ایران در نیمهراه رها شد و حالا نوبت کوبا است

یکاترینا ساژناوا (Yekaterina Sazhneva)
ا. م. شیری- بالاخره، نفهمیدم که نوع بشر دیوانه شده یا دنیا وارونه گشته است! فکر میکنم اگر معیارهای امروزی در قرن بیستم رعایت میشدند، در آن صورت، قطعاً هیتلر، موسولینی، هیرو هیتو، بعنوان انسانِ انسانها، منادیان صلح، برای اعطای جایزۀ صلح نوبل نامزد میشدند.
آیا کسی هنوز تردید دارد که کشور جعلی بنام «ایالات متحدۀ آمریکا» بر مبنای تروریسم، قتلعام، نسلکشی بنا شده و در تمام تاریخ موجودیت خود، همواره به جرم و جنایت، کشت و کشتار، جنگ و کودتا، قتلعام، نسلکشی مشغول بوده است؟
کهنه جان سخت است و «ترک عادت موجب مرض است». اکثریت قریب به اتفاق دولتها و بشریت جهان هنوز به قانون کهنۀ «زور حق است» باور دارند و عملاً از آن پیروی میکنند. و گرنه، در دنیای بیقانون امروزی که بدون استثناء نتیجۀ اقدامات رژیم تروریستی آمریکا و سران یکی جنایتکارتر از دیگری است، جهان چه نیازی به آمریکا دارد؟! چرا مقامات دولتهای دارای اصل و نسب، فرهنگ و تمدن، ریشه و تاریخ کهن باید با سران تروریست آن دیدار و گفتگو کنند؟! مثلا، سران روسیه و چین یا ایران. مگر کرند و کور و نمیبینند همۀ آنها مرتکبان به جنایت علیه بشریتند؟! … کشتار ٧۵ هزار زن و کودک فلسطینی در غزه یا قتلعام دختر بچههای دبستانی میناب چه زود فراموش شد! آیا فقط به این خاطر که مثلا بگویند: نابودی لیبی غیرقابل قبول است؛ دزدیدن و ترور سران کشورها غیرقابل قبول است؛ حمله به ایران غیرقابل قبول است؛ نسلکشی فلسطینیان غیرقابل قبول است و فردای روزگار هم بگویند تجاوز به کوبا یا نیکاراگوئه غیرقابل قبول است! این حرف مزخرف «غیرقابل قبول است»، فقط به درد عمهشان میخورد. رژیم تروریستی آمریکا را با بایکوت و تحریم جهانی و قطع تمام روابط سیاسی، اقتصادی، بازرگانی و غیره میتوان سر جایش نشاند! این راهکار حاصل تخیل نیست بشرطی که عادات کهنه و اعتقاد به حقانیت زور کنار گذاشته شود.
*-*-*
میگل دیاز-کانل، رئیس جمهور کوبا، در پاسخ به افزایش شدید تهدیدهای آمریکا، هشدار داد که هاوانا حتی در مواجهه با فشار نظامی احتمالی، تسلیم نخواهد شد.
رهبر کوبا در سخنرانی خود تأکید کرد که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، «تهدیدات تجاوز نظامی علیه کوبا را به سطوح خطرناک و بیسابقهای افزایش میدهد». او گفت جامعۀ جهانی باید با ارزیابی آنچه در حال وقوع است، تصمیم بگیرد که آیا «یک اقدام جنایتکارانه در راستای منافع یک گروه کوچک اما بانفوذ، که با عطش انتقام و سلطهجویی هدایت میشود»، قابل قبول است یا خیر.
دیاز-کانل تأکید کرد که کوبا تحت هیچ شرایطی تسلیم نخواهد شد: «کوبا در برابر هیچ متجاوزی، هر چقدر هم که قدرتمند باشد، تسلیم نخواهد شد. متجاوزان با مردمی روبرو خواهند شد که مصمم است از حق حاکمیت و استقلال خود در هر وجب از خاک خود دفاع کند».
در عین حال، وضعیت داخلی این جزیره همچنان پرتنش است: قطعی برق، کمبود مواد غذایی و مشکلات حمل و نقل و آب همچنان ادامه دارد. این امر کشور را به ویژه آسیبپذیر میکند و مخاطرات ژئوپلیتیکی را افزایش میدهد.
واشنگتن بین فشار و مذاکره تعادل برقرار میکند.
بگزارش پولیتیکو، دولت ترامپ برای اعمال فشار بر هاوانا سناریوهای مختلف: از فشار اقتصادی گرفته تا مداخلۀ احتمالی را بررسی میکند.
گزینههای مورد بررسی عبارتند از: تغییر جزئی در رهبری کوبا، افزایش تحریمها و محاصرۀ انرژی و اصلاحات اقتصادی احتمالی (خصوصیسازی، سرمایهگذاری و اینترنت رایگان). در شدیدترین حالت، با در نظر گرفتن ایران، یک عملیات نظامی.
در عین حال، طبق گزارش رسانههای آمریکایی، کاخ سفید ظاهراً در حال انجام مذاکرات محرمانه با مقامات کوبا است و به دنبال مصالحه است: تغییرات اقتصادی بدون ساقط کردن فوری رژیم.
این رویکرد «عملگرایانه» با خطرات احتمالی توضیح داده میشود – واشنگتن آشکارا نگران است که در صورت سقوط کوبا، هجوم فوری مهاجران با قایق از سواحل فلوریدا آغاز شود و منطقه اطراف آمریکا را کاملاً بیثبات کند. تیم ترامپ از این موضوع بسیار بیشتر از نارضایتی روسیه یا حتی چین میترسد.
مهاجران کوبایی خون میخواهند
ضمناً، مهاجران کوبایی-آمریکایی، به ویژه در جنوب فلوریدا، بسیار رادیکالتر هستند. همانطور که قبلاً گزارش شد، بخش قابل توجهی از جامعۀ مهاجران معتقدند که اصلاحات اقتصادی بدون تغییر دولت در کوبا بیمعنی است و بنابراین، مداخلۀ نظامی در این جزیره کاملاً قابل قبول است (البته، خود آنها، مانند هر مخالف که از دور دست بر آتش دارد، قصد جنگ ندارند، فقط میخواهند به مردم یاد بدهند که چگونه زندگی کنند). آنها کاملاً موافق هستند که آمریکا باید به هر قیمتی به دنبال برچیدن کامل رژیم باشد.
دقیقاً همین فشار است که تنشهای داخلی در سیاست آمریکا پیرامون کوبا را تشدید میکند. موضوع کوبا هرچه بیشتر با دیگر جهتگیریهای سیاست خارجی ترامپ مقایسه میشود و جالب اینکه فعلاً این مقایسه به نفع کوباست. برای اینکه حداقل هنوز درگیری نظامی مانند ایران آغاز نشده و رئیسجمهور نیز مانند ونزوئلا دزدیده نشده است.
جایزۀ نوبل و تناقض «صلح»
بازتاب سیاسیِ اضافی به این واقعیت مربوط میشود که دونالد ترامپ امسال بار دیگر برای جایزۀ صلح نوبل نامزد شده است.
اعضای پارلمان و تعدادی دیگر از مقامات حق نامزد کردن دارند؛ طبق روال معمول، چنین ابتکاراتی از سوی سیاستمداران منفرد صورت میگیرد (به عنوان مثال، در سالهای گذشته، ترامپ توسط نمایندگان پارلمان نروژ نامزد شده بود).
کریستین برگ هارپویکن، دبیر کمیتۀ نوبل نروژ، گزارش داد که ۲۸۷ نامزد برای جایزۀ صلح سال ۲۰۲۶ دریافت شده است (۲۰۸ نامزد از افراد و ۷۹ نامزد از سازمانها). به گزارش رویترز، ممکن است نام دونالد ترامپ نیز در میان آنها باشد.
ترامپ پیش از این توسط دولتها و سیاستمداران چندین کشور، از جمله، کامبوج (نخست وزیر هون مانت)، اسرائیل (نخست وزیر نتانیاهو)، دولت پاکستان، ژاپن (نخست وزیر سانای تاکایچی) و نمایندگان کنگرۀ آمریکا نامزد شده است.
این نامزدی به نقش ترامپ در فرآیندهای صلح، از جمله فرآیند صلح اسرائیل و فلسطین و سایر توافقات منطقهای در خاورمیانه مربوط میشود. با توجه به اتفاقات خاورمیانه، این تصمیم موجب انتقادات شدیدی شده است، از جمله ادعاهایی مبنی بر اینکه خود جایزه معنای نمادین خود را کاملاً از دست داده و به کاریکاتوری از خود، چیزی شبیه به رمان «۱۹۸۴» اورول تبدیل شده است، که در آن، صلح به معنای جنگ است.
نقل از: دزن.رو
١٧ اردیبهشت- ثور ١۴٠۵