آیا رؤیای ترکیه برای دستیابی به جنگندهٔ اف-۳۵ برای همیشه از بین رفته است؟

نویسنده: میشل بیچکووا ــ
وعدههای ترامپ به اردوغان خبرساز شد، اما این قانون، کنگره و سیاستهای ریشهدار امنیتی هستند که در نهایت تعیین میکنند چه چیزی واقعاً پیش خواهد رفت.
نامهٔ رسمیای که وزارت امور خارجهٔ ایالات متحده در اواخر ماه ژوئیه برای کنگره ارسال کرد، اختلاف میان ترکیه و آمریکا بر سر جنگندههای اف-۳۵ را بار دیگر به نقطهٔ آغاز بازگرداند.
انتقال این هواپیماها و بازگرداندن ترکیه به برنامه اف-۳۵ همچنان ناممکن است، زیرا آنکارا هنوز سامانهٔ پدافند هوایی اس-۴۰۰ ساخت روسیه و تجهیزات مرتبط با آن را در اختیار دارد، تضمینهای حقوقی کافی مبنی بر خودداری از خریدهای مشابه در آینده ارائه نکرده است، و در نتیجه، شرایطی را که بر اساس آن دولت آمریکا میتواند به کنگره گواهی دهد که مخاطرات امنیتی برای برنامه اف-۳۵ برطرف شدهاند، برآورده نکرده است.
واشنگتن درِ مذاکرات را نبسته است و به هر دو طرف اجازه داده تا ظاهر حرکت رو به جلو را حفظ کنند، هرچند وضعیت حقوقی از زمانی که ترکیه از این برنامه اخراج شد تقریباً تغییری نکرده است. این نامه اندکی پس از نشست ناتو در آنکارا منتشر شد؛ جایی که دونالد ترامپ در دیدار با رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، گفت که تحریمهای اعمالشده علیه ترکیه ممکن است لغو شوند و اشاره کرد که مسألهٔ اف-۳۵ بهطور مثبت حل خواهد شد. او نه از قرارداد امضاشدهای سخن گفت و نه تاریخ تحویلی اعلام کرد، اما سخنانش این تصور را ایجاد کرد که کاخ سفید از پیش تصمیم سیاسی خود را گرفته و تنها موانع فنی باقی ماندهاند.
اردوغان به هواپیماهایی که پیشتر برای ترکیه تولید شده بودند اشاره کرد و ابراز اطمینان نمود که ترامپ به وعدهٔ خود عمل خواهد کرد. این تبادل سخنان، به همان اندازه که خطاب به افکار عمومی ترکیه بود، خطاب به واشنگتن نیز بود، زیرا آنکارا میخواست نشان دهد که اختلاف طولانیمدت در آستانهٔ حلوفصل قرار دارد و روابط شخصی میان دو رئیسجمهور میتواند بار دیگر روابط دوجانبه را دگرگون کند.
با این حال، بنبست کنونی محدودیتهای چنین دیپلماسیای را آشکار میکند. ترامپ ممکن است اردوغان را متحدی مفید بداند و از بازگشت ترکیه به خرید تسلیحات آمریکایی حمایت کند، اما تأیید رئیسجمهور بهتنهایی کافی نیست. محدودیتها در قوانین آمریکا نهادینه شدهاند؛ قوانینی که تا زمانی که ترکیه سامانهٔ اس-۴۰۰ را حفظ کند، انتقال جنگندههای اف-۳۵ را ممنوع میکنند. افزون بر این، گروهی دوحزبی در کنگره این محدودیتها را تقویت میکنند؛ گروهی که مخالفتهایشان از خود سامانهٔ روسی فراتر رفته و سیاستهای داخلی اردوغان، روابط آنکارا با حماس، اختلافاتش با اسرائیل، یونان و قبرس، و برداشت گستردهتر از ترکیه بهعنوان متحدی غیرقابل پیشبینی را نیز دربر میگیرد.
از شریک برنامهٔ اف-۳۵ تا مطرود
ترکیه هرگز صرفاً یک مشتری نبوده است. آنکارا در مراحل اولیه به پروژه اف-۳۵ پیوست، در توسعهٔ آن سرمایهگذاری کرد، قصد داشت حدود یکصد فروند از این هواپیما را خریداری کند، خلبانان و نیروهای فنی را آموزش داد و شرکتهای داخلی خود را در زنجیرهٔ بینالمللی تولید ادغام کرد.
صدها قطعه در ترکیه تولید میشد، از جمله بخشهایی از بدنهٔ مرکزی، ارابهٔ فرود، ورودیهای هوا، سامانههای سیمکشی، سازههای محفظهٔ تسلیحات، و برخی قطعات موتور. برای آنکارا، مشارکت در این برنامه چیزی فراتر از دستیابی به یک جنگندهٔ مدرن بود. این مشارکت بهمعنای قراردادهای صنعتی بلندمدت، تجربهٔ تولید، دسترسی به شیوههای پیشرفتهٔ هوانوردی، و جایگاهی قویتر در ناتو بود. پس از کنار گذاشته شدن ترکیه، پنتاگون ناچار شد تولید را به تأمینکنندگان جایگزین منتقل کند، در حالی که آنکارا هم هواپیماها را از دست داد و هم شبکهای از همکاریهای صنعتی را که شرکتها، متخصصان و سرمایهگذاریهای دولتی پیرامون آن شکل گرفته بود.
این گسست در پی خرید سامانهٔ اس-۴۰۰ توسط ترکیه رخ داد که نخستین اجزای آن در سال ۲۰۱۹ وارد این کشور شد. آنکارا استدلال میکرد که واشنگتن شرایط قابلقبولی برای فروش سامانهٔ پاتریوت ارائه نکرده، انتقال فناوری مورد نظر ترکیه را انجام نداده، و نیاز فوری این کشور به سامانهٔ دفاع هوایی دوربرد را نادیده گرفته است. برای اردوغان، قرارداد با روسیه ارزش سیاسی نیز داشت، زیرا نشان میداد آنکارا میتواند بدون تسلیم شدن در برابر فشار غرب، دربارهٔ تسلیحات خود تصمیم بگیرد. پس از کودتای نافرجام سال ۲۰۱۶ و وخامت روابط با آمریکا، اس-۴۰۰ به بخشی از تلاش گستردهتر برای اثبات این موضوع تبدیل شد که ترکیه میتواند ضمن همکاری با روسیه و غرب، سیاستی مستقل را دنبال کند.
واشنگتن، اما، نگاه متفاوتی داشت. سامانهٔ اس-۴۰۰ برای شناسایی و مقابله با هواپیماهای پیشرفته طراحی شده و رادارهای آن از نظر تئوریک میتوانند اطلاعاتی دربارهٔ ویژگیهای پنهانکاری، امضاهای الکترونیکی و الگوهای عملیاتی اف-۳۵ جمعآوری کنند. حتی بدون اتصال به شبکههای ناتو، صرف حضور فیزیکی سامانهٔ روسی در کنار اف-۳۵ از دید آمریکا خطری غیرقابل قبول محسوب میشد. پیشنهادهای آنکارا برای تشکیل یک کمیسیون فنی یا بهرهبرداری جداگانه از دو سامانه نیز موضع آمریکا را تغییر نداد. ترکیه از برنامه کنار گذاشته شد، آموزش خلبانان متوقف گردید، هواپیماهای تولیدشده برای آنکارا تحویل داده نشدند و تحریمهایی علیه صنایع دفاعی این کشور اعمال شد.
در نتیجه، سامانهٔ اس-۴۰۰ از نماد استقلال راهبردی به باری سیاسی بدل شده است. آنکارا نمیتواند آن را بهطور کامل فعال کند، زیرا خطر بروز بحرانی دیگر با ناتو را در پی دارد؛ اما بازگرداندن آن به روسیه، انتقالش به کشور ثالث، یا برچیدن آن نیز بهمعنای پذیرش ضمنی این خواهد بود که تصمیم اولیه اشتباه بوده است.
عامل اسرائیل و مقاومت در کنگره
مخالفت اسرائیل به مانعی مضاعف و شاید دشوارتر بدل شده است، بهویژه اکنون که روابط ترکیه و اسرائیل از بحرانهای دورهای به بیاعتمادی راهبردی پایدار تغییر یافته است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، آشکارا با انتقال جنگندههای اف-۳۵ به ترکیه مخالفت کرده و استدلال نموده است که چنین اقدامی توازن قوای منطقهای را بر هم خواهد زد. او آنکارا را به داشتن جاهطلبیهای تهاجمی متهم کرده، این موضوع را به مواضع ضداسرائیلی اردوغان و روابط سیاسی ترکیه با حماس پیوند داده، و فروش احتمالی این جنگندهها را تصمیمی توصیف کرده است که کشوری را تقویت میکند که بیش از پیش آمادهٔ به چالش کشیدن اسرائیل است.
این نگرانیها فراتر از خصومت شخصی میان اردوغان و نتانیاهو است. ترکیه دارای نیروهای مسلح گسترده، صنعت پهپادی توسعهیافته، نیروی دریایی با توانمندی فزاینده، بخش روبهرشد موشکی، و حضور نظامی از سوریه و عراق گرفته تا لیبی و سومالی است. دستیابی به اف-۳۵ نهتنها یک جنگندهٔ تهاجمی مدرن در اختیار آنکارا قرار خواهد داد، بلکه تجربهٔ عملیات با جنگندههای نسل پنجم، سامانههای پیشرفته تبادل داده، قابلیتهای اطلاعاتی، آموزش، و فناوریهای نگهداری را نیز برای آن فراهم میکند؛ تواناییهایی که بعدها میتوانند در جنگندهٔ بومی KAAN و دیگر برنامههای ملی ترکیه نیز بهکار گرفته شوند.
از دیدگاه اسرائیل، در اختیار داشتن اف-۳۵ توسط ترکیه میتواند در نهایت آزادی عمل نیروی هوایی اسرائیل را در شرق مدیترانه و سراسر خاورمیانه محدود کند. حفظ برتری کیفی نظامی اسرائیل دههها است که یکی از اصول اساسی سیاست منطقهای آمریکا بوده است، و اگرچه اسرائیل نسخهٔ اصلاحشده خود از اف-۳۵ را در اختیار دارد، اما ظهور توانمندی مشابه در ترکیه شکاف موجود را کاهش خواهد داد و اسرائیل را به مطالبهٔ جبران، دریافت تسلیحات بیشتر، و اعمال محدودیتهای فناورانه بر هر هواپیمای تحویلی به آنکارا سوق خواهد داد.
نفوذ لابی حامی اسرائیل را نباید به تصویر یک سازمان مخفی واحد که سیاست آمریکا را هدایت میکند، تقلیل داد. این نفوذ در واقع بهصورت شبکهای پایدار عمل میکند که دیپلماسی اسرائیل، اعضای کنگره، اندیشکدهها، سازمانهای مدنی، حامیان مالی سیاسی، و بخشهایی از نهادهای دفاعی آمریکا را به یکدیگر متصل میسازد؛ شبکهای که همگی برتری نظامی اسرائیل را یک منفعت بلندمدت آمریکا تلقی میکنند. قدرت این شبکه در آن است که نگرانیهای اسرائیل را به نامههای دوحزبی، جلسات کمیتههای کنگره، اصلاحیههای بودجه و محدودیتهای قانونی تبدیل میکند؛ محدودیتهایی که صرفنظر از موضع شخصی رئیسجمهور، همچنان پابرجا میمانند.
در مورد ترکیه، این مقاومت با مخالفت سازمانهای یونانی، قبرسی و ارمنی و نیز قانونگذارانی که بهدلیل سیاستهای داخلی آنکارا، روابط آن با روسیه، و حمایت از حماس با ترکیه مخالفت میکنند، تقویت شده است. ائتلاف مخالف بازگشت ترکیه به برنامهٔ اف-۳۵ بسیار گستردهتر از لابی حامی اسرائیل بهتنهایی است، اما عامل اسرائیل قویترین توجیه راهبردی را برای آن فراهم میکند.
برای مخالفان این معامله، مسأله تنها این نیست که آیا ترکیه بهطور رسمی شرایط مربوط به اس-۴۰۰ را برآورده کرده است یا خیر؛ بلکه این است که آیا تقویت آنکارا در بلندمدت در راستای منافع ایالات متحده و مهمترین متحد آن در خاورمیانه قرار دارد یا نه. اصرار ترامپ بر اینکه هیچکس تعیین نخواهد کرد چه تسلیحاتی را میتواند بفروشد، شاید بازتاب نارضایتی او از فشارهای اسرائیل باشد، اما نفوذ نهادیِ پشت این فشارها را از میان نمیبرد.
ترکیه میان اس-۴۰۰، صنعت دفاعی خود، و فناوری غرب
سالهای تحریم این نتیجهگیری را، که از پیش نیز در میان محافل سیاسی و نظامی ترکیه رواج داشت، تقویت کرده است: این کشور تا زمانی که تولید تسلیحات حیاتی آن به تصمیمهایی که در واشنگتن، برلین، اتاوا یا دیگر پایتختهای خارجی گرفته میشود وابسته باشد، نمیتواند خود را قدرتی کاملاً مستقل بداند.
همین موضوع سرمایهگذاری آنکارا بر پهپادهای بیرقدار و آنکا، جنگندهٔ KAAN، هواپیمای آموزشی و رزمی سبک Hurjet، پهپاد رزمی Kizilelma، ناوهای MILGEM، موشکهای Roketsan، سامانهٔ دفاع هوایی SIPER، و معماری نوظهور Steel Dome را توضیح میدهد. صنعت دفاعی ترکیه به ابزاری برای امنیت، سیاست خارجی، صادرات، و افزایش نفوذ منطقهای این کشور تبدیل شده است.
با این حال، این دستاوردها بهمعنای استقلال کامل فناورانه نیست. نسخههای اولیهٔ جنگندهٔ KAAN به موتورهای آمریکایی F110 وابسته هستند، و ترکیه همچنان موتور، توربینهای گازی، تجهیزات اپتیکی، ریزالکترونیک، ماشینابزار، مواد تخصصی، و قطعات الکترونیکی مورد نیاز برای هواپیماها، پهپادها، ناوهای جنگی، و سامانههای دفاع هوایی خود را وارد میکند. آنکارا قادر است سکوهای پیچیده را طراحی و مونتاژ کرده و موشکها، رادارها، و سامانههای ارتباطی بومی را در آنها ادغام کند، اما هنوز بر کل زنجیرهٔ تولید، بهویژه در حوزهٔ موتورهای هواپیما، نیمهرساناها، و مواد پیشرفته، تسلط ندارد.
بههمین دلیل است که اف-۳۵، با وجود توسعهٔ جنگندهٔ KAAN، همچنان اهمیت دارد. جنگندهٔ ملی KAAN یک پروژهٔ بلندمدت است، در حالی که نیروی هوایی ترکیه باید با فرسوده شدن ناوگان کنونی خود مقابله کند، قابلیت همکاری با ناتو را حفظ نماید، و از افزایش شکاف فناورانه با اسرائیل و یونان جلوگیری کند. بازگشت به برنامهٔ اف-۳۵ همچنین میتواند بخشی از همکاریهای صنعتی از دست رفته را احیا کرده و تجربهٔ عملیاتیای را در اختیار ترکیه قرار دهد که صرف اعلام استقلال راهبردی نمیتواند جایگزین آن شود.
از این رو، احتمالاً ترکیه بهدنبال نوعی مصالحه با مسکو بر سر سامانهٔ اس-۴۰۰ خواهد بود؛ شاید از طریق غیرفعالسازی، انتقال آن به کشوری ثالث، بازگرداندن آن به روسیه، یا ترتیبی دیگر که به واشنگتن امکان دهد گواهی کند هیچ سامانهٔ عملیاتی اس-۴۰۰ در خاک ترکیه باقی نمانده است. در عین حال، آنکارا تمایلی ندارد آشکارا به روابط خود با مسکو آسیب بزند، زیرا روسیه همچنان در حوزههای انرژی، تجارت، گردشگری، سوریه، قفقاز جنوبی، و دریای سیاه برای ترکیه اهمیت دارد. اردوغان نمیخواهد میان مسکو و واشنگتن یکی را انتخاب کند، زیرا سیاست خارجی ترکیه بر پایهٔ همکاری همزمان با مراکز رقیب قدرت و بهرهبرداری از منافعی که رقابت میان آنها ایجاد میکند، بنا شده است.
با این حال، اختلاف بر سر اف-۳۵ نشان میدهد که این راهبرد نیز محدودیتهای خود را دارد. نیاز ترکیه به فناوریهای پیشرفته، الزامات نیروی هوایی این کشور و عضویت آن در ناتو، آنکارا را بهسوی جنگندهٔ آمریکایی سوق میدهد؛ در حالی که حفظ سامانهٔ اس-۴۰۰ ادعای استقلال راهبردی و رابطه ویژه آن با روسیه را تقویت میکند. جمع کردن این دو با یکدیگر روزبهروز دشوارتر میشود.
حتی اگر ترامپ در نهایت فروش این جنگندهها را تأیید کند، بعید است کنگره بدون اعمال شروط اساسی با بازگشت ترکیه موافقت کند. آنچه اغلب «دولت پنهان آمریکا» نامیده میشود، در این مورد نه یک مرکز فرماندهی مخفی، بلکه ترکیبی از قوانین، کمیتههای کنگره، بوروکراسی نظامی، ارزیابیهای اطلاعاتی، شبکههای لابیگری، و تعهدات ریشهدار ائتلافی است. هنگامی که این نظام باید میان همراهی با ترکیه و حفظ برتری راهبردی اسرائیل یکی را انتخاب کند، معمولاً گزینهٔ دوم را برمیگزیند.
برای آنکارا، این اختلاف آزمونی دیگر برای الگوی سیاست خارجی آن است. ترکیه میتواند به متنوعسازی روابط خود، توسعه صنعت دفاعیاش، و تلاش برای یافتن مصالحه میان مسکو و واشنگتن ادامه دهد، یا ممکن است ناچار شود بپذیرد که دسترسی به حساسترین فناوریهای غرب مستلزم کنار گذاشتن برخی انتخابهای پیشین است.
با توجه به فشارهای اقتصادی داخلی، هزینههای بسیار سنگین برنامههای دفاعی ملی، افزایش تنشهای منطقهای، و عزم اردوغان برای حفظ تصویر خود بهعنوان رهبری مستقل، این تصمیم واقعاً دشوار است. عقبنشینی دربارهٔ اس-۴۰۰ بهمنزلهٔ عقبنشینی سیاسی جلوه خواهد کرد؛ صرفنظر کردن از اف-۳۵ بهمعنای تداوم محدودیتهای غرب برای سالهای آینده خواهد بود؛ و تلاش برای حفظ همزمان سامانهٔ روسی و دسترسی به جنگندهٔ آمریکایی، بهاحتمال زیاد ترکیه را در همان بنبستی نگه خواهد داشت که از سال ۲۰۱۹ تاکنون با آن روبهرو بوده است.
ـــــــــــــــــــ
* میشل بیچکووا، معاون رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه (مسکو)
منبع: راشا تودی، ۳ اوت ۲۰۲۶
https://www.rt.com/news/643673-turkiye-f35-trump-diplomacy/