تروتسکیسم بعنوان جنبشی فرصتطلب(قسمت دوم)

تروتسکیسم بعنوان یک نیروی ضدانقلابی: کایریلوس پاپاستاورو/ آمادور نویدی
پیروزی ضدانقلاب در اواخر سالهای ۱۹۸۰، بمعنای تصدیق تئوریها و پیشبینی های تروتسکیست نیست. آنطوریکه تروتسکیستها ادعا میکردند، سوسیالیسم در سالهای ۱۹۲۰ ًسقوط ً نکرد و به سرمایه داری تبدیل نشد. در پروسه ایجاد سوسیالیسم، مبارزه بین نو و کهنه وجود دارد. هر دو، لنین و استالین، بعنوان معماران ساخت سوسیالست، اینرا میدانستند… اخیرا، نشریات گوناگونی ظاهر شده است که هدف آنها تجلیل از تروتسکیستها بعنوان قربانیان «استالینیسم» در یونان است. این تلاشها بخشی از یک کارزار ضدکمونیستی عمومی جهت تجدیدنظر در تاریخ است، که بدنبال تغییر یک جنایتکار به یک قربانی و بالعکس است، تا حتی اقدامات نازی ها و همدستان آنها را توجیه کند. دوره اشغال و جنگ داخلی، دوره ای حساس برای طبقه حاکم کشورمان بود؛ این تنها لحظه ای در تاریخ قرن ۲۰ بود که آنها در معرض خطرازدست دادن قدرت بودند، وقتیکه زمین زیر پایشان بلرزه افتاد. «پلورالیسم تاریخی»، که درنتیجه حوادث ضدانقلابی در اروپا در پایان قرن ۲۰ ظهور کرد، در واقع تهمت و تحریف ضدکمونیستی است. سرشت و نقش ضدکمونیستی تروتسکیسم، تروتسکیسم را برای طبقه حاکم بر کشورمان سودمند کرده است، و بدینجهت از تروتسکیسم تمجید میشود. این مسخره آمیز است که در اوراق گروههای مختلف تروتسکیستی ببینیم که حزب کمونیست یونان به «خیانت به انقلاب» متهم شده است، درحالیکه در واقع، این تروتسکیستها بودند که علیه تودهها بودند.

تروتسکیسم بعنوان جنبشی فرصتطلب(۲)
نوشته: کایریلوس پاپاستاورو
برگردان: آمادور نویدی

تروتسکیسم بعنوان یک نیروی ضدانقلابی
لجاجت تروتسکی در انکار احتمال ساخت سوسیالیسم در یک کشور منجر به انکار سرشت سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی شد. تروتسکی رهبریت حزب کمونیست روسیه (بلشویک) را متهم به بناپارتیسم نمود، و با اظهار قطعی عدم احتمال ساخت سوسیالیسم در روسیه، براین مبنا، گام به گام بیشتر و بیشتر به سوی دیدگاهها و اقدامات ارتجاعی حرکت کرد.
در سالهای ۱۹۳۰، با توجه به تجاوزات امپریالیستی علیه اتحاد جماهیر شوروی، تروتسکی در واقع خواهان سرنگونی قدرت شوروی شد. برای این منظور، تروتسکیستها با گروههای اپوزیسیون در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی همدست شدند. روابط تروتسکیستها با شماری از گروههای ضدحزبی و ضدشوروی در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بخوبی برقرار شده بود.
تروتسکی علنا حامی سرنگونی خشونت آمیز قدرت شوروی بود، و این سئوال را مطرح کرد، «آیا حذف ًصلح آمیز ً بوروکراسی امکانپذیرست؟»، و پاسخ داد:
« بعد از تحربیات چند سال گذشته، این بچگانه خواهد بود که گمان کرد بوروکراسی استالینستی را میتوان از طریق حزب یا کنگره شوروی حذف نمود. در واقع، آخرین کنگره حزب بلشویک در ابتدای سال ۱۹۲۳، دوازدهمین کنگره حزب برگزار شد. همه کنگره های متعاقب نمایشهای بوروکراتیک بودند. امروز، حتی چنین کنکره هایی برگزار نمی شوند. هیچ راه عادی ً قانونی ً جهت برکناری باند حاکم باقی نمانده است. تنها با زور قدرت پیشاهنگ پرولتری میتوان این بوروکراسی را مجبور به تسلیم کرد.»(ال. دی. تروتسکی، ًماهیت طبقاتی دولت شورویً)
البته، او این امر را وظیفه آسانی درنظر نگرفت، شناخت او از آنچه که ًبوروکراسی استالینیستی ً می نامید، ًریشه های اجتماعی بوروکراسی، همانطوریکه ما میدانیم در پرولتاریا قرار داشت: اگر نه در حمایت فعال آن، بلکه حداقل در بُردباری ً آن.» (همانجا)
پیروزی ضدانقلاب در اواخر سالهای ۱۹۸۰، بمعنای تصدیق تئوریها و پیشبینی های تروتسکیست نیست. آنطوریکه تروتسکیستها ادعا میکردند، سوسیالیسم در سالهای ۱۹۲۰ ًسقوط ً نکرد و به سرمایه داری تبدیل نشد. در پروسه ایجاد سوسیالیسم، مبارزه بین نو و کهنه وجود دارد. هر دو، لنین و استالین، بعنوان معماران ساخت سوسیالست، اینرا میدانستند.
مختصری از تاریخچه تروتسکیسم در یونان در دوره بین جنگها
برجسته ترین جریان تروتسکیسم در یونان را میتوان جریان «آرشیو مارکسیست» در سالهای ۱۹۳۰نامید. در اواسط سال های ۱۹۲۰، خیلی وقت قبل اینکه تروتسکیسم تشکیل شده بشود، مجله «آرشیو مارکسیسم» ظاهر شد، که شعار آن «اول آموزش، بعد عمل بود. «آرشیو مارکسیسم» یک جریان فرصتطلب در جنبش کارگری یونان بود. «آرشیو مارکسیسم» بطور فعال مخالف حزب کمونیست یونان بود. گزیده ای از اعلامیه دفتر سیاسی حزب در اولین کنگره جوانان کارگر مثالی عادی است: «اعضای «آرشیو »، نمایندگان و شرکت کنندگان عادی، با دیدن شکست خود و بدنبال انحلال کنفرانس، به اعضای کومسومول و هواداران و همچنین ًنمایندگان جداشده از آرشیوً با چاقو حمله کردند».
در سال ۱۹۳۰، «گروه کمونیستی آرشیوهای مارکسیستی – لنینیستی» تشکیل شد، که در سال ۱۹۳۴ به «حزب آرشیو کمونیست یونان» تغییر نام داد. «آرشیو مارکسستها» بعنوان نماینده رسمی باصطلاح «ایوزیسیون چپ بین الملل» در یونان شناخته شد، که بعدها به انترناسیونال چهارم تحول یافت و در سازمانهای اصلی تروتسکیستی که بخشی از «انترناسیونال چهارم» بودند، در یونان شروع بکارکردند. در سالهای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، بدلیل بحرانهای درون حزبی در حزب کمونیست یونان، «آرشیوها» توانستند در برخی از اقشار کارگری نفوذ کنند. بهرحال، برمبنای دستورالعملهای کمینترن، و با اقدامات فعال جهت غلبه بر بحرانها وایجاد روابط قوی با توده ها، حزب کمونیست یونان رشد نمود و نفوذ «آرشیو مارکسیستها» محدود شد.
این جریان به دو گروه تقسیم شد: یک گروه، برهبری دیمیترس جیوتویولوس، در سال ۱۹۳۴ جدا شد و گروه دیگر برهبری دی. ویتسوری که «انترناسیونال چهارم» را دنبال نمود. دلیل انحطاط «حزب آرشیو مارکسیستی یونان» نامه خوش آمدگویی جیوتویولوس به دولت در سومین کنفرانس حزب در سال ۱۹۴۹ به افتخار پیروزی بر (ارتش دمکراتیک یونان، شاخه نظامی حزب کمونیست یونان که در جنگ داخلی شرکت کرد) بود. پس از انحلال «حزب آرشیو مارکسیستی» در سالهای ۱۹۵۰، اغلب اعضای آن به احزاب بورژوازی پیوستند.
در راه مسیر تروتسکیستی در یونان، در سراسر سالهای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، انشعابات و تغییر نامهای دائم وجود دارد. پایان جنگ منجر به پدید آمدن تعدادی از سازمانهای کوچک شد که مدعی «بخش یونانی انترناسیونال چهارم» بودند.
تروتسکیسم در زمان اشغال آلمان و جنگ داخلی
در زمان اشغال آلمان، تعدادی از تروتسکیستها موضعی بنفع مقاومت ملی گرفتند و به جبهه آزادیبخش ملی پیوستند و یا با آن همکاری نمودند. اغلب گروههای تروتسکیستی مخالف مقاومت بودند، معهذا، جنگ را ادامه جنگ امپریالیستی درنظر میگرفتند. این گرایش با موضع آنها در ارتباط با اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و امر دفاع از آن نیز مشخص شده بود. برای اکثریت تروتسکیستهای یونانی و نمایندگان رسمی آنها در «انترناسونال چهارم» در یونان، امر دفاع از اتحاد شوروی وجود نداشت. آنها براین عقیده بودند که انعقاد توافق نامه ها بین اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و دولتهای امپریالیستی «پرولتاریای جهان را دلسرد و ناامید میکند و به مانعی جهت تبدیل جنگ کنونی به یک جنگ داخلی میگردد»، «شکست اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی منجر به برافروختن توده ها خواهد شد، واقعیت را نشان میدهد، و غریزه آنها، آنها را به دفاع از دستآوردهای انقلاب اکتبر سوق میدهد».
برمبنای این نظریه ها، تروتسکیستها- که بطور دگماتیک شعارهای همبستگی سربازان ائتلاف های امپریالیستی در جنگ جهانی اول را بازتولید میکردند- به مردم یونان اصرار میکردند که در برابر اشغالگران آلمانی و ایتالیایی مقاومت نکنند، برای اینکه آنها کارگران مسلحی بودند که باید بدنبال مصالحه با آنها باشند تا جنگ را به انقلاب سوسیالیستی تبدیل کنند.
این مواضع منجر به برآوردهای مشابه به آنهایی شد که در بیانیه مشترک دو گروه اصلی تروتسکیستی در زمان اشغال، «حزب کمونیست انترناسیونالیست یونان» و «حزب انترناسیونالیستهای کمونیست یونان» درج شده بود:
«آنهاییکه درماه مه ۱۹۴۴ اعدام شدند، قربانیان سیاست حزب استالینیستی در کشورمان بودند، که از نظر جنگ پارتیزانی، خرابکاری، قتل کارگران و دهقانهای آلمانی، و اقدامات تروریستی دقیق، برای بریدن سر کارگران بهانه لازم را به ارتش آلمان میدهد».
با سماجت انترناسیونال چهارم، جهت متحد ساختن گروههای مختلف تروتسکیستی، کنفرانسی در سال ۱۹۴۶برگزار شد. گزیده های خاص زیر از شماره ویژه۱۵ ژانویه سال ۱۹۴۶جبهه کارگر، اُرگان کمیته مرگزی ً حزب انقلابی انترناسیونال ً میباشد، که ًپیشنهادات کمیته مرکزیً را جهت ًکنفرانس وحدت ً تروتسکیستهای یونان منتشر کرد:
«در شرایط جنگی، هیچ فرقی بین سوسیال دمکراسی، استالینیسم، احزاب بورژا- دمکرات و فاشیسم وجود ندارد.
… وظیفه حزب پرولتری(برای مثال: تروتسکیستها- تأکید نویسنده) تحت اشغال، این است که مبارزه خود علیه سازمانهای ناسیونالیست را تشدید نماید و طبقه کارگر را از کینه ضدآلمانی و سم ملیگرایی مصون دارد».
سپس، بدون اینکه جبهه آزادیبخش ملی و سازمان نظامی ارتش آزادیبخش یونان و سایر سازمانها را بعنوان ملیگرا توصیف کند، ادامه میدهد:
«حزب پرولتری همه مبارزات میهنپرستانه را هرچند در مقیاس بزرگ و بهر شکلی که ممکنست باشند محکوم میکند، و آشکارا از کارگران میخواهد که از آنها پرهیز کنند.[…] شرکت در ًجنبش مقاومت ً تحت هر بهانه ای و با هرگونه مدرک حمایتی بمعنای شرکت در جنگ است. جداکردن توده ها از نفوذ سازمانهای ملیگرا و مبارزه برای انقلاب سوسیالیستی فقط خارج از این سازمانها و با مبارزه ای شدید علیه آنها و علیه سیاستهای ملیگرایانه امکانپذیرست».
«همه اقدامات جبهه آزادیبخش ملی در یونان عمیقا ارتجاعی است. […] با کشتن آلمانیها توسط آنها(جبهه آزادیبخش ملی)، مقامات اشغالگر به اقدامات وحشیانه خود علیه مردم می افزایند. […] سازمان نظامی ارتش آزادیبخش یونان در ساختار داخلی خود ارتجاعی بود [..] ً قیام دسامبرً، دکیموریانا، درگیری مسلحانه بین اشغالگران انگلیسی و سلطنتطلبان یونانی از یکطرف و سازمان نظامی ارتش آزادیبخش یونان از طرف دیگر.- (قیام دسامبر) بدلیل بوروکراسی استالینستی، عناصر گارد نظامی و فرماندهان شورشی شروع شد، کسانیکه علاقمند به انتقام بودند… برای جرایم بیشماری که آنها در سراسر کشور مرتکب شده بودند. […] سازمان نظامی ارتش آزادیبخش یونان نه فقط جهت جلوگیری از توسعه سریعتر و گسترده جنبش توده ای مداخله کرد، بلکه همچنین جنبش توده ای را سرکوب نمود. […] کارگران هرگز با تروریسمی وحشیانه تر از آنچه که توسط جبهه آزادیبخش ملی تحمیل شده بود، مواجه نشده بودند. […] کسیکه توده ها را عقب نگهمیدارد، کسیکه به آنها اجازه نمیدهد تا همه فعالیتها و تمام مبارزه های آزاد خودشانرا توسعه دهند، حزب استالینیستی است. ما باید این ترمز را بشکنیم».
«[…] شعارهای اصلی ما(تروتسکیستها) در مبارزات روزانه خود: صلح بدون الحاق و جبران خسارت است. خروج سربازان اشغالگر از آلمان، ایتالیا و غیره. […] حزب ما علیه بریتانیایی ها یا برای اخرج آنها مبارزه نمیکند. […] ًدمکراسی مردم ً … آخرین ابزاری است که بورژوازی جهت جلوگیری از تصرف قدرت توسط توده ها استفاده میکند. […] حزب استالینیستی، همانگونه که تجربه قیام دسامبر و اسپانیا نشان داده است، کاملا از شیوه های فاشیستی علیه توده های انقلابی استفاده میکند. […] حزب پرولتری (برای مثال، تروتسکیستها – تأکید نویسنده) باید همزمان گروههای دفاع از خود را علیه گانگسترهای استالینیستی سازماندهی کند. […] حزب کمونیست یونان موقعیت مالکیت خصوصی را تهدید نمیکند، برعکس، از آن دفاع میکند و در نتیجه بطور رسمی و درواقع حزب بورواژی یونان است».
تروتسکیستها تاکتیکٓهای زیر را بکار میگرفتند: تروتسکیستها با بکارگرفتن شعار انقلاب سوسیالیستی و ً مبهم ً نشان دادن تاکتیکهای حزب کمونیست یونان، درواقع از امپریالیستهای آلمان- ایتالیا و سپس آنگلوآمریکایی و مداخلات آنها در یونان پشتیبانی میکردند. تروتسکیستها از حمله بورژوازی علیه جبهه آزادیبخش ملی و سپس قیام دسامبر حمایت میکردند. یک کلمه درباره ارتش بورژوازی و تروریسم طبقه حاکم گفته نشد. وطیفه اصلی تروتسکیستها در مدت اشغال و بعد ازآن، مبارزه با جبهه آزادیبخش ملی و سازمان نظامی ارتش آزادیبخش یونان و حزب کمونیست یونان بود.
این طرز برخورد، دلایل ورشکستگی سیاسی تروتسکیسم در یونان و بحران طولانی مدت آن، هر دو، در طول اشغال و بعد از جنگ را توضیح میدهد، که در نهایت منجر به ناپدید شدن نفوذ تروتسکیسم شد. تروتسکیسم در یونان در طول موجودیت خود در این کشور با یکی از جدی ترین بحرانهای ایدئولوژیکی و سیاسی مواجه شد. بنابراین، تعجبی ندارد که تروتسکیستها در طول اشغال و جنگ داخلی توسط جنبش مسلحانه توده ای بعنوان خائن ها دیده میشدند.
اخیرا، نشریات گوناگونی ظاهر شده است که هدف آنها تجلیل از تروتسکیستها بعنوان قربانیان «استالینیسم» در یونان است. این تلاشها بخشی از یک کارزار ضدکمونیستی عمومی جهت تجدیدنظر در تاریخ است، که بدنبال تغییر یک جنایتکار به یک قربانی و بالعکس است، تا حتی اقدامات نازی ها و همدستان آنها را توجیه کند. دوره اشغال و جنگ داخلی، دوره ای حساس برای طبقه حاکم کشورمان بود؛ این تنها لحظه ای در تاریخ قرن ۲۰ بود که آنها در معرض خطرازدست دادن قدرت بودند، وقتیکه زمین زیر پایشان بلرزه افتاد.
«پلورالیسم تاریخی»، که درنتیجه حوادث ضدانقلابی در اروپا در پایان قرن ۲۰ ظهور کرد، در واقع تهمت و تحریف ضدکمونیستی است. سرشت و نقش ضدکمونیستی تروتسکیسم، تروتسکیسم را برای طبقه حاکم بر کشورمان سودمند کرده است، و بدینجهت از تروتسکیسم تمجید میشود.
این مسخره آمیز است که در اوراق گروههای مختلف تروتسکیستی ببینیم که حزب کمونیست یونان به «خیانت به انقلاب» متهم شده است، درحالیکه در واقع، این تروتسکیستها بودند که علیه تودهها بودند.
ادامه دارد:
درباره نویسنده:
کایریلوس پاپاستاورو، رئیس بخش ایدئولوژیک کمیته مرکزی حزب کمونیست یونان است.
برگردانده شده از:
Trotskyism as an Opportunist Movement