برج میزان سقوط پادشاهی امیر حبیب الله خان کلکان !
چکیده .
بعد از تشکیل دولت امانی تمام طبقات مختلف کشور به حمایت دولت بر خاستند بعد ها بنابر فساد ، وچشم پوشی امان الله خان از خدمات مردم در مبارزه با انگلیس ، توجه خاص به خوانین نزدیک شاه صورت میگرفت مردم از دولت روز به روز فاصله گرفت .
مثلا در قند هار دونفر از خانهای درجه اول بود غلام حیدر خان حسن زائی وسلطان محمد خان حلورزائی خانهای درجه دوم معصوم خان پاتک زایی بود غلام حیدر خان قعله متعدد داشت وحرم سرای او گچ کاری منقش شده واز بین دالان بزرگ آن جویی عبور می کرد ، در حالیکه مردم دهقان ومالدار در فقر زندگی میکردن این خانهای مورد حمایت امان الله بالای مردم ظلم می نمود .
محمد صدیق خان علیزائی مرد دیگری بود که بعد از مرگ برادرش روز روشن شیر جان محمد خان برادرزاده جوان خود را حین شکار ، توسط پسران خود با گلوله تفنگ بکشت وخود در لب جویی نشست وبرادرزاده گان کوچک وضغیر خود را خواست در آب فرو می برد تا همه را کشت روایات مردم محل است که اطفال لرزان وترسان از کاکای خود می پرسید خان کاکا نوبت من کی است دولت امانی به عوض اینکه به مشکلات مردم خود رسیده گی نماید توسط نظامنامه هشت فقره ای خود برای مهاجرین مجرد شش جریب زمین برای متأهل هشت جریب زمین توزیع میکرد زمین های مردم بومی را به زور به مهاجرین ونزدیکان خویش توزیع می نمود ظلم وفساد ، بی عدالتی به اوج خود رسیده بود.
مقدمه .
در حوت ۱۳۰۲ دونفر از ملا های پکتیا ، ملا عبدالرشید خان وملاعبدالله خان گردیزی با پشتیبانی مردم منگل وجدران در طی یاداشتی تعدیل بعضی مواد قانون جزای عمومی را که مخالف شریعت میدانستند از شاه طلب نمودند .
شاه هیئتی برای مذاکره مشتمل بر سردار محمد عثمان خان ومحمد ابراهیم خان وزیر عدلیه وقاضی مرافعه عبدالرحمن خان را اعزام نمود که به نتیجه نرسیدن .
امان الله خان بعد از سفر دسمبر ۱۹۲۷ جون ۱۹۲۸ وبرگشت به افغانستان امان الله خان آن مرد گذشته نبود او بسیار خود خواه ومغرور شده بود با اقدامات عجولانه ای که نمود دیگر دربار ساده قدیم وجود نداشت کالر ونکتایی وتجمل وفیشن جای بساطت والبسه وطنی ویخن بسته بچه گانه را گرفت عیاشی وخوشگذرانی بشدت شروع شد وریفورم مفید وحقیقی با تفرعات مضر وبچه گانه آمیخته گردید .
بدون اینکه به مشکلات اقتصادی وغیره رسیده گی نماید بنام اصلاحات فرمان تعطیل روز جمعه را به روز پنجشنبه داد در حالیکه تعطیل روز جمعه یک عنعنه بی ضرر وبیشتر از هزار ساله کشور بود که جنبه قدسیت مذهبی در انظار ملت مسلمان داشت ، وتا هنوز در کره زمین هیچ دولتی بنام ریفورم روز تعطیل چنین کاری نکرده بود .
وهمچنین امان الله خان امر نمود که در جاده های مخصوصی در پایتخت تابلو های گذاشتند ونوشتند هیچ زنی بابرقع نه میتواند از اینجا عبور نمایند
امر نمود که تمام مردم در شهر کابل کلاه بپوشند پولیس متخلفین را جریمه نقدی میکرد
، سلام دادن با دست منع شده بود برسم فرنگ کلاه از سر برداشته شود حکام دست به رشوه خوری زدند شکایات مردم پیگیری نه میشد کسانیکه به خانواده شاهی نزدیکی داشتن به کار گماشته میشد .
در لویه جرگه ۱۹۲۷ پغمان با آنکه هزار نفر وجود داشت مگر اجازه صحبت نداشتن ، غلام محی الدین خان ارتی نماينده انتخابی کابل از فساد حکام دولت شکایت کرد ، عبدالرحمن لودین از فساد دولت شکایت کرد فردای انروز امان الله خان خواهان استعفایش از ریاست گمرک کابل گردید.
متن موضوع ..
چون عملکرد هئیت اعزامی امان الله خان به پکتیا نتیجه نداد در اوایل سال ۱۳۰۳ قوای مسلح مخالفین دولت امانی گردیز را محاصر ودر کوتل تیره نیز حمله نمودند جنگ پکتیا یک سال طول طول کشید وبه مصرف معادل یکسال مالیات کل افغانستان برای دولت تمام شد در ولایات اطراف کابل یک سیر گندم به یک روپیه، یکسر ویک چهارک جو به یک روپیه ، یک خروار کاه به ده روپیه ، یک سیر روغن به چهارده روپیه ، رسیده بود .
بعد پکتیا مخالفین امانی در خوست حمله کردند و محمد گل مهمند غند مشر که از کابل با دو تولی سوار بدون کدام جنگ به کابل برگشت مدتی بیکار بعدآ به فرماندهی سپاه بلخ مقرر شد وهمچنان سلیمانخیلها بالای خزانه دولت در غزنی حمله نمودند .
محمد ولی خان وزیر حربیه با هفت کندک عسکری ازکابل برگردیز سوق شده بود تحت محاصره مخالفین قرارداشت از کابل غند مشر عبدالحمید خان ارکانحرب غند مشرف محمد اسماعیل خان با هشت صد عسکر موسوم به جان فدا برای باز کردن کوتل تیره وپیوستن به وزیر حربیه در گردیز سوق شد ولی در موضع بیدک لوگر در نتیجه یک شب خون همه کشته شدند . در وردک ملا عبدالاحد وسبحان برادرش خزانه دولت را گرفتن در همین سال بود که دولت امانی حکم دستگیری نور المشایخ مجددی را داد.
از شمال هفده هزار نفر مسلح به شمول افراد پروان وکاپیسا به حمایه دولت امانی پرداختند
در ۴ جوزای ۱۳۰۴ ملا عبدالله وملا رشید که در کوها متواری شده بودند دستگیر با ۲۵ نفر دیگر اعدام به مرگ وتیر باران شدند.
در جریان جنگ های مشرقی همتباران امانی شدد مالیات بالای تاجیکان شمالی روز به روز افزایش پیدا کرد مردم از ناچاری به گروه عیاران شمالی تحت قیادت امیر حبیب الله کلکانی مراجع کردند .
امیر حبیب الله کلکانی بعد از اینکه در ۱۹۲۴ هنگام عودت به کلکان در دشت قلعه حاجی با یکدسته دوزدان سر میخورد که میخواستن تفنگ اش را بگیرند یکنفر از دزدان را می کشد به وزارت حرب آمده تفنگ مقتول را تحویل میدهد دولت قصد زندانی کردنش را می نماید بعد از رهایی چند رفیق خود از زندان به کوهدامن برمیگردد دولت امانی به تعقیب اش میشود.
روز به روز فشار مالیات ظلم دولت امانی بالای تاجیکان شمالی افزایش پیدا میکند مخالفت ها رونق این در حالی است که ابتدا مخالفت دولت از مشرقی بلند شده فشار مالیات به شمالی افزایش پیدا کرده .
در سال ۱۳۰۷ مخالفت شنواری ها پیشرفت میکند.
امان الله خان احمد علی خان ، رئیس تنظیمه پروان کاپیسا را به مذاکره نزد امیر حبیب الله خان کلکانی روان می نماید مذاکره به نتیجه نه میرسد احمد علی خان در ۱۸ قوس به تگاب رفته مردم مخالفت خود را با دولت امانی اعلان می نمایند .
مردم در قعله ملا ویس الدین کلکانی را پادشاه اعلان می نمایند .
فرادیش حکومت محلی سرای خواجه را سقوط می دهند سید حسین چاریکار حکومت محلی جبل السراج وچاریکار را خوانین کوهستان حکومت محلی کوهستان را سر انجام جنگ به کابل کشید در ۲۲ قوس وزارت حربیه مطلع میگردد که مخالفین نزدیک کابل رسیده است معین وزارت حربیه به استقامت کلوله پشته مارش می نماید ولی افراد امیر حبیب الله خان کلکانی داخل سرک شهرآرا ی کابل شده بودند ولی محمد خان با افراد ارگ همرای عبدالعزیز خان وزیر حربیه شروع به دفاع از ارگ می نمایند تا شام همان روز جنگ شدید صورت می گیرد .در صبح ۲۳ قوس حمله مجدد از طرف افراد امیر حبیب الله خان کلکانی انجام میشود مدافعین ارگ باشجاعت می جنگند افراد ارگ همه مسلح شدند طیاره ها به پرواز در آمد توپ ها آتش گشود جنگ سختی رخ داد حبیب الله کلکانی در اطراف تپه شیر پور زخمی گردید.
در صبح همان شب ۲۴ جدی ۱۴ جنوری ۱۹۲۹ امان الله خان با عدی از کابل به قند هار فرار کرد در ۱۶ جنوری ۱۹۲۹ عنایت خان برادرش توسط طیاره انگلیس به پشاور فرار کرد قوای کلکانی ارگ را محاصر نمود دو هزار عسکر ارگ را با توپ تفنگ دستگیر نمود چون در جنگ مقاومت سخت نموده بودند از طرف امیر حبیب الله خان کلکانی مورد تقدیر قرار گفتن ، گفت دشمن مرد بودید نمک حلال هستید ارگ را تصرف کردند حمید الله خان برادرش در فرماندهی امنیه کابل قرار داشت سید حسین همه شهر را تحت امنیت قرار داد مردم همه با آواز بلند امیر حبیب الله خان کلکانی پادشاه اعلان کردند امنیت شهر توسط دسپلین شدیدی نگهداشته میشود همه مردم از هر گوشه پادشاهی کلکانی را قبول کردند
خواهران امان الله در ارگ باقی مانده بود با کمال عزت قندهار روان کرد .
در اکتوبر ۱۹۲۹ کابینه تشکیل شد
روش ملایم را با مردم گرفت مقامات امانی همرایش بیعت کردند مالیات ظالمانه را از سر مردم لغو کرد جریده حبیب الاسلام را تاسیس نمود
در شمال تحرکات عبدالعزیز خان توخی ، در هرات تحرکات محمد ابراهیم خنثا کرد غلام نبی چرخی با عساکر شوروی به مزار شریف حمله کرد سید حسین چاریکار وزیر حربیه با مبارزین کوهستان ، کوهدامن پروان عقب زد .
امان الله خان در ۶ حمل ۱۳۰۸ با چهارده هزار عسکر دوباره با کابل مارش کرد در غزنی توسط ۲ هزار مبارزین شمالی عقب زده شد . امان الله خان مجددآ فرار نمود در ۲۳ می ۱۹۲۹ از افغانستان با خانواده خود داخل قلمرو انگلیس گردید.
بعد از فرار امان الله خان حکومت تحت فرمان امیر حبیب الله خان کلکانی قرار گرفت .
در ۸ مارچ ۱۹۲۹ نادر غدار بزرگ شده انگلیس با همکاری انگلیس ها وارد پکتیا شد مرکز ضد پادشاهی امیر حبیب الله خان کلکانی با همکاری الله نواز خان مهاجر ملتانی ، قربان حسین گادی وان هندی بنام مستعار سید عبدالله شاه جی ، میرزا نورز خان ، عبدالجلیل خان نواب خان لوگری عبدالغنی خان سر خابی ، عبدالغنی خان گردیزی حاجی مرزا محمد اکبر خان ، خواهان گرفتن پادشاهی از کلکانی شدند وبیان کردند چطور یک تاجیک شمالی یک روستایی ، طبقه پائین پادشاه باشد تبلیغات شروع شد پشتون ها نباید بگزارند که یک تاجیک پادشاه باشد انعده دوستان امیر حبیب الله خادم دین رسول الله به شمول نورالمشایخ علیه شاه جدید دشمنی را گرفتن جرگه قومی دایر گردید
جنگ عملا علیه پادشاهی کلکانی صورت گرفت شاه محمود خان در این خصوص در مکتوب ۵ ربیع الثانی ۱۳۴۸ قمری از جاجی به کتواز به نورالمشایخ چنین نوشت .
از مشرقی ننگرهار هم قوت زیاد مهمند ، افریدی، خوکیانی ، سرخ رودی ، شینواری حرکت کرده ودرین دوسه روز به حدود کابل حمله خواهند کرد ، از. طرف وزیرستان هم لشکر تهیه کرده اند در این وقت از طرف سلیمان خیلها اگز یک حرکت کرده شود همه کار ها خوب میشود. سپاه کلکانی با جنرال خود خان محمد خان خواست به کمک کابل برساند در بتخاک کابل از طرف قوای مختلف انطرف مرز مورد حمله قرار گرفت که از طریق تگاب به پروان رفت ، شاه ولی خان با قوای وزیری از طریق خوشی لوگر به تعرض پرداخت تنگی واخجان را تصرف کرد شش کندک کلکانی را بعد اسارت ، کشتن بعد از گردن زند بالای جسد مرده روغن داغ میکردند که تپیدن مرده را ببینند الله نواز هندی با قوای خود در ۱۳ میزان به چهار آسیاب رسید و شاه ولی خان با قوای کافی مردم پکتیا و وزیری در ۱۵ میزان به کابل رسید جنگ شدید در قعله های آسمایی وشیر دروازه وبالاحصار بسختی جریان داشت .محمد گل خان به بینی حصار کابل رسید اعظم خان میدانی از رفیق های امیر حبیب الله خان کلکانی مامور حفظ قعله شیر دروازه بود این شخص بخاطر پشتون بودن با قوای مخالف در خفا سازش کرد سنگر را بخاطر قومی رها کرد فردایش ۱۶ میزان با دفاع شدید در مقابل تهاجم مردم پکتیا دلیرانه با افراد محدود خویش می جنگید در ۱۷ میزان ارگ در محاصر قرار گرفت
امیر حبیب الله خان کلکانی منتظر رسیدن قوای امدادی گردیز وننگر هار غزنی ، کوهدامن وکوهستان وولایت بود زیرا سید حسین وزیر جنگ با یک قوه کافی از قطغن به استقامت کابل در حرکت بود شیر جان وزیر دربار وملک محسن والی کابل قبلا به کوهدامن رفته بود مشغول تهیه وتجهیزات قوای جدید بودپردل سپه سالار از محاصر مردم وزیری بیرون شده خود را از راه پغمان به کوتل خیرخانه رساند در صف مقدم می جنگید توسط قوای پکتیا از پادر آمد سپاه پراگنده شد کندک مشر توپچی مخالف پادشاهی تاجیکان ارگ را زیر گوله باران قرار داد.
امیر حبیب الله خان کلکانی از دروازه شمالی ارگ از طرف شام از حلقه محاصر عبور کرده به کوهدامن میرود آماده حمله مجدد به کابل می شوند خواجه بابو خان ، ملک میر علم خان وغیره راه مذاکره را انتخاب می نمایند امیر علی الرغم پافشاری سید حسین با مهرنمودن در قرآن توسط نادر غدار تضمین حیات شان را می نمایند بی خبر این که نادر بزرگ شده انگلیس است هیچ پایبندی به قرآن نداشته همرای شام محمود خان از چاریکار به کابل میرود نادر غدار در سرای فتح محمد خان امین العس پدر شیر احمد خان شیرزاد لب دریای کابل اقامت داشت بود امیر نرم دل روستایی عیار را پیش خود طلب می نماید .به مجردی که داخل حویلی می شوند یک تعداد محافظین مسلح را می بینند میدانند که دیگر آزاد نیستن
نادر میگه حبیب الله بیاورید همین عیار خراسان داخل میشود به نادر سلام می نماید هیچ کسی از نشسته گان حرکتی نه میکند حرفی نه میزنند در وسط صف می نشیند .
نادر بعد از سکوت مختصر مجددآ چشمان سرد خود را از پشت شیشه های عینک بر روی حبیب الله بدبخت و به نرمی پرسید .
خوب حبیب الله خان شما از این همه خونریزی وویرانی که در افغانستان نمودید چه مطلبی داشتید .
امیر حبیب الله خادم دین رسول الله، آن جوانمرد کوهدامنی درک کرده بود این طرز پذیرش وپرسش با تعهد وتطمین گذشته فرق دارد جواب داد .
تا وقتیکه من اختیار داشتم هر چیزی را که خیر افغانستان دانستم اجرا کردم حالا که شما اختیار دار افغانستان شده اید هر چه را که خیر افغانستان میدانید همانطور اجرا کنید
نادر گفت حال شما چند روز استراحت کنید باز خواهیم دید
امیر حبیب الله خادم دین از جا برخواسته محافظین آن را با رفیق هایش به زندان ارگ می برند بعد از ۱۰ روز شکنجه وزیر پا نمون تضمین قرآن در ۱۱ عقرب از دروازه شمالی ارگ بیرون نموده در زیر برج شمالی امیر را همرای وزیر حربیه سید حسین ، برادرش حمیدالله سردار اعلی ، شیر جان خان وزیر دربار ، محمد صدیق فرمانده جبهه پکتیا ، ملک محسن والی کابل ، عبدالغنی کوهدامنی قلعه بیکی، محفوظ معین وزارت حربیه را تیر باران می نمایند
بعد ها نادر غدار فرمان قتل عام تاجیک های شمالی خصوصا کوهدامن را می دهید چنان جنایت را انجام میدهد که تاریخ نظیر اش را ندارد
به کشتن تاجیک شمالی پاداش مقرر می نماید مدال سرکوب مردم شمالی ترتیب می نماید.
نادر غدار بزرگ شده انگلیس نواسه یحیی است که یحیی معاده گندم را بالای داماد خود امیر یعقوب خان امضا کرد است
یحیی پسر سلطان محمد خان طلایی است که ولایت پیشاور را پنجاب فروخت است
تبصره .
نسل تاجیک سیاسیون تاجیک از تاریخ پند بگیرند
نویسنده:
جمشید کوهستانی
فرستنده!
محمدعثمان نجیب