اطلاعیۀ کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس ایران
واحد سیستان و بلوچستان (۳۰ شهریور ۱۴۰۵)
«سیستان و بلوچستان مئے کمیته مارکسیست ارتدوکس کشتزار و مهد انت؛ وتی شهیدیں بناکنوکیں رفیق مهندس مصطفی سنچولی رفیق سورجان زادجاه هچبر تسلیم جمهوری اسلامی سرمایهداری لاچاریں لچّہ و اوباشاں و آیی شریک نفعیں ارتجاعی فرکهآں مثل جیش الجهل کت نکنینمئے کمیته مارکسیست ارتدوکس اولی سیاسی نظامی بذر و تومّاں سیستان و بلوچستان تها سرمایه ضدّ رادیکالیں کار و سازماندهی گوں آپ داتگ اتنت؛ سیستان و بلوچستان تها اتین نشتگین و همدا مانیـن»
مسئولیت عملیات مسلحانه در محور بزمان-ایرانشهر در عصر روز دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۱۱ و حمله به خودروی حامل ماموران انتظامی حافظ سرمایه را قاطعانه بر عهده میگیریم. مسئولیت عملیات مسلحانه در محور بزمان- ایرانشهر در عصر روز دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۱۱ و حمله به خودرو حامل ماموران انتظامی حافظ سرمایه را قاطعانه بر عهده میگیریم.این عملیات، در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۴۳ در حالیکه کادرهای ما در کمین بودند با انتشار جملۀ “چو در مهر آمدیم ما؛ دو پاک جانان، ضیافت باز شو بر میهمانان” ساعتها قبل از موفقیت نهایی، در ارتباط با وجوه مدیریتی قائم و قائم مقام قائم (از وجوه رهبری و جانشین وجه رهبری قائم) که هر دو نیز در سلسله عملیاتهای مسلحانۀ تدارک دیده در شهر و استان دیگری در کمین هستند، بسیار هوشمندانه و زیرکانه اعلام شده است. امری که دقیقا نشان دهندۀ سرعت استراتژیک و تاکتیک غافلگیری در پراتیک کادرهای کمیته مارکسیست ارتدوکس است. فاصله زمانی سه ساعته، سندی انکارناپذیر بر وجود تضاد میان جهانبینی ما با جریانهایی است که در کشورهای اروپایی در چهارچوب تعریف وزارت اطلاعات از بحرانند از جمله محافلی که برای عناصر قدرت مانند خاتمی، کروبی و موسوی، و قاریان قرآن بیت رهبری سرمایه نظیر صدیقه وسمقی با نام کارگر با صدور اطلاعیه دست به لابی گریی زدند؛ و نیز راست باج ده به گروههای ارتجاعی (قدرتی در قدرت جمهوری اسلامی) مانند جیشالجهل است.
این فاصله زمانی بیش از سه ساعت و نیم بین اعلام پیام از درون سنگر کمین در ساعت ۱۳:۴۳ تا وقوع عینی حمله در ساعت ۱۷:۱۱، نشان دهنده تفوق اطلاعاتی و اشراف کامل کادرهای بلوچ ما بر میدان عملیات است که از ساعتها قبل با امنیت کامل موضع خود را تثبیت کرده بودند. سه ساعت ماندن در وضعیت کمین عملیاتی بدون کوچکترین خطا، نشان دهنده آموزش نظامی بالا و دیسیپلین و انضباط آهنین تشکیلاتی کادرهای کمیته مارکسیست ارتدوکس است که کاملاً تحت فرماندهی متمرکز و سازمانیافته عمل میکنند. پیشآگاهی و دیسیپلین آهنین در حفظ موضع کمین، چالشی آشکار علیه تمام ارگانهای امنیتی حاکمیت حافظ سرمایه و باطلکننده موجسواری محافل خارج از کشوری از هر رویدادی که کوچکترین ربطی به آنان ندارد و اثبات فرماندهی تئوریک و عملی در میدان تیر و تجلی عینی پراتیک انقلابی و علمی کمیته مارکسیست ارتدوکس در ایران است. پیشآگاهی ساعتی ثابت میکند که انبوه اسناد پیشبینی و پسبینی مکتوب در دستان ما وجود دارد. برای یک نیروی پیشرو که عملیات و اعتصابات را سازماندهی میکند، صدور اطلاعیه پس از واقعه، بهویژه در فضای امروز هیچ فایدهای ندارد. در دنیایی که از اخبار دروغین سرمایهداری انباشته شده و گروههای فیک خارجنشین با دروغپردازی پس از هر واقعهای اطلاعیه صادر میکنند، کمیته مارکسیست ارتدوکس با فاصله زمانی معکوس به خدعه خبرگزاریها و دروغپردازیهای چندین جبهه ضربه میزند و موجسواری و لاف و گزاف سمساریهای خارج کشور را رسوا میسازد.
محافلی که بیشتر از نیم قرن در خارج از کشور هستند نمیدانند که این روش در تاریخ جنگها و فعالیتهای مخفی سابقهای درخشان داشته و به عنوان تاکتیک ثبت زمانی پیشآگاهی شناخته میشود؛ در تاریخ مبارزات، فرماندهان ارتشهای آزادیبخش یا سازمانهای زیرزمینی مارکسیستی بارها با انتشار یک شعر، رمز یا بیانیه پلمبشده ساعتها پیش از وقوع حمله، اقتدار اطلاعاتی خود را اثبات میکردند که نمونههای برجسته آن در جنگهای پارتیزانی قرن بیستم و مبارزات چریکهای چپ علیه رژیمهای استبدادی و پلیس مخفی دیده شده است؛ این حربه تاریخی نه تنها سیستم اطلاعاتی دشمن را دچار وحشت و فروپاشی روانی میکرد، بلکه با اثبات فاصله زمانی معکوس، هرگونه روایت ساختگی رسانههای بورژوایی را ابطال و راه را بر موجسواری جریانهای فیک و سمساریهای سیاسی خارجنشین برای مصادره دستاوردهای عملیاتی کادرها به طور کامل مسدود میساخت. بخشی از کادرهای ما وظیفه دارند اخبار محافل خارج از کشوری را ضبط و تاریخگذاری کنند تا در زمان مشخص، اسناد عینی خود را علیه دروغپردازی رسانههای جمهوری اسلامی و تغذیۀ محافل در خارج از کشور از آنان را به عنوان تاریخ مستند انقلابی ارائه دهند.
کمیته مارکسیست ارتدوکس بنا بر مرامنامه و ترازنامه هزار صفحهای که هر شش ماه در روند بسیار پیچیده و خطیری در دیدار جداگانه سه وجه رهبری با مدارهای شهری تغییر میکند، مرزبندی قاطعانه با هر گروه شبهنظامی مانند جیشالجهل دارد؛ جریانی که بر سر مالکیت و خواستههای قومی یا مذهبی، همانطور که سالها قبل در اطلاعیهها اعلام کردیم، قدرتی در قدرت سپاه پاسداران است. چرا که هر نیرویی که تاریخاً حول محور مالکیت در ظاهر قومی یا مذهبی با قدرت سرمایهداری مرکزی نزاع دارد نهایتاً به ثبات سیستم سرمایهداری یاری میرساند. از دیدگاه کمیته مارکسیست ارتدوکس، حاکمیت سرمایهداری مرکزی برای مشروعیت بخشیدن به ابزارهای سرکوب (سلطه سرمایه) همواره به یک دشمن فرعی نیاز دارد تا تمرکز کارگران را از تضاد اصلی طبقاتی منحرف کند. از آنجا که افق دید گروههای شبهنظامی قومی مذهبی نظیر جیشالجهل هرگز از مناسبات تولید سرمایهداری فراتر نمیرود و مبارزه آنها صرفاً بر سر سهمخواهی از مالکیت و توزیع دوباره سرمایه است، اقدامات آنها نهایتاً به بازتولید و ثبات همین سیستم کمک میکند. این پدیده تجلی یک همزیستی کارکردی پنهان است که در آن ارگانهای نظامی حاکمیت مانند سپاه پاسداران و این گروههای ارتجاعی در یک چرخه متقابل به یکدیگر سوخت میرسانند و وجود یکی، حضور و بودجههای کلان اطلاعاتی نظامی دیگری را تضمین میکند؛ امری که نشان میدهد تضاد آنها ابدا ساختاری نیست.
جیشالجهل بعد از مانور تبلیغاتی-بیانیهای و اعلام همکاری با جریانات ارتجاعی مانند پادا بلوچ و حرکت نصر بلوچ زیر نام جبهه مبارزین مردمی، به موازات بیکاری شدید کارگران در سیستان بلوچستان متاثر از جنگ فرسایشی، فقر، بیآبی و گرسنگی، به یارگیری از آنان پرداخته و در صورت مخالفت، حتی آنان را به قتل میرساند؛ و نیز کودکان خانوارهای فقیر را به بردگی شبهنظامی میگیرد. نمونههای رسوایی این گروهها که رسانههای جمهوری اسلامی و رسانههای وابسته به سرمایهداری به علاوه سازمان مجاهدین خلق ایران برای آنان به شدت دست به لابیگری میزنند و آنان را برادران عدالت خطاب میکنند زیادند که شرح آن در این اطلاعیه نمیگنجد. نمونه تاریخی آن ارتش مقاومت پروردگار در اوگاندا به رهبری جوزف کونی است که ابتدا با شعارهای مذهبی و قومی برای دفاع از حقوق مردم قبیله آچولی در شمال اوگاندا علیه دولت مرکزی شکل گرفت و شروع به یارگیری اجباری از میان تودههای فقیر کرد. این گروه کودکان خانوارهای فقیر را به بردگی شبهنظامی گرفت و در صورت مخالفت روستاییان با اهداف آنها، اقدام به قتلعام عریان همان مردم بومی کرد، در حالی که در ظاهر مدعی دفاع از حقوق آنان بود. نمونه دیگر جبهه النصره در سوریه (تحول به جبهه فتحالشام و تحریرالشام) است؛ این گروه شبهنظامی که در ابتدا به عنوان شاخه القاعده در سوریه فعالیت میکرد، پس از انزجار عمومی جامعه از اقدامات تروریستی و افراطیشان، نام خود را به جبهه فتحالشام و سپس به هیئت تحریرالشام تغییر داد؛ علت اصلی این تغییر نام نیز همین انزجار عمومی شدید از عملکرد آنان بود که سبب شد امروز برای پیشبرد اهداف خود به زور و ارعاب متوسل شوند. این جریان با سوءاستفاده از شرایط بحرانی، آوارگی و بیکاری شدید جوانان در مناطق تحت کنترل خود، آنان را با اهرمهای مالی وادار به پیوستن به صفوف خود میکرد و هرگونه صدای مخالف یا کارگری را با ترور و اعدام سرکوب مینمود.
استفاده از ترافیک خبرسازیهای ساختگی، اپوزیسیونسازی و کانالهای رسانهای انحرافی برای گمراه کردن کارگران، بدنام کردن، ترور شخصیت یا از بین بردن کادرهای جریانهای رادیکال، طبقاتی و اصیل، از اساسیترین توطئهها و تاکتیکهای امنیتی دولتهای سرمایهداری-استبدادی در طول تاریخ است؛ نمونههای عریان این حقیقت شامل «عملیات گلایویتس» در آلمان نازی برای فریب افکار عمومی، «پروژه آژاکس» در کودتای ۲۸ مرداد ایران با بهکارگیری اوباش و نفوذ در مطبوعات برای ایجاد رعب و وحشت، اقدامات پلیس مخفی روسیه تزاری (اوخرانا) در سازماندهی و هدایت جریانهای انحرافی و ترورهای کور جهت بهانه دادن برای دستگیری کادرها، و همچنین برنامههای ضد اطلاعاتی افبیآی علیه جنبشهای رادیکال با هدف اشاعه پارانویا و بیاعتمادی تشکیلاتی از طریق رسانهها است؛ در تمامی این نمونههای تاریخی، هدف محوری سیستمهای حاکم ایجاد اتاقهای پژواک رسانهای، تراشیدن دشمنان فرعی و جریانات ارتجاعی برای بلعیدن پتانسیل جوانان گرسنه، بیکار و سرخورده، و سلب اعتبار از مراجع رسمی تشکیلات انقلابی بوده است؛ ترفندهایی که امروزه پوزیسیون و محافل خارج از کشوری نیز دقیقاً با همان کارکرد، از راه دور و از طریق شبکههای ارتباط جمعی و فضای مجازی به عنوان مکمل بازوهای امنیتی، برای حفظ بقای سیستم سرمایهداری به کار میگیرند.کمیته مارکسیست ارتدوکس واحد سیستان و بلوچستان، هرگونه خدعه و خبرسازی آتی در خصوص دستگیری یا کشتن کادرهای خود از سوی رژیم جمهوری اسلامی، هرگونه اطلاعیه از جانب جیشالجهل درباره عملیاتها، و بازنشر این اکاذیب توسط رسانههای سرمایهداری، محافل خارج از کشور و گروههای مجازی در شبکههای ارتباط جمعی را فاقد اعتبار دانسته و قاطعانه تکذیب میکند. این اقدامات ساختگی، تلاشهایی مذبوحانه برای پوشش دادن به ضعف سیستم، گمراه کردن جوانان بلوچ و سوق دادن آنها به دامن جیشالجهل جهت حفظ بقای سیستم سرمایهداری است. مقتدرانه اعلام میداریم که تنها مرجع رسمی و موثق برای کسب گزارشها، مواضع و تایید یا رد هرگونه رویداد، اطلاعیههای رسمی کمیته مارکسیست ارتدوکس در ایران است.کمیته مارکسیست ارتدوکس مقتدرانه اعلام میدارد که در ماههای اخیر عملیاتهای مسلحانهای را در شهرهای ایران سازماندهی کرده است که در آنها به موفقیت دست نیافته و قریب به ده تن از کادرهای ما زخمی و مجروح شده و تا مرز شهادت پیش رفتهاند. ما پویایی و استواری و استمرار فعالیت مدارهایمان در سراسر ایران را تماماً مدیون رهبریت سه وجهی کمیته و بهویژه هدایت راهبردی و بی وقفه وجه قائم کمیته میدانیم.