چه باید کرد
چه با ید کرد ها بسیا ر گشته از ینکه راه حل د شو ا ر گشته نمید انم کلید ی آن کجا هست ؟ که از فقدان آن محشر به پا هست یکی از فرط کبر و خود پر ستی د گر بیما ر، ز جهل و تنگد ستی تکبر، علت ی نا کا…
بیشتر بخوانید
چه با ید کرد ها بسیا ر گشته از ینکه راه حل د شو ا ر گشته نمید انم کلید ی آن کجا هست ؟ که از فقدان آن محشر به پا هست یکی از فرط کبر و خود پر ستی د گر بیما ر، ز جهل و تنگد ستی تکبر، علت ی نا کا…
بیشتر بخوانید
آقای “باسط محمد غریب” (به کُردی: باست حەمە غەریب) شاعر کُرد زبان اهل سلیمانیه در اقلیم کردستان است. وی کارمند یک تلویزیون خصوصیست و به زبانهای انگلیسی، عربی و فارسی تیز نسلط است. اشعار او سرشار از عشق، دلتنگی و نوعی تضاد تلخ و شیرین است. ┄┅═✧❁❁✧═┅┄ (۱) نفس من! آی تپشهای دلِ پر از…
بیشتر بخوانید
شاعر کُرد زبان “دیار حلبچهای” (به کُردی: دیار ههلهبجهیی) با نام کامل “دیار احمد فرج” (به کُردی: دیار ئهحمهد فرهج) از شاعران معاصر است.وی در یکمین روز ماه ژوئیهی ۱۹۷۱ میلادی، در شهر حلبچه دیده به جهان گشود.وی معلم ادبیات است و تاکنون چند کتاب شعر چاپ و منتشر کرده است، از جمله:– غورە، ۲۰۰۴–…
بیشتر بخوانید
بانو “پری قرهداغی” (به کُردی: پەری قەرەداخی) شاعر معاصر کُرد، ساکن سلیمانیه است. ─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ (۱) ما به استقبال پاییز میرویم زمستان برایش آغوشش میگشاید با باد و باران، با برف و کولاک زیبایی پاییزمان را از یاد میبرد جامهای سپید، میپوشاندش و عروس فصلهای سالش میسازد تمام واژگان زیبای فرهنگ دل را برای بهار سال…
بیشتر بخوانید
استاد “جبار صابر” (به کُردی: جەبار سابیر) شاعر معاصر کُردزبان ساکن اقلیم کردستان است. وی زادهی ۲۱ نوامبر ۱۹۷۵ میلادی، در شهر سلیمانیه است. ┄┅═✧❁❁✧═┅┄ (۱) در پایان دلتنگی هر شخص که میگوید عاشق تو هستم، تو به پرتوی مهتاب مینگری در آسمان و من هم به چشمان تو… (۲) زنی از آنسوی جهان آمد…
بیشتر بخوانید
رسول پویان نفت و گاز اول فروغ منزل و کاشانه شد بعد ازآن دردام دالر ماند و آب و دانه شد تا که شـمع نفت و گاز آمـد در بـزم جهان صاحب سرمایه بی چون وچرا پروانه شد سـرگـذشت سیستم مالی بسـی پیچیده است آن که روزی بـا طلا گنجـیـنـۀ دردانـه شد سکه از سـیم…
بیشتر بخوانید
امین الله مفکرامینی 2026-02-06! مپنــــدارید یـاران که من دیوانــــــه ام زخودغافل وبــا خلق من بیگانــــــه ام من آن زخود رفته ی بس افسانــــه ام که جز ز عشق نباشد در پیمانـــــه ام که زعشق تا روپودم گشت ز بنیـــا دم باینـــــرو جزعشق کلامــی برنیــــارم مفـــــــکرجزعشق نیایــــد درکلامــــم که عشقست ایمان وزمذهب هم فارغـم معبــــــو دم خـــدا باشد واست اوخالقم بیخــــــــــدا نیاسایــــم…
بیشتر بخوانید
رسول پویان چه خـوش گفت توسیدیـد فیلسوف که بُد جنگ اسپارت وآتن خسوف نشد حاصل از کشت و خون دراز به جـز درد ویـرانی و آخ و اُوف در آزمـون دوران ز دل بنگـریـد بـرآریـد ز دریـای تـاریـخ سـوف کـنـد حـمـلـه ار گاو بـر اژدهـات به خـاک سـیه مینـشـینـد مخوف جـهان یکـه تازی نخـواهـد دیگـر…
بیشتر بخوانید
برگردان. رحیم کاکایی پیشگفتار مترجم : رئالیسم بیرحمانهی یک راوی غمگین نویسنده ای که زندگی را صادقانه و هنرمندانه به تصویر کشید زندگی سرشار از خلاقیت آنتون پاولوویچ چخوف در خاطرات معاصران او بازتاب یافته است. یادداشتهای آنها، که گاه نه تنها از اهمیت ادبی و تاریخی، بلکه از اهمیت هنری نیز برخوردارند، جهان درونی…
بیشتر بخوانید
ساجده میلاد من به گذشته می اندیشم من شب ها در آغوش سبز آن گذشته های خوب میخوابم من به لحاف کودکی ام می اندیشم که مرا در آغوش آرامش خودش می برد من به آن روز های سبز می اندیشم به مهربانی های مادرم به زیبا ترین زن زمین من به پدرم می اندیشم …
بیشتر بخوانید
رسول پویان شیرۀ جان ازدو چشم خون چکانم می چکد لـؤلــؤی لالا ز کـلـک زرفـشـانـم می چکد تا که گوش عدل داور در جهان گردیده کر جیغ خـامـوش از لب داد و فـغـانم می چکد گرچـه دوران زهـر تلخ نامـرادی می دهـد شــهـد شـعـر نغز فـارسی از لبانم می چکد قـصه و افـسانـه و حــماسـه…
بیشتر بخوانید
در عاشقی ، عشق نمایی نمیکنم گنج ی محبتیم ، گد ا یی نمی کنم با صدق تا به قله ی اهد اف میروم در راه رفته ، نیمه راهی نمیکنم اندیشه و اصول خط قرمزیُ ما ست هرگز، از آن گذ شته خطا یی نمیکنم با نور وا قعیت نگرم هر…
بیشتر بخوانید
طی شد، دریغ و درد، زمان جوانیم مانده است بهره ی اندکی از زندگانیم پروردمت به خون جگر، دشمنم شدی این بود عاقبت ثمر باغبانیم مجنون منم، تو بر منی لیلای بی بدیل، حق با تو است هر طرفی گر دوانیم به کی شوم، طبیب، ز نبضم بدار دست بنگر به حال خسته و رنگ…
بیشتر بخوانید
نوشته نذير ظفرپير شدم مرد جوان نيستملايق الطاف بتان نيستمگشت سرو صورت من بى نمكطعم نمك بر سر خوان نيستمهيچ ندارم ز خلايق هراسپاك ام و از ديده نهان نيستمآبله دست دهد روزى اممنتظر پول دونان. نيستمعمرى به پهلوى ظفر بوده امبيكس و بى نام …
بیشتر بخوانید
رسول پویان زلف چین چین دام صید وتیغ ابرو قاتل است در شکار دل بـه صد افسـون ظالـم قابل است قـصۀ چـوپان و گرگ و روسـتا را خاله گفت بارۀ عشق وصداقت وصل دل را حامل است عـشـق، شـوق و جـذبـۀ دیـدار در دل پـرورد درسر بازیگـران با عـشق، لیکـن؛ نازل است چینی فغـفور اگر…
بیشتر بخوانید