خرى را بسته بودند بر درختى
بشهريكه پر از صلح و صفا بود يكايك كار همشهری، وفا بود نه كشت و خون بود و نه تقلب نه وهم و وحشت و ظلم و تعصب خرى را بسته بودند بر درختى درختى بس رسا و هم كرختى ز بهر درد و غم، ز ايجاد ماتم رسيد ابليس(!) به جلد ذات آدم پلانى…
بیشتر بخوانید








