بوی نفت و خون
رسول پویان ز خون سرخ بشر دست ظلم گلگون است زطرف جیحـون وکارون تا امازون است خـدا نظـاره گـر قـتل نظـم و قـانـون است ز بیم جنگ و تجاوز بشر جگرخون است شرار حرص تجاوزگران چه افزون است حـدیث هیتلـر وچنگیز و نقل قارون است تمدنی که درآن ظلم غاصب و خون است هنر متاع تجـارت بـه مـرگ مجنون است چـونـان غـارت و آدمکـشی شـده مـعـمول به روز دزدی ودرقعر شب شبیخون است ز چــشـــــم پـارۀ دزدان مـســـت دریـایـی حیا گریخته و خون و شراره میگون است نفیر مـوشک و تحـریـم و سکه پیچانسـت فشار تعـرفـه بد تر ز جنگ طاعـون است بـه دورۀ که قـوی میخـورد ضعـیـفـان را ضعیف گـرچـه طلبکار بُـوَد، مدیون است …
بیشتر بخوانید









