شب یلدا ، برف و کوچهء متروک ….!
دکترعارف پژمان شب یلدا که به رخ آب زنی، پاور چینعکس و آیینه، ز دیوار، بیفتد پائینواپسین آتش سیگار تو، خاموش شودبرف از پنجره ، مهمان بر ودوش شوداز شب و ثانیه و دلهره ، لبریز شوی ربع ساعت، همه با گریه، گلاویز شویپشت ایوان، کمر کوچه، خبر های استسایهء مضطرب عابر تنهای است !+++سال…
بیشتر بخوانید