جهان آبستن نظم نوین جهانی
جهان هستی ازهمان آغاز پیدایش خود با تحرکات تضادها، تغیرات تحولات گوناگون وچرخش پیچیده ی همراه بوده است که بشریت از قرون اولی با وسایل ساده و دست ساز خود جریان کار وزنده گی را به پیش برده واز قرن دهم شیرازه ی کاری با ایجاد صنایع دستی وبا ابزار کاری چوبی وفلزی مسیر رشد را پیموده است. بلاخره قرن پانزدهم سر آغاز انقلاب صنعتی پیدایش تکنالوژی عصری وقرن بیستم ، قرن انکشافات واختراعات اوجگیری انقلابات صنعتی جهان ورفتن بفضا میباشد .اما قرن بیست ویکم بمثابه رشد یافته ترین قرن تاریخ که بشریت ازانترنیت گرفته تا به هوش مصنوعی وتکنالوجی پیچیده وپیشرفته ی جهان دسترسی حاصل نموده ، بدین لحاظ گفته میتوان در قرن بیست ویکم جهان آبستن نظم نوین جهانی ، تغیرات بزرگ وتحولات سترگ وبیسابقه میباشد.
چنانچه طوریکه معلوم است از رویداد های نوین گرفته تا رخداد های خونین نظامی ،ژیوپلیتیک وجیو اکونومیک تا چرخشهای فراگیر جیو استراتیژیک همه وهمه تشدید قوای بشری بیانگرتغیرات وتحولات بیسابقه وچرخش نوین فناوریها ی تاریخ و شالوده تمدن جدید وناپیدای جهانی است که با ظهور تکنالوجی نوین وپیشرفته از هوش مصنوعی وانترنیت گرفته تا پرنده های فرا صوتی فضایی ، با پیشرفت سریع فعالیتها ی علمی واکادمیک جهان ودر عین حال مهار طبیعت در زمین وفضا وتشدید تنشها وپرشهای هوا یی ورسیدن بنقاط قابل دسترسی به کیهان ، تحولات گسترده ی جهانی وظهور تکنالوجی نوین نظامی واوجگیری جنگهای نیابتی ، تغیرات گسترده ی استراتیژیک قدرتها ، کشف اسرار ثروتها ویورش به منابع طبیعی ، آسیب به منافع ملی ، تمدن بومی وتاریخی کشورهاهمچون یک زلزله ی سیاسی ونظامی سراسری درجهان تا تحکیم روابط تجاری وبازرگانی نوین جهانی وایجاد پلهای اتصالی ،خطوط مواصلاتی ، تشدید تحولات اجتماعی و پروسه ی نو سازی جوامع بشری در مطابقت به گسترش تکنالوجی جدید وپیشرفته ی جهانی که روند تغیرساختارجغرافیای جهانی وکنترول اوضاع اقلیمی در مسیر تحولات جهانی در حال وقوع است .
جهان درمیان گرایشات جنگ وصلح پدیده های گونا گون اجتماعی اقتصادی سیاسی وفرهنگی را رشد میدهد که همزمان روند رو بگسترش بازیها ی جهانی وجهانی گرایی درمسیرتحولات گسترده ی سیاسی ،اجتماعی ،اقتصادی وفرهنگی .تحولات زیست جمعی ورشد سیستمهای جامعه ی جهانی و تغیر سیستم مدیریت تک قطبی جهانی به نظم نوین واداره ی چند قطبی جهانی توام با ظهورعکس العملهای جهانی را در پی خواهد داشت . زیرا که تغیرمتنوع سیاستهای جمعی در رابطه به گسترش اندیشه ی جهانی شدن منافع مشترک جهانی و نزدیک شدن فاصله ها، همدستی ودسترسی همگانی به مسایل خیر وشر جهانی وظهور قدرتهای نوین، انکشافات فکری ورشد سیستم اندیشه یی مطابق خواستهای نوین جوامع همه وهمه شرایط وشالوده های همزیستی مشترک جهانی را بوجود می آورند که جهان را در مسیر نظم مشترک نوین جهانی سوق خواهند داد.
بنا بر آن بر مبنای چنین تغیرات وتحولات نوین جهانی جوامع را بظهور پیوند همگانی جمعی وتغیرات گسترده ی عمومی نزدیک ساخته وبا جهانی شدن مجموعه ی از آفرینشهای اجتماعی وارتباطات تجارت وبازرگانی فراگیر وجهانی شدن ارزشها وهنجار های جهانی گرایی ، روابط وپیوند همکاری میان کشورها ی جهان نزدیکی سبک زنده گی ملتها وارتباطات آسانتر مردم در سرآسر کره زمین توام با پیشرفت فناوری ورشد اقتصاد وابسته این نزدیکی کشورها را با هم بشکل گسترده وابسته میسازد .
هرچند ایجاد روابط رنگارنگ وابستگیها ی گوناگون ، با احساس نگرانیها مبنی بر ازبین رفتن هویت های ملی ، فرهنگهای بومی وزیر سوال بردن دولتهای ملی به نفع قدرتهای بزرگ اقتصادی همراه با ایده لوژی های مختلف و اندیشه ی متضاد ومتفاوت جهانی متصور است. بآنهم بنظر میرسد که جریان فوق الذکربمثابه پیش زمینه های گلوبلیزم ، جهان را درمسیر نظم نوین جهانی وجهانی گرایی سمت وسو خواهد داد که آنهم به چگونگی روند حل اختلافات سیستم یک قطبی جهان با اندیشه های اداره ی نظم نوین جهانی وسیستم کنترول دوقطبی یا چند قطبی جهان بستگی دارد.
باعرض حرمت
عبدالوکیل کوچی