دیوانگان نفت و ثروت

رسول پویان از خواب بخیز که دشمنان بیدار اند غافل منشین که…

میان مبارزه طبقاتی- و هنر عشق ورزیدن

Erich Fromm (1900- 1980 ). آرام بختیاری اریش فروم؛ التقاط مکاتب جهت…

  تاریخ در آینهٔ نویسنده؛ از حقیقتِ روایت تا روایتِ حقیقت

 نویسنده: مهرالدین مشید باور بر این بوده است که نویسندگان داستان‌ها…

وقتی بحران دیگر در مرز متوقف نمی‌ماند

Wahidullah Noorzai | NIDA Former Senior ANCOP/ANP Officer | Field-Based Strategic…

از فارسی‌ستیزی استعمار بریتانوی در هند تا دگرگونی نام‌های فارسی…

سلیمان کبیر نوری دوست ای ویدیویی برایم فرستاد که از جهات…

                       کام بلا 

جهان در معرض نابودی و کام  بلا  تاکی همیشه مردمان در…

میان چشمه‌های شعر

مجموعه اشعاری از روناک آلتون برگردان به فارسی:زانا کوردستانی بانو "روناک توفیق…

افغانستان؛ میدان رقابت قدرت‌ها پس از خروج آمریکا

 نویسنده: مهرالدین مشید جایگاه مردم افغانستان در میدان رقابت های کشور…

عربستان در افغانستان چه می‌خواهد؟

Wahidullah Noorzai — Former Senior Military Officer, Field Strategist &…

انسان و نیروهای سازندهٔ تمدن( بخش دوم)

«انسان معمار روشنایی در دل تاریکیِ جهان» تهیه و تدوین :…

تجربه میدان در غرب افغانستان — از ادرسکن تا شیندند

Wahidullah Noorzai | Former Senior ANCOP/ANP Officer, Military & Security…

روایت اسدالله کشتمند از جنگ افغانستان؛ مجاهدین، شوروی و قدرت‌های…

https://www.youtube.com/watch?v=DGsTJnpdYQk مروز، ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶، بار دیگر در خدمت رفیق عزیزم،…

غنچه‌های پژمرده

گزیده‌ی اشعار اسعد لُرزاده برگردان به فارسی: زانا کوردستانی شاعر و نویسنده‌ی کُرد…

شعرهایی از روناک آلتون

بانو "روناک توفیق محمد"  (به کُردی: ڕووناک تۆفیق محمد)، متخلص به…

زندگی بدون محدودیت یا مرگ ...!

مرگ برخلاف دید صوری٬ چون نیستی تام باور موجه نیست.…

طالبان؛ از سرکوب مخالفان تا مهندسی حذف هویت‌ها

نویسنده: مهرالدین مشید بازگشت طالبان به قدرت در ۱۵ اگست ۲۰۲۱…

فراتر از فروپاشی؛ چگونه ملت‌ها پیش از شکست نظامی، شکست…

Wahidullah Noorzai Former Senior ANCOP/ANP Officer | Field Strategist | Military…

انسان و نیروهای سازندهٔ تمدن( بخش اول)

«انسان معمار روشنایی در دل تاریکیِ جهان» تهیه و تدوین :…

 دشمنی با فارسی؛ بازتاب سیاست زبانی برتری‌جویانه طالبان

نویسنده: مهرالدین مشید فارسی‌ستیزی؛ چهره پنهان سیاست زبانی طالبان برای بررسی  دقیق…

نسل‌کشی هزاره‌ها یک پروژه چندوجهی بود که ریشه در سیاست‌های…

افغانستان سرزمینی نیست مانند روسیه و یا هند که بزرگ‌تر…

«
»

کوبا نیازی ندارد کسی را ایدئولوژیک کند؛ نیازی ندارد اندیشه‌ای را صادر کند. تاریخ به ما درس می‌آموزد

سخنران: میگل دیاس ـ کانل برمودس ــ 

خفگی همه‌جانبه‌ای که بر ما تحمیل شده، مجازاتی جمعی است که می‌کوشد با محروم کردن مردم از ابتدایی‌ترین منابع و خدمات ضروری برای ادامهٔ زندگی، خستگی، نومیدی و تفرقهٔ اجتماعی ایجاد کند، و از این طریق پروژهٔ سوسیالیستی کوبا را نابود سازد.


سخنرانی میگل ماریو دیاس ـ کانل برمودس، دبیر اول کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست کوبا و رئیس‌جمهوری کوبا، در مراسم اختتامیهٔ بیست‌وچهارمین نشست بین‌المللی احزاب کمونیست و کارگری، کاخ همایش‌ها، ۸ اوت ۲۰۲۶، «سال صدمین سالگرد تولد فرمانده کل فیدل کاسترو روس»

رفقای احزاب کمونیست و کارگری جهان؛

رفیق عزیز، کمال اوکویان؛

برادران و خواهرانی که از گوشه و کنار جهان با حضور خود در این پایتخت عصیانگر به ما افتخار بخشیده‌اید:

برای ما افتخار بزرگی است که این نشست را در آستانهٔ صدمین سالگرد تولد فیدل کاسترو برگزار کرده‌ایم؛ فیدلی که میراث انکارناپذیرش ما را فرامی‌خواند تا با چالش‌های عظیم دوران پرتلاطم و تهدیدآمیزی که در آن زندگی می‌کنیم، مقابله کنیم.

کوبا، جزیرهٔ کرامت و مقاومت تاریخی در برابر امپریالیسم ــــ و امروز همچنین در برابر فاشیسم ــــ با آغوش باز به شما خوشامد می‌گوید و از شجاعت و ارادهٔ شما برای حضور در اینجا، در میان این‌همه فشار، باج‌خواهی، و دروغ، سپاسگزاری می‌کند.

در نشست پیشین در هاوانا، در اکتبر ۲۰۲۲، نمایندگان احزاب کمونیست و کارگری بیش از ۶۰ کشور گرد هم آمدند و دربارهٔ وضعیت خطرناکی که بشریت با آن روبه‌رو بود هشدار دادند. اکنون، تقریباً چهار سال بعد، می‌توانیم بدون هیچ تردیدی تأکید کنیم که جهان یکی از نامطمئن‌ترین و خطرناک‌ترین دوران‌های خود را پشت سر می‌گذارد.

ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که تضادهای سرمایه‌داری به‌شدت تشدید شده‌اند: تمرکز افراطی ثروت در دست عده‌ای اندک، نابرابری در توزیع آن، تخریب محیط زیست، و جنگ‌هایی که بر سر بازارها، منابع، و حوزه‌های نفوذ به‌راه افتاده‌اند.

تحلیل مارکسیستی ـ لنینیستی همچنان کاملاً معتبر است، آنجا که تأکید می‌کند این بحران‌ها تصادفی نیستند، بلکه نتیجهٔ قوانین حاکم بر تکامل سرمایه‌داری انحصاری و امپریالیستی‌اند.

سرمایه‌داری، که در تضادهای خود گرفتار شده، توفانی تمام‌عیار به راه انداخته است: جنگ‌های تجاوزکارانه در اروپای شرقی و خاورمیانه؛ نسل‌کشی آشکار در غزه؛ بحران اقلیمی، که دیگر یک هشدار نیست بلکه واقعیتی عینی است؛ گرسنگی ساختاری که میلیون‌ها انسان را می‌بلعد؛ و بدهی خارجی‌ای که ملت‌های جنوب جهانی هرگز قادر به بازپرداخت آن نخواهند بود، زیرا اساساً برای به بردگی کشاندن ما طراحی شده است، نه برای توسعهٔ ما.

در چنین شرایطی، ظهور دوبارهٔ فاشیسم هشداری جدی برای ما است. فیدل سال‌ها پیش دربارهٔ آن هشدار داده بود؛ دربارهٔ این‌که چگونه ظاهر خود را تغییر می‌دهد اما ماهیتش را حفظ می‌کند. امروز ما بازگشت رژیم‌های فاشیستی در سراسر جهان را محکوم می‌کنیم.

ناسیونالیسم، هژمونی‌طلبی، برتری‌جویی، و تبعیض نژادی؛ بیگانه‌هراسی، کوچ اجباری و نابودی جمعیت‌ها؛ جنگ‌های اشغالگرانه برای تصرف سرزمین‌ها و منابع طبیعی؛ مجازات‌هایی که میلیون‌ها انسان را هدف قرار می‌دهند؛ و ممنوع کردن ایدئولوژی‌ها و آزادی‌های مدنی، همگی نشانه‌های آشکار فاشیسم امروز و سلف هیتلری آن هستند.

نسل‌کشی در غزه و نمایش شرم‌آور و علنی آن برایشان کافی نیست؛ اکنون می‌کوشند همان الگو را در کوبا، از طریق سیاستی تجاوزکارانه و جنایتکارانه، تکرار کنند؛ سیاستی که هم اعلام می‌شود و هم انکار، هم تکذیب می‌شود و هم بدون هیچ تلاشی برای پنهان‌کاری تشدید می‌گردد.

خفگی همه‌جانبه‌ای که بر ما تحمیل شده، مجازاتی جمعی است که می‌کوشد با محروم کردن مردم از ابتدایی‌ترین منابع و خدمات ضروری برای ادامهٔ زندگی، خستگی، نومیدی، و تفرقهٔ اجتماعی ایجاد کند، و از این طریق پروژهٔ سوسیالیستی کوبا را نابود سازد.

کسانی را که با قساوت، محاصرهٔ انرژی علیه یک ملت کامل را طراحی می‌کنند ــــ محاصره‌ای که پیامدهای انسانی هولناکی دارد، جان کودکان کوبایی را از همان هنگام تولد می‌گیرد، امید به زندگی بیماران سرطانی را کاهش می‌دهد، و مردم ما را از دارو، غذا، برق، آب، حمل‌ونقل، و بسیاری دیگر از نیازهای یک زندگی شایسته محروم می‌کند ــــ چیزی جز جنایتکار و فاشیست نمی‌توان نامید.

می‌خواهم برخی آمار مربوط به پیامدهای محاصره بر جامعهٔ کوبا را در اختیار شما قرار دهم.

به‌ویژه در بخش انرژی: ما با تلاشی عظیم توانسته بودیم بیش از ۱۴۰۰ مگاوات ظرفیت تولید برق را در مجموعه‌ای از واحدهای تولید پراکنده احیا کنیم. این نیروگاه‌ها اکنون به‌دلیل نبود سوخت برق تولید نمی‌کنند؛ زیرا با گازوئیل و نفت کوره کار می‌کنند. اگر این ۱۴۰۰ مگاوات را هر روز در اختیار داشتیم، خاموشی‌های آزاردهندهٔ کوبا به سه ساعت محدود می‌شد، نه بیست ساعت یا بیشتر که امروز مردم ما تحمل می‌کنند.

در بخش بهداشت ــــ موضوعی بسیار حساس که همهٔ شما از ظرفیت‌های نظام همگانی و رایگان بهداشت و درمان ما و امکاناتی که برای همه فراهم می‌کند آگاه هستید ــــ ۹۸ هزار و ۵۰۰ بیمار در فهرست انتظار جراحی قرار دارند که ۱۲ هزار نفر از آنان کودک هستند. ما توان انجام این جراحی‌ها را در کوبا داریم، اما منابع لازم را نداریم؛ انرژی لازم برای به کار انداختن اتاق‌های عمل را نداریم.

۳۴ هزار زن باردار نمی‌توانند در دوران بارداری به تعداد کافی سونوگرافی پیش از زایمان دریافت کنند.

۶۷ هزار کودک زیر یک سال، که طی ماه‌های اخیر متولد شده‌اند، برنامهٔ واکسیناسیون‌شان به‌روز نیست؛ حال آن‌که واکسیناسیون و نظام ایمن‌سازی کوبا همیشه به‌روز بوده است.

۱۱۷ هزار بزرگسال و ۱۲۰۰ کودک مبتلا به سرطان درمان مناسب دریافت نمی‌کنند، و ما ناچاریم به درمان‌های درجه دوم یا سوم متوسل شویم.

۱۶ هزار بیمار برای دسترسی به خدمات پرتودرمانی، ۱۲ هزار و ۴۰۰ نفر برای شیمی‌درمانی، و ۳ هزار نفر برای همودیالیز با مشکل مواجه‌اند.

تنها ۳۰ درصد داروهای ضروری موجود است، با وجود آن که ما توانایی تولید همهٔ آن‌ها را داریم.

تنها ۲۲ درصد آمبولانس‌ها قابل استفاده‌اند. سامانهٔ حمل‌ونقل پزشکی زیر فشار شدید قرار دارد.

ما قادر به خرید منابع کبالت ـ ۶۰ برای درمان سرطان نیستیم، و در صدور مجوز ترخیص تجهیزات پزشکی از بنادر نیز تأخیر ایجاد می‌شود؛ افزون بر آن، شرکت‌های بین‌المللی کشتیرانی نیز بر اثر فشار امپریالیسم آمریکا از انتقال کالاهای ضروری به کوبا خودداری می‌کنند.

و گویی همهٔ این‌ها کافی نیست، ما همواره میزان مرگ‌ومیر نوزادان بین ۴ تا ۵ داشتیم، یعنی در سطح کشورهای توسعه‌یافته؛ اما طی سال‌های اخیر این میزان دو برابر شده و اکنون از ۹٫۸ فراتر رفته است.

هر جا امکان اجرای یک نسل‌کشیِ حساب‌شده یا تشدید آن وجود داشته باشد، مجریان این سیاست ننگین آماده‌اند حلقهٔ خفقان را، اگر بیش از این ممکن باشد، تنگ‌تر کنند.

در طرح‌های آنان، مردم کوبا صرفاً ابزار تلقی می‌شوند؛ جامعه‌ای که باید تا مرز مرگ رانده شود تا علیه دولت برخیزد و اهداف شوم آنان برای سرنگونی انقلاب تحقق یابد. این صرفاً برداشت ما نیست؛ بیش از شصت سال است که وزارت خارجهٔ آمریکا چنین سیاستی را مکتوب و طراحی کرده است.

تمام آنچه شرح دادم، نقض آشکار حقوق بین‌الملل و حقوق بشر است؛ اقداماتی که اکثریت قاطع جامعهٔ بین‌المللی آن‌ها را محکوم کرده است، همان‌گونه که اخیراً در سازمان ملل متحد ۱۳۶ کشور از اعتراض برحق کوبا حمایت کردند.

اما جهانی که بر قوانین و قواعد همزیستی مسالمت‌آمیز و متمدنانهٔ دولت‌ها استوار بود، از میان رفته و ارادهٔ قدرتمندترین‌ها جای آن را گرفته است؛ آن هم به زیان فقیرترین ملت‌ها.

ما در خطرناک‌ترین دوران از زمان بحران موشکی کوبا به این سو زندگی می‌کنیم. در کنار جنگ اقتصادی، کوبا هدف یک جنگ نامتعارف با شدت بالا قرار گرفته است: براندازی دیجیتال، تأمین مالی مزدوران داخلی، کارزارهای رسانه‌ای تخریبی و شبکه‌های نفوذی که می‌کوشند مداخلهٔ آشکار را در پوشش «کمک‌های بشردوستانه» پنهان کنند.

در این زمینه، افشاگری‌های اخیر رسانه‌های مهم آمریکایی دربارهٔ افزایش عملیات سیا در کوبا با هدف برهم زدن نظم داخلی، به‌هیچ‌وجه ما را شگفت‌زده نمی‌کند. این‌ها، آن‌گونه که وانمود می‌شود، افشاگری‌های اتفاقی نیستند، بلکه بخشی از برنامهٔ عامدانهٔ رژیم ایالات متحده برای جنگ روانی علیه کوبا هستند.

در اوج بدبینی و خباثت، وزیر خارجهٔ آمریکا اخیراً اعلام کرد تحریم‌های آمریکا علیه نظام کوبا تنها تشدید خواهند شد. او گفت: «آنچه می‌کوشیم به آن‌ها بیاموزیم این است که هیچ راه گریزی وجود ندارد».

این اعترافی بی‌پرده است به این که وضعیت دشوار کوبا نتیجهٔ یک جنگ اقتصادی بی‌سابقه است. چنین سخنی تهدیدی آشکار به نابودی کامل یک ملت است ــــ اگر حاضر نشود در برابر فرامین امپراتوری تسلیم شود.

دولت ایالات متحده تهدیدهای نظامی خود را تشدید و دکترین «تغییر رژیم» را به‌روز کرده است؛ کوبا را همچنان در فهرست جعلی دولت‌های حامی تروریسم نگاه‌داشته و، افزون بر همهٔ این‌ها، اتهام مضحک «قدرت جاسوسی» یا کانون براندازیِ به‌اصطلاح «چپ رادیکال تروریستی» را اختراع کرده است؛ عنوانی رقت‌انگیز و خیال‌پردازانه که ظاهراً همهٔ ما که در اینجا حضور داریم نیز بخشی از آن محسوب می‌شویم. چنین چیزی تنها در ذهن‌های روان‌پریش آنان باورپذیر است، اما از آن برای سردرگم کردن افکار عمومی، توجیه مجازات‌های بیشتر، و مشروعیت بخشیدن به تجاوزهای خود استفاده می‌کنند.

در همین رابطه، کارشناسان سازمان ملل متحد تأکید کرده‌اند که اقدامات قهری یک‌جانبه و غیرقانونی ایالات متحده علیه کوبا، مادهٔ ۲ منشور ملل متحد را نقض می‌کند، و بخشی از راهبرد گسترده‌تر تغییر رژیم است که دهه‌ها محاصره علیه کوبا را در بر می‌گیرد.

کارشناسان اعلام کردند: «دولت ایالات متحده باید به همهٔ تهدیدها و اقدامات خصمانه علیه حاکمیت کوبا پایان دهد و تمام اقداماتی را که برخلاف حقوق بین‌الملل علیه این کشور اعمال کرده است، لغو کند».

آنان افزودند: «شورای امنیت و مجمع عمومی باید فوراً این تهدیدها را به‌عنوان مسئله‌ای مربوط به صلح و امنیت بین‌المللی مورد رسیدگی قرار دهند.»

هیچ تزویری بزرگ‌تر از آن نیست که مرتکب جرم بکوشد خود را قربانی جلوه دهد، در حالی که اعمالش دهه‌ها است آشکار و زبانزد همگان است. ایالات متحده هیچ اقتدار اخلاقی یا حقی برای متهم کردن کوبا ندارد؛ کشوری که شاید بیش از هر ملت دیگر هدف جاسوسی آمریکا قرار گرفته و بیشترین بودجه‌ها برای براندازی اقتصادی و ایدئولوژیک آن اختصاص یافته است.

کوبا نیازی ندارد کسی را ایدئولوژیک کند. نیازی ندارد اندیشه‌ای را صادر کند. تاریخ به ما درس می‌آموزد و نشان می‌دهد امپراتوری‌ها برای ارضای اشتهای سیری‌ناپذیر خود در سلطه و تصاحب منابع مادی و انسانی ملت‌های دیگر تا چه اعماقی می‌توانند سقوط کنند.

در این نشست، و در برابر شما، سیاست جنایتکارانهٔ ایالات متحده علیه کوبا را محکوم می‌کنیم؛ همچنین کسانی را که سکوت می‌کنند و زیاده‌روی‌های راست افراطی فاشیستی و جسور‌شدهٔ آمریکا را تحمل می‌کنند؛ جریانی که دروغ می‌گوید، می‌دزدد، می‌کشد، و در عین حال خود را داور سرنوشت همهٔ ملت‌ها می‌پندارد.

محاصرهٔ آمریکا علیه کوبا تنها به این دلیل کارآمد است که کسانی وجود دارند که از قدرت واشنگتن بیش از داوری تاریخ می‌ترسند. جهان نمی‌تواند در نسل‌کشی دیگری شریک جرم شود.

هر بار که بخشی از جهان در برابر تجاوز علیه کوبا سکوت می‌کند، حقوق بین‌الملل تضعیف می‌شود. هر بار که دولتی تحریم‌های نامشروع ایالات متحده را می‌پذیرد، اصل عدم مداخله فرسوده می‌شود. هر بار که شرکتی تحت فشار مجبور به ترک سرمایه‌گذاری خود در کوبا می‌شود و دیگران نیز از ترس اقدامات تلافی‌جویانه حاضر به جایگزینی آن نمی‌شوند، دیکتاتوری اقتصادی یک قدرت واحد تقویت می‌شود.

در برابر این واقعیت اثبات‌شده و انکارناپذیر، کوبا در چارچوب حقوق مشروع خود، همان‌گونه که هر کشور دیگری در جهان عمل می‌کرد، از خود دفاع کرده است. مردم کوبا همچنین از همبستگی زنان و مردانی برخوردار بوده‌اند که از حس نیرومند عدالت و اخلاق برخوردارند و می‌دانند حق و حقیقت در جانب ما است؛ بسیاری از آنان اکنون به‌دلیل فعالیت‌های همبستگی‌جویانهٔ خود تحت تعقیب یا تهدید قرار گرفته‌اند.

بازگشت مک‌کارتیسم در بدترین شکل خود و با دامنه‌ای فراملی، که کوبا را در مرکز جنگ صلیبی غیرعقلانی خود قرار داده است، نه‌تنها می‌کوشد همبستگی با کوبا را جرم‌انگاری کند یا بهانه‌ای جعلی برای تجاوز تازه بسازد، بلکه در پی خاموش کردن همهٔ صداهای مخالف نظم جهانی‌ای است که قصد تحمیل آن را دارند.

چه آرمان مشترکی چپ و جنبش‌های مترقی سراسر جهان را به هم پیوند می‌دهد؟ بی‌تردید عدالت اجتماعی؛ حقوق کارگران و کودکان؛ دفاع از آرمان‌های زنان، جنسیتی و نژادی؛ حفاظت از محیط زیست؛ مشارکت مردمی؛ حافظهٔ تاریخی و احترام به مردمان بومی؛ صلح جهانی و هماهنگی میان ملت‌ها؛ همبستگی بین‌المللی؛ و بسیاری ارزش‌های دیگر که عموماً در مفهوم کرامت انسانی تجلی می‌یابند.

آیا هیچ انسان عاقلی می‌تواند باور کند که چپ یا نیروهای مترقی به‌همین دلیل خطری برای بشریت هستند؟ پاسخ روشن است: خیر.

تنها فاشیسم می‌تواند چنین خطری را در چپ ببیند، زیرا می‌خواهد با زور، ایدئولوژی و نظام ارزشی کاملاً متضاد با آن را تحمیل کند؛ از همین رو است که در روند صعود کنونی خود، نومیدانه می‌کوشد چپ را جرم‌انگاری، خنثی، و خاموش کند.

نابودی فلسطینیان در غزه، کودتا در ونزوئلا، و مجازات جمعی مردم کوبا، رویدادهایی چنان جدی هستند که نمی‌توان در برابر آن‌ها منفعل ماند. اگر با فاشیسم مقابله نشود، فردا هر ملتی ممکن است به سرنوشت غزه یا کوبا دچار شود. کلید کار در دست مردم است: در آگاهی آنان، بسیج آنان، و وحدت بین‌المللی آنان.

در برابر این خفقان، کوبا تسلیم نشده است. پاسخ‌هایی داریم که این را ثابت می‌کنند: واکسن‌های کووید ـ ۱۹؛ تولید مواد غذایی با روش‌های کشاورزی بوم‌شناختی در دل کمبودها؛ پیشرفت انرژی پاک؛ مشارکت مردمی در محله‌ها؛ و دفاع از سراسر سرزمین توسط مردمی که به نیروی مقاومت تبدیل شده‌اند و آماده‌اند از حق تعیین سرنوشت، استقلال، و حاکمیت خود دفاع کنند.

بله، ما کمبودهای فراوانی داریم. خاموشی، کمبود آب، تورم، و صف‌های طولانی بر ما سنگینی می‌کند. اما هیچ محرومیت مادی نتوانسته شعلهٔ همبستگی‌ای را که فیدل ما را با آن پرورش داد خاموش کند، و ما از اصل مارتی که «میهن، بشریت است» دست نکشیده‌ایم. (تشویق)

یک واقعیت مؤید این امر آن است که در روزهای پایانی این سال تحصیلی ــــ سالی دشوار و پرتنش که نظیرش را ندیده‌ایم ــــ ۳۰ هزار و ۱۸۵ متخصص جوان از دانشگاه‌های کوبا فارغ‌التحصیل شدند؛ ۷۳۵ نفر از آنان از ۶۲ کشور جهان بودند که در کوبا آموزش دیده‌اند. و آماری که با افتخار با شما در میان می‌گذاریم: ۲۳ پزشک جدید فلسطینی و ۵ پزشک آمریکایی. (تشویق)

پاسخ مردم، تحت رهبری حزب کمونیست کوبا، مقاومت قاطع و خلاقانه، وحدت، دفاع از دستاوردهایشان، و به‌روزرسانی الگوی اقتصادی و اجتماعی کشور بوده است؛ بدون آن که هرگز اصول سوسیالیسم را کنار بگذارند، یا در برابر فشار و باج‌خواهی تسلیم شوند.

این توانایی مقاومت و تحول، بیش از هر زمان دیگر در اندیشه و عمل فرمانده کل، فیدل کاسترو روس، ریشه دارد. (تشویق)

فیدل، شاید بیش از بسیاری دیگر، ضرورت تلفیق استواری ایدئولوژیک با انعطاف تاکتیکی را درک کرده بود. او به ما آموخت که «مارکسیسم ـ لنینیسم یک دکترین مرده، یک کتاب تعلیمات مذهبی نیست، بلکه روش، راهنما، و ابزاری برای حل مشخص مسائل زندگی است».

همان‌گونه که ژنرال ارتش، رائول کاسترو روس، نیز زمانی گفته بود، کوبا با چنین برداشتی در مسیر ناشناختهٔ ساختن سوسیالیسم حرکت می‌کند. حتی مارکسیست‌های کلاسیک نمی‌توانستند تصور کنند چگونه باید در جزیره‌ای کوچک، زیر تهدید بزرگ‌ترین امپراتوری تاریخ بشریت، و در شرایط محاصرهٔ کامل، سوسیالیسم ساخت؛ آن هم دولتی که از همهٔ منابع تأمین مالی، منابع اقتصادی و تجارت محروم شده است.

در برابر چنین معضلی، باید تولید کنیم و ثروت بیافرینیم تا آن را با بیشترین عدالت اجتماعی ممکن بازتوزیع کنیم، و دستاوردهای تاریخی و اساسی انقلاب را در حوزه‌های راهبردی همچون بهداشت، آموزش، فرهنگ، علم، انرژی، و ارتباطات حفظ کنیم.

این وظیفهٔ همه خواهد بود: شرکت‌های دولتی و غیردولتی و دیگر اشکال مدیریت اقتصادی که در کنار یکدیگر شبکهٔ اقتصادی کوبا را تشکیل می‌دهند، و همگی یک هدف دارند: ساختن سوسیالیسمی شکوفا و پایدار که مردم قهرمان کوبا شایستهٔ آن هستند.

می‌دانم که موضوع تحولات اقتصادی و اجتماعی بسیار مورد بحث و گزارش قرار گرفته است. اما می‌خواهم بر چند مفهوم اساسی تأکید کنم: این فرایندی برای احیای اقتصاد است، نه برای استقرار سرمایه‌داری؛ خصوصی‌سازی افسارگسیخته‌ای در کار نخواهد بود؛ ابزارهای اساسی تولید همچنان در دست مردم باقی خواهند ماند؛ و مهم‌تر از همه، حاکمیت و استقلال ملی حفظ خواهد شد.

برای هدایت چنین فرایند پیچیده‌ای، حزب کمونیست کوبا، به‌عنوان عالی‌ترین نیروی رهبری‌کنندهٔ دولت و جامعه، مرجع اصلی مسؤول هدایت، هماهنگی، و نظارت بر آن خواهد بود.

حزب همچنان نگهبان هوشیار منافع مردم، طبقهٔ کارگر، دستاوردهای اجتماعی، و عدالت اجتماعی‌ای خواهد بود که از آغاز، انقلاب را به‌حرکت درآورده است. حزب نه حزب نخبگان و لابی‌ها است و نه هرگز چنین خواهد شد. نقش آن به‌عنوان تنها حزب کشور ایجاب می‌کند که، همان‌گونه که رائول بارها از ما خواسته است، هرچه دموکراتیک‌تر و نماینده‌تر شود، بی‌آن‌که هرگز مردم، انقلاب، و سوسیالیسم را از نظر دور بدارد. (تشویق)

در جهانی که می‌کوشند ما را متقاعد کنند هیچ بدیلی وجود ندارد، وظیفهٔ مشترک ما این است که با عمل ثابت کنیم بدیل وجود دارد؛ ثابت کنیم، همان‌گونه که مارکسیسم علمی به ما آموخته است، سوسیالیسم همچنان تنها راه‌حل واقع‌بینانه و انسانی در برابر بربریت سرمایه‌داری است.

رفقای عزیز هم‌رزم:

امروز، در صدمین سال تولد او، فیدل از نظر جسمانی در میان ما نیست، اما حضورش از همیشه نیرومندتر است. فرمانده کل چه چیزی برای ما به میراث گذاشت؟

او این یقین را برایمان به‌ جا گذاشت که رؤیاها با دفاع از اندیشه‌ها به‌دست می‌آیند؛ به ما آموخت که انترناسیونالیسم صرفاً یک عبارت نیست، بلکه رفتاری است که باید ما را متمایز کند؛ و این اعتقاد را به ما بخشید که سوسیالیسم تنها راه نجات بشریت از پرتگاه است.

فیدل نخستین کسی بود که جهانی‌سازی نئولیبرالی را «امپراتوری مرگ» نامید، و همچنین از نخستین کسانی بود که برای جهانی بهتر برای همه فریاد برآورد.

او به ما آموخت که مبارزه برای حفظ محیط زیست و بقای نوع بشر نیز مبارزه‌ای سوسیالیستی است؛ علم باید در خدمت مردم باشد؛ و وحدت انقلابیون از هر اختلاف تاکتیکی مهم‌تر است.

در فیدل نه‌تنها یک رهبر تاریخی، بلکه مکتبی برای کار انقلابی می‌یابیم: مطالعه کردن، تحلیل کردن، پیش‌بینی کردن، گوش دادن به مردم، و عمل کردن با جسارت و صداقت.

همان‌گونه که در میان سخت‌ترین تهدیدها اعلام کرد: «اگر آنچه امپریالیست‌ها برای صلح می‌خواهند این است که ما دیگر انقلابی نباشیم، ما از انقلابی بودن دست نخواهیم کشید؛ هرگز پرچم خود را پایین نخواهیم آورد!» (تشویق)

برادران و خواهران:

باشد که این نشست در هاوانا، در سرزمین فیدل، فرصتی باشد برای تجدید تعهد ما، هماهنگ کردن اقدامات‌مان، و تقویت این باور که طبقهٔ کارگرِ سازمان‌یافته، با هدایت احزاب پیشاهنگ خود، قادر است تاریخ را تغییر دهد.

لحظهٔ کنونی چیزی بیش از اعلام اصول می‌طلبد. به جهشی کیفی در ارتباط و هماهنگی بین‌المللی ما نیاز دارد. ما، احزاب کمونیست و کارگری، وظیفه‌ای تاریخی داریم که شبکه‌ای مؤثر از همبستگی ایجاد کنیم؛ شبکه‌ای که به صدور بیانیه محدود نشود، بلکه به اقدامات مشخص بدل گردد:

ــــ شکستن محاصرهٔ رسانه‌ای فاشیستی، با استفاده از همهٔ بسترها برای انتشار حقیقت دربارهٔ کوبا، فلسطین، و همهٔ ملت‌هایی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند؛

ــــ ایستادن در کنار مردم کوبا در مبارزهٔ برحق آنان برای لغو محاصرهٔ جنایتکارانه، از طریق بسیج پارلمان‌ها، اتحادیه‌های کارگری و جنبش‌های اجتماعی؛

ــــ تقویت سازوکارهای همکاری اقتصادی و فناوری میان کشورها و سازمان‌های ما؛

ــــ و مهم‌تر از همه، پیشبرد بحث نظری دربارهٔ سوسیالیسم قرن بیست‌ویکم، و انطباق اصول مارکسیستی ـ لنینیستی با شرایط جدید انقلاب دیجیتال، ارتباطات، و بحران زیست‌محیطی، بی‌آن‌که هرگز هدف مرکزی، یعنی کرامت کامل انسان، کنار گذاشته شود.

علاوه بر این، من خواهان انتقاد از خود هستم. محکوم کردن امپراتوری کافی نیست؛ باید قدرت مردمی را از پایین بسازیم، خیابان‌ها، محله‌ها، کارخانه‌ها، و مدارس را به‌دست آوریم. وحدت کمونیست‌ها باید مستحکم باشد، اما به‌اندازهٔ هوشمندی فیدل در گفت‌وگو با همهٔ بخش‌های مترقی انعطاف‌پذیر بماند. وحدت به معنای یک‌شکلی نیست؛ وحدت یعنی ارادهٔ مبارزه و پیروزی مشترک! (تشویق)

در برابر تهاجم امپریالیستی و بحران ساختاری سرمایه‌داری، احزاب کمونیست و کارگری فراخوانده شده‌اند تا نقش پیشاهنگ خود را ایفا کنند؛ نه‌فقط در عرصهٔ انتخاباتی یا نهادی، بلکه ــــ و مهم‌تر از همه ــــ در سازمان‌دهی، سیاسی‌کردن، و بسیج طبقهٔ کارگر در شرایط پیچیده‌ای که سرمایه‌داری معاصر تحمیل کرده است.

این مسؤولیت ما است که وحدت جنبش کمونیستی بین‌المللی را تقویت کنیم ــــ با احترام به تنوع تجربه‌ها، اما با وضوح راهبردی در برابر دشمن مشترک: امپریالیسم، فاشیسم و سرمایهٔ انحصاری.

باید فعالیت سیاسی و ایدئولوژیک خود را تعمیق کنیم، هژمونی فرهنگی را به چالش بکشیم، و با دستگاه اطلاعات نادرستی مقابله کنیم که می‌کوشد سرمایه‌داری را تنها آیندهٔ ممکن معرفی کند.

باید طبقهٔ کارگر و اقشار مردمی را در واقعیت‌های نوین کار سازمان دهیم؛ واقعیت‌هایی که در آن‌ها دیجیتالی‌شدن، اتوماسیون، و اقتصاد پلاتفرمی، شکل‌های استثمار را تغییر داده‌اند، اما ماهیت آن را نه.

برادران و خواهران مبارز:

با وجود قدرت نظامی ایالات متحده، جنبش کمونیستی بین‌المللی عقب‌نشینی نمی‌کند؛ مقاومت می‌کند و استوار می‌ایستد. (تشویق)

نمی‌توان پیش‌بینی کرد این تهاجم امپریالیستی چه مدت ادامه خواهد یافت. شاید هنوز شاهد تجاوزها و محاصره‌های بیشتری باشیم، اما از تاریخ خود این یقین را به ارث برده‌ایم که آینده متعلق به کسانی است که رؤیا می‌بینند و می‌سازند، نه آنان که ویران می‌کنند و دروغ می‌گویند.

دفاع قاطعانه و فوری از کوبا یعنی متوقف کردن پیشروی اندیشه‌های برتری‌طلبانه، نژادپرستانه، بیگانه‌هراسانه، نخبه‌گرایانه، و طردکننده؛ اندیشه‌هایی که دشمن آزادی حقیقی و رهایی انسان‌اند.

دفاع از کوبا یعنی مبارزه با استعمار قرن بیست‌ویکم، مبارزه با هژمونی، و مبارزه با این ادعا که یک کشور واحد حق دارد دربارهٔ سرنوشت همه تصمیم بگیرد.

رفقا، در آستانهٔ صدمین سالگرد تولد فیدل، از شما می‌خواهم تلاش‌های خود را دوچندان کنید.

نباید به صرف زنده ماندن قانع باشیم؛ باید آرزو کنیم که با یکدیگر جهانی بسازیم که در آن واژهٔ «همبستگی» صرفاً زینتی نباشد، بلکه نیروی محرکهٔ همه‌چیز باشد. جهانی که در آن کودکان از گرسنگی نمی‌میرند در حالی که غذا به دریا ریخته می‌شود. جهانی که در آن علم درمان می‌کند، نه این که سود می‌اندوزد. جهانی که در آن سیاست، همان‌گونه که «چه» گفت، هنر خدمت به دیگران است.

همیشه به پیش، تا پیروزی، همیشه! (فریادها: «همیشه!»)
زنده باد فیدل در صدمین سالگرد تولدش و برای همیشه! (فریادها: «زنده باد!»)
زنده باد وحدت کمونیست‌ها! (فریادها: «زنده باد!»)
زنده باد مبارزهٔ ملت‌های ما! (فریادها: «زنده باد!») (تشویق)

منبع: گرانما، ۱۰ اوت ۲۰۲۶
https://en.granma.cu/cuba/2026-08-10/cuba-doesnt-have-to-indoctrinate-anyone-it-doesnt-have-to-export-ideas-history-teaches-us-lessons