یوگسلاوی پس از بالکانیزاسیون دوم

«یوگسلاوی در تمام دوران حکومت تیتو و حزب او، هیچگاه شاهد حوادث زننده سابق … نبود و دوران کاملی از آرامش میان اقوام و ملیت‌های یوگسلاوی را تجربه کرد. اما تغییر اوضاع جهان به‌سود امپریالیسم و هم‌دستی یک وطن‌فروش خیانتکار و الکلیک به‌نام بوریس یلتسین با آن، تغییر در احوال یوگسلاوی را برای امپریالیسم میسر نمود … یوگسلاوی بازمانده از سوسیالیسم تیتوئی، … هنوز نمی‌توانست نمونه‌ای از ترقی و پیشرفت غیرسرمایه‌دارانه باشد و بادرآمدهای عظیم صنعتی و زراعی و سیاحتی، نمونه‌ای قابل قبول از استقلال ملی و توسعه بالنسبه عادلانه اجتماعی برپایه صنعت بومی و بازار بین‌المللی به‌دست دهد. این یوگسلاوی، از منظر امپریالیسم، باید به گذشته پلیدی بازمی‌گشت که از آن گریخته بود تا رقیبی … در مقابل نئولیبرالیسم و جهانی‌سازی امپریالیستی باقی نماند. یوگسلاوی قربانی شد تا بحران‌های ساختاری جهان سرمایه‌داری انحصاری با تأخیر ظاهر شود. … یوگسلاوی قطعه قطعه شد تا اتباع سابق آن همواره بر سر رودخانه و کوه و جنگل و معدن و خطوط راه‌آهن و بنادر دریایی با یکدیگر ستیز کنند. …»