروکراسی امنیت ملی اشاره دارد که صرفنظر از نتایج انتخاباتی، با نوعی تداوم عمل میکند. این ساختار، که گاه «دولت پنهان» نامیده میشود، مدتها منبع اصطکاک با رؤسایجمهور منتخب بوده است، بهویژه آنهایی که تلاش میکنند سیاستهای تثبیتشده یا اختیارات نهادی را به چالش بکشند.
حکمرانی ترامپ، چه در دورهٔ نخست و چه در دورهٔ کنونی، با رویارویی آشکار با بخشی از همین دستگاه تعریف شده است. تلاشهای او برای خارج کردن اسناد محرمانه، بازسازی نهادهای اطلاعاتی (حتی با «پاکسازیها») و تغییر اولویتهای سیاست خارجی، از سوی حامیان بهعنوان اصلاحی ضروری («خشکاندن باتلاق») تعبیر شده است. منتقدان، اما، این اقدامات را بیثباتکننده میدانند و آنها را بخشی از تلاش او برای گسترش اختیارات ریاستجمهوری تلقی میکنند.
سوابق تاریخی نشان میدهد که چنین تعارضهایی میتوانند پیامدهای گسترده داشته باشند. در واقع، عناصر درون دستگاه اطلاعاتی گاه برای محدود کردن، تضعیف، یا خنثی کردن قدرت ریاستجمهوری عمل کردهاند. نقش بخشهایی از جامعهٔ اطلاعاتی در تضعیف و افشای دولت نیکسون (در ماجرای واترگیت) بهخوبی مستند شده است و توسط نویسندگانی مانند جیم هوگان، شین اوسالیوان، و کریس کالینز مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین، شواهد غیرمستقیم ــــ برگرفته از کمیته HSCA (۱۹۷۹) و اسناد تازهمنتشرشده مربوط به ترور کندی ــــ نشان میدهد که عناصر سرکش یا فردیِ درون جامعهٔ اطلاعاتی (بهویژه سیا) ممکن است با جرایم سازمانیافته در رویدادهایی که به «خنثیسازی» رئیسجمهور کندی انجامید، مربوط باشند.
با توجه به اهمیت موضوع، سناریویی که در آن ترامپ «واترگیتزده»، «بایدنزده»، یا حتی بهنوعی «کندیزده» شود، چندان دور از ذهن نیست.
ترکیب کنونی از پاکسازیهای داخلی، فشار نظامی و بیاعتمادی نهادی، دستکم محیطی بسیار ناپایدار ایجاد کرده است. احتمال واکنشهای قانون اساسی، از جمله روند استیضاح یا ابزارهای دیگر (برای مثال زیر سؤال بردن سلامت روان فرمانده کل قوا)، نمیتواند بهطور کامل رد شود. همچنین اشکال ظریفتر مقاومت بوروکراتیک ــــ از افشاگریها گرفته تا کندی در اجرا یا حتی خرابکاری ــــ نیز قابل تصور است.
ایالات متحده در سالهای اخیر در واقع با فرسایش تدریجی مشروعیت سیاسی مواجه بوده است. جنجالها پیرامون وضعیت شناختی رئیسجمهور سابق، جو بایدن، و گزارشها دربارهٔ یک گروه «سهنفره» که بهجای او حکومت میکردند، بهاندازهٔ کافی جدی بود. بازگشت ترامپ به قدرت (پس از سه تلاش نافرجام برای ترور، که هنوز حلوفصل نشدهاند) نیز این نگرانیها را برطرف نکرده است.
در همین حال، اختلال در تنگهٔ هرمز شوکهای قابلتوجه در بازارهای جهانی انرژی ایجاد کرده است، با افزایش قیمت نفت و تشدید فشارهای تورمی. اقتصاددانان نسبت به رکود جهانی احتمالی هشدار میدهند، در حالی که تحلیلگران بر فشار وارد بر اتحادهای آمریکا و منابع نظامی آن تأکید میکنند. در چنین شرایطی، رهبری منسجم یک ضرورت حیاتی است.
ایالات متحده، با وجود افول، همچنان قدرتمندترین کشور جهان است و امروز در حال عبور از لحظهای سرشار از عدم قطعیت عمیق است. نتیجهٔ جنگ جاری با ایران نهتنها مسیر این درگیری را شکل خواهد داد، بلکه احتمالاً آیندهٔ حکمرانی آمریکایی را نیز تعیین خواهد کرد.
میتوان یادآور شد که خود ترامپ نیز، بهطور نهچندان پنهان، با ایدههای «کودتا» در ارتباط با انتخابات آینده بازی کرده و از «در دست گرفتن» آن سخن گفته است. یک کودتای تمامعیار علیه ریاستجمهوری پرنوسان او در بحبوحهٔ جنگ، فعلاً بعید به نظر میرسد. باید دید که سیستم آمریکایی (از جمله «دولت دوگانه») چگونه و چه زمانی در پی اصلاح مسیر خطرناک خود برخواهد آمد.
منبع: گلوبال ریسرچ، ۷ آوریل ۲۰۲۶
https://www.globalresearch.ca/trump-neutralized-deep-state-iranian-disaster/5921502














