حرف دلنشین
ز حرف دلنشین بر دل ندارم چو سنگ صخره ی پای مزارم رگ نبض هنر بی اهتزاز است زمین گیر است صیت اعتبارم ز دین خاشاک می ریزم به آتش که دود از خرمن هستی برآرم شیوخ افگنده اند در چاه تاریک کلید درب قفل روزگارم نه فکر پیر گردون تاز چون مه چو…
بیشتر بخوانید